PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : معرفی فیلم های خوب



zahra nassiri
08-06-02, 16:58
به من قول بده
Zavet / Promise Me This‏
http://www.mobin-group.com/image/reg/images/2694l_479519_cb605b72_2.jpg

کارگردان: امير کوستوريتسا. فيلمنامه: امير کوستوريتسا، رانکو بوژيچ بر اساس داستاني از راده مارکوويچ. موسيقي: ‏استريبور کوستوريتسا. مدير فيلمبرداري:ميلوراد گلوسيچا. تدوين: سوتوليچ ميکا ژاييچ. طراح صحنه: بيليانا بلادا، ‏رادووان مارکوويچ، رايا مارکوويچ. بازيگران: ئوروس ميلوانوويچ[سانه]، ماريا پترونيويچ[يسنا]، الکساندر ‏برچک[پدربزرگ زيووين مارکوويچ]، ميکي مانويلويچ[رئيس بايو]، ليليانا بلاگوويچ[بوسا]، ايوان ‏ماکسيموويچ[بازرس]، کوسانکا ديه کيچ[مادر يسنا]، استريبور کوستوريتسا[توپوز]، ولادان ميلويويچ[رونيو]. 137 و ‏‏126 دقيقه. محصول 2007 صربستان، فرانسه. نام ديگر: ‏Promets-moi، ‏Promise Me This‏. نامزد نخل طلاي ‏جشنواره کن. ‏
سانه، پسر نوجواني که در خارج از بلگراد به همراه پدربزرگش زندگي مي کند، مامور مي شود تا سه وصيت وي را ‏قبل از مرگش برآورده کند. او بايد به بلگراد رفته و پس از فروش تنها دارايي شان-يک گاو- سه چيز تهيه کند. يک ‏شمايل مذهبي، يک يادگاري از شهر و مهم تر از همه پيدا کردن يک عروس... چون پدربزرگ بيم دارد که پس از مرگ ‏وي، سانه تنها بماند. سانه راهي شهر مي شود، اما برخورد تصادفي اش با رئيس بايو-از تبهکاران مشهور شهر که ‏روسپي خانه اي بزرگ را اداره مي کند- سبب بروز حوادثي شده و او را ناچار به کمک خواستن از پسران تنها دوست ‏متوفي پدربزرگش مي کند. دو پسر پوست کلفتي که قرار است در شغل جديد بايو-احداث دو برج ساختماني عظيم- به ‏وي کمک کنند. سانه از اين دو مي خواهد تا در نجات دادن يسناي زيبا- که سانه در اولين ديدار عاشق اش شده- از ‏چنگ بايو به وي کمک کنند. همزمان در روستا نيز جنگ ميان پدربزرگ و بازرس اداره آموزش و پرورش بر سر به ‏دست آوردن بوسا، خانم معلم خوشگل روستا ادامه دارد و هر کدام با توسل به توانايي هاي خود در صدد برنده شدن ‏هستند...‏

چرا بايد ديد؟
امير کوستوريتسا پديده سينماي شرق اروپا و يوگسلاوي سابق است. متولد 1954 سارايه وو که در 1978 از دانشگاه ‏FAMU‏ پراگ فارغ التحصيل شده و همزمان با ساختن فيلم هاي کوتاه شروع به کارگرداني کرده است. پس از ساختن ‏تعدادي فيلم تلويزيوني در 1981 به همراه دوست و فيلمنامه نويس اش عبدالله سيدران اولين فيلم بلندش دالي بل را به ياد ‏مي آوري؟ را کارگرداني کرد که شير طلايي ونيز را ربود. از آن روز تاکنون کوستا فيلم هاي زيادي نوشته، ‏کارگرداني و يا بازي کرده و گاه در ساختن موسيقي آنها نقش داشته است. نمايش هر فيلم او هميشه توام با استقبال ‏هموطنانش، منتقدان و سينما دوستان سراسر جهان بوده است. به جرات مي شود گفت که کوستا سبکي تازه و منحصر به ‏فرد در روايت قصه هاي سرزمين اش ابداع کرده، چيزي شبيه رئاليسم جادويي که در ترکيب با کمدي منطقه بالکان ‏معجوني غريب را پديد آورده و هنوز هيچ کدام از مقلدانش به گرد پاي او نرسيده اند. کوستاريتسا تا امروز دو بار نخل ‏طلاي کن[در کنار جايزه بهترين کارگرداني و جايزه فيپرشي] را به دست آورده، خرس طلايي برلين را براي روياي ‏آريزونا تصاحب کرده، سه بار نامزد سزار بوده و چندين جايزه اصلي جشنواره ونيز را دريافت کرده است. در يک ‏کلام پر افتخارترين فيلمساز اروپاي شرقي و بوسني/هرزه گوين است.‏
آخرين فيلمش به من قول بده نيز فقط يک کمدي پيکارسک که خنده بر لب هاي تماشاگر بنشاند، نيست. کوستا در اين فيلم ‏وقايع سورئاليستي پس از فروپاشي يوگسلاوي و ظهور طبقه جديد تکنوکرات ها را به سخره مي گيرد. کساني امثال ‏بايو که هنوز از تجارت *** دست برنداشته و در صدد پيوستن به طبقه بورژوازي جديد هستند. اما به نظر مي رسد ‏که پس از دو دهه و اندي انبان ايده هاي کوستا ته کشيده و اين آخري نيز به نوعي بازيافت تم هاي چند اثر پيشين است. ‏اتفاقي که داوران کن نيز متوجه آن شده اند و در يک ژست حمايتي تنها به نامزدي نخل طلا قناعت کرده اند. با اين حال ‏فيلم همچون تمامي کمدي هاي اسلپ استيک کوستوريتسا واجد شور و هيجاني است که شما را وادار مي کند تا پايان فيلم ‏با آن همراه شويد. بازي هاي همگي خوب است و ميکي مانويلوويچ در فاصله کوتاهي پس از درخشش در نقش يک ‏پانداز در ايرينا پالم بار ديگر در نقشي ظاهراً مشابه توانايي هاي خود را به نمايش مي گذارد. البته اين بار وجوه کميک ‏نقش بيشتر و بارزتر است، از تمايل انحراف آميزش به حيوانات مانند بوقلمون گرفته تا سبيل هايي دو رنگي که خود ‏مايه خنده هستند. ‏
کوستوريتيسا اين بار نيز ستايش از زن ها و عشق را فراموش نکرده و از زبان شخصيت هايش مي گويد که در دنيا به ‏اندازه کافي عشق وجود ندارد. چيزي که شخصيت هاي کارتوني او در هر مقطع سني نيز نياز به آن و فقدانش را حتي ‏در قالب تمناهاي جنسي به شدت احساس مي کنند. پس هم صدا با آخرين فيلم کوستا و شخصيت هاي فيلمش فرياد بزنيد: ‏جنگ نکنيد، عشق بورزيد! چون زندگي يک معجزه است. ‏
ژانر: درام. ‏
براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم اينجا کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0479519/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال با کيفيت DVD)
http://rapidshare. com/files/ 92308979/ Z3265a1245P215r2 51t524h.part1. rar (http://rapidshare.com/files/92308979/Z3265a1245P215r251t524h.part1.rar)
http://rapidshare. com/files/ 92309446/ Z3265a1245P215r2 51t524h.part2. rar (http://rapidshare.com/files/92309446/Z3265a1245P215r251t524h.part2.rar)
http://rapidshare. com/files/ 92309928/ Z3265a1245P215r2 51t524h.part3. rar (http://rapidshare.com/files/92309928/Z3265a1245P215r251t524h.part3.rar)
http://rapidshare. com/files/ 92310395/ Z3265a1245P215r2 51t524h.part4. rar (http://rapidshare.com/files/92310395/Z3265a1245P215r251t524h.part4.rar)
http://rapidshare. com/files/ 92310832/ Z3265a1245P215r2 51t524h.part5. rar (http://rapidshare.com/files/92310832/Z3265a1245P215r251t524h.part5.rar)
http://rapidshare. com/files/ 92311320/ Z3265a1245P215r2 51t524h.part6. rar (http://rapidshare.com/files/92311320/Z3265a1245P215r251t524h.part6.rar)
http://rapidshare. com/files/ 92311800/ Z3265a1245P215r2 51t524h.part7. rar (http://rapidshare.com/files/92311800/Z3265a1245P215r251t524h.part7.rar)
http://rapidshare. com/files/ 92311912/ Z3265a1245P215r2 51t524h.part8. rar (http://rapidshare.com/files/92311912/Z3265a1245P215r251t524h.part8.rar)
منبع:مبین

Navid
08-06-02, 17:11
Mulholland Dr.
A Love Story In The City Of Dreams





جاده مالهالند
محصول سال:2001 ( اولين عرضه در May 16 )
ژانر:درام ، رمزآلود ، مهيج
به کارگرداني و نوشته‌ی David Lynch
دريافت فيلمنامه در قالب PDF (http://www.fexon.com/screenplay.php?scid=7)

Naomi Watts در نقش Betty Elms/Diane Selwyn Laura Harring در نقش Rita (as Laura Elena Harring) Ann Miller در نقش Catherine 'Coco' Lenoix Dan Hedaya در نقش Vincenzo Castigliane Justin Theroux در نقش Adam Kesher Brent Briscoe در نقش Detective Neal Domgaard Robert Forster در نقش Detective Harry McKnight Katharine Towne در نقش Cynthia Jenzen Lee Grant در نقش Louise Bonner Scott Coffey در نقش Wilkins Billy Ray Cyrus در نقش Gene Chad Everett در نقش Jimmy Katz Rita Taggart در نقش Linney James James Karen در نقش Wally Brown Lori Heuring در نقش Lorraine Kesher Angelo Badalamenti در نقش Luigi Castigliani Monty Montgomery در نقش Cowboy (as Lafayette Montgomery) Mark Pellegrino در نقش Joe Messing Melissa George در نقش Camilla Rhodes Michael J. Anderson در نقش Mr. Roque Patrick Fischler در نقش Dan Michael Cooke در نقش Herb



اين فيلم با نام هاي :

Mulholland Drive (Finland / France / Germany / Hungary / Italy / Spain / USA) (closing credits title)
Camino de los sueños, El (Argentina)
Cidade dos Sonhos (Brazil)
Mulholand Drive: Calea misterelor (Romania)
Mulholland Drive - Straße der Finsternis (Austria)
Straße der Finsternis (Germany) (TV title)
Sueños, misterios y secretos (Mexico)
بولوار مالهالند

نيز شناخته مي شود.

منبع (http://www.fexon.com)

zahra nassiri
08-06-02, 18:28
جونو
Juno
http://www.mobin-group.com/image/reg/images/4696juno2.jpg
کارگردان: جيسون ريتمن. فيلمنامه: ديابلو کودي. موسيقي: مت مسينا. مدير فيلمبرداري: اريک استيلبرگ. تدوين: دينا ‏ئي. گلاوبرمن. طراح صحنه: استيو سيکلد. بازيگران: الن پيج[جونو مک گاف]، مايکل سرا[پاولي بليکر]، جنيفر ‏گارنر[ونيسا لورينگ]، جيسون بيتمن[مارک لورينگ]، آليسون جني[برن مک گاف]، جي. کي. سايمونز[م کمک گافه، ‏اليويا ثريلباي[لي]. 96 دقيقه. محصول 2007 آمريکا، کانادا، مجارستان. نامزد جايزه اسکار بهترين کارگرداني-بهترين ‏فيلم-بهترين بازيگر نقش اصلي زن و بهترين فيلمنامه اصيل، نامزد جايزه بهترين تدوين از انجمن تدوينگران آمريکا، ‏نامزد جايزه بافتا براي بهترين بازيگر نقش اصلي زن و بهترين فيلمنامه، برنده جايزه بهترين فيلم به انتخاب تماشاگران ‏و نامزد 4 جايزه ديگر از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جايزه بهترين بازيگر زن نقش اول و بهترين فيلمنامه از ‏انجمن منتقدان فيلم اوهايو، ، برنده جايزه بهترين بازيگر زن نقش اول-بهترين فيلمنامه- بازيگر خوش آتيه/سرا از مراسم ‏انجمن منتقدان فيلم شيکاگو، برنده جايزه بهترين فيلمنامه از مراسم انجمن منتقدان فيلم دالاس فورت ورث، برنده جايزه ‏بهترين بازيگر نقش اول زن-بهترين فيلمنامه و جايزه پالين کيل از مراسم انجمن منتقدان فيلم فلوريدا، برنده جايزه ويژه ‏داوران جوان و نامزد جايزه بزرگ بهترين فيلم از جشنواره گيخون، نامزد گولدن گلاب بهترين فيلم-بهترين بازيگر نقش ‏اول زن و بهترين فيلمنامه و....‏
جونو دانش آموز دبيرستاني بعد از مدتي دوستي با پاولي بليکر-يک از هم مدرسه هاي و عضو تيم دوي ميداني- تصميم ‏مي گيرد تا اولين تجربه جنسي اش را با وي صورت دهد. اين تجربه منجر به حاملگي وي مي شود. جونو پس از ‏مشورت با دوستش لي و مراجعه ناموفق براي سقط فرزند ناخواسته، تصميم مي گيرد تا کودک را به دنيا آورده و سپس ‏آن را در اختيار زوجي قرار دهد که قادر به بچه دار شدن نيستند. پس از مدتي زوج مارک و ونيسا لورينگ را پيدا مي ‏کنند. زوجي مرفه که از بچه دار شدن نوميد شده و به نظر مي رسد بهترين گزينه باشند. بعد از ملاقات و امضاي ورقه ‏هاي قانوني پدر جونو مادرخوانده اش شروع به مراقبت از وي مي کنند. اما با نزديک شدن به زمان به دنيا آمدن کودک ‏همه چيز به هم مي ريزد.‏

‏چرا بايد ديد؟
راجر ايبرت و چند منتقد ديگر با ديدن اين فيلم کوچک، جمع و جور و کمدي ميان خيل فيلم درام به شدت سر ذوق آمده ‏و ستايش هاي فراواني نصيب آن کرده اند. اتفاقي که در ميان اعضاي آکادمي اسکار هم تکرار شده و جونو را به يکي ‏از 5 نامزد اصلي مراسم امسال تبديل کرده است. اما فارغ از اين هياهوها جونو يک فيلم متوسط رو به بالا است. يکي ‏کمدي درام با فيلمنامه اي قابل قبول که موضوع آن بر تمامي فيلم سايه افکنده و ديدگاه هاي تماشاگران و منتقدان را تحت ‏تاثير قرارداده است. البته توفيق تجاري اين فيلم کم هزينه[7 و نيم ميليون دلار بودجه در برابر 87 ميليون در آمد] نيز ‏در اين روند بي تاثير نبوده است. ‏
موضوع بارداري ناخواسته در ميان نوجوان ها و سرنوشت کودکان محصول روابط جنسي خارج از قراردادهاي ‏مرسوم اجتماعي، چند دهه اي است که ذهن دولتمردان و روانشناسان اجتماعي را به خود مشغول کرده است. طبيعي ‏است در کشوري چون آمريکا که هنوز بسيار از مردم مخالف سقط جنين هستند، از ميان بردن ثمره چنين همخوابگي ‏هاي گناه محسوب مي شود و خيلي ها مانند جونو تشويق به تولد فرزندشان مي شوند. البته همه اين جوانان پدر و مادر ‏فهميم و بامزه اي چون والدين او ندارند يا لاقل دوستي شفيق چون لي. اما مشکل اينجاست که جونو در خود آمادگي ‏نگهداري از کودک را نمي يابد، ولي مارک نيز بعدها با وجود رسيدن به سومين دهه عمرش در خود آمادگي لازم را ‏حس نمي کند. ببخشيد پس تکليف اين همه بچه بي صاحب چي مي شود؟!‏
پيشنهاد کارگردان و فيلمنامه نويس بروز علاقه و احساس مسئوليت نزد جونو نسبت به فرزند و حضور مفيد ونيسا است ‏و اين که در پايان باز هم جونو و پائولي در کنار هم قرار گرفته اند. اما اين بار با درکي بيشتر نسبت به قبل و قبول ‏مسئوليت. بازهم جاي شکرش باقي است. اما آن چه فيلم را ديدني مي کند تنها بازي يا فيلمنامه آن نيست. تيتراژ به شدت ‏ديدني و حاشيه صوتي آن که پر از ترانه هاي روز و نوجوان پسند است، نقشي بزرگ در توفيق فيلم دارد.‏
جيسون ريتمن متولد 1977 مونترال و فرزند ايوان ريتمن کارگردان است. از 21 سالگي با فيلم ‏Operation‏ شروع به ‏فيلمسازي کرده و با فيلم قبلي خود ا اين که سيگارمي کشيد متشکريم به شهرت رسيده است. ‏
ژانر: کمدي، درام، عاشقانه.
براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم اينجا کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0467406/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال با کيفيت DVD)
http://rapidshare.com/files/107123660/Juno.2007.DvdRip.Eng.part1.rar (http://rapidshare.com/files/107123660/Juno.2007.DvdRip.Eng.part1.rar)
http://rapidshare.com/files/107123693/Juno.2007.DvdRip.Eng.part2.rar (http://rapidshare.com/files/107123693/Juno.2007.DvdRip.Eng.part2.rar)
http://rapidshare.com/files/107123210/Juno.2007.DvdRip.Eng.part3.rar (http://rapidshare.com/files/107123210/Juno.2007.DvdRip.Eng.part3.rar)
http://rapidshare.com/files/107122798/Juno.2007.DvdRip.Eng.part4.rar (http://rapidshare.com/files/107122798/Juno.2007.DvdRip.Eng.part4.rar)
http://rapidshare.com/files/107123673/Juno.2007.DvdRip.Eng.part5.rar (http://rapidshare.com/files/107123673/Juno.2007.DvdRip.Eng.part5.rar)
http://rapidshare.com/files/107124839/Juno.2007.DvdRip.Eng.part6.rar (http://rapidshare.com/files/107124839/Juno.2007.DvdRip.Eng.part6.rar)
http://rapidshare.com/files/107124640/Juno.2007.DvdRip.Eng.part7.rar (http://rapidshare.com/files/107124640/Juno.2007.DvdRip.Eng.part7.rar)
http://rapidshare.com/files/107105371/Juno.2007.DvdRip.Eng.part8.rar (http://rapidshare.com/files/107105371/Juno.2007.DvdRip.Eng.part8.rar)

Navid
08-06-02, 23:48
كارگردان و بازيگر نقش اول: رومن پولانسكي

محصول سال: 1976

فيلمنامه: Gérard Brach ، Roman Polanski ، Roland Topor

ژانر: ترسناك -رمزآلود



من به شخصه از فيلم هاي ترسناك خوشم نمياد و به هيچ قيمتي حاضر نيستم وقت عزيزم رو براي ديدن مزخرفاتي مثل اره ،چکش و...تلف كنم !
ولي يه دسته از فيلم هاي ترسناك هستن كه بر خلاف دسته ي اول سعي نميكنن با نشون دادن چيزهاي حال به هم زن و به ظاهر ترسناك تماشاگر رو بترسونن...
مثل: The Others-The Shining-Dark Water و...

فيلم مستاجر (The Tenant) هم جز همين دسته است....اصولا شما موجود ترسناكي نميبينين....كسي كس ديگه رو با اره نصف نميكنه....ولي بهتون قول ميدم كه ميترسين!
جنس ترسي كه توي اين فيلم هست بيشتر از درك نكردن و نفهميدن بعضي چيزا به وجود مياد.....شك كردن توي دركتون....وقتي ديگه مطمئن نيستيد كه شخصيت اول دچار توهمه؟ بقيه توهم دارن؟ يا شما؟!

ديدن اين فيلم رو حتما بهتون توصيه ميكنم(اگه نظر من رو مي خوايد، حتما فيلم رو بدون سانسور و به صورت مجردي ببينيد! )

Navid
08-06-03, 12:35
زندگي ديگران

محصول سال:2006

جوايز:اسكار بهترين فيلم خارجي- برنده 55 جايزه در جشنواره هاي بين المللي- نامزد 22 جايزه

كارگردان:Florian Henckel von Donnersmarck

رده بندی سنی: افراد زير 17 سال با والدين تماشا كنند



"زندگی دیگران" در شروع به نظر می‌رسید که فیلمی باشه دربارهٔ کنترل اندیشه و سرک کشیدن به حوزهٔ خصوصی در رژیم‌های سوسیالیستی و تقابل خواست آزادی با اختناق و سانسور. اما خوش‌بختانه در این سطح گرفتار نشد و بدل شد به فیلمی دربارهٔ ارتباط و احساسات انسانی. مثلث سه نفرهٔ «درایمن» نویسنده، «ماریا» همسر بازیگر و «ویسلر» مامور سرویس امنیتی آلمان شرقی «اشتازی» در حالی‌شکل گرفت که زن و شوهر هنرمند از وجود عضو سوم آگاه نبودند. «ویسلر» قرار بود شکارچی باشه، اما جاذبهٔ عشق زن و مرد به یک‌دیگر و فداکاری‌‌های زن برای پرداخت بهای دور کردن تحریم‌ و بدبینی از شوهر آن‌چنان عمیق بود که خود گرفتار دام شد.

(pouryascarface در فكسون)

ArMiA
08-06-07, 03:49
خلاصه داستان :هولی چند ماهی است با شوهرش جری جر و بحث دارد زیرا جری به مادر او توهین کرده است . مدتی بعد جری در اثر سرطان مغز فوت می کند اما قبل از مرگش وصیت نامه ای برای هولی نوشته و از او می خواهد ده نامه ای را که برای او باقی گذاشته با دقت و به ترتیب بخواند . هولی خواندن اولین نامه را طبق وصیت جری یکماه بعد از مرگ او آغاز می کند اما مادرش الیزابت با او موضوع مخالف است زیرا معتقد است هولی باید گذشته را فراموش کند و زندگی تازه ای را آغاز نماید و این نامه ها هولی را به یاد جری می اندازد . اما هولی تصمیم دارد هر طور شده به وصیت شوهرش عمل کند و نامه ها را که شامل یکسری نصایح و پیامهای مثبت و سازنده به هولی برای داشتن یک زندگی بهتر است ، می خواند و با عمل کردن به آنها زندگیش دچار تغییر و تحول می شود .
نام فیلم : پی‌نوشت : دوستت دارم
حجم فیلم : 408 مگابایت
سبک فیلم : درام - رمانتیک
زیرنویس فارسی : دارد
رتبه در سایت IMDB : امتیاز میانگین 6.9 از 10
کارگردان : Richard LaGravenese
بازیگران معروف : Hilary Swank - Gerard Butler

http://www.downloadha.com/downloadha-images/psiloveyou2007.jpg
هالي کندي زني زيبا و باهوش با شوهر ايرلندي تبارش گري زندگي خوشي را مي گذرانند. اما بيماري ناگهاني-تومور مغزي- گري سبب مرگش شده و هالي را تنها مي گذارد. هالي افسرده و تنهاست و هيچ کس جز گري که او را بهتر از هر کسي مي شناخته، قادر به کمک به وي نيست. خوب، گري فکر همه چيز را کرده و از طريق فرستادن نامه هايي او را براي فراموش کردن اندوه و آغاز يک زندگي تازه راهنمايي مي کند. اولين پيغام در سي امين زادروز هالي از مي رسد و او را شوکه مي کند. اما هفته ها و ماه هاي بعدي نيز نامه هايي سر مي رسد و راه هاي غير منتظره اي که گري براي بازگشت هالي به زندگي طراحي کرده، يکي بعد از ديگري سر بر مي آورند. البته در پايان هر نامه نيز جمله اي به پيوست افزوده شده است: دوستت دارم!
“ریچارد لاگرونس” متولد 1959 در بروکلین نیویورک است. از 1989 با فیلم‌نامه‌نویسی کارنامه‌ی سینمایی خود را شکل داده و از 1998 با فیلم Living Out Loud کارگردانی را نیز تجربه کرده است. عمده شهرت خویش را مدیون فیلم‌نامه‌ی “شاه ماهی‌گیر”، “ارین براکوویچ” و “نویسندگان آزادی” است که آخری را خود در سال 2007 قبل از “پی‌نوشت: دوستت دارم” کارگرانی کرده است. “پی نوشت: دوستت دارم” بر اساس رمانی پرفروش ساخته شده و لاگرونس کوشیده تا نهایت وفاداری را به منبع اقتباس خود بروز دهد. در این فیلم، “هیلاری سوانک” و “جرارد باتلر” به عنوان دو نقش اصلی بازی کرده‌اند.
فیلم ایده‌ی ساده‌ای دارد؛ “زندگی ادامه دارد. فراموش کنید و زندگی را ادامه دهید، چون فقط ازدواج و رابطه‌ی زناشویی نیست که به زندگی معنا می‌دهد، بلکه چیزهای دیگری چون دوستی و خویشاوندی نیز ارزش خاص خود را دارند”. حتی در گامی آرمان‌گرایانه که در نامه‌های شوهر متوفی مجسم شده، فیلم به بیننده می‌گوید که می‌توانید شریک زندگی‌تان را در فراموش‌کردن اندوه فقدان خود یاری کنید! فیلم که فروشی نزدیک به 142 میلیون دلار در سطح جهان داشته، محلی برای نشان دادن قدرت بازیگری سوانک و باتلر است. فیلم لحظات تلخ و شیرینی دارد که برای هر بیننده‌ای به رغم سادگی‌اش می‌تواند جذاب باشد.






http://www.downloadha.com/downloadha-images/download.gifدانلود از سرور رپیدشیر :
http://rapidshare.com/files/103263393/P.S_I_Love_You_2007_XVid-_dvdscr_.upload.arbuzik1992.part1.rar (http://rapidshare.com/files/103263393/P.S_I_Love_You_2007_XVid-_dvdscr_.upload.arbuzik1992.part1.rar)

http://rapidshare.com/files/103279788/P.S_I_Love_You_2007_XVid-_dvdscr_.upload.arbuzik1992.part2.rar (http://rapidshare.com/files/103279788/P.S_I_Love_You_2007_XVid-_dvdscr_.upload.arbuzik1992.part2.rar)

http://rapidshare.com/files/103313715/P.S_I_Love_You_2007_XVid-_dvdscr_.upload.arbuzik1992.part3.rar (http://rapidshare.com/files/103313715/P.S_I_Love_You_2007_XVid-_dvdscr_.upload.arbuzik1992.part3.rar)
http://rapidshare.com/files/103357830/P.S_I_Love_You_2007_XVid-_dvdscr_.upload.arbuzik1992.part4.rar (http://rapidshare.com/files/103357830/P.S_I_Love_You_2007_XVid-_dvdscr_.upload.arbuzik1992.part4.rar)

رمز : www.downloadha.com (http://www.downloadha.com/)




http://www.downloadha.com/downloadha-images/download.gifدانلود مستقیم از سرور شیرزیلا:
:..: دانلود سی دی اول (http://sharedzilla.com/en/get?id=137967)
:..: دانلود سی دی دوم (http://sharedzilla.com/en/get?id=138464)

:::.:::: کدک فیلم (چنانچه فیلم بر روی سیستم شما تصویر نداشت) (http://takshop.com/Codec.zip)

zahra nassiri
08-07-01, 12:41
مولير
Molière‏
http://www.mobin-group.com/image/reg/images/8044moliere.jpg

کارگردان: لوران تيرار. فيلمنامه: لوران تيرار، گره گوار وينرون. موسيقي: فردريک تالگوران. مدير فيلمبرداري: ژيل ‏آنري. تدوين: والري دسين. طراح صحنه: فرانسوا دوپرتوا. بازيگران: رومن دوريس[ژان باتيست پوکلن]، فابريس ‏لوچيني[آقاي ژوردان]، لورا مورانته[الميره ژوردان]، ادوار بير[دورانت]، لودوينه سنيه[سليمينه]، فاني والت[هنريت ‏ژوردان]، ملاني دوس سانتيس[لويزون ژوردان کودک]، گيليان پتروفسکي[توما]، سوفي شارلوت هوسون[مادلن بژار]، ‏آري الماله[معلم رقص]، اريک برگر[معلم نقاشي]. 120 دقيقه. محصول 2007 فرانسه. نامزد جوايز سزار بهترين ‏طراحي لباس-بهترين طراحي صحنه-بهترين بازيگر نقش مکمل مرد/فابريس لوچيني و بهترني فيلمنامه اصيل، برنده ‏جايزه تماشاگران و سنت ژرژ بهترين بازيگر/لوچيني و نامزد جايزه سنت ژرژ طلا از جشنواره مسکو. ‏
سال 1658، ژان باتيست پوکلن نمايشنامه نويس و بازيگر فرانسوي معروف به مولير پس از 13 سال به سفر به همراه ‏گروه نمايشي اش به پاريس بازمي گردد تا در تماشاخانه اي که پادشاه در اختيارش گذاشته، نمايشي بزرگ براي وي ‏اجرا کند. مولير که به عنوان يک کمدي نويس شهرت يافته، اين بار آرزو دارد تا در گونه تراژدي نمايشي نوشته و اجرا ‏کند، اما پادشاه و اطرافيانش فقط انتظار ديدن نمايشي تازه و کميک از او دارند. در کشاکش تصميم گيري براي نوشتن ‏نمايش تازه، نامه اي از بانويي محترم به دست وي مي رسد. نويسنده از او خواسته تا قبل از مرگ به ديدارش برود. اين ‏زن کسي نيست جز الميره ژوردان که مولير 13 سال پيش مجبور به ترک وي شده است. در آن زمان مولير نمايشگري ‏نه چندان موفق و مقروض بود. اما پس از زنداني شدن توسط يکي از طلبکاران، فرشته نجات در قالب پيشکار آقاي ‏ژوردان ثروتمند به سراغ وي آمده و در ازاي کمک به اجراي يک نمايش وي را مي رهاند. مولير بعد از رسيدن به ‏خانه مجلل ژوردان درمي يابد که اين ثروتمند تازه به دوران رسيده با وجود داشتن دختري دم بخت و همسري زيبا، دل ‏در گروي مارکيز جواني به نام سليمينه بسته و قصد دارد تا به وسيله اجراي نمايشي تک نفره در برابر وي دلش را به ‏چنگ آورد. اين کار بايد بسيار مخفيانه انجام شود، از اين موليردر لباس کشيش و تحت نام جعلي تارتوف به اهالي خانه ‏معرفي مي شود. اما اين کشيش قلابي سخت گير به زودي خود را اسير عشق بانوي خانه مي يابد... ‏

چرا بايد ديد؟
‎ ‎لوران تيرار فيلمنامه نويس و کارگردان فرانسوي در دانشگاه نيويورک درس خوانده و از ستايش گران اسپيلبرگ است. ‏کارش را با بررسي فيلمنامه در وارنر آغاز کرده و سپس با کار در مجله استوديو روزنامه نگاري را نيز به کارنامه ‏خود افزوده است. پس از شش سال کار در اين ماهنامه و مصاحبه با سينماگران مختلف که در کتابي تحت عنوان "دوره ‏دکترا براي فيلمسازان: درس هاي خصوصي از مشهورترين کارگردان هاي دنيا" منتشر و با استقبال گسترده اي روبرو ‏شد. از 1997 کار در مطبوعات را رها و شروع به فيلمنامه نويسي کرد. پس از ساخت دو فيلم کوتاه در 1999 و ‏‏2000 اولين فيلم بلندش را به نام داستان زندگي ام نوشت و در سال 2004 آن را به فيلم برگرداند. در سال 2005 ‏فيلمنامه چگونه ازدواج کنيد و مجرد بمانيد را براي آلن شابات نوشت که با موفقيت کم نظيري روبرو شد. مولير دومين ‏فيلم بلند اوست که يکي از عظيم ترين و گران ترين محصولات تاريخ سينماي فرانسه تا امروز محسوب مي شود. يک ‏فيلم ملي و زندگي نامه مشهورترين کمدي نويس قرن هجدهم فرانسه در ترکيب با برداشتي آزاد از دو اثر وي به نام ‏تارتوف و ‏Le Bourgeois gentilhomme‏ که با دست و دلبازي هر چه تمام تر و صرف 16 ميليون يورو ساخته شده ‏است. ‏
اما مولير تنها يک داستان عاشقانه پر ماجرا و خوش ساخت نيست. مولير فيلمي در ستايش از هنر بازيگري و ژانر ‏کمدي است. ژانري که هنوز هم در نظر بسياري به هنگام مقايسه با تراژدي و درام در مکاني پايين تر قرار مي گيرد. ‏چيزي که مولير نيز با گفتن "تئاتر واقعي يعني تراژدي" بر آن صحه مي گذارد. اما بعدها با تشويق الميره ژوردان راه ‏هايي براي ارتقاي منزلت اين ژانر ابداع مي کند. ‏
فيلم مولير نيز به خوبي قادر است اشتباه بودن اين نظريه را اثبات کرده و ژان باتيست پوکلن را همسنگ ويليام شکسپير ‏اعلام کند. تنها کافي است به صحنه آموزش ژوردان توسط مولير-جايي که در نقش اسب هاي متفاوت بازي مي کند- ‏نگاه کنيد، تا عمق احترام فرانسوي ها را به هنر بازيگري دريابيد[در زبان فرانسه کمدين به معني بازيگر است]. ‏انتخاب بازيگران و چهره پردازي آنها در کنار فيلمبرداري و طراحي صحنه فخيم فيلم از نقاط قوت اثر است. شباهت ‏ظاهري رومن دوريس با مولير و بازي حيرت انگيز لوچيني در نقش ژوردان ساده لوح و هميشه بازنده تکان دهنده ‏است. شايد از تاثير انتقاد اجتماعي نمايش هاي مولير که در فيلم حکم پس زمينه را يافته اند، در گذر ساليان کاسته شده ‏باشد. اما تا زماني که آدمي بر روي کره زمين وجود دارد و مناسبات طبقاتي و خصلت هاي بشري چون حرص و آز ‏زنده اند، نمايشنامه هاي مولير و اين فيلم زنده خواهند ماند. دوستداران مولير دلايل کافي و متقن براي تماشاي فيلم تيرار ‏دارند، اما کساني که هنوز با اين هنرمند فرانسوي آشنا نيستند نيز بايد در تماشاي اين فيلم شتاب کنند!‏
ژانر: کمدي.‏
براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم اينجا کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0796335/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال با کيفيت DVD)
http://rapidshare. com/files/ 48371983/ WuRZiPoetByJerem iah.avi.001 (http://rapidshare.com/files/48371983/WuRZiPoetByJeremiah.avi.001)
http://rapidshare. com/files/ 48376406/ WuRZiPoetByJerem iah.avi.002 (http://rapidshare.com/files/48376406/WuRZiPoetByJeremiah.avi.002)
http://rapidshare. com/files/ 48380908/ WuRZiPoetByJerem iah.avi.003 (http://rapidshare.com/files/48380908/WuRZiPoetByJeremiah.avi.003)
http://rapidshare. com/files/ 48385570/ WuRZiPoetByJerem iah.avi.004 (http://rapidshare.com/files/48385570/WuRZiPoetByJeremiah.avi.004)
http://rapidshare. com/files/ 48389974/ WuRZiPoetByJerem iah.avi.005 (http://rapidshare.com/files/48389974/WuRZiPoetByJeremiah.avi.005)
http://rapidshare. com/files/ 48394488/ WuRZiPoetByJerem iah.avi.006 (http://rapidshare.com/files/48394488/WuRZiPoetByJeremiah.avi.006)
http://rapidshare. com/files/ 48398788/ WuRZiPoetByJerem iah.avi.007 (http://rapidshare.com/files/48398788/WuRZiPoetByJeremiah.avi.007)
http://rapidshare. com/files/ 48398869/ WuRZiPoetByJerem iah.avi.008 (http://rapidshare.com/files/48398869/WuRZiPoetByJeremiah.avi.008)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
08-07-01, 13:16
فهرست آرزوها
The Bucket List


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/4515arezoo.jpg

کارگردان: راب راينر. فيلمنامه: جاستين زيکهم. موسيقي: مارک شيمن. مدير فيلمبرداري: جان شوارتزمن. تدوين: ‏رابرت ليتون. طراح صحنه: بيل برژسکي. بازيگران: جک نيکلسون[ادوار کول]، مورگان فريمن[کارتر چمبرز]، ‏شوت هيز[تامس]، بورلي تاد[ويرجينيا چمبرز]، آلفونسو فريمن[راجر]، روويتا کينگ[آنجليکا]، راب مارو[دکتر ‏هالينز]. 97 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. نامزد جايزه ريل طلايي بهترين تدوين صدا از انجمن تدوينگران صداي ‏آمريکا. ‏‎ ‎
ادوارد کول ميليونر و کارتر چمبرز کارگر مکانيک هيچ نکته مشترکي با هم ندارد جز بيماري علاج ناپذيري که ‏گرفتارش شده اند و مجبور مي شوند اتاقي در بيمارستان را با هم تقسيم کننند. کول که از حضور کارتر در اتاق ‏ناراضي است، کم کم به بودن وي عادت مي کند. اما بعد از آزمايش هاي متعددي که روي هر دوي آنها انجام مي شود، ‏کول و کارتر متوجه مي شوند که مدت زيادي براي استفاده از نعمت هاي زندگي در اختيار ندارند. از اين رو پس از ‏تنظيم ليستي از کارهايي که هميشه دل شان مي خواسته آنها را انجام دهند، از بيمارستان فرار مي کنند. اين سفر مشترک ‏در هوا و زمين باعث مي شود که به همديگر انس گرفته و يکديگر را تسلي دهند، اما مهم تر از دوستي به وجود آمده ‏ميان اين دو مرد درک لذت زندگي توسط آنهاست...‏

چرا بايد ديد؟
راب راينر فيلمساز خوش ذوقي است. متولد 1947 برانکس که تهيه کنندگي، فيلمنامه نويسي و کارگرداني فيلم هايي به ‏ياد ماندني چون چند آدم خوب، ميزري، وقتي هري با سالي ملاقات کرد را مديون او هستيم. به همين خاطر ديدن فيلمي ‏متوسط و بهتر بگويم خيلي دور از اندازه هاي او براي من باور نکردني است. فهرست آرزوها هر چند دو بازيگر قدر ‏دارد که نقش هايي اين چنين در کارنامه خود کم ندارند و به راحتي قابل پذيرش و همدلي هستند. شايد به خاطر حضور ‏آنهاست که فهرست آرزوهاي 45 ميليون دلاري هم موفق شده تا 67 ميليون دلار در گيشه آمريکا به دست آورد. اما فيلم ‏غير از چند ديالوگ نه چندان درخشان چه نشاني از سينماي راب راينر دارد؟
علت را بايد در فيلمنامه آن جست و جو کرد که جناب زيکهم ادعا دارد آن را فقط در طول دو هفته نوشته است و جاي ‏تعجب هم ندارد. چون دقيقاً از روي فيلم آلماني خوب در بهشت را زدن دزديده شده و متاسفانه نتوانسته به درصدي از ‏وقار و زيبايي آن دست يابد. البته آمريکايي کردن ايده اصلي نيز يکي از موارد اتهامي فيلمنامه نويس و کارگران است ‏که از واقع گرايي به شدت دور است. کايل اسميت منتقد نيويورک پست در يک جمله تکليف فيلم را روشن کرده است، ‏بنابر اين با وي همکلام مي شوم: فيلم ساختن درباره مرگ راحت است و كمدي دشوار. اما كمدي‌هايي كه درباره مرگ ‏هستند از همه دشوارترند!‏
ژانر: ماجرا، کمدي، درام. ‏
براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم، روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0825232/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال)The.Bucket.List. 2007.DVDRip. XviD-FLAiTE. part1.rar (http://rapidshare.com/files/112371024/The.Bucket.List.2007.DVDRip.XviD-FLAiTE.part1.rar)
The.Bucket.List. 2007.DVDRip. XviD-FLAiTE. part2.rar (http://rapidshare.com/files/112373647/The.Bucket.List.2007.DVDRip.XviD-FLAiTE.part2.rar)
The.Bucket.List. 2007.DVDRip. XviD-FLAiTE. part3.rar (http://rapidshare.com/files/112375543/The.Bucket.List.2007.DVDRip.XviD-FLAiTE.part3.rar)
The.Bucket.List. 2007.DVDRip. XviD-FLAiTE. part4.rar (http://rapidshare.com/files/112374585/The.Bucket.List.2007.DVDRip.XviD-FLAiTE.part4.rar)
The.Bucket.List. 2007.DVDRip. XviD-FLAiTE. part5.rar (http://rapidshare.com/files/112370260/The.Bucket.List.2007.DVDRip.XviD-FLAiTE.part5.rar)
The.Bucket.List. 2007.DVDRip. XviD-FLAiTE. part6.rar (http://rapidshare.com/files/112371810/The.Bucket.List.2007.DVDRip.XviD-FLAiTE.part6.rar)
The.Bucket.List. 2007.DVDRip. XviD-FLAiTE. part7.rar (http://rapidshare.com/files/112372736/The.Bucket.List.2007.DVDRip.XviD-FLAiTE.part7.rar)
The.Bucket.List. 2007.DVDRip. XviD-FLAiTE. part8.rar (http://rapidshare.com/files/112369397/The.Bucket.List.2007.DVDRip.XviD-FLAiTE.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

ArMiA
08-07-02, 10:41
یکی از محبوب ترین فیلم های تمام زندگیم فیلم روزی روزگاری آمریکاست کار سرجو لئونه.
http://www.harmonytalk.com/archives/htimages/onceupontime.jpg

بعد از اینكه در دهه هفتاد موج نوی سینمای امریكا جریان یافت و كسانی چون كوبریك، مارتین اسكورسیزی (به خصوص در فیلم راننده تاكسی و گاو خشمگین) و فرانسیس فوردكاپولا (به خصوص در سری پدرخوانده) سردمدار این حركت نوین سینمایی با پرداخت به لایه‌های سطحی جامعه و نهادینه شدن خشونت شدند «سرجیو لئونه» كه در ژانر وسترن به ویژه با فیلم خوب، بد، زشت اسم و رسمی یافته بود از قافله عقب نماند و با روزی، روزگاری در امریكا دوباره خود را بر سر زبانها انداخت. این فیلم با مدت زمان طولانی (حدود سه ساعت و 45 دقیقه) از فیلمنامه محكم و روایتهای زنجیر شده منسجم و گیرا بهره می‌برد و مخاطب را تا ثانیه آخر فیلم بر جای می‌نشاند. لئونه یك داستان گانگستری و جذاب را بهانه نمایش روابط فراموش شده انسانی و ارزشهای سهل و ممتنع فطرت انسانی می‌كند، انسانهایی كه نسبت به دیگران خشن، بی‌مبالات و بی‌عار هستند اما در ارتباط با یكدیگر عشق، وفاداری، جوانمردی و احترام را میشناسند. در این فیلم پیچیدگی موجودی چون انسان بیش از پیش نمایان می‌شود و زیاده‌خواهی و غرض‌ورزی او به سخره گرفته می‌شود. نورز (با بازی زیبای رابرت دنیرو) انسانی خودشیفته و بی‌عار است كه جز اسلحه و دوستان گانگسترش همدمی نداشته‌ است؛ اما از طرفی با یك عشق ناكام دست و پنجه نرم می‌كند. لئونه در فیلمهای خود بر دوشخصیتی بودن قهرمانهای خود تاكید می‌كند و بیننده را در جدالی سخت برای غور و مكاشفت با این شخصیتها درگیر می‌نماید. این فیلم بعد از یك بار دیدن تا مدتها در ذهن می‌ماند و انسان را درگیر كشف روابط آدمها می‌كند، چیزی كه در لایه‌های سطحی داستان قابل رویت و مكاشفه نیست. آدمهای داستان رفیقی جز یكدیگر و اسلحه ندارند و شاید خودشان به گونه‌ای اسلحه‌ای پر از فشنگ باشند، تعبیری كه سرجیو لئونه با موفقیت بدان دست یافته است؛ كانالیزه كردن خشونت با در نظر گرفتن شرایط اجتماعی انسان را خطرناك می‌كند. البته او نقش فقر مادی و فرهنگی را نادیده نگرفته است. داستان در مورد چهار گانگستر در سالهای 1920 به بعد است و بسیار پراكنده آغاز می‌شود اما كم‌كم شوك وارد بر بیننده از بین رفته و مخاطب جای خود را در داستان پیدا می‌كند. روزی روزگاری در امریكا فیلمی گانگستری است اما نیازهای انسانی را به خوبی نمایش می‌دهد. فیلم تا لطیف‌ترین احساسات آدمی نفوذ می‌كند و هر بیننده‌ای را به تفكر درباره امیال و غریزه‌هایش وا می‌دارد. اسلحه یك بلای اجتماعی است همینطور كه مورز و مكس (با بازی جیمز وود) هستند. فیلم بسیار وزین پرداخت شده است و در فرصت دادن به مخاطب برای تفكر و تردید بی‌رحمی نمی‌كند. لبخند مورز در پلان آخر فیلم تعابیر مختلفی می‌تواند داشته باشد. شاید مورز به زندگی سراسر نكبت‌بار خود می‌خندد. شاید او نعشگی را می‌ستاید، چیزی كه همه عمر بدان نیازمند بوده است. شاید هم این خنده لئونه است كه با لبهای رابرت دنیرو متجلی می‌شود، خنده‌ای كه موفقیت بیشمار فیلم را فریاد می‌كند. موسیقی فیلم (كه انیو موریكونه آن را ساخته است) نیز متناسب و با دكوپاژ همراه است. روزی روزگاری در امریكا فیلمی است درخور توجه، كه باید از زوایای مختلف به آن نگاه كرد. بی شك این فیلم یكی از شاهكارهای سرجیو لئونه است.

Navid
08-07-02, 11:22
یکی از محبوب ترین فیلم های تمام زندگیم فیلم روزی روزگاری آمریکاست کار سرجو لئونه.
http://www.harmonytalk.com/archives/htimages/onceupontime.jpg

بعد از اینكه در دهه هفتاد موج نوی سینمای امریكا جریان یافت و كسانی چون كوبریك، مارتین اسكورسیزی (به خصوص در فیلم راننده تاكسی و گاو خشمگین) و فرانسیس فوردكاپولا (به خصوص در سری پدرخوانده) سردمدار این حركت نوین سینمایی با پرداخت به لایه‌های سطحی جامعه و نهادینه شدن خشونت شدند «سرجیو لئونه» كه در ژانر وسترن به ویژه با فیلم خوب، بد، زشت اسم و رسمی یافته بود از قافله عقب نماند و با روزی، روزگاری در امریكا دوباره خود را بر سر زبانها انداخت. این فیلم با مدت زمان طولانی (حدود سه ساعت و 45 دقیقه) از فیلمنامه محكم و روایتهای زنجیر شده منسجم و گیرا بهره می‌برد و مخاطب را تا ثانیه آخر فیلم بر جای می‌نشاند. لئونه یك داستان گانگستری و جذاب را بهانه نمایش روابط فراموش شده انسانی و ارزشهای سهل و ممتنع فطرت انسانی می‌كند، انسانهایی كه نسبت به دیگران خشن، بی‌مبالات و بی‌عار هستند اما در ارتباط با یكدیگر عشق، وفاداری، جوانمردی و احترام را میشناسند. در این فیلم پیچیدگی موجودی چون انسان بیش از پیش نمایان می‌شود و زیاده‌خواهی و غرض‌ورزی او به سخره گرفته می‌شود. نورز (با بازی زیبای رابرت دنیرو) انسانی خودشیفته و بی‌عار است كه جز اسلحه و دوستان گانگسترش همدمی نداشته‌ است؛ اما از طرفی با یك عشق ناكام دست و پنجه نرم می‌كند. لئونه در فیلمهای خود بر دوشخصیتی بودن قهرمانهای خود تاكید می‌كند و بیننده را در جدالی سخت برای غور و مكاشفت با این شخصیتها درگیر می‌نماید. این فیلم بعد از یك بار دیدن تا مدتها در ذهن می‌ماند و انسان را درگیر كشف روابط آدمها می‌كند، چیزی كه در لایه‌های سطحی داستان قابل رویت و مكاشفه نیست. آدمهای داستان رفیقی جز یكدیگر و اسلحه ندارند و شاید خودشان به گونه‌ای اسلحه‌ای پر از فشنگ باشند، تعبیری كه سرجیو لئونه با موفقیت بدان دست یافته است؛ كانالیزه كردن خشونت با در نظر گرفتن شرایط اجتماعی انسان را خطرناك می‌كند. البته او نقش فقر مادی و فرهنگی را نادیده نگرفته است. داستان در مورد چهار گانگستر در سالهای 1920 به بعد است و بسیار پراكنده آغاز می‌شود اما كم‌كم شوك وارد بر بیننده از بین رفته و مخاطب جای خود را در داستان پیدا می‌كند. روزی روزگاری در امریكا فیلمی گانگستری است اما نیازهای انسانی را به خوبی نمایش می‌دهد. فیلم تا لطیف‌ترین احساسات آدمی نفوذ می‌كند و هر بیننده‌ای را به تفكر درباره امیال و غریزه‌هایش وا می‌دارد. اسلحه یك بلای اجتماعی است همینطور كه مورز و مكس (با بازی جیمز وود) هستند. فیلم بسیار وزین پرداخت شده است و در فرصت دادن به مخاطب برای تفكر و تردید بی‌رحمی نمی‌كند. لبخند مورز در پلان آخر فیلم تعابیر مختلفی می‌تواند داشته باشد. شاید مورز به زندگی سراسر نكبت‌بار خود می‌خندد. شاید او نعشگی را می‌ستاید، چیزی كه همه عمر بدان نیازمند بوده است. شاید هم این خنده لئونه است كه با لبهای رابرت دنیرو متجلی می‌شود، خنده‌ای كه موفقیت بیشمار فیلم را فریاد می‌كند. موسیقی فیلم (كه انیو موریكونه آن را ساخته است) نیز متناسب و با دكوپاژ همراه است. روزی روزگاری در امریكا فیلمی است درخور توجه، كه باید از زوایای مختلف به آن نگاه كرد. بی شك این فیلم یكی از شاهكارهای سرجیو لئونه است.

پوستر فیلم:
http://www.imageuc.com/files/9paw7szfqnbw2iqh1vig_thumb.jpg (http://www.imageuc.com/viewer.php?file=9paw7szfqnbw2iqh1vig.jpg)

بازیگران:

Robert De Niro ... David 'Noodles' Aaronson
James Woods ... Maximilian 'Max' Bercovicz
Elizabeth McGovern ... Deborah Gelly
Tuesday Weld ... Carol
Treat Williams ... James Conway O'Donnell
James Hayden ... Patrick 'Patsy' Goldberg
Joe Pesci ... Frankie Minaldi
Larry Rapp ... 'Fat' Moe Gelly
Danny Aiello ... Police Chief Vincent Aiello
William Forsythe ... Philip 'Cockeye' Stein
Burt Young ... Joe
Darlanne Fluegel ... Eve (as Darlanne Fleugel)
Dutch Miller ... Van Linden
Robert Harper ... Sharkey
Richard Bright ... Chicken Joe

pmn
08-08-19, 01:32
یکی از دوستان فیلم عشق سگی رو معرفی کرده که بنظرم فیلم خیلی خوبیه از2هنرمند مکزیکی که چند سال توی آمریکا فیلم میسازن،ایناریتو(کارگردان)و آریاگا(فیلمنامه نویس)
عشق سگی البته در مکزیک ساخته شده
2فیلم دیگه ای که توی آمریکا ساختن،21گرم ( با بازی شون پن و نوئمی واتس)
وبابل(با بازی براد پیت وکیت بلانشت) http://msnbcmedia3.msn.com/j/ap/nyet13301231355c.h2.jpg
هر3فیلم روحتما باید چند بار دید،بخاطرنشون دادن چند داستان با هم و...
(تقدیر،مرگ،تنهایی،عشق،انس ن وخدا،و...اززیرساختهای اصلی کار این دو هنرمنده)
موسیقی بسیار زیبا و معروف فیلم هم کار هموطنشون سانتولالا
خوش به حال اونهاییکه این فیلمها رو ندیدن وحالا می خوان برای اولین بار ببینن

sepideh-st
08-08-24, 00:19
ده فرمان، از معدود شاهکار های سینمای متفکّر جهان است، ظاهراً از سیاست چیزی نمی گوید.

فرمان اول، خدایی جز من نداشته باش
فرمان دوم، نام خدای را به باطل مبر
فرمان سوم، روز سبت را یاد کن، آن را مقدس بدار
فرمان چهارم، پدر و مادرت را احترام کن
فرمان پنجم، نکش: فیلم كوتاهی درباره كشتن
فرمان ششم ، زنا نکن: فیلم کوتاهی از عشق
فرمان هفتم، دزدي نكن
فرمان هشتم، بر همسایه ی خود شهادت دروغ مده
فرمان نهم، حسادت نکن
فرمان دهم، طمع مورز

sepideh-st
08-08-24, 00:22
فرمان اول، خدایی جز من نداشته باش:
در نگاهِ کیشلوفسکی قبل از این که به فرمان، نصیحت یا دستوری عمل کنی، بایستی بر این واقف باشی! خدایی هست و پروردگار ماست. کاریش هم نمی شود کرد. این هم برای خودش جبری است. می توان آن را زیبا دید و
می توان از آن منزجر شد. پس به آن نمی شود دست درازی کرد. فرمان داستان یک پدر مهربان و به ظاهر مادّی گراست (ماتریالیست)، که با استدلال و روش های علمی پسر نوجوانش را تربیت می کند ، اما تقدیر زندگی را طور دیگری رقم زده است و داستان با یک پایان تراژیک موهوم بودن عقاید پدر را در برابر معنویت پسر به اثبات می رساند.


فرمان دوم، نام خدای را به باطل مبر:
لهستان دهه هشتاد،فضای تردید است.کمونیست به پایان رسیده و مردم گرفتار در عقاید ضد معنوی، بعد از سالها دوباره اجازه می یابند تا به راحتی مذهب را وارد زندگی روزمره خود کنند.
فرمان دوم، صحبت از زایش و پیدایش می کند که در پناه یقین و تردید ،راه خود را در سرنوشت و تقدیر می یابد. زندگی و آغاز آن در همه فیلم مشهود است.

فیلم داستان زنی را عنوان می کند که از پزشک همسرش که در بستر بیماری است تقاضای اعلام رسمی مرگ او را می کند. پزشک پیر،نماد فردی مطمئن است که می توان به نوعی او را فرشته مرگ نامید.
دوروتا میان نماد هایی از آرامش و آسودگی در مقابل وسوسه و هوس هراسان به نظر می رسد و در نهایت عشق، او را به انتخاب وا می دارند. مردی که از طرف عشق پنهان دوروتا برایش هدیه و پیغامی می آورد،به او به شکل یک زن هرزه می نگرد.نگاهی که باعث می شود،روح گرم انسانی دوروتا،مانند قهوه اش،دچار سردی شود.آغاز بیداری او ازین لحظه شکل می گیرد.
درمان در آندره همسر دروتا ،مانند چکه آبی که بر فلز کنار تختش می ریزد، غیر موثر است. اطرافیانش را گناهکار می داند و اینجا است که انسان، دوروتا، آرامش و تردید را در دو نقطه مقابل هم می داند.
حال،خدای متعالی که باید تنها او را بپرستیم ،کجاست؟
فرشته مرگ تصمیم به اجرای وظیفه و گرفتن جان آرامش می شود در حالیکه انسان،هوس را کنار می زند و امیدش را زنده نگه می دارد.آنگاه است که کیشلوفسکی،تصویر ساختمانی را نشان می دهد که در مرتبه اولش، چشمان امیدوار و نگران دوروتای یقین پیدا کرده نمایان می شود و در ادامه ، در دنیای سیاه اجبار، شک شدید دکتر در تصمیم خویش.
خدای بزرگ، درمان را در آندره موثر می کند، آب در آهن نفوذ می کند و او، مانند زنبوری جوان، از ظرف مربا، دنیای شیرین خواب و مرگ و آرامش، به جهان واقعی و پر ارزش زندگی باز می گرداند.

فرمان سوم، روز سبت را یاد کن، آن را مقدس بدار:
سومین اپیزود ده گانه ی ماندگار کیشلوفسکیدر حقیقت نگاهی است خردمندانه به عجز و سرگردانی بشر معاصر در مواجه با از دست رفتن عشقی از نوع عشق انسان به انسان و در واقع می کوشد تا با سادگی تمام به مخاطب بقبولاند که علی رغم تمام روایتی که پیرامون زندگی ماشین وار بشر آپارتمان نشین و مختصات بدون معناگرایی آن به گوش می رسد، آدمی هنوز عشق را مهمترین دغدغه ی خویش می داند و حتی ممکن است برای لمس چند ساعته ی آن به قدری غیرمتعارف رفتار کند که بتواند ما را به یاد کهن ترین داستان های عاشقانه ی بیندازد.
فیلم داستان مردی خانوادگی است که شب کریسمس را درکنار یک معشوقه سابقش می گذراند و طی این ملاقات عشق گمشده اش را در خانواده به خاطر می آورد.
در واقع نابغه ی لهستانی در این فیلم سرشار از سادگی قصد داشت تنها یک جمله را به مایادآوری کند و گریز ناپذیری از آن را متدکر شود:" انسان با خاطراتش زنده است"


فرمان چهارم، پدر و مادرت را احترام کن:
فرمان چهارمفیلمی کامل، تاثیرگذار، بی عیب و نقص و مهم تر از همه به معنایواقعی، سینماییست؛ گرچه در تایم کوتاه و به عنوان سریال تلویزیونی ساخته شده است. چونداستان می گوید، سرشار از احساس است، جذاب و سرگرم کننده است و ذره ای بوی شعار و پیام نمی دهد.
شاید چون از همان مرحله ی طرح، متفاوت از آنچیزی است که از تیتر فرمان پدر و مادرت را احترام کنانتظار می رود. کیشلوفسکیبا جسارت تمام واژه ی پدر را در این فیلم دوباره تعریف می کند ومصداق جدیدی برای مفهوم پدر که خطاب فرمان کتاب مقدس است معرفی می کند. پدر نه بهمعنای آنکه به دنیا آورده بلکه پدر به معنای آنکه در حق فرزند، پدری می کند. چیزیفراتر از مساله ی وراثت و هم خونی. پدر به معنای او که با عشق و محبت از فرزندشمراقبت می کند نه اینکه فقط با او احساس قدرت کند یا برای جانشینی خود و یا نامش درآینده او را بخواهد و تنها به این منظور دوستش بدارد.
در نگاهکیشلوفسکیپدری که بر فرزندمحرم است و نمی تواند با او ازدواج کند تنها کسی نیست که همخون و هم گوشت و پوستجسمی او باشد و بوجود آورنده ی او بلکه محرم واقعی کسی است که به حریم روح و رواناجازه ی ورود یابد و در واقع صادقانه به محبوبش -که می تواند از جنبه ی جسمی فقطدخترخوانده ای باشد که با تعاریف مذهبی حتی حلال زاده هم نیست- عشق بورزد. شاید اینمهمترین دیالوگ های فیلم، به خوبی این منظورکیشلوفسکیرا مشخصسازد:
آنکا: چرا می خواستی من نامه رو نخونم؟
میکال: چون یه آرزوی غیر ممکنداشتم
آنکا: تونمی دونستی که این آرزو غیر ممکنه
میکال: نه، و اینکه چرا من امروز برایاولین بار تو عمرم بهت صدمه زدم...
چون تو نامه رو بازکردی...
چون من خواستمکه بازش کنی، به خاطر مادرت...
چون اون، چیزی رو به تو گفت که به مننگفت...
چون من دوستتدارم، و تو دختر من نیستی...
چون همه چیز می تونه متفاوت باشه...
بله، چون همه چیز می تواند متفاوت از آن چیزیباشد که همه تصور می کنند. پدری می تواند یک پدر واقعی (با تعریف غلط مرسوم از پدر)نباشد و در عین حال واقعی ترین پدر (با تعریف متفاوتی که اشاره شد) باشد. و اینتفسیرکیشلوفسکیازفرمان چهارمکتاب مقدس یکی از متفاوت ترینتفاسیری است که می شود از آن ارائه داد. تفسیری که چه بسا با دیگر آموزه های همانکتاب مقدس تناقضی بنیادین داشته باشد؛ اما چه اهمیتی دارد. چه مجوزی برای یک متفکرفیلمساز نابغه بهتر از اینکه: "احساس نادانی احساسی دردناک است"، همین وبس!!!...


فرمان پنجم، نکش: فیلم كوتاهی درباره كشتن
فيلم روايت سر راستي دارد، به طور موازي با سهشخصيت اصليژاكك(قاتل)،باليسكي(وكي ) وركوفسكي (رانندهتاكسي، مقتول) آشنا و با روحيه آنها درگير مي‌شويم. ژاككپسري 21 ساله وپرخاشگر و نااميد و در طلب عصيان معرفي مي‌شود. در يك سكانس مي‌بينيم كه پيرزني اورا به ديد يك طفيلي نگاه مي‌كند و از او مي‌خواهد كه برود و مزاحم كبوترها نباشد،كبوترهايي كه تمثيل آرامش و صلح هستند اماژاككبا حركتي شيطنت‌آميز وطعن‌آلود كبوترها را مي‌پراند. مردم‌آزاري او در دستشويي عمومي و پرتاب كردن تهفنجان قهوه به سمت دخترهايي كه به او مي‌خندند در شناسايي ما از روان از هم گسيختهژاكككمك مي‌كند و البته دليل آن از سويكيشلوفسكيمشخص نمي‌گردد تاسكانس هاي قبل از اعدام. باليسكيكه قصد دارد وكيل شود انساني آرمانگرا وجزم‌انديش است. او به سلامت زندگي مي‌انديشد و رابطه محبت‌آميز و سالمي با نامزدشبرقرار كرده است. وجدان او آنقدر آگاه است كه هنگام شكست در پرونده قتل پريشان وناراحت به نظر مي‌رسد. ركوفسكياز سوي ديگر، فردي بي‌عار و مصرف كننده وسطحي تصوير مي‌شود، كسي كه به تمايلات غريزي‌اش بيشتر از كمك به همنوع خود اهميتمي‌دهد. ژاككبه عنوان يك عصيانگر، كسي كه ناملايمات زندگي او را تبديل بهيك ديو كرده است و گويي نداي مكافات براي انسانهاي درگير اميال و خواهشهاي نفسهستند استركوفسكيرا مي‌كشد و در اينجا سرنوشت سه شخصيت در هم گره مي‌خورد. در انتهاژاككاعدام مي‌شود و وكيل با اين كه كارش را به درستي انجام دادهشكست مي‌خورد.
آغاز فيلم كوبندهاست و در واقع كوتاه شده كل فيلم. اولين پلان يك لاشه موش را در فاضلاب به تصويرمي‌كشد. موش نمادي است براي همه انسان هاي غريزه‌طلب و در گير اميال، كه عاقبت درتنگناي هواهاي خود كه به فاضلاب تشبيه شده جان مي‌سپارد. شيطان همواره در كناراوست؛ دقت كنيد به سر يك شيطان كه در اتومبيلركوفسكيآويزان است و هموست كهچنين انسان هاي بي‌مقدار را به گمراهي مي‌كشاند و اين به ديدگاه مذهبيكيشلوفسكيبرمي‌گردد. در پلان بعدي، يك گربه حلق‌آويز شده را مي‌بينيم. اينگربه جايگزيني براي افرادي است كه مشكلات زندگي آنها را تبديل به قاتل يا شكارچيموشها كرده است و متناسب با اعدامژاككدر انتهاي فيلم مي‌باشد. در جاي ديگرديالوگي ازركوفسكيمي‌شنويم كه از گربه‌ها بيزار است. او به سگ غذا مي‌دهد،سگ نمادي از هواي نفس است و البته دشمن گربه‌ها. سگ به انسانها وابسته است و از اوگدايي مي‌كند درست مانند آنچه اميال آدمي با او مي‌كنند.


فرمان ششم ، زنا نکن: فیلم کوتاهی از عشق:
فرمان ششم، درباره ی از میان رفتن تمامیت ارزشی موجود به نام عشق است. چیزی که شاید ،کمتر کسی آن را به نام حقیقت بشناسد و کمتر تعریفی متعارف از آن وجود داشتهباشد.
منتقدان بسیاریفیلم کوتاهی در موردعشقرا از قوی ترین های دهگانه فرمان های حضرت موسی و همچنین این اثر را بهعنوان کارت شناساییگراتزینا ژاپولوفسکابازیگر نقشماگداواولافلوباشنکدر نقشتومکدر سراسر دنیا میدانند.
ژاپولوفسکا، درقالب زنی نیمه هنرمند، زیبا و خوش اندام جلوه گر میشود که فرمان ششم حضرت موسی، زنا نکنیدرا مانند میلیون ها زن و مرددیگرنقض کرده است.
و اماتومک(اولاف لوباشن)...، پسر نوزده ساله همسایه ، جوانی کهاوقات بیکاری خود را با تمرین زبان های گوناگون و همچنین تماشای همسایه خود توسطدوربین اپرایی می گذراند ، ناخواسته و ناآگاه شیفته زنی می شود که چیزی جز تصویرمتحرکی برای او نیست واشتباهاعاشق او می شود !


فرمان هفتم، دزدي نكن:
روایتی ساده و در عین حال پیچیده از یک زن جوان که دختر خودش را از خانواده ی خودش می رباید...
با همان نگاه اول ، به چهره ي بازيگرها ، مي توان فهميد كه آنها ، چگونه آدمي هستند استفان (ولاديسلاو كوالسكي / پدرخانواده ) ، آدمي ، كم حرف است .اوا (آنا پولوني / مادر خانواده)، همه كاره است . چهره ي مقتدر او ، در صورت استخواني اش و آن نگاه نافذش ، كاملا مشهوداست . مايكا (مايا بارل كوسكا / دختر خانواده) نگران است . وويچك (بوگوس لاوليندا / شوهر مايكا)، تنها است . و آنيا ( بچه ) . از او معصوم تر ، كجا مي توان يافت ؟


فرمان هشتم، بر همسایه ی خود شهادت دروغ مده:
داستان از این قرار است که در بحبوحه جنگ جهانی دوم و فضای ضد یهودی آن دوران ، یک زوج جوان کاتولیک برای پذیرش و پناه دادن به دختربچه ای یهودی شرطی می گذارند. دخترک باید مسیحی شود؛ ولی ناگهان نظرشان را عوض می کنند و ترس محض شان را با این مطلب که خداوند آنها را از ارتکاب به سوگندی دروغین منع داشته است.آنها چنین عقیده دارند که دخترک برای حفظ جان خود سوگند می خورد و کمترین توجهی به هدف سوگند نخواهد داشت. چهل سال بعد، دختر که در این زمان زنی میانسال است بار دیگر به لهستان می آید تا با کسانی که از پناه دادن به او خودداری کرده اند ، روبه رو شود.
اتفاق تعیین کننده در فرمان هشتم ، در گذشته شخصیت ها رخ داده است و کل فیلم به بازسازی روابط شخصیت ها بعد از بحران می پردازد. بحرانی که با زندگی شخصیت ها عجین شده و هنوز بعد از سالها ، آنها را عذاب می دهد.


فرمان نهم، حسادت نکن:
رومن پزشک و جراح است و ظاهرا زندگی خوبی با همسر خود هانکا دارد.آن دو با اینکه مدت زیادی را با هم بوده اند در نگاه اول همچنان عاشق یکدیگرند.در ابتدای فیلم متوجه می شویم که رومن دچار مشکلات **** شده و هرگز نمی تواند بچه دار شود.او از این وضعیت نگران و ناراحت است.می ترسد نتواند جواب گوی همسر و معشوقش باشد.شاید حق دارد. اما برخورد هانکا با این مساله عشق را اثبات می کند. او می گوید که عاشق همسرش است و اگر در کنار اوست بخاطر عشق است و نه چیز دیگر.
با گذشت زمان در طول فیلم هانکا هم مانند تمامی کودکانی که انشا های زیبایی نوشتند به حرف هایش در بزرگسالی پایبند نمی ماند، وقت عمل کار دیگری می کند.این موضوع از نگاه تیره و تار کیشلوفسکیناشی می شود.
در طول فیلم عشق با شهوت مدام در حال جنگ است. کیشلوفسکی هنرمند در تایمی کوتاه، بسیار زیبا به مساله ی حسادت در روابط عاشقانه و خیانت و علت هایش می پردازد. او در این فیلم واقع گرای محض است و ابعاد روانی انسان را به خوبی مورد بررسی قرار می دهد.واقع گرایی او در این فیلم بقدریست که در انتهای فیلم نگاه تیره اش را کمی کنار می گذارد.البته معتقد است اگر عشق دست تنها باشد شهوت رقیب بسیار خطرناکی برایش خواهد شد. و این چیزیست که رومن را تا پایان عمر به همسرش ظنین خواهد کرد.


فرمان دهم، طمع مورز:
فرمان دهم با ترانه ای از موسیقی راک شروع می شود و بازیگر فیلم سفید (سبيكني يف زاماچوفسكي)را در حال آواز خواندن می بینیم. سپس به نمایی از مراسم خاکسپاری می رسیم . همان سکانس افتتاحیه به ما اخطار می دهد که اتفاقاتی روی خواهد داد.
فرمان دهم داستان ساده ای دارد: پدری می میرد و تنها چیزی که از او باقی می ماند مجموعه تمبری است که ارزشی ماوراء تصور فرزندانش دارد. دو پسر او آرتور و یرژی بیش از دو سال است که یکدیگر را ندیده اند.آرتور خواننده ای تنها و فقیر است که چند سالی از برادرش کوچکتر است.آن دو وقتی به ارزش واقعی تمبرها پی می برند نقشه های زیادی برای تصاحب آن در سر سر می پرورانند ولی دیری نمی پاید که سه تمبر باارزش توسط پسر نوجوان برادر بزرگتر به جوان بزهکاری به قیمتی ارزان فروخته می شود و او نیز آن ها را پیرمردی دلال می فروشد و در واقع گره اصلی ماجرا ازاین جا شروع می شود...

pmn
08-08-24, 02:38
ده فرمان که یکی از دوستان معرفی کردند،سریالی که کیشلوفسکیhttp://www.flickerings.com/2001/films/img/kieslowski.jpg
در دهه80 برای تلویزیون لهستان با نگاه به ده فرمان موسی با همکاری پیسوویچ نوشت وکارگردانی کرد،همه داستانها در یک مجتمع مسکونی میگذرد،قصه ها قهرمان واحدی ندارندوهرقسمت به ماجرای یکی از آپارتمان ها میپردازد.
انسان و خدا /تعهد/مرگ/ عشق/هوس/مفهوم وچرایی زندگی/حرص/تقدیر/زن /مرد/تنهایی/و..شاید بدون اغراق بشود گفت تمام پرسشهای اساسی بشر(بدون اینکه لحظه ای رو وشعاری به نظر برسد)زیرساخت های اصلی این سریال 10قسمتی هستند.(هر قسمت حدود 50 دقیقه)،http://www.facets.org/images/decalogueRE.jpg
به پیشنهاد تلویزیون لهستان کیشلوفسکی از 2قسمت سریال(5و6)یک نسخه سینمایی هم تهیه کرد که نامشان شد،فیلمی کوتاه درباره کشتن و فیلمی کوتاه درباره عشق(هردو با گسترش داستان و...تغییرات دیگر،بخصوص فیلمی کوتاه درباره عشق که حتی پایان کاملا متفاوتی با سریال پیدا کرد وحدود 30 دقیقه اضافه تر)
و این نسخه سینمایی فیلم کوتاه درباره عشق همین فیلمی است که به اتفاق چند نفر از دوستان هفته گذشته در همین تاپیک معرفی شد(توصیه می کنم حتما هر دو نسخه رو ببینین وبا هم مقایسه کنین،هر دو فوق العاده هستن)،
چند روز قبل dvdزیرنویس فارسی هر ده قسمت اومده ،درباره عشق هم که قبلا بود...(فیلمنامه ها رو هم که نشر ماه ریز چند سال پیش چاپ کرده)
راستی موسیقی بسیاربسیار معروف کارهای کیشلوفسکی هم مال پرایزنر،که راحت میشه پیداش کرد.
ممنون از دوستانی که درباره کیشلوفسکی وکارهاش اون یادداشتهای بدرد خور رو نوشتند.
هنوز خودم رو مدیون دوستی میدونم که 10 سال پیش درباره عشق رو اورد با هم ببینیم،اون VHS های قدیمی،زبانی که هیچ چیز ازش نمی فهمیدیم...ولی فیلم ما رو با خودش برد...،در عرض یک هفته،14و15 بار دیدیمش و...یادش بخیرhttp://www.joetsang.net/art/love/magda2.jpg

sepideh-st
08-08-24, 12:46
کیشلوفسکی قصد داشت نسخه ی سینمای این فرمان را هم مثل فیلمی کوتاه در مورد عشق و فیلمی کوتاه در مورد کشتن بسازد. با عنوان «فیلمی کوتاه در مورد حسادت». اما به علت سنگینی این پروژه موفق به انجامش نشد.

admin
08-08-24, 17:10
کیشلوفسکی قصد داشت نسخه ی سینمای این فرمان را هم مثل فیلمی کوتاه در مورد عشق و فیلمی کوتاه در مورد کشتن بسازد. با عنوان «فیلمی کوتاه در مورد حسادت». اما به علت سنگینی این پروژه موفق به انجامش نشد.
اینو که گفتی یه چیز جالب دیگه درباره‌ی کیشلوفسکی یادم اومد. بعد از سه گانه‌ی رنگ‌ها (سفید، آبی و قرمز) کیشلوفسکی می‌گه که قصد داره با سینما خداحافظی کنه. چند مدت بعد پشیمون می‌شه و می‌خواد یه فیلم جدید بسازه ولی این دفعه مرگ به‌ش فرصت نمی‌ده...

sepideh-st
08-08-24, 20:27
این فیلم در سال 2003 به کارگردانی لرس فن تریی یر Lars von Trier و با بازیگری نیکل کیدمن Nicole Kidman اکران شد. داگویل آمیخته ای ست از تآتر آموزشی به سیاق برشت و سینما. که براساس نمايشنامه اي از برتولت برشت ساخته شده است.


http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/0/00/405px-Dogville_movie.jpg/250px-405px-Dogville_movie.jpg
فيلم داستان دختري به نام گريس است كه به دهكده اي به نام داگويل پناه ميبرد و مردم دهكده به شرط اينكه او ظرف دو هفته بتواند رضايت مردم را جلب كند رضايت ميدهند تا او در كنارشان به زندگي ادامه دهد. گريس به خانه هاي مردم شهر ميرود و در كارهاي روزانه به آنها كمك مي كند. گريس در ازاي كاري كه مي كند پول دريافت مي كند و كم كم دلباخته مردي از اهالي روستا به نام تام مي شود. اوضاع تا زماني كه مردم شهر نفهميده اند كه گريس از دست گنگسترها فراري است به خوبي پيش ميرود اما بعد از آن مردم شهر با اين استدلال كه گريس بايد بخاطر خطري كهمتوجه مردم شهر مي كند بيشتر كار بكند و كمتر پول بگيرد، شروع به بهره كشي از او مي كنند. کم کم وضعيت به شكلي مي شود كه گريس روزها مثل يك برده كارهاي اهالي را انجام ميدهد و شبها نيز مورد بهره كشي جنسي توسط اهالي دهكده قرار مي گيرد و او را آنقدر خوار و ذليل مي كنند كه او را مانند يک سگ به زنجير مي بندند تا از دست آنها فرار نكند و در همان حال نيز به بهره كشي از او ادامه مي دهند. در آخر تام او را به رئيس گنگسترها مي فروشد، اما با آمدن رئيس گنگسترها مي فهميم كه گريس در واقع دختر رئيس گنگسترهاست كه بخاطر آنكه در كارهاي خلاف پدر شريك نباشد به آن دهكده فرار كرده است. در پايان گريس با كمك پدرش انتقام سختي از مردم دهكده مي گيرد...
داگويل نام روستايي در قلب كوهستانهاي امريكاست اما داگويل تنها در مورد يک شهر کوچک نيست بلکه در مورد کل جامعه بشري است. گريس نماد طبقات پايين جامعه (يا كشورهاي جهان سوم) و انسان هايي است که قلب هاي پاک دارند و از فداکاري و کمک به ديگران هراسي ندارند و مردم شهر نماد طبقات متوسط و بالاي جامعه (و شايد هم کشورهايي مثل آمريکا) هستند که تنها به خود و زندگي شان (يا منافع ملي خودشان) مي انديشند و دور خود ديوارهاي فرضي کشيده اند. اين دسته با سگي خود انسان ها بي پناه مثل گريس را استعمار مي کنند و فکر مي کنند آدم هاي ضعيف براي خدمت به آنها خلق شده اند و با رفتار هاي خود آنقدر به آنها فشار مي آورند تا آنها به سگ هايي درنده تبديل کنند. اين فيلم به ظالمان هشدار مي دهد که اگر روي قدرت به دست اين افراد بيافتد انتقام انها سخت خواهد بود و اين سگ ها که خود تربيت کرده اند به جان آنها خواهند افتاد. در اين ميان تام نماد قشري است كه ارزشها را يا مي‌شناسند و يا وانمود مي‌كنند كه مي‌شناسند اما در ميدان عمل تهي و پوشالي هستند. عشقي كه بين او و گريس ايجاد شده تلويحاً عشق انسان وارسته به ارزشهاست اما همين انسان وقتي منافع را در خطر مي‌بيند ارزشها را زير پا مي‌گذارد و از روي غريزه عمل مي‌كند.
در واقع گريس براي فرار از منجلاب پدر خود را در منجلابي بدتر غرق مي كند.
تمام فيلم در يک استوديو در سوئد فيلمبرداري شده . داگويل شهري است که خانه هاي آن ديوار ندارند و به جاي ديوار روي زمين استوديو با رنگ سفيد خط هاي فرضي کشيده شده. بين اين خانه هاي فرضي روي زمين اسم خيابان ها را نوشته اند. شهر يک معدن فرضي هم دارد که در واقع تنها چند تکه چوب بيشتر نيست. به اين ترتيب همه چيز در داگويل فرضي است به جز آدم هاي شهر. نبودن ديوارها موجب مي شود که ما درآن واحد بتوانيم تمام مردم شهر را ببينيم. و شايد اين روايت طعنه اي باشد بر زندگي ما در قرن 21 كه حتي خصوصي ترين لحظاتمان هم با امكانات جديد مي توانند در معرض ديد همگان قرار گيرند و ديگر در اين قرن چيزي به اسم حريم خصوصي وجود خارجي نداشته باشد. شايد هم فون تريه ميخواسته كه بيننده را در جايگاه خدا قرار دهد تا بتوانند سير تبديل شدن آدميت به سگي را به طور كامل مشاهده كند.
به هرحال داگويل فيلمي است كه ارزش بارها ديدن را دارد.

sepideh-st
08-08-25, 14:40
یک فیلم جذاب و دیدنی به کارگردانی كوینتین تارینتینو (Quentin Tarantino)که در سال 1994 اکران شد و 43 جایزه از جمله اسکار بهترین نویسنده رو گرفت...البته ناگفته نماند که فیلمنامه اون رو هم خود تارانتینو با همکاری راجر اواری (Roger Avary) نوشته
بازیگران: تیم راس (Tim Roth)، جان تراولتا (John Travolta)، ساموئل ال جكسون (Samuel L. Jackson) آماندا پلامر (Amanda Plummer)، بروس ویلیس (Bruce Willis)، آما تورمن (Uma Thurman)
http://filmcity.ir/Poster/Pulp_Fiction.jpg

داستان با دزدی یک زوج در کافه ای شروع می شود از طرف دیگر وینسنت (جان تراولتا) و جولز (ساموئل ال جكسون) دو آدمکش حرفه‌ای برای بدست آوردن سندی پر ارزش وارد یک آپارتمان می‌‌شوند و سه نفر از ساکنان آنجا را به قتل می‌‌رسانند. شب هنگام وینسنت از طرف رئیسش ماموریت پیدا می‌کند تا همسر او، میا (آما تورمن) را به گردش ببرد. وقتی میا بیش از اندازه از هروئین های وینسنت استفاده می‌کند به اغما فرو میرود...
از خصوصیات جالب و تاراتتینویی فیلم اینه که همه چیز به طرز منحصر به فردی به هم مرتبط میشه و حاصل کار فیلمیه که از دیدنش خسته نمی شید و چندین بار با علاقه می بینید

maisam
08-08-25, 15:13
فیلمی که باعث شد سرانجام آل پاچینو بعد از 8 بار نامزد اسکار شدن به جایزه اسکار نائل بشه ........



کارگردان : Martin Brest (http://www.imdb.com/name/nm0000976/) که کلا زیاد فیلم کارگردانی نکرده ولی در کارنامش فیلمهایی نظیر پلیس بورلی هیلز – گیگلی (؟؟!!!) و... دیده میشه



نویسنده : Bo Goldman (http://www.imdb.com/name/nm0325743/) (فیلم نامه ) که در کارنامش فیلمهایی نظیر City hall (که در اون فیلم هم آل پاچینو حضور داشت ) و Meet Joe Black دیده میشه ......

Giovanni Arpino (http://www.imdb.com/name/nm0037097/) که نویسنده نوول بوی خوش زن بوده ....



بازیگران : آل پاچینو در نقش سرهنگ فرانک اسلید >> بدون شک دیگه نیازی به توضیح نداره !

Chris O'Donnell (http://www.imdb.com/name/nm0000563/) در نقش چارلی سیمز که از فیلمهای دیگش میشه The bachelor (که عجب فیلم بدی بود .) و بتمن و رابین (که در نقش رابین بود !) رو نام برد ....



Gabrielle Anwar (http://www.imdb.com/name/nm0000270/) بیشتر معروفتیش بخاطر اینه که مجله People او را بعنوان یکی از 50 زن زیبای جهان در دهه 90 معرفی کرده و براستی هم زیباست ......

تهیه کننده : مارتین برست



موسیقی متن : Thomas Newman (http://www.imdb.com/name/nm0002353/) که در پایین توضیحش رو میدم .......




ژانر : دارم

تگ لاین : Col. Frank Slade has a very special plan for the weekend. It involves travel, women, good food, fine wine, the tango, chauffeured limousines and a loaded forty- five. And he's bringing Charlie along for the ride !!!!!



زمان : 157 دقیقه / کشور :آمریکا / زبان : انگلیسی / رنگی / صدا : Dolby SR (http://www.imdb.com/List?sound-mix=Dolby%20SR&&heading=15;Dolby%20SR) /DVD Released : Yes

MPAA Rating: R >> بیشتر بخاطر حرفهای رکیکی که سرهنگ می زنه .......



حواشی : مارتین برست کارگردان فیلم ، قصد داشته فیلم رو مستقیما وارد شبکه ویدئویی و هواپیمایی بکنه !!!



خلاصه فیلم :

فرانک یک سرهنگ بازنشسته ارتش هست . او کور هست و رفتارش جوری هست که هیچ کس نمی تونه باهاش حتی چند ساعت رو بسازه ....... چارلی هم دانش آموزی است که بدنبال رفتن به دانشگاه هست بعلاوه بدنبال این هست که با کار کردن در روز ThanksGiving خرج سفر به دیارش را تامین کنه .......

با توجه به خلق و خوی بد فرانک او موافقت میکنه که از او در روز عید شکر گزاری مراقبت کنه با توجه به اینکه خواهرزاده فرانک به او میگه که این پول آسونی برای او خواهد بود ........ ولی او اصلا خبر نداره که سرهنگ میخواد عیدش رو در نیویورک بگذرونه !



توضیح :

همون طور که در ابتدای مطلب هم ذکر کردم .این فیلم سرانجام باعث شد که آل پاچینو به جایزه اسکار برسه و واقعا هم چه به حق برسه ........ بدون شک اگه به من بگن 5 تا از بهترین بازیهای دهه 90 رو انتخاب کن مطمئنا یکیش همین نقش آل پاچینو در فیلم بوی خوش زن هست ..........



این فیلم علاوه بر بازی فوق العاده آل پاچینو یک چیز دیگه اش هم فوق العادس و اون داستان بسیار جالب و واقع گرایانه ی فیلم هست !

بطوریکه اگه یخورده فیلم برداری فیلم هم متفاوت بود فیلم رو می شد مستند هم حساب کرد .....

برای گفته ام هم دلیل دارم ........ این فیلم به بهترین نحو ممکن توانسته دغدغه های یک نوجوان دانشجویی که با بورسیه جوان شایسته امریکا به یکی از بهترین کالج های امریکا رفته و با هزار و یک مشکل داره اونجا زندگی میکنه را نشون بده و نشون بده که چطور هیچ وقت جوانان و نوجوانان امروز حتی در روزهای تعطیل و مناسبت نمی تونن با آرامش شبها به خواب برن ........



ولی شاید بشه گفت عجیب ترین نکته در مورد این فیلم سابقه ی کارگردانش هست !!!که از یک طرف، قبل از این فیلم ، پلیس بورلی هیلز (که تی . وی خودمون هم نشونش داد !) رو کارگردانی کرده و بعد از این فیلم هم فیلم مزخرف که چه عرض کنم یکی از بدترین فیلمهای تاریخ سینما یعنی گیگلی (که در لیست 100 تا از بدترین فیلمهای تاریخ سینما در رتبه 36 قرار داره !! و تونسته 4 تمشک طلایی رو از آن خودش کنه !) کارگردانی کرده و از طرف دیگه این فیلم که بنظر من یکی از شاهکارهای سینماست رو کارگردانی کرده ......



در مورد نقش و بازی آل پاچینو در این فیلم صحبت زیاده ، ولی بهتره اول یخورده هم درمورد کریس دی اونیل نقش دوم این فیلم هم صحبت بکنیم ....

کریس دی اونیل تو این فیلم نمی گم بد بازی کرده ولی در قیاس با آل پاچینو خیلی خیلی پایین تره ... البته خوب شاید کنار آل پاچینو که قرار گرفته به چشم نمیاد ....... ولی بطور کلی بنظر من اگه مت دیمون بجاش بازی کرده بود (با سابقه ای که حالا داریم ازش می بینیم !) بدون شک بازی فوق العاده ای از خودش نشون میداد ........

البته کریس دی اونیل هم از نظر شخصیت و هم از نظر تیپ و قیافه یه یه دانشجو 18-19 ساله ی با استعداد آمریکایی می خوره ........

بخصوص از عهده ی صحنه های (صحنه ی ) رومانس فیلم اصلا خوب بر نیومده و نتونسته اون حس خودش رو به تماشاچی القا کنه .......

و اما آل پاچینو ..........

http://www.americanrhetoric.com/images/sentofawoman1.JPG


مطمئنا بارز ترین چیز در مورد نقش آل پاچینو کور بودن او هست که من واقعا موندم چطور تونسته اینجوری بازی کنه .... از نگاه کردنش (که واقعا شاهکار بازی کرده ....شما اگه تونستید 30 ثانیه به جایی خیره بشید و پلک نزنید ؟!! و این کاریه که آل در تمام فیلم می بایست انجام بده و به بهترین نحو اونو انجام میده .....) تا طرز راه رفتنش که شما اگه ندونید طرف بیناست فکر می کنید واقعا کوره !!!

البته ناگفته نماند بازی جیمی فاکس هم توی فیلم RAY دست کمی از بازی آل نداره که او هم به حقش رسید ..... (با جوایز رنگارنگی که گرفت .....)



ولی دو صحنه این فیلم واقعا شاهکاره ...یکی تانگو رقصیدن آل .. و دیگری فِراری روندن آل پاچینو که واقعا دو تا از بیاد ماندنی ترین صحنه های تاریخ سینما هست ....... بخصوص اولی که واقعا خیره کننده است ........



موسیقی متن فیلم هم که توسط Thomas Newman (http://www.imdb.com/name/nm0002353/)کار شده که اگه به سابقش نگاه کنید مطمئنا بارز ترین فیلمش The Green Mile (http://www.imdb.com/title/tt0120689/) (1999) دالان سبز (یا حالا هر چی دیگه که ترجمه فارسیش هست !!) هست که اون هم یکی از بیاد ماندنی ترین فیلمهای تاریخ سینماست و البته تی وی خودمون هم تا حالا یه 5-6 باری سانسور شدش رو نشون داده !

تو این فیلم هم کارش خیلی خوبه و سبک موسیقیش خیلی با فیلم همخونی داره ....... بخصوص در صحنه رقص تانگو که عرض کردم یکی از بهترین کارهاش رو ارائه کرده و به اون صحنه زیبایی دو چندانی بخشیده !

فیلم برداری هم در سطح قابل قبولی قرار داره ولی بعضی جاها یخورده ریتمش تند میشه ......

تدوین فیلم هم مثل فیلم برداری از نقاط ضعف فیلم نیست ولی چند صحنه رو میشد حذف کرد .....



و اما کارگردانی ........

همون طور که گفتم این کارگردان سابقه ی درخشانی نداره ولی تو این فیلم بدون شک یکی از بهترین کارهاش رو ارائه کرده و به بهترین نحو از تمام عوامل فیلم بازی گرفته و صحنه هارو بازسازی کرده .......



فقط یکی دو نکته رو باید ذکر کنم

یکی اینکه این فیلم از لحاظ زبان زیاد ثقیل نیست و میشه راحت فهمیدش ولی بعضی حرف هایی که آل پاچینو میزنه اصلا برای زیر 16 سالها مناسب نیست !



و دوم با زیر نویس فارسی این فیلم هم تو بازار موجوده !!!



از نقش های اول فیلم که فاصله بگیریم بقیه عوامل هم به نوبه ی خودشون زیاد بد بازی نکردن :

از جرج ویلیس (با بازی Philip Seymour Hoffman (http://www.imdb.com/name/nm0000450/) ) گرفته کسی که به ظاهر دوست چارلی هست در باطن به خاطر خطری که تهدیدش میکنه و کاری که دستش داره تعارفش میکنه و باباش از متولیان مدرسه است و خلاصه بگم از پارتی دارهای مدرسه است ....... و در واقع فقط با دوستاش میخوان فقیر بودن چارلی رو به رُخش بکشن و اذیتش کنن .......

تا هری هاویمیر (با بازی Nicholas Sadler (http://www.imdb.com/name/nm0755556/) ) کهاو هم یکی از دوستان جرج ویلیس و درست مثل جورج باباش از کله گنده های مدرست و بهمین دلیل هم هر کاری میخواد تو مدرسه میکنه و فقط برای حفظ آبروش تعارف چارلی میکنه تا . علیه او حرف نزنه ........

و البته این دو تا ،دو تا دیگه دوست هم بنامهای ترنت و جیمی ( با بازیهای Todd Louiso (http://www.imdb.com/name/nm0521974/) و Matt Smith (http://www.imdb.com/name/nm0809286/) ) دارن که اون دو تا هم تونستن از عهده ی نقش بچه هایی که هیچ کاری بلد نیستن و فقط مطیع و مقلد یک نفر هستن و از او پیروی میکنن بر بیان .. بنظر من !

فقط یک چیز دیگه اگه کلا حوصله فیلمهای طولانی رو ندارین این فیلم رو نبینین چون 150 دقیقه هست و بعضی جاهاش یخورده خسته کننده میشه که این ضعف تدوین گر فیلم رو می رسونه ولی در همون صحنه هام میشه از بازی فوق العاده آل لذت برد ......



ولی اگه دنبال فیلمی هستید که بازیهای شاهکاری و طبیعی داره و از داستان واقع گرایانه ای برخوردار باشه حتما این فیلم رو ببینید ولی کلا اگه دنبال فیلمای اکشن و بزن بزن و اینا هستید اصلا به این فیلم فکر هم نکنید !!!

http://www.impawards.com/1992/posters/scent_of_a_woman_ver1.jpg

maisam
08-08-25, 15:44
این فیلم در سال 2003 به کارگردانی لرس فن تریی یر Lars von Trier و با بازیگری نیکل کیدمن Nicole Kidman اکران شد. داگویل آمیخته ای ست از تآتر آموزشی به سیاق برشت و سینما. که براساس نمايشنامه اي از برتولت برشت ساخته شده است.



http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/0/00/405px-Dogville_movie.jpg/250px-405px-Dogville_movie.jpg
فيلم داستان دختري به نام گريس است كه به دهكده اي به نام داگويل پناه ميبرد و .....



-------------------------------------
با اجازه از دوست عزیز
اطلاعات کاملتری از این فلیم، کارگردان و فیلمنامه نویس رو برات میزارم.
-------------------------------------
http://www.hollywoodjesus.com/movie/dogville/splash.jpgداگويل رمان تصويري نه فصلي است كه توسط لارس فون تريه دانمارکی و بر اساس نمايشنامه‌اي عميق و فلسفي از برتولت برشت ساخته شده است. نمي‌دانم فون تريه چه بلايي بر سر نمايشنامه آورده اما نتيجه شاهكاري مثال زدني است. فيلمي كه بار هرمونتيكش بر ساختار فرماليستي‌اش مي‌چربد و مي‌كوشد انسان را و تنها انسان را در موقعيتي قائم به خلقت و سرنوشت نقد كند. داگويل حرفهاي بسياري دارد و بهتر است براي تحليل آن ابتدا لايه‌هاي داستان ورق بخورد تا بتوان در خلال مسائل پيچيده مطرح شده به نتيجه گيري مطلوبي دست يافت. داگويل نام روستايي در قلب كوهستانهاي امريكاست اما اين اهميت ندارد، بحث امريكا يا قوميت يا ملت خاصي نيست، مسئله مورد نظر جامعه بشري است. لذا داگويل نماينده كل آدمهايي است كه در جهان آفرينش زندگي مي‌كنند اما چگونه؟ آيا آنها واقعاً زندگي مي‌كنند به روشي كه از نظر فلسفي درست و ارزشمند است؟ اين گونه نيست. اين جامعه به ظاهر متمدن و انسان‌زده از داخل در حال انزوال و پوسيدن است. معني لفظي داگويل هم «سگداني» يا «شهر سگها» است از اين رو داستان از يك باغ‌وحش شروع مي‌شود كه حيوانهاي آن دوپا دارند و ناطق هستند. گريس (با بازي نيكول كيدمن) كه نماينده موهبت الهي، پاكي و صداقت است به عنوان يك هديه تصادفي به اين جامعه تقديم مي‌شود، اما انسان آزمند و وحشي با او چه مي‌كند؟ آنها خود را و از پي آن صداقت و افتخار بشري را به لجن مي‌كشند و فون تريه به خوبي نشان مي‌دهد كه آدمي بخت خود را ويران كرده و رعايت و نگهداري حدود و موازين انساني در قاموسش نيست. گريس خوبي مي‌كند و بدي مي‌بيند. اين البته في‌نفسه چيز جديدي نيست اما نحوه ارائه آن تغيير كرده است. از طرفي در اين جامعه پرآشوب آيا واقعاً كسي وجود ندارد كه سرش به تنش بيارزد؟ فون تريه ما را گمراه مي‌كند و ابزار اين كار تام است. تام سنبل آدمهايي است كه ارزشها را يا مي‌شناسند و يا وانمود مي‌كنند كه مي‌شناسند و در ميدان عمل تهي و پوشالي هستند. عشقي كه بين او و گريس ايجاد شده تلويحاً عشق انسان وارسته به ارزشهاست اما همين انسان وقتي منافع را در خطر مي‌بيند ارزشها را زير پا مي‌گذارد و از روي غريزه عمل مي‌كند. گويي بدبيني فون تريه (يا برشت) لبه تيزي دارد كه نشان مي‌دهد جامعه بشري تمام شده و اگر خوب وجود داشته باشد از روي اراده و پنداري غريزي و قهقرايي است. درماني وجود ندارد و هرچه هست پليدي است. آدمهاي فيلم ابتدا خود را منزه جلوه مي‌دهند؛ همان چيزي كه تك تك ما در برخوردهاي اوليه انجام مي‌دهيم و از بيان حقايقي تلخ درباره شخصيت خود ابا داريم. با پيشبرد داستان، آدمها كم‌كم چهره عوض مي‌كنند و ديو دروني‌شان از پيله اختفا و دورنگي بيرون مي‌آيد و در انتهاي فيلم متوجه مي‌شويم كه حقيقتاً در يك سگداني زندگي مي‌كنيم. بعد از تماشاي فيلم انسان از خودش منزجر مي‌شود و اولين سوال اين است كه ما كداميك از اين آدمهاي به استحاله رفته هستيم؟
فيلم تنها يك لوكيشن دارد و خانه‌ها و خيابانها با خطوط سفيد مشخص شده‌اند و فيلمبرداري در اغلب سكانسها دستي و روي شانه است. اين كه صحنه‌هاي فيلم شبيه تئاتر است و ديوار و پنجره انتزاعي هستند و ديده نمی شوند چه دليلي دارد؟ قطعاً فون تريه قصد نداشته يك تله‌تئاتر يا به عبارتي سينما‌تئاتر توليد كند. اين كار از روي عمد و به درستي انجام شده است. فون‌تريه مي‌خواهد بيننده در جاي خدا نشسته باشد و از چشم يك الهه به وقايع بنگرد و تحليل بكند. دليلش اين است كه ديوارهاي نمي‌توانند جلوي ديدگان خداوند را بگيرند و او طبق اعتقاد همه اديان توحيدي «ناظر بر اعمال انسانهاست.» پس، ما ديوارها و حتي درختان و مناظر اطراف شهر را نمي‌بينيم. هرچه هست آدمها و روابط بين آنهاست. يكي از سكانسهاي نمادين و عجيب فيلم جاييست كه شهروند كور در خانه نشسته و گريس پنجره را باز مي كند و در پشت پنجره هرچه هست نور و جنگل است (تنها جايي كه در فيلم يك منظره طبيعي مي‌بينيم). اين سكانس به طور استعاري نشان مي‌دهد كه انسانهايي كه نمي‌بينند بيشتر به طبيعت و خاستگاه خود نزديك‌ترند و آنهايي كه چشم دارند تنها نظر بر منظر پليديها انداخته‌اند. هرچند كه با بسته شدن پنجره او لامسه را جايگزين بينايي مي‌كند و به جاي ديدن زشتيها آنها را لمس مي‌نمايد. پدر گريس (با بازي جيمز كان) نماد خود خداست، آن پروردگاري كه جبار است و انسانها را به خاطر زير پا گذاردن درستي و صداقت مستحق عقوبت و عذاب مي‌بيند. ديالوگهايي كه بين گريس و پدرش رد و بدل مي‌شود نشاندهنده اين واقعيت است. در اينجاست كه به قدرت لايزال پدر گريس و اينكه همه چيز بر اساس تصميم و اراده او مي‌تواند تغيير و دگرگوني داشته باشد مي‌توان پي برد. هرچند فيلم از نظر جامعه‌شناسي نيز قابل تامل است و به خوبي نشان مي‌دهد كه محيط و ناهنجاريها چگونه مي‌توانند بر انسان در درجه اول و ارزشهاي او در درجه دوم تاثيرات منفي داشته باشند. در انتهاي فيلم همه آدمهاي بدكار به مجازات مي‌رسند و به جز يك سگ هرموجود زنده‌اي كه در داگويل وجود دارد كشته مي‌شود. اين سگ با خطوط سفيد روي زمين نقاشي شده و در كل فيلم تنها صدايش را مي‌شنويم اما در سكانس انتهايي اين نقاشي بر يك سگ واقعي فيد مي‌شود؛ استعاره از اينكه وقتي شرارت از بين مي‌رود حقيقت و درستي رنگ مي‌گيرد و حيات پيدا مي‌كند. فيلم به طور كلي نقد انسان است. انساني كه نمي‌بايست خود را فراموش بكند و همواره از خالق خود بهراسد. البته توجه به خدا كه http://www.hollywoodjesus.com/movie/dogville/37.jpgدر فيلم مشهود است از اعتقادات كارگردان نشات گرفته است؛ كما اينكه مي‌دانيم فون تريه مذهب‌گرا و كاتوليك است. اين روز واقعه و رستاخيزي كه در داگويل به نمايش درآمده قصد دارد نقش عقوبت و مجازات را دو چندان كند اين كار به خوبي به انجام رسيده است. داگويل فلسفه خلقت و زندگي است و اصالت غريزه را نكوهش مي‌كند. در انتهاي فيلم تنها يك سوال باقي مي‌ماند، چه درماني براي اين بيماري فلسفي-اجتماعي وجود دارد؟ فون تريه جواب را به عهده ما گذارده است. داگويل فيلمي ناتوراليستي و ارزش‌مدار است و نوعي دلسوزي براي جنس انسان را نيز در زمينه دارد. بايد فون‌تريه را براي دقت در ميزانسن، نور، دكوپاژ و بازيها تحسين كرد. بايد كوشش كرد كه سرنوشت داگويل براي دنياي واقعي ما (يا داگويل واقعي) تكرار نشود. به اميد آن روز.

درباره برتولت برشت
برتولت برشت (۱۰ فوریه (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B0_%D9%81%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87) ۱۸۹۸ (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B8%DB%B9%DB%B8_%28%D9%85 %DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C%29&action=edit) - ۱۴ اوت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B4_%D8%A7%D9%88%D8%AA) ۱۹۵۶ (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B9%DB%B5%DB%B6&action=edit)) نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر و شاعر آلمانی بود.او را بیشتر به عنوان نمایشنامه‌نویس و بنیانگذار تئاتر (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1) حماسی، و به‌خاطر نمایشنامه‌های مشهورش می‌شناسند. اما برتولت برشت علاوه بر این که نمایشنامه نویسی موفق و کارگردانی بزرگ بود، شاعری خوش‌قریحه نیز بود و شعر‌ها، ترانه‌ها و تصنیف‌های پر‌معنا و دل‌انگیز بسیاری سرود.
او سرودن شعرهایش را در ۱۵ سالگی و پیش از نمایشنامه‌نویسی آغاز کرد و نخستین سروده‌هایش را بین سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۷ سرود و آنها را در نشریات محلی منتشر کرد. در سال ۱۹۱۸، هنگامی که به خدمت سربازی اعزام شد افزون بر کار در بیمارستان نظامی پشت جبهه، سروده‌هایش را همراه با نواختن گیتار برای سربازان می‌خواند و آنها را مجذوب نوای گرم و سرود دلنشین خود می‌کرد.
شعرهای نمایشی برشت را از مهم‌ترین آثار او دانسته‌اند. اینها شعرهایی هستند که به صورت سرود، تصنیف یا ترانه وارد نمایشنامه‌های او شده و به مناسبت‌های موضوعی خاص یا برای غنا بخشیدن به موضوع و افزایش اثرگذاری، به صورت پیش درآمد (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%B1%D8 %A2%D9%85%D8%AF&action=edit)، میان‌پرده، موخره یا در میان متن آورده‌شده‌اند. این شعرها اغلب طنز (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B7%D9%86%D8%B2)آمیز یا هزل‌آمیز هستند و زیر پوستهٔ شوخ‌طبعانهٔ خود مفاهیم بسیار جدی و آگاه کننده داشته و پیام‌رسان ایده‌های نقادانه و اجتماعی برشت هستند. بیشتر نمایشنامه‌های برشت دربرگیرندهٔ یک یا چند سرود، ترانه و شعر است. از آثار او مي‌توان به زندگی گالیله (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C_%DA %AF%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%84%D9%87&action=edit)، ننه دلاور و فرزندانش (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%86%D9%86%D9%87_%D8%AF%D9%84%D8 %A7%D9%88%D8%B1_%D9%88_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8 %AF%D8%A7%D9%86%D8%B4&action=edit)، زن نیک ایالت سچوان (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B2%D9%86_%D9%86%DB%8C%DA%A9_%D 8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%84%D8%AA_%D8%B3%DA%86%D9%88%D8 %A7%D9%86&action=edit)، دایره گچی قفقازی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%87_%DA %AF%DA%86%DB%8C_%D9%82%D9%81%D9%82%D8%A7%D8%B2%DB% 8C&action=edit)، آدم آدم است (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D9%85_%D8%A2%D8%AF%D9 %85_%D8%A7%D8%B3%D8%AA&action=edit)، ارباب پونیتلا و نوکرش ماتی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D9 %BE%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AA%D9%84%D8%A7_%D9%88_%D9 %86%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%B4_%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB% 8C&action=edit)، مادر (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1&action=edit)، سرود آنکه گفت آری و آنکه گفت نه (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%AF_%D8%A2%D9 %86%DA%A9%D9%87_%DA%AF%D9%81%D8%AA_%D8%A2%D8%B1%DB %8C_%D9%88_%D8%A2%D9%86%DA%A9%D9%87_%DA%AF%D9%81%D 8%AA_%D9%86%D9%87&action=edit) اشاره كرد. (منبع: دانشنامه آنلاين ويكيپديا)

درباره لارس فون تريه
http://www.unavuelta.com/Santiago/Cine/Ensayo/01.11.06.04/Lars%20von%20Trier.jpgبا نام اصلى لارس تريه در ۳۰ آوريل ۱۹۵۶ در كپنهاگ دانمارك به دنيا آمد و از سن ۱۵ سالگى جذب دنياى فيلم و سينما شد . فيلم سازی را با كارهای سوپر ۸ و فيلم های ۱۶ ميليمتری آغاز كرد و بعدها برای تحصيل در سينما وارد مدرسه فيلم دانمارك شد . درانجا بيش از ۴۰ فيلم تبليغاتی ساخت و سرانجام در ۱۹۸۳ فارغ التحصيل شد . او را بهعنوان محرك اصلی و احياكننده فيلمسازی در دانمارك می شناسند و معتقدند كه تاثيربسزايی در پيدايش نسل نوی كارگردانان دانمارك و سراسر جهان داشته است . اهميت فيلمهای فون تريه فقط به خاطر نقش محوری او در شكل گيری پيمان دگما ۹۵ نيست ، فيلم هایاو از نطر نوع ﴿گونه﴾ دامنه ای بسيار وسيع دارند و از آونگارد گرفته تا بازسازیكلاسيك های قديمی را شامل می شوند .
نخستين فيلم های كوتاه او از نظر سبك شناسی ، تجربياتی كاملا" ابتكاری در زمينهمضمون و استفاده از نمادها و استعاره ها هستند و بَعدها همين مضامين و استعاره هانقش هايی عمده در فيلم های بلندش ايفا می كنند . وی در بيان سينمايی سبكی ايجادكرده كه از نظر استعاری سنگين و از لحاظ حسی بسيار قوی است .
فون تريه كار خود را با تريلوژی ﴿سه گانه﴾ اروپايی اش با عنوان"تريلوژى اروپا"،بطور همزمان در دانمارك و سراسر جهان تثبيت كرد . فيلم های اين سه گانه با نمايشآسيب های روانی اروپای آينده به خوبی از روی سبك تجربی و شخصی فيلمساز قابل شناسايیهستند .
اين سه فيلم عبارتند از :
۱۹۸۴ - "عنصر جنايت" ۱۹۸۷ - "اپيدميك" ۱۹۹۱ - "اروپا" ﴿"زنتروپا"﴾
در ۱۹۹۱ لارس فون تريه و پيتر آلباك جنسن ﴿تهيه كننده فيلم "اروپا"﴾ شركتفيلمسازی "زنتروپا اينترتينمنتز" را تاسيس كردند كه امروزه به قدرت اول ِ توليدفيلم در كشورهای اسكانديناوی تبديل شده است .
فيلمهاي بلند او عبارتند از:
۱۹۸۴- عنصر جنايت﴿Element of Crime﴾ : لارس فون تريه در ۱۹۸۴ نخستين فيلم داستانی و بلندش با نام "عنصر جنايت" را تكميل نمود كه خودش آن را "فيلم نوار امروزى" قلمداد مى كرد . اين فيلم در جشنواره هاى كن ، شيكاگو ، ومانهايم جوايزى به دست آورد .
۱۹۸۸ - اپيدميك﴿Epidemic﴾ : كه در كن مورد استقبال قرار گرفت .
۱۹۹۱ - اروپا﴿Europe﴾ : يا "زنتروپا" كه جايزه ويژه هيئتداوران كن و جوايز ديگری در جشنواره فيلم استكهلم و پورتوريكو و بلژيك را به خوداختصاص داد .
۱۹۹۶ - شكستن امواج﴿Breaking the Waves﴾ : با ستايش منتقدانهمراه شد . فيلم با بازى اميلى واتسون ﴿كه كانديد اسكار بهترين بازيگر زن هم شد﴾ واستلان اسكارسگارد درباره داستان زندگی زوجی بود كه درگير ماجرايی عاطفی می شدند . شوهری كه از كمر به پايين فلج شده بود به گونه ای غيرعادی عشق همسرش را بهخود امتحان می كرد . او از همسرش می خواست تا با مردان ديگر همخوابه شده و احساسشرا برای وی تعريف كند .
۱۹۹۸ - احمق ها﴿Idiots﴾: يك كمدی غيرمتعارف و ماجراجويانهمحسوب می شد . فيلم به گروهی جوان حدود ۲۰ ساله ء باهوش مى پردازد كه در شورشی برعليه ساختارهای زندگی اجتماعی ، انجمنی تشكيل داده و در آن چون ابلهان رفتار میكنند . احمق ها هرجا می روند هرج و مرج ايجاد كرده و هر كاری بتوانند برای سرزنش وعصبانی و شوكه كردن ديگران مرتكب می شوند .
۲۰۰۰ - رقصنده در تاريكی﴿Dancer in the Dark( : بيورك خوانندهايسلندی در نقش زنی بازی می كرد كه در سال های دهه ۶۰ به امريكا مهاجرت كرده و خيالمی كند وارد دنيای هاليوود شده است ، فيلم نخل طلای كن را برای فون تريه و جايزهبهترين بازيگر زن را برای بيورك به ارمغان آورد .
۲۰۰۴ - داگ ويل﴿Dogville﴾ با بازی نيكول كيدمن در نقش زنى بايك راز خطرناك در سال ۲۰۰۳ توسط او نوشته و كارگردانی شد. فيلم جوايز متعددی ازجشنواره های مختلف سراسر دنيا به دست آورد .

pmn
08-09-09, 02:12
http://www.filmreference.com/images/sjff_01_img0158.jpgمیکل آنجلوآنتونیونی،کارگردان مشهور ایتالیایی،سه گانه ای دارد درباره روابط انسانی(بخصوص زوجها)در دنیای مدرن
1.ماجرا.1960(داستان دختری که در نیمه اول فیلم گم میشودوتلاش دوستش ودوست پسرش برای یافتن او منجربه پاگرفتن رابطه اروتیکی بین دونفر آخر میشود و...)/این فیلم ازپایه های اصلی مدرنیسم سینمای اروپاست در ابتدای دهه60/نقش اول فیلم مونیکا ویتی،ستاره معروف سینمای ایتالیا
2.شب1961(داستان زن وشوهری که بنظر می رسد زندگی زناشویی شان از هرلحاظ به پایان رسیده(ازنظرحسی،جنسی،...)ولی همچنان ادامه میدهندمثل همه زوجهای اطرافشان در فیلم،یک زندگی پراز ملال،تکرار،دروغ،خیانت و...)/با بازی ژان مورو و مارچلو ماسترویانی
3.کسوف1962(داستان آشنایی یک زوج در بازار بورس،کشش،ارتباط **** مداوم وپایان سریع رابطه ازطرف هر دو،سکانس آخراین فیلم در تاریخ سینما بسیار مشهورست(دختروپسرجایی قرار گذاشته اند،دوربین در محل قرار حاضر است،چندساعت،ولی هیچکدام نمی آیند.هر2میدانند که این رابطه تمام شده...)/بابازی مونیکا ویتی وآلن دلون
این3فیلم جوایز زیادی برده اند،که از حوصله این بحث خارجست،گرچه ارزش هیچ فیلمی به جایزه هایی که برده یا نبرده اصلا مربوط نیست
پرسشهای آنتونیونی در این 3گانه اینهاست،دردنیای مدرن عشق هست؟قابل تغییرست؟زناشویی پاسخ سوالهاست یا زندگی زناشویی یک ملال مداوم ،یکنواخت وپرازتکرار ودروغ و اداست؟نام رابطه **** را عشق گذاشته ایم؟چطور انسانی که هرروز در حال دگرگونیست میتواند تا ابد علاقمندبه شخص خاصی بماند؟ اگر بمانددروغی از سر ناچاری نیست؟و...آنتونیونی با نگرش خود در فیلمهایش به این مسایل می پردازد، بنظرم ازدیدگاه آنتونیونی فرجام انسان در دنیای مدرن تنهایی است(موضوعی که در دیگر فیلمهایش هم فراوان به آن پرداخته)
این کارگردان بزرگ سینما حدود25 فیلم ساخته که اکثرا در بازارdvdپیدا می شوند(ماجرا و کسوف با زیرنویس فارسی)
چند کتاب درباره آنتونیونی به فارسی ترجمه شده وهمینطور چندتا از فیلمنامه هاش(ماجرا،شب،کسوف ترجمه شدند)
نکته ای که شاید برای دوستان این سایت جالب باشه اینه که آنتونیونی درس آموخته معماریست ونوع دکوپاژ وفضا سازی کارهاش کاملا با فیلمسازهای دیگه متمایز،کافیه چند نما از کسوف یه ماجرا رو نگاه کنید تا ببینید سرما،فاصله وتنهایی رو چطوری با معماری صحنه نشون میده(کاملا بدون کلام،تصویرمحض)
مثل برگمان وکیشلوفسکی وبیضایی،درفیلمهای آنتونیونی هم بیشتر شخصیتهای اصلی زن هستند،زنها پیچیده ترو عمیقتر هستن وحس ودرک دقیق تری به مسایل دارند...
آنتونیونی جزء بهترین هاست(روزی نیست که به کسوف وفراسوی ابرها فکر نکنیم...)
یک سال و یک ماه از مرگش میگذرد(گرچه آنتونیونی بخاطر سکته عملا سالها بود که روی صندلی چرخدار بسختی زندگی میکرد وحتی نمیتوانست حرف بزند)دلم می خواست یادداشتی برای سالگردش جایی بنویسم،خب با کمی تاخیر،اینجا نوشتم،چه فرقی می کند،اینجا آنجا؟

http://www.massj.com/wp-content/img/antonioni.jpg



ا

maisam
08-09-09, 17:51
سلام
این فیلم نیست. اما پیشنهاد می کنم حتما ببینید...


ضرر نداره




کلیپ1 (http://www.clipser.com/watch_video/33673)
کلیپ2 (http://www.clipser.com/watch_video/438709&mvpageno=1)

Farzan
08-09-09, 21:49
یکی از فیلمهای کیشلوفسکی هست که خیلی تاثیرگذاره(چندبار تا حالا دیدمش)،
فیلمی کوتاه درباره عشق
داستان پسری که آپارتمان روبرویی رو مدام نگاه میکنه ، زنی اونجا ست و...
وطرح مفهوم عشق به عنوان زیرساخت اصلی کار،عشق از چند دیدگاه مختلف
بسیارفیلم خوبیه،ارزش چندین بار دیدن رو داره ومیشه ساعتها دربارش گپ زد...
کیشلوفسکی یک سه گانه هم داره(آبی،سفید،قرمز)که اونهم حرف نداره
(زیرنویس فارسی فیلم هم تو بازارdvdهست)

عاشقشم !
به نظرم فیلم Malena از لحاظ ساختاری یه نکات مشترکی با این فیلم کوتاه داشت اما این فیلم از یه شخصیت بالاتری نسبت به همه ی فیلم هایی که تو این ژانر دیدم برخوردار بود. کیشلوفسکیه دیگه........!!

maisam
08-09-15, 11:14
http://hootan3d.googlepages.com/l_eclisse_cover.jpg

كارگردان: ميكل‌آنجلو آنتونيوني/ نويسنده: ميكل‌آنجلو آْنتونيوني و تونينو گوئرا/ بازيگران: آلن دلون (پيرو)، مونيكا ويتي (ويتوريا)، فرانچسكو رابل (ريكاردو)، ليلا بريجنون، روسانا روري، ميرللا ريچياردي، لوييس سايگنر/ فيلمبردار: جياني دي ونانتسو/ موسيقي: جيوواني فوسكا/ تدوين: ارالدو دا روما / مدير توليد: دانيلو مارچياني/ سياه و سفيد، 118 دقيقه، محصول 1962ايتاليا

برگي از بحران رابطه
ميكل آنجلو آنتونيوني، بعد از «فرياد» (The Cry) زبان سينمايي خويش را مي‌يابد، زباني كه نه تنها فرم و ساختار را متبلور مي‌كند بلكه در حوزه محتوا نيز مي‌تازد و با ته‌نشين كردن نوعي آرامش كه امضاي خود او بر آثارش است به كنكاش زندگي انسان مدرن –هرچند كمتر مي‌توان نشانه‌هايي از تعارض با مدرنيسم در اين آثار يافت- به لحاظ اجتماعي، سياسي و رواني دست مي‌زند؛ كنكاشي كه با فرياد متولد گشت و به سه گانه تفكربرانگيزش اعم از سه فيلم «كسوف» (The Eclpise)، «شب» (The Night) و «ماجرا» (The Adventure) به بلوغ رسيد و در ادامه با «صحراي سرخ» (Red Desert) و «در فراسوي ابرها» (Beyond the Clouds) به تحكيم ساختار رسيد و با آميختن سياست و جامعه‌شناسي و نگرش تاريخي به «حرفه‌: خبرنگار» (Profession: Reporter)، «آگرانديسمان» (Blow Up) و «نقطه زابريسكي» (Zabriskie Point) تبديل شد. او بارها نشان مي‌دهد كه سينما ابزاري توانا براي نفوذ به روابط بي‌پرده انساني است و با تورق روان آدمي به صفحاتي نخوانده و نديده‌اي مي‌رسد كه جز شگفتي و تحير چيزي براي مخاطب باقي نمي‌ماند، شايد از اين روست كه آنتونيوني به شدت فيلمساز مخاطب خاص است و نه مخاطبي كه به فرم روايي كلاسيك و داستانگويي عاميانه در سينما خو گرفته باشد. از اين جهت، سينماي او سينماي ژرف انديش و پر امتداد است و چنان بر آنچه خود را بر آن محاط مي‌كند عميق مي‌گردد كه ريتم (از مبناهاي فرم در سينما) به ايستايي مي‌رسد و بر خويش نظر مي‌افكند. ريتم ايستا و بدون جنجال آثار او به ويژه در سه‌گانه مذكور براي مخاطب عام آزار دهنده و خواب‌آور است. او هيجان را از تصوير مي‌ربايد و به متن اهدا مي‌كند. بله، اين زبان سينما چيزي است كه آنتونيوني آن را ابداع و احيا مي‌كند، بررسي رابطه آدمها و نفوذي روانكاوانه با استفاده از تكنيكهاي فرميك و ساختارهاي سينمايي. اين تكنيكها چيزي نيستند مگر دوربين، نور، بازيها و تدوين و در مجموع ميزانسن‌هاي او هرچه عريان‌تر و هرچه عميق‌تر نمايان مي‌گردند.
ساختار فرماليستي آثار آنتونيوني و به ويژه كسوف، دستكاري فرم روايت و داستانگويي كند و پرهيز از يكي از اركان فرم به نام توازي است، هرچند توازي از فرم كاسته مي‌گردد اما در متن ظهور مي‌يابد و تاويل اثر را با نگاهي عميق‌تر طلب مي‌كند. تاويل آنتونيوني در كسوف و آثار ديگرش تاويلي از نوع كشف نماد يا تعبير رويا آنچه كه روانشاسي مدرن در پيش مي‌نهد نيست، هرچند فيلمهاي او عاري از نماد و استعاره نيستند اما او با در كنار هم چيدن سكانسها دست به توليد تئوري و متني كه بايد كشف گردد مي‌زند به جاي اينكه داستان توليد كند. نمونه بارز اين گفته سكانسهاي اوليه آگرانديسمان است. به هر جهت، اين شيوه در كسوف جايگاه ويژه‌اي دارد و در ماجرا در اوج است. حذف توازي با تقويت عليت در آثار آنتونيوني (به لحاظ فرم كلاسيك روايت در يك اثر دراماتيك) جايگزين مي‌گردد اما عليت نيز در فيلمهاي او سبك و سياق خاص خود را دارد (زني در ماجرا ناپديد مي‌شود؛ نمي‌فهميم چرا و فيلم با اين سوال كه آيا او برخواهد گشت بسته مي‌شود). آدمها در فيلمهاي او حساس، نكته‌سنج، مغموم و پر از نگاه پرسشگر هستند. به راحتي نمي‌توان با آنها ارتباط گرفت و به آساني قابليت همذات‌پنداري ندارند. مخاطب اين فيلمها در ارتباط گرفتن با شخصيتها دچار ترديد مي‌شود چون هرچه پيش مي‌رود تشابهات لازم را براي همراه شدن با آنها در خويش نمي‌يابد؛ اين موضوع حتي از نگاه منتقدين از ضعفهاي آثار او به شمار مي‌روند با اين وصف كه اينها ويژگيهاي سبك‌شناسانه‌اي بيش نيستند.

كسوف، عشق يا رابطه‌اي خاموش؟

http://hootan3d.googlepages.com/Eclipse01.jpg

سكانس افتتاحيه زماني آغاز مي‌گردد كه آنتونيوني قسمت اعظم ماجراها و گفتگوهاي انجام شده بين ويتوريا (مونيكا ويتي) و ريكاردو را از ما مخفي كرده است. اين مساله از ته‌سيگارهاي مانده در زيرسيگاري و سحرگاه بيرون از ساختمان و چراغهاي روشن نمايان است، گويي هر آنچه گذشته به ما مربوط نبوده است و به عنوان گزينشي از پايان يك رابطه نتيجه بحث در اختيار ما قرار مي‌گيرد. به اين ديالوگ ويتوريا دقت كنيد:

«گفتي، مي‌خواستي خوشبختم كني اما آيا نبايد براي ادامه دادن اين رابطه من هم احساس خوشبختي بكنم؟»
اين خلاصه‌اي از آن چيزي است كه منتج شده است. ويتوريا با دنياي ريكاردو در مقام يك مرد بيگانه است، در هر صورت معضل ويتوريا (يا يك زن گرفتار آمده در چنگال زندگي مدرن) عدم ارتباط با درون و بيرون مردي چون ريكاردو است. ريكاردو به عنوان مردي كه نماينده طبقه مرفه و مهمتر از آن روشنفكر مدرن‌زده است بي آنكه بخواهد و جستجو كند نمي‌تـواند محفلي گرم براي آغوش ويتوريا باشد. دكوراسيون خانه ريكاردو و نقاشيهايي كه بر گوشه و كنار روي ديوار كوبيده است فضاي ذهني و عيني اين مرد را آشكار مي‌سازد. اگر روابط بين مرد و زن را به طور از پيش تعيين شده و كليشه‌اي به گونه‌اي در نظر بگيريم كه زن مرد را محلي براي تمايلات اتكا طلبانه و قدرت‌مندانه در نظر آورد و مرد به زن به عنوان بستري براي تظاهر احساس و غرايزش در نظر بگيرد، باز هم نكات گمشده‌اي در رابطه مرد و زن در ابتداي فيلم به چشم مي‌خورد كه مهمترين آنها ملموس نبودن عشق در همپوشاني دو دنياي غريب مرد و زن و تبديل اين وديعه خوشايند به شعر و احساسات متعالي‌اي است كه هيچ‌گاه در عمل جواب نمي‌دهد؛ ويتوريا از دنياي مردانه‌اي كه آن را قبل از آغاز فيلم تجربه كرده فراري مي‌دهد و اين فرار با باز كردن پرده‌ها و تماشاي دنياي بيرون نمود مي‌يابد. رفتن آرام ويتوريا از خانه انعكاس غربت زن امروز از دنياي پر رمز و راز مرد فرداست. آن چيزي كه در بستر جامعه‌اي كه در آينده درگير تقابل و گم كردن ارزشهاي انساني است. آنتونيوني نشان مي‌دهد كه زن‌ها بيشتر نگران كمرنگ شدن اين ارزشها هستند و آن را با دوري كردن از دنياي غريزي مردان بروز مي‌دهند، دقت كنيد به پس زدن ويتوريا از عشق‌بازي با ريكاردو. به طور كلي معضل فيلمساز غربت دو دنياي مونث و مذكر و پيدايش اصطكاك بين اين دو دنياست. ريكاردو سوالهايي صريح مي‌پرسد:
«از كي مرا دوست نداري؟ پاي كس ديگه‌اي در ميونه؟ هر كاري بخواي برات مي‌كنم.»
و پاسخ زن در تعارض با اين صراحت و بي‌پردگي كه خاص بستر روانشناسانه مرد است سرشار از ابهام و سوالهايي نهفته است:
«نمي‌دونم. نمي‌تونم. درست نيست كه اين كارو انجام بدم. اينجا بمونم كه چيكار كنم؟»
عشق معضل آنتونيوني نيست، بلكه ابزار انتقاد از معضلي است كه دنياي مرد و زن را از هم دور مي‌كند. سكانس ابتدايي به لحاظ روانكاوانه درست و ضربتي عمل مي‌كند. چيزي كه بين زن و مرد رو به زوال است و اكنون آنچه متولد مي‌شود قطع رابطه‌اي سرد و خاموش است. در حقيقت، شايد تقابل اين دو دنيا مانعي باشد براي درخشيدن خورشيد عشق، تولد يك كسوف در آغاز فيلم.

تجربه دوباره، غريزه‌مندي آغاز رابطه

http://hootan3d.googlepages.com/Eclipse02.jpg

بخش اعظم فيلم به آشنايي و ايجاد ارتباط جديد بين ويتوريا و پيرو (با بازي آلن دلون) اختصاص دارد. ويتوريايي كه يك تجربه ارتباط با مردان را پشت سر گذاشته است، اين بار با اتكا به غريزه و تبديل آن به شكلي منفعل و تغيير شكل دهنده به عشق رابطه‌اي جديد درمي‌اندازد. ويتوريا عوض نشده است، او زني حساس و درون‌گراست كه هر دم مرد مقابلش را به بوته نقد مي‌كشد و از بيگانگي خويش با او يا او با دنياي ذهني‌اش ابراز ناخرسندي مي‌كند. اين‌بار، در مقام يك زن با تجربه، غريزه را مهار و معنويت ارتباط را فرياد مي‌كند تا گمگشته خويش؛ يا به تعبيري دريافت نقطه اتكا و يافتن حفره‌اي براي مخفي شدن در محفل مردانه را جستجو نمايد.
هرچه از دنياي ريكاردو نمي‌دانستيم اكنون از دنياي پيرو مي‌دانيم و فيلمساز ما را به مقايسه‌اي روانشناسانه و تلويحي بين دو شخصيت دعوت نمي‌كند. ريكاردو را از چند ديالوگ و ميزانسني كه آنتونيوني براي ما چيده است مي‌شناسيم، هرچند اندك اما شناختي عميق وجود دارد. سكانسهاي بيشتري براي معرفت‌شناسي و تحصيل عميق رواني مرد اصلي فيلم يا پيرو وجود دارد؛ بازار بورس و علاقه‌هاي او به اوتومبيل و خوشگذراني در آپارتمان مجللش به صراحت تصوير مي‌گردند. شايد همه اينها چيزهايي باشند كه ريكاردو را از ويتوريا جدا كرده بودند اما آنتونيوني بر اصالت آنها با تاكيد و كند كردن ريتم فيلم در آن تاييد مي‌كند. ويتوريا سعي در تبديل دنياي غريزه‌مند پيرو به دنياي عاطفي و معنوي خويش دارد و فيلمساز انرژي و نيت او را براي انجام چنين كار دشوار و كشنده‌اي به نمايش مي‌گذارد. در نهايت اين نبرد پيروزي ندارد و دوباره به قطع ارتباط مي‌انجامد. دنياي مردانه پيرو دنيايي خالي از احساس است، دنيايي است خشك كه با اعداد و ارقام و پول سر و كار دارد. تاكيد آنتونيوني بر اين موضوع با نمايش سكانسهاي طولاني از بازار سهام و مبارزات پيرو براي نقل و انتقال سهام و كسب درآمد بيشتر كه به زعم ويتوريا شبيه به رينگ بوكس است مشهود است. از طرف ديگر پيرو زن مقابلش را تنها يك زن مي‌بيند، كسي كه بايد او را براي مدتي دوست داشته باشد، با او عشق‌بازي كند چيزي جز پاسخگويي به اميالش در اين رابطه نمي‌يابد. چيزي كه طبيعت دنياي مردانه است و گويي از آن گريزي نيست. پيرو به حد لازم از عطوفت و سرسختي مردانه‌اش بهره مي‌گيرد و آن را در تقابل با دنياي ويتوريا محك مي‌زند. در اينجا، تناقض آشكار دو سوي ارتباط شكل مي‌گيرد و رابطه را دچار بحران ساخته و از آن بستري تاريك و خاموش براي جدايي مي‌آفريند. پيرو از تصاحب ويتوريا به دليل غربت ذاتي دنيايش با دنياي ويتوريا مايوس مي‌گردد و ويتوريا از ساخت و پرداخت پيرو براي دعوت به آغوش خويش كه كيفيتي عاطفي و معنوي دارد نا اميد مي‌گردد. تجربه مجدد ويتوريا محكوم به شكست است چون در عمل مرد به غريزه خويش و زن به طبيعت خود ارجاع داده مي‌شود.

تحليل رواني

http://hootan3d.googlepages.com/eclipse03.jpg

آثار آنتونيوني و به خصوص سه‌گانه، در فراسوي ابرها و اپيزود سوم اروس به شدت نيازمند تحليل و تبسيط روانشناسانه هستند. چنانچه فرويد بيان مي‌كند، اگر شخصيت را مجموعه‌اي از تمايلات، خواستها، علاقه‌ها و هنجارها در نظر بياوريم، براي رفع نقصان در هر يك از اين مولفه‌ها نيازمند مكانيسم دفاعي هستيم كه شخص با اتكا به بخش ناهشيار شخصيت و ضمير ناخودآگاه نهاد آدمي از آنها بهره مي‌گيرد. به نظر مي‌رسد سكوت در فيلمهاي آنتونيوني تركيبي همگون از دو مكانيسم دفاعي «جايگزيني» و «فرافكني» است. اين مكانيسمهاي دفاعي شخصيت، به عنوان كنشهاي طبيعي در ذات رواني انسان مستور هستند و در وقت خودش بروز مي‌يابند. يكي از دلايل سركوب تمايلات در تعريف شخصيت همين غريبگي دنياي مردان و زنان است كه در شخصيت زن فيلم تبديل به سكوت و جايگزيني مي‌گردد. او نقصها را در نقاب خاموشي مخفي مي‌كند و تنها به ابهام و كشف خويش توسط مرد دل مي‌بندد. بازگشت و گرايش به طبيعت به عنوان يك مولفه در مكانيسم دفاعي شخصيت از جمله مواردي است كه در كسوف به چشم مي‌خورد. در يك سكانس ويتوريا با دوستان دنيا ديده‌اش تنها مي‌شود و با تاكيد دوربين بر عكسهايي از طبيعت افريقا، شاهد رقص بومي ويتوريا هستيم. زن ميزبان، عكسهايي از حيوانات درنده –كه اشاره فيلمساز به دنياي طبيعي و غريزي مردان از نگاه زنهاي فيلم است- مفتخر است كه سالها چنين حيواناتي را شكار مي‌كرده است. غريزه مردانه بادكنكي است پوشالي كه توسط نگاه منتقد و عاطفي زن (كه توسط يك شليك نشان داده مي‌شود) مورد هدف قرار گرفته و مي‌تركد. اين همان فرافكني است چون غريزه هرچند در مردان نمود عيني دارد اما نمي‌تواند از فطرت زن جدا باشد؛ ويتوريا اين موضوع را در نقاب سكوت خويش –جايگزيني- مخفي مي‌نمايد. تقايل دنياي مردانه و زنانه تقابلي عميق و درك آن دشوار است، چيزي كه آنتونيوني سعي در بازتاب و كشف رمزهاي رواني آن دارد.

سكانس پاياني؛ سينمايي ناب

http://hootan3d.googlepages.com/MichaelangeloAntonioni.jpg

قرار ملاقات در محل هميشگي. كنار نرده‌هاي چوبي و بشكه قديمي آب. پاره چوبي بر سطح آب شناور است، نمايي از تخطئه پيرو توسط ويتوريا، اگر آب را كيفيت رابطه اين دو نفر بدانيم. انتظار. آدمهايي در ايستگاه اتوبوس. اتوبوسها مي‌آيند و مي‌روند. مادري با فرزندش در كالسكه مي‌گذرد. وقتي انتظار محبوب را مي‌كشند راه رفتن مورچه‌ها بر تنه درخت و عبور و مرور آدمهاي غريبه نيز سرگرم‌كننده است. آب از بشكه سرازير مي‌شود و به جوي مي‌پيوندد. پايان رابطه. شب نزديك است. انتظار. آيا دوربين نگاه پيرو يا ويتوريا است؟ آيا يكي از دو طرف رابطه به محل قرار آمده است؟ خير، اين تنها دوربين سمج آنتونيوني است. انتظار مي‌كشيم و از پايان ارتباط ناخرسنديم. هر لحظه منتظريم تا دست كم يكي از دو نفر به محل بيايد، حتي زني را از پشت با ويتوريا اشتباه مي‌گيريم. خورشيد فرو مي‌نشيند و فضاي سنگين شب حاكم مي‌گردد. اين است نمايش انتظار و درك عميق آن با ابزار سينما در كارنامه آنتونيوني. هر دو طرف رابطه، با پشت سر گذاشتن غريزه و نقض خويش، با اين كه گفته‌آند فردا و پس‌فردا و روزهاي ديگر همديگر را خواهند ديد؛ همزمان تصميم به قطع رابطه مي‌گيرند. دنياي مردان مخصوص مردان و دنياي زنان مخصوص زنان باقي مي‌ماند و هيچ وجه اشتراكي وجود ندارد. ريكاردو و پيرو با سكوت از زندگي ويتوريا حذف مي‌گردند. كسوف آنتونيوني، نمايش تقابل طبيعت دو جنس مخالف انساني است، تقابلي كه از هر روزني براي نفوذ ياري مي‌طلبد و دست آخر آن را مسدود مي‌يابد. فيلم نمايشي غريب از بيگانگي اين دو دنياست، دو دنيايي كه مرد و زن پيرامون خويش مي‌سازند.

hanif
08-09-17, 10:26
ميشه آخرين فيلم نباشه؟
مي خوام يك فيلم خفن بهتون معرفي كنم:vantage point
داستان ترور يك رئيس جمهوره كه 100 بار تكرار ميشه حالا چرا؟
كل داستان تو 15 دقيقه اتفاق مي افته اما اين 15 دقيقه از منظر 8 شخصيت اين فيلم تكرار ميشه
وهر بار يكي از راز هاي ماجرا آشكار ميشه ودر آخر داستان يكي از شخصيت ها رو پيش ميگيره تا به يك سرانجام جالب ميرسه
پيشنهاد ميكنم كه حتمآ ببينيدش.
http://cinephile.files.wordpress.com/2008/03/vantage_point.jpg

pmn
08-09-23, 01:09
هفت ساخته دیوید فینچر،فیلم جنایی پلیسی نفسگیر،پرکشش ،با فیلمنامه ای دقیق،حساب شده وپرمفهوم
http://www.dvdlive.be/images/large/241/seven_01.jpg
داستان قاتلی(کوین اسپیسی) که کسانی را که مرتکب یکی از 7 گناه کبیره شده اند،می کشد تا دنیا را پاک کند...ودوپلیس پیر(با بازی مورگان فریمن)وجوان(با بازی براد پیت)به دنبال پیدا کردن او هستند...
نگاه کنید به زیرساختها وویژگیها وسوالهای فیلم:
فضا:تاریکی(بجز سکانس آخر تمام فیلم درشب می گذرد)،محیط باران خورده،پر از گل وشل،کثیف وپلشت وناامن(براد پیت در تمام فیلم ریش چند روزه ای دارد با سرو وضع نامرتب و...)
گناه:پاک کردن زمین از گناهکاران؟چه کسی می تواند این کار را بکند؟(قاتل مدعی است که برای این کار برگزیده شده وماموران قانون سعی دارند قاتل را دستگیروجان گناهکاران را نجات دهند،کدام درست عمل می کنند؟)
خشونت ویا آرامش ومدارا:بین 2پلیس پیر و جوان مدام در چگونگی برخورد با وضعیتهای مختلف درگیری هست،اولی با خونسردی وآرامش وتجربه،دومی با تندی و خشونت رفتار می کنند ونتایجی که در طول فیلم هم میبینیم...
ارتباط های انسانی ازهم گسیخته،سامرست(مورگان فریمن)سالهاست تنهاست،همسری نداردو...
براد پیت وهمسرش(پالترو)مشکلات زیادی با هم دارند(سکانسهای خانه این زوج در فیلم معروف هستند،از حضور سگها درخانه گرفته بجای بچه تا لرزش دائم خانه با تمام وسایلش بخاطرعبورترن هوایی،به نشانه بدون بنیان بودن این زناشویی وامکان ریزش آن در هر لحظه...)
فیلم مدام به عدد7 ارجاع می دهد،7گناه کبیره،7قتل،7روزطول فیلم،ساعت7درسکانس آخر،7روزتا بازنشستگی سامرست و...
قاتل باسواد وبسیار کتابخوان ست ولی پلیسها نه...(سامرست ساعتها می خواند تا بیشتر موضوع را بفهمد)
اواخر فیلم میفهمیم قاتل بر تمام حوادث مسلط بوده،نه تنها قتلها رابا دقت برنامه ریزی کرده بلکه خودش را هم تسلیم میکند(پلیس قادر به یافتن اش نیست)و مرگش را هم از قبل چیده و...
سکانس آخر فیلم(بعد از حدود 2ساعت در تاریکی گذشتن صحنه ها)که در روز روشن می گذرد نماد صحرای محشرو روز جزا نیست؟
http://www.dnevkino.ru/films-foto/films-seven.jpg
(اگر موافق نیستید 7 را 2باره و چندباره ببینید،شاید...)
می شود ساعتها درباره 7از وجوه مختلف گپ زد،وقت دیگر شاید...
پایان فیلم با فیلمنامه فرق دارد(در فیلم براد پیت جایگزین قاتل شده ودر جایگاه اونشسته...،پایان فیلمنامه را هم چون به فارسی ترجمه شده،خودتان بخوانید!)
اولین بار7را توی سالن آمفی تئاتر دانشگاه دیدم(چندسال قبل)،با صدای بد و تصویر افتضاح...خبلی عالی بود،چند بار دیگر هم رفتم دیدم ولایه های مختلف فیلم را با لذت کشف کردم،هنوز 7رو خیلی دوست دارم(برای همین کارdvdرو که شروع کردیم از اولین فیلمهایی که دوبله وزیر نویس اش رو درست کردیم ،همین 7دیویدفینچر بود...)
فیلمهای دیگر فینچر،بازی،باشتگاه مشتزنی،اتاق امن،زودیاک،هیچکدام به خوبی هفت نیست.
http://pizori.persiangig.com/image/151.jpg

zahra nassiri
08-10-01, 22:55
معرفي و دانلود فيلم








ابريشم‎‎‏
Silk


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/8033The-White-Silk-Dress.jpg

کارگردان: فرانسوا ژيرار. فيلمنامه: فرانسوا ژيرار، مايکل گولدينگ بر اساس رماني از آلساندرو باريکو. موسيقي: ريوايچي ساکاموتو. مدير فيلمبرداري: آلن دوستيه. تدوين: پيا دي چياولا. طراح صحنه: فرانسوا سگوين. بازيگران: مايکل پيت[هروه ژونکور]، کايرا نايتلي[هلنه ژونکور]، کوجي ياکوشو[هارا جوبي]، آلفرد مولينا[بالدابيو]، ميکي ناکاتاني[مادام بلانش]، مارک رندال[لودويچ]، سئي اشينا[دختر]، کنت ولش[شهردار ژونکور]، جون کونيمورا[اومون]. 107 و 112 دقيقه. محصول 2007 کانادا، فرانسه، ايتاليا، انگلستان، ژاپن. نام ديگر: Seta، Soie. برنده جايزه بهترين طراحي لباس و نامزد جوايز بهترين فيلمبرداري-موسيقي- صدابرداري و طراحي صحنه از مراسم جتي، برنده جايزه بهترين فيلمبرداري-طراحي صحنه- طراحي لباس و صدابرداري از مراسم Jutra.
قرن نوزدهم، فرانسه. هروه ژونکور پس از بازگشت به شهر کوچک زادگاه خود از سوي بالدابيو براي آوردن کرم ابريشم از کشورهاي ديگر اجير مي شود. هدف بالدابيو توليد ابريشم مرغوب و دستيابي به ثروت و رونق دادن شهر است. سفر اول هروه با توفيقي اندک همراه است. از اين رو بالدابيو وي را براي سفري طولاني و سخت روانه مي کند. اين بار مقصد ژاپن و محل اصلي پرورش کرم ابريشم است که راه يافتن به آنجا کاري پر مخاطره است. هروه بعد از طي مسيري سخت و دراز وارد دهکده اي مي شود که محل اصلي پرورش کرم ابريشم است. در آنجا با دختري زيبا آشنا مي شود که محبوب ارباب محلي است و کم کم شيفته او مي گردد. آندو بدون اين که قارد به تکلم به زبان يکديگر باشند، سعي مي کند تا با يکديگر ارتباط برقرار کنند. اين در حالي است که همسر جوان و زيباي هروه که به تازگي با وي ازدواج کرده، در شهر زادگاهش انتظار او را مي کشد. هروه با باري پر ارزش به شهر خود بازمي گردد و بالدابيو را خشنود مي کند. اما خود در صدد بازگشت به دهکده ژاپني و يافتن محبوبي است که بيم مرگ او مي رود.

چرا بايد ديد؟
فرانسوا ژيرار متولد 1963 سن فليسين، کبک کانادا است. با ساختن ويديو آرت از دهه 1980 شروع به کار کرد و بعد از تاسيس شرکت زون پروداکشنز تعدادي فيلم کوتاه تجربي نيز ساخت.از 1989 تمام نيروي خود را براي اسخت فيلم بلند متمرکز کرد. ابتدا فيلم محموله و در سال 1993 فيلم 32 فيلم کوتاه درباره گلن گولد را ساخت که هفت جايزه بين المللي از جمله جوايز اصلي جشنواره هاي تورنتو سائوپولو را به دست آورد. در فاصله سال هاي 1993 تا 1998 فقط سه فيلم مستند تلويزيوني با محوريت موسيقي ساخت. در 1998 با فيلم ويولن قرمز جايزه اسکار بهترين موسيقي و 19 جايزه بين المللي معتبر را به دست آورد و شهرتي جهاني کسب کرد. ابريشم سومين فيلم اوست که با فاصله اي نزديک به يک دهه فترت آن را کارگرداني کرده و در طول اين مدت هيچ ردي از او در منابع مکتوب يا اينترنتي به چشم نمي خورد.
آلساندرو باريکو متولد 1958 تورينو، داستان‌نويس مشهور ايتاليايي است که خواننده فارسي زبان نيز او را از وراي ترجمه مشهورترين کتابش-ابريشم- و نمايشنامه نووچنتوکه بر اساس آن جوزپه تورناتوره فيلم افسانهٔ 1900 را ساخته مي شناسند. باريکو داستان ابريشم را بر اساس زندگي واقعي فيليپ کارلسن قاچاقچي فرانسوي کرم ابريشم نوشته که همسري در زادگاه و محبوبي در انتهاي دنيا داشته است. تا اينکه همسرش به او شک مي کند و ارباب محبوبه نيز...
بديهي است پايان چنين قصه اي درباره عشق، حسادت و خيانت بايد تلخ باشد که در اينجا به مرگ همسر ناکام و شايد محبوبه؟ منتهي مي شود. هروه نيز با پرداختن به باغ همسر متوفايش روزگار را سر مي کند. انتخاب چنين داستاني از سوي ژيرار پس از توقفي چند ساله چه علتي مي تواند باشد. به او همه فيلم هايش ربطي به دنياي موسيقي و مردان و زنان اين دنيا داشتند، چه ارتباطي دارد. کجا رفته است آن شور و حرارتي که از هر فريم ويولن قرمز ساطع بود؟
ابريشمي که او از کتاب باريکو با صرف 20ميليون دلار بافته، فقط به درد چرت زدن مي خورد. اقتباسي فاقد انرژي و بداعت، بي روح و کسل کننده که جز درخشش کوتاه آلفرد مولينا هيچ ندارد. از اين روست که تماشاگر اشنا با او و باريکو پاسخي دندان شکن در گيشه به تهيه کننده داده و با ريختن تنها يک ميليون دلار به پاي اين فيلم، جايگاه و ارزش نقادانه آن را نيز به زبان بي زباني اعلام کرده اند. کتاب باريکو که شهرت و ارزشي همپاي جاناتان ليونگستن مرغ دريايي براي دوستداران ادبيات دارد، تبديل به فيلمي پيش پا افتاده شده که فوج هنرپيشگان بي المللي و خوش سيمايش نيز قادر به افزودن اندکي جذابيت به آن نيستند. راست گفته اند: هنر را بايد در اوج رها کرد. شايد بهتر بود ژيرار هرگز از لاک خود خارج نمي شد!
ژانر: درام، عاشقانه. براي مشاهده تصاويري از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0494834/photogallery)


http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال)http://rapidshare.com/files/89319438/silk-re-svd.part1.rar (http://rapidshare.com/files/89319438/silk-re-svd.part1.rar)
http://rapidshare.com/files/89320051/silk-re-svd.part2.rar (http://rapidshare.com/files/89320051/silk-re-svd.part2.rar)
http://rapidshare.com/files/89319241/silk-re-svd.part3.rar (http://rapidshare.com/files/89319241/silk-re-svd.part3.rar)
http://rapidshare.com/files/89319563/silk-re-svd.part4.rar (http://rapidshare.com/files/89319563/silk-re-svd.part4.rar)
http://rapidshare.com/files/89319538/silk-re-svd.part5.rar (http://rapidshare.com/files/89319538/silk-re-svd.part5.rar)
http://rapidshare.com/files/89319758/silk-re-svd.part6.rar (http://rapidshare.com/files/89319758/silk-re-svd.part6.rar)
http://rapidshare.com/files/89320044/silk-re-svd.part7.rar (http://rapidshare.com/files/89320044/silk-re-svd.part7.rar)
http://rapidshare.com/files/89319612/silk-re-svd.part8.rar (http://rapidshare.com/files/89319612/silk-re-svd.part8.rar)
رمز فايل: areg

zahra nassiri
08-10-01, 22:56
دانلود فيلم مستند و ورزشي






مرگ ستاره
Death of a Star
http://www.mobin-group.com/image/reg/images/76030ky3re7wwdujjpcd.jpg
مستند مرگ ستاره
محصول PBS Nova
Why do stars explode and how is the energy generated? What is the effect of all those little “aftermath” particles floating through space? Nova: Death of a Star is a 60-minute science documentary that explores rare astronomical events in all their dimensions. The film features the 1987 explosion of a supernova — first observed by a Canadian astronomer in Chile — and discusses its impact on the universe. Witness the celestial phenomena that baffles the scientific community as you travel from South America to Japan to Cleveland. A discussion of supernova neutrinos is a special highlight of the tape. ~ Kathleen Wildasin, All Movie Guide.
http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود
http://rapidshare.com/files/145333751/nova.doas.part1.rar (http://rapidshare.com/files/145333751/nova.doas.part1.rar)
http://rapidshare.com/files/145333661/nova.doas.part2.rar (http://rapidshare.com/files/145333661/nova.doas.part2.rar)
http://rapidshare.com/files/145333658/nova.doas.part3.rar (http://rapidshare.com/files/145333658/nova.doas.part3.rar)
http://rapidshare.com/files/145333669/nova.doas.part4.rar (http://rapidshare.com/files/145333669/nova.doas.part4.rar)
http://rapidshare.com/files/145351592/nova.doas.part5.rar (http://rapidshare.com/files/145351592/nova.doas.part5.rar)
http://rapidshare.com/files/145351319/nova.doas.part6.rar (http://rapidshare.com/files/145351319/nova.doas.part6.rar)
http://rapidshare.com/files/145358830/nova.doas.part7.rar (http://rapidshare.com/files/145358830/nova.doas.part7.rar)
http://rapidshare.com/files/145587905/nova.doas.part8.rar (http://rapidshare.com/files/145587905/nova.doas.part8.rar)

رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
08-10-02, 21:22
معرفي و دانلود فيلم








ماما ميا!‏‎Mamma Mia


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/6867mamma_mia.jpg

کارگردان: فيليدا لويد. فيلمنامه: کاترين جانسون بر اساس کتابي از خودش. موسيقي: بني اندرسون. مدير فيلمبرداري: ‏هريس زامبرلوکوس. تدوين: لزلي واکر. طراح صحنه: ماريا ديورکوويچ. بازيگران: آماندا سيفريد[سوفي شريدان]، ‏استلان اسکارسگارد[بيل اندرسون]، پيرس برازنان[سام کارمايکل]، نانسي بالدوين[دستيار سام]، کالين فيرث[هري ‏برايت]، هيتر امانويل[خدمتکار هري]، کالين ديويس[راننده هري]، ريچل مکداول[ليزا]، اشلي ليلي[الي]، مريل ‏استريپ[دانا شريدان]، جولي والترز[رزي]، کريستين برانسکي[تانيا]. ١٠٨ دقيقه. محصول ٢٠٠٨ انگلستان، آمريکا، ‏آلمان. نام ديگر:‏‎ Mamma Mia! The Movie‏.‏
سوفي شريدان ٢٠ ساله سرگرم تدارک جشن ازدواج خود با دوست پسرش اسکاي است. اين واقعه در هتل مادرش دانا ‏در جزيره يوناني رخ خواهد داد، اما سوفي يک چيز براي برگزاري اين جشن کم دارد: يک پدر.‏
سوفي که دفتر خاطرات مادرش را يافته، بعد از مطالعه قسمت هايي که مربوط به ٢٠ سال قبل مي شود، درمي يابد که ‏دانا در آن مقطع با سه مرد دوست بوده است. او که شک دارد کدام يک از مردها پدر واقعي اش باشند، پس نامه هايي به ‏هر سه نفر نوشته و آنها را به جزيره دعوت مي کند تا قبل از به صدا در آمدن ناقوس عروسي هويت پدر واقعي خود را ‏کشف کند. سام کارمايکل، بيل اندرسون و هري برايت همزمان به جزيره مي رسند، اما دانا از ديدار آنها و مخصوصاً ‏سام به هيچ وجه خشنود نيست. تلاش هاي سوفي براي کشف حقيقت نيز راه به جايي نمي برد تا جايي که هر سه نفر ‏خود را پدر واقعي او مي پندارند. زمان ازدواج سر مي رسد و سوفي که قصد دارد نام پدر واقعي اش را در عروسي ‏اعلام کند ناگهان با حوادثي غير مترقبه روبرو مي شود...‏

‏چرا بايد ديد؟
آيا کسي هست که فيلم شب بخير، خانم کمپبل!(١٩٦٨) ملوين فرانک را به ياد بياورد؟ ماجراي زني ايتاليايي(جينا ‏لولوبريجيدا) که سه سرباز متفقين مي پنداشتند پدر تنها دختر وي هستند!‏
خوب، اگر يادتان نمي آيد هم جاي نگراني نيست. چون همين يکي دو خط بالا چکيده همه قصه ماما ميا! هم هست و ‏کاترين جانسون با الهام از اين فيلم يکي از مشهورترين نمايش هاي موزيکال دهه ١٩٧٠ را تصنيف کرده است. نمايشي ‏که در صحنه هاي نيويورک و برادوي خوش درخشيده و البته اين درخشش و اشتهار بيشتر از آواز هاي گروه ‏ABBA‏ ‏ناشي مي شود که اگر ترانه ها را به ياد نياوريد، به محض شنيدن شان در فيلم خاطرات قديمي براي تان زنده خواهد شد. ‏ماما ميا! نقطه اوجي براي استفاده از موسيقي عامه پسند موسوم به ‏jukebox‏ ي در سينماست و در مقايسه با منبع ‏اقتباس- شب بخير، خانم کمپبل!- خود فيلمي جدي تر، خوش ساخت تر و مفرح تر است که مضمون خودشناسي را به ‏کشف هويت صاحب بچه ارجحيت داده است. اتفاقي که هم براي سوفي و هم براي سام و در نهايت دانا رخ مي دهد. اما ‏آنچه در اين فيلم موزيکال اهميت دارد، گنجاندن اين مضمون لا به لاي آوازها، رقص ها و حرکات موزوني است که ‏بايد مايه مسرت خاطر بيننده شوند و مي شوند. ‏
اعتراف مي کنم که شخصاً پس از سال ها از ديدن يک موزيکال غير جدي اين همه لذت بردم. شنيدن اين اعتراف از ‏سوي کسي که تنها فيلم هاي موزيکال محبوبش لني، کاباره و همه آن جازها-هر سه متعلق به باب فاسي-( و با کمي ‏تخفيف آواز در باران) است، حتماً مايه تعجب دوستان و همکارانش خواهد شد. ولي بياييد منصف باشيم، ماما ميا! يک ‏سرگرمي خالص و خاطره برانگيز است که دوستداران مريل استريپ و پيرس برازنان را به شدت مشعوف خواهد کرد. ‏بياييد قالب ملودرام آن را جدي نگيريم و از نشانه هاي روز اغراق آميز آن مانند همجنس گرا بودن يکي از پدرها که به ‏سبک و سياق فيلم هاي هم روزگارمان انگليسي تبار هم هست، به راحتي بگذريم. اگر قائل به وجود پيامي در پشت اين ‏فيلم باشيم، چيزي نيست جز اينکه قدر لحظات زندگي را بدانيد و لذت آن را تا مغز استخوان بچشيد. چون فقط يک بار ‏زندگي مي کنيد!‏
تماشاي ماما ميا! مخصوصاً در سينما و به همراه جمعيتي که آوازها را همراهي مي کنند و از ته دل مي خندند، در ‏زمانه فعلي که خارج از سالن هيچ چيز جز رنج و عذاب انتظارمان را نمي کشد، يک زنگ تفريح با ارزش است و بايد ‏به خاطر فراهم آوردن اين فرصت از سازنده اش فيلديا کريستين لويد ممنون باشيم.‏
فيلديا کريستين لويد کارگردان ٥١ ساله و مشهور تئاتر و اپراي انگلستان که هشت سال قبل براي ساختن فيلم تلويزيوني ‏گلوريانا مورد تحسين قرار گرفت، پاي اولين فيلم سينمايي خود امضاء انداخته است. اما اين امر بدان معنا نيست که وي ‏در فيلمسازي تجربه اي ندارد، بلکه سال ها ممارست و تجربه اندوزي در بي بي سي او را صاحب پيشينه اي قابل اتکا ‏و اطمينان مي کند تا نمايشي را که نزديک به يک دهه قبل با موفقيت روي صحنه برده بوده، به فيلمي ٥٢ ميليون دلاري ‏تبديل کند. اثري که تا اين لحظه نتوانسته بيش از ١٢٠ ميليون دلار نصيب سازندگانش کند. آرزو مي کنم اين رقم افزايش ‏يابد، چون در غير اين صورت نتيجه خواهم کرد نسل ما رو به انقراض است. نسلي که ترانه هاي گروه پاپ سوئدي ‏ABBA‏ (مخصوصاً ‏‎"Money، Money، Money"‎‏) برايش لطفي ديگر داشت!‏
ژانر: کمدي، موزيکال، عاشقانه. ‏ براي مشاهده تصاويري از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0795421/photogallery)


http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال)Mamma_Mia__2008_ SCREENER_ XviD-KingBen. part1.rar (http://rapidshare.com/files/149059023/Mamma_Mia__2008_SCREENER_XviD-KingBen.part1.rar)
Mamma_Mia__2008_ SCREENER_ XviD-KingBen. part2.rar (http://rapidshare.com/files/149059022/Mamma_Mia__2008_SCREENER_XviD-KingBen.part2.rar)
Mamma_Mia__2008_ SCREENER_ XviD-KingBen. part3.rar (http://rapidshare.com/files/149063927/Mamma_Mia__2008_SCREENER_XviD-KingBen.part3.rar)
Mamma_Mia__2008_ SCREENER_ XviD-KingBen. part4.rar (http://rapidshare.com/files/149064044/Mamma_Mia__2008_SCREENER_XviD-KingBen.part4.rar)
Mamma_Mia__2008_ SCREENER_ XviD-KingBen. part5.rar (http://rapidshare.com/files/149069212/Mamma_Mia__2008_SCREENER_XviD-KingBen.part5.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
08-10-02, 22:21
معرفي و دانلود فيلم








داستان هاي ساوت لند‎‎‏
Southland Tales


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/7349southland_tales.jpg

نويسنده و کارگردان: ريچارد کلي. موسيقي: Moby. مدير فيلمبرداري: استيون بي. پاستر. تدوين: سام بائر. طراح صحنه: الک هموند. بازيگران: دواين جانسون[باکسر سانتاروس/جريکو کين]، شون ويليام اسکات[رولند تاورنر/رونالد تاورنر]، سارا ميشله گلار[کريستا ناو/کريستا کاپاوسکي]، مندي مور[مدلين فارست سانتاروس]، جاستين تيمبرليک[سرباز ابلين]، نورا دان[سيندي پينزيکي]، چري اوتري[زورا کارمايکلز]، هولمز آزبورن[سناتور بابي فراست]، ميرندا ريچاردسون[نانا مي فراست]، والاس شاون[بارون فون وستفالن]، کوين اسميت[سايمون تئوري]، کريستوفر لمبرت[والتر مانگ]. 145 و 160 دقيقه. محصول 2007 آلمان، آمريکا، فرانسه. نامزد نخل طلاي جشنواره کن.
در سال 2005 حمله اي اتمي به تگزاس و نابودي بخش هايي از آن ايالت، سبب مي شود تا در سال هاي بعد دولت آمريکا خود را در آستانه فاجعه اي زيست محيطي، اقتصادي، اجتماعي بيابد. از اين رو براي پيشگيري و کنترل امور، زندگي تمام انسان ها تحت نظر گرفته مي شود. يکي از بحران هاي اصلي آمريکا در پي اعلان جنگ به محورهاي شرارت-عراق، ايران، افغانستان و کره- و بسته شدن تنگه هرمز نبودن سوخت براي ماشين جنگي آمريکا است. شرکتي آلماني راهي براي توليد نيرو با استفاده از آب دريا يافته، اما فشارهايي در کار است تا جلوي جايگزيني اين منبع نيرو شود. گروهي از نو مارکسيست ها که در ساحل غربي سکونت دارند، تصميم گرفته اند تا دولت فدرال را از طريق انقلابي خونين سرنگون کنند. جايي که لانه قاچاقچيان مواد مخدر به رهبري سربازي کهنه کار به نام ابلين است.همزمان باکسر سانتاروس هنرپيشه و داماد سناتور بابي فراست ناپديد شده و توسط کريستا ناو-هنرپيشه فيلم هاي ****و-در يمانه صحرا پيدا شده و به خانه او برده مي شود. قرار است با استفاده از فيلم هايي که از کريستا و باکسر- که حافظه اش را از دست داده-گرفته شده، روسايي بزرگي براي سناتور فراهم کرده و مانع از تصويب ماده قانون 69 شوند. و به نظر مي رسد که همه اين حوادث و حتي آنهايي که در چند روز آخر بايد اتفاق بيفتد، همگي در سناريوي فيلم بعدي باکسر به نام قدرت از قبل نوشته شده است...

چرا بايد ديد؟
جيمز ريچارد کلي متولد 1975 نيوپورت نيوز، ويرجينا است. در دانشکده سينما-تلويزيون USC جنوب کاليفرنيا درس خوانده، با ساختن دو فيلم کوتاه The Goodbye Place و موضوع غريزي در 1996 شروع به فيلمسازي کرده و با اولين فيلم بلندش داني دارکو به شهرت و موفقيت دست يافته است. داني دارکو که توانست 11 جايزه معتبر را از آن سازنده جوانش کند، قصه اي جوان پسند داشت که تلفيقي ماهرانه در چند ژانر ترسناک، علمي تخيلي و جنايي بود. با وجود محبوبيت اين فيلم ريچارد کلي در طول 6 سال گذشته فقط در نوشتن فيلمنامه دومينو همکاري کرد و عملاً داستان هاي ساوت لند دومين فيلم بلند او محسوب مي شود. داستان هاي ساوت لند که اولين بار در جشنواره کن به نمايش در آمد، در آخرين ماه هاي سال 2007 اکران شد و قرار است امسال سومين فيلم بلند کلي به نام جعبه که بر اساس داستان کوتاه مشهور دکمه، دکمه نوشته ريچارد متيسون ساخته شده، به نمايش در آيد.
ريچارد کلي جزو جوانان جوياي نام و کمي تا قسمتي نابغه هاليوود محسوب مي شود که قرار است آينده سينماي اين منطقه دنيا روي شاخ سبيل شان بچرخد. داستان هاي ساوت لند که قرار است به شکلي پيشگويانه فرجام آمريکا را تصوير کند، کاري که سريال ها امروز آمريکايي مانند جريکو کمر همت به اين کار بسته اند. اما ريچارد کلي با افزودن هر پيرنگ دم دستي فيلم خود را به ملغمه اي پيچيده و سرگيجه آور تبديل کرده است. سکانس آغازين فيلم بي اختيار تماشاگر را به ياد سريال قهرمانان و داستان هاي مصور مي اندازد. چيزي که کلي نيز از نزديک شدن فيلم خود به آن ابا ندارد، اما همه چيزهاي جدي تر اين نوع مانند منجي هاي پست مدرن! را از قلم هم نمي اندازد. دو برادر دوقلو که قدرتي شگرف دارند و سرنوشت همه در دست هاي آنان قرار گرفته يا خود باکسر و حتي ظهور مجدد مارکسيست ها که مايه شرمساري هر طرفدار اردوگاه چپ هستند و خلاصه همه چيز....
يک بازي کامپيوتري شلوغ که فقط مي تواند دوستداران داني دارکو را براي کشاندن به سالن ها فريب دهد. با اين حال فيلم در لايه هاي زيرين خود حرف هايي جدي نيز دارد. از جمله همين موضوع محور شرارت که گويا آمريکايي ها و حتي رئيس جمهورشان به آن مانند يک بازي رايانه اي مي نگرند!
فيلم با صرف بودجه اي 12 ميليون دلاري ساخته شده و تصور مي کنم رکوردهاي کتاب گينز را براي تصاحب بزرگ ترين شکست تجاري سينمايي جابجا کرده و به جاي دروازه بهشت مايکل چيمينو بنشيند. چون تا اين لحظه کمتر از 300 هزار دلار در آمد داشته و از ميزان فروش آن روي دي وي دي نيز اطلاع صحيحي در دست نيست. يقين دارم اگر چنين سوژه اي در دستان فرد باهوش تري مانند اسپيلبرگ قرار مي گرفت، با اندکي دست کاري يک گزارش اقليت ديگر از آن مي ساخت، اما دريغ از مردي و سنگي!

توصيه ايمني:
1- به نامزدي فيلم در جشنواره کن اعتنا نکنيد!
2- توجه تان را به جمله سرنوشت ساز ريچارد روپر و مايکل فيليپس ميهمانان برنامه راجر ابرت درباره فيلم جلب مي کنم: "Two hours and Twenty four minutes of abstract crap".
ژانر: کمدي، درام، علمي تخيلي، مهيج. براي مشاهده تصاويري از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0405336/photogallery)


http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال)http://rapidshare. com/files/ 128290727/ ST.part01. rar (http://rapidshare.com/files/128290727/ST.part01.rar)
http://rapidshare. com/files/ 128314118/ ST.part02. rar (http://rapidshare.com/files/128314118/ST.part02.rar)
http://rapidshare. com/files/ 128333015/ ST.part03. rar (http://rapidshare.com/files/128333015/ST.part03.rar)
http://rapidshare. com/files/ 128350654/ ST.part04. rar (http://rapidshare.com/files/128350654/ST.part04.rar)
http://rapidshare. com/files/ 128382617/ ST.part05. rar (http://rapidshare.com/files/128382617/ST.part05.rar)
http://rapidshare. com/files/ 128435551/ ST.part06. rar (http://rapidshare.com/files/128435551/ST.part06.rar)
http://rapidshare. com/files/ 128442705/ ST.part07. rar (http://rapidshare.com/files/128442705/ST.part07.rar)
http://rapidshare. com/files/ 128449273/ ST.part08. rar (http://rapidshare.com/files/128449273/ST.part08.rar)
http://rapidshare. com/files/ 128449734/ ST.part09. rar (http://rapidshare.com/files/128449734/ST.part09.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
08-10-02, 22:58
سلاطين خيابان‎‎‏


Death Defying Acts



http://www.mobin-group.com/image/reg/images/8404street-kings.jpg
کارگردان: ديويد آير. فيلمنامه: جيمز الروي، کرت ويمر، جمي ماس بر اساس داستاني از جيمز الروي. موسيقي: گريم ‏ريول. مدير فيلمبرداري: گابريل بريستين. تدوين: جفري فورد. طراح صحنه: الک هموند. بازيگران: کيانو ‏ريوز[کارآگاه تام لادلو]، فارست ويتاکر[سروان جک وندر]، کامون[کوتيس]، مارتا هيگاره دا[گريس گارسيا]، سدريک ‏د اينترتينر[اسکرايبل]، کريس اوانز[کارآگاه پل ديسکانت]، نوئل گاگليمي[کوئيکس]، کوين بنتون[ستوان ون بورن]، هيو ‏لوري[سروان جيمز بيگز]، نائومي هريس[ليندا واشنتگتن]، جي موهر[گروهبان مايک کليدي]، جان کوربت[کارآگاه ‏دانته دميل]، آمائوري نولاسکو[کارآگاه کازمو سانتوس]، تري کروز[کارآگاه ترنس واشنگتن]. 109 دقيقه. محصول ‏‏2008 آمريکا. نام ديگر: ‏Night Watch، ‏The Night Watchman‏. ‏
کارآگاه تام لادلو، پليس کهنه کار لس آنجلسي پس از مرگ زنش زندگي توام با افسردگي، تيره و تار و مرگباري را مي ‏گذراند. بعد از حمله به گروهي تبهکار و کشتن جملگي آنها، تبديل به قهرمان مي شود. اما همکار سابق او کارآگاه ‏واشنگتن به ماجرا مشکوک است و از طريق امور داخلي پيگير موضوع مي شود. با پيدا شدن سر و کله سروان جيمز ‏بيگز از امور داخلي در اطراف لادلو، فرمانده وي سروان جک وندر به حمايت از تام برمي خيزد. وندر از لادلو مي ‏خواهد تا از نزديک شدن به واشنگتن نيز پرهيز کند، اما لادلو خشمگين به سراغ همکار سابق خود مي رود. اين کار ‏همزمان به حمله دو تبهکار به واشنگتن در يک سوپرمارکت شده و بعد از اصابت گلوله اي به واشنگتن که اشتباهاً از ‏سلاح لادلو خارج شده، تبهکاران وي را به قتل مي رسانند. سروان وندر بار ديگر در صحنه جنايت حاضر شده و ‏ماجرا را لاپوشاني مي کند. اما بيگز که دريافته از سه نوع اسلحه به واشنگتن شليک شده، به سراغ تام مي رود. سپس ‏کارآگاه جواني به نام ديسکانت نيز مامور پيگيري پرونده و يافتن دو قاتل مي شود. لادلو اينک در مضان اتهام است، اما ‏با کشف فاسد بودن واشنگتن توسط ديسکانت همه چيز عوض مي شود. لادلو و ديسکانت با نقشه اي ماهرانه در صدد ‏يافتن دو قاتل برمي آيند، اما بعد از نفوذ به مامن آنها در پي تيراندازي دو طرف ديسکانت کشته مي شود. لادلو مي ‏گريزد و به خانه گريس مي رود. در آنجا همکارانش به سراغ وي آمده و به اتهام قتل دو مامور مخفي پليس او را ‏دستگير مي کنند. اما در طول راه به جاي بردن وي به اداره پليس، سر از خارج شهر در مي آورند. به زودي مشخص ‏مي شود که اکثريت اعضاي گروه فاسد بوده و قصد جان لادلو را کرده اند. لادلو بعد از کشتن آنها به سراغ کسي مي ‏رود که سرنخ همه اين بازي ها را در دست دارد. نزديک ترين دوست و حامي اش سروان وندر...‏

چرا بايد ديد؟
نوشتن درباره اين فيلم بدون معرفي الروي کار شايسته اي نيست. لي ارل[جيمز] الروي متولد 1948 لس آنجلس از ‏پليسي نويساني است که خيلي دير به شهرت رسيد و پايش به سينما باز شد. امروز کمتر کسي است که اولين اقتباس از ‏داستان هاي او به نام پليس را در 1988 به ياد بياورد. اما نيمه دوم دهه 1990 و ساخته شدن محرمانه: لس آنجلس ‏توسط کرتيس هنسون همه چيز را يک شبه عوض کرد. تا امروز شش اثر ديگر از وي به فيلم برگردانده شده که ‏معروف ترين شان کوکب سياه [براين دپالما] سال گذشته به نمايش در آمد و قرار است يکي از مشهورترين کتاب هاي ‏وي به نام ‏White Jazz‏ نيز در سال آينده ميهمان سالن هاي سينما شود. فضاي داستان هاي الروي که اغلب در لس ‏آنجلس رخ مي دهد، اداره پليس-نه کارآگاه هاي خصوصي- و زندگي مامورين پليس است که اغلب به دو دسته بد و بدتر ‏تقسيم مي شوند. چيزي به نام پليس خوب در داستان هاي الروي وجود خارجي ندارد. بسياري از داستان هايش ريشه در ‏واقعيت ها دارند از جمله کوکب سياه[اولين کتاب ازسري چهارگانه لس آنجلس. سه کتاب باقيمانده محرمانه : لس آنجلس، ‏White Jazz‏ و ‏The Big Nowhere‏ نام دارند] که بر اساس پرونده قتل اليزابت شورت در 1947 نوشته شده بود يا ‏My Dark Places‏ که براي نوشتن آن از قتل مادر خود-جين الروي- در 1958 الهام گرفته است. با اين از بزرگ ‏ترين حاميان اداره پليس اين شهر است و دوستاني بسيار نزديک نيز در نيروي پليس دارد. ابتدا سعي کرد با نوشتن ‏فيلمنامه از جمله برگردان تازه اي از التهاب[رائول والش] وارد سينما شود، اما موفق نبود. اما اکنون به خاطر نوشتن ‏داستان هايي در سبک ‏hardboiled‏ شهرتي جهاني دارد و فيلم هاي موفقي نيز از روي آثارش ساخته شده اند. او خالق ‏قهرماني به نام لويد هاپکينز است که در 4 قصه ظاهر شده و جداي چهارگانه لس آنجلسي، يک سه گانه درباره دنياي ‏تبهکاران آمريکا نيز دارد. الروي فيلمنامه سلاطين خيابان را در ميانه دهه 1990 با الهام از محاکمه او. جي. سيمپسون ‏نوشت. در سال هاي گذشته کارگردان هاي زيادي از جمله اسپايک لي، ديويد فينچر و اليور استون در صدد ساخت آن ‏برآمدند، اما بالاخره قرعه به نام همشهري الروي افتاد. ‏
ديويد آير متولد 1968 با نوشتن فيلمنامه ‏U-571 ‎‏ شروع به کار کرد. نوشتن فيلمنامه هاي سريع و خشمگين، روز ‏تمرين، آبي تيره و‎ S.W.A.T. ‎در طول فقط پنج سال باعث شد تا آير هر آن چه را که يک فيلمنامه نويس با سابقه مي ‏توانست به آنها دست يابد، يک جا صاحب شود. سرانجام وسوسه ساختن نوشته هاي خودش باعث شد تا در سال 2005 ‏پشت دوربين نيز قرار گرفته و کارگرداني را نيز با ساختن زمانه بي رحم تجربه کند. او نيز بزرگ شده لس آنجلس است ‏و براي اولين کارش شهري را برگزيده که از دوران نوجواني با آن و با سويه تاريک اش به خوبي آشنا بود. زمانه بي ‏رحم به پديده ماموران خود گمارده قانون مي پرداخت و ساطين خيابان-دومين فيلم- آير هم به پليسي مي پردازد که ‏اعتقادي به سيستم نداشته و قانون را خود اجرا مي کند. چيزي در مايه همان مامورين خود گمارده که اين بار نشان و ‏سلاح پليس را نيز در اختيار دارد، اما واجد فرق ماهوي نيست. ‏
اگر هاليوود چيزي درباره پليس هاي لس آنجلسي به ما ياد داده باشد، چيزي نيست جز اينکه اين افراد يکي از يکي ‏وحشي تر، مردسالار تر و قاتليني بد اخلاق هستند. آدم هايي غرق در فساد، جنايت و هر تبهکاري که فکرش را بکنيد. ‏روز تمرين، امور داخلي و آبي تيره[ران شلتون] نمونه هاي بارز اين ادعا درباه پليس هاي شهر فرشتگان هستند، که ‏شما جرات پرسيدن راه تان را هم از آنها پيدا نمي کنيد. ديويد آير فيلمنامه نويس روز تمرين و آبي تيره است، بنابراين ‏اگر تشکيلات پليس لس آنجلس خواهان تصحيح تصوير خود روي پرده است، دو راه پيش پيش رو ندارد يا سرمايه اي ‏هنگفت براي آير جهت ساخت يک کمدي عاشقانه تامين کند و يا اگر آير فيلم بعدي خود را به پليس هاي لس آنجلسي ‏اختصاص داد، او را در يک تصادف ساختگي از سر راه خود بردارد! ‏
ولي از شوخي گذشته، سلاطين خيابان هر چقدر هم که حال و هواي آکنده از تستوسترون روز تمرين و آبي تيره را با ‏نمايش عضلات مردانه و گلوله هايي که مرتب شليک مي شوند يادآوري مي کند، اما در اولين نگاه هم بسيار پيچيده تر، ‏طويل تر و اندکي کليشه اي تر است. از قهرمان اصلي فيلم که با گذشته و همسر متوفاي خود نمي تواند کنار بيايد و به ‏الکل پناه برده بگيريد تا رويارويي نهايي با نزديک ترين رفيق و حامي اش…‏
روايت آير نيز از فيلمنامه پيچيده اش فاقد هيجان کافي است و بيشتر به فيلم هاي پر هنرپيشه تلويزيوني مي ماند. بازي ‏ها نيز چنگي به دل نمي زد. از فارست ويتاکر که سال گذشته اسکار گرفت و فقط با سبيلي که اين بار برايش تدارک ‏ديده اند در ياد مي ماند تا کيانو ريوز که نتوانسته تعادلي ميان احساسات و رفتارهاي لادلو برقرار کند و زير سرماي ‏نقش گرفتار آمده است. اما با اين حال سلاطين خيابان يکي از فيلم هاي قابل تماشاي امسال است که مي تواند شما را تا ‏پايان با خود همراه کرده و علاقمندان تازه اين ژانر را مجذوب خود کند. با اين حال توصيه من به کتاب خوان ها، ‏خواندن آثار الروي است!‏
ژانر: جنايي، درام، مهيج. ‏

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال)inq-street.part1.rar (http://rapidshare.com/files/124403778/inq-street.part1.rar)
inq-street.part2.rar (http://rapidshare.com/files/124403929/inq-street.part2.rar)
inq-street.part3.rar (http://rapidshare.com/files/124404072/inq-street.part3.rar)
inq-street.part4.rar (http://rapidshare.com/files/124404228/inq-street.part4.rar)
inq-street.part5.rar (http://rapidshare.com/files/124404408/inq-street.part5.rar)
inq-street.part6.rar (http://rapidshare.com/files/124404573/inq-street.part6.rar)
inq-street.part7.rar (http://rapidshare.com/files/124404717/inq-street.part7.rar)
inq-street.part8.rar (http://rapidshare.com/files/124404817/inq-street.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

منبع:مجله روزانه مبین

zahra nassiri
08-10-03, 12:21
مبارزه طلبيدن مرگ
Death Defying Acts


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/4650death_defying.jpg
کارگردان: جيليان آرمسترانگ. فيلمنامه: توني گريزوني، برايان وارد. موسيقي: سزاري اسکوبيزوسکي. مدير فيلمبرداري: هريس زامبارلوکوس. تدوين: نيکلاس بيومان. طراح صحنه: جما جکسون. بازيگران: کاترين زتا جونز[مري مک گاروي]، گاي پيرس[هري هوديني]، تيمتي اسپال[شوگرمن]، سائويريس رونان[بنجي مک گاروي]. 97 دقيقه. محصول 2007 استراليا، انگلستان.
سال 1926. هري هوديني شعبده باز، بازيگر و متخصص فرار به همراه مدير برنامه هايش آقاي شوگرمن وارد ادينبورو مي شود. او در آخرين حرکت نمايشي خود مديوم ها و احضارکنندگان ارواح را به مبارزه طلبيده و مبلغ 10 هزار دلار جايزه براي کسي تعيين کرده که بتواند آخرين جملات مادرش را که 13 سال قبل مرده، به وي بگويد. مري مک گاروي نمايشگر زيباي کاباره ها که به همراه دختر نوجوانش بنجي نمايش هايي کوچک اجرا مي کند، تصميم مي گيرد تا به هر نحوي شده اين پول را به دست آورده و آينده اي براي فرزندش تدارک ببيند. او به هوديني مي گويد داراي قدرت فرارواني و قادر به يافتن جملات مادر مرحوم اوست. مري به همراه دخترش سعي مي کنند راز هوديني را کشف و برنده اين رقابت شوند. اما هوديني با وجود کشف فريبکاري آن دو نمي تواند آنان را رها کند، چون عاشق مري شده است. در روز موعود مري در برابر دوربين ها خود را از دايره رقابت بيرون مي کشد، اما ناگهان بنجي دچار حالتي غريب شده و از زبان مادر هري شروع به سخن گفتن با او مي کند. مري و بنجي پول را به دست مي آورند، اما هري در شهر بعدي بر اثر ضربه نابهنگامي که دريافت مي کند، جان مي سپارد.

چرا بايد ديد؟
جيليان مري آرمسترانگ متولد 1950 ملبورن از سرشناس ترين کارگردان هاي مونث سينماي استراليا محسوب مي شود و شهرتي تقريبا همپاي جين کمپيون دارد. اما نزد تماشاگر ايراني به اندازه وي شناخته شده نيست. آرمسترانگ در کالج فني سوين بورن در زمينه طراحي لباس براي تئاتر و سينما درس خوانده و در سال 1972 نيز از مدرسه فيلم و سينماي استراليا فارغ التحصيل شده است. 3 سال با ساختن دو فيلم کوتاه آوازخوان و رقصنده و Smokes and Lollies شروع به کارگرداني کرده است. در 1979 اولين فيلم بلند خود را با نام کارنامه درخشان من بر اساس داستاني از مايلز فرانکلين ساخته که اولين فيلم استراليايي ساخته شده توسط يک کارگردان زن[به مدت 46 سال] محسوب مي شود. او شش جايزه ارزنده از جمله بهترين کارگرداني را از مراسم فيلم استراليايي دريافت کرد و نامزد اسکار بهترين طراحي لباس شد. از آن روز تاکنون، آرمسترانگ درام هاي تاريخي متعددي –از جمله زنان کوچک که در هاليوود ساخت- يا فيلم هايي با محوريت زنان از جمله اسکار و لوسيندا و شارلوت گري را کارگرداني کرده و طعم شيرين موفقيت هنري و تجاري را چشيده است. او در کنار مل گيبسون، جودي ديويس و کارگردان هايي مانند جورج ميلر و پيتر وير از اعضاي موثر موج نوي سينماي استرالياست که در اوايل دهه 1980 شکل گرفت.
زندگي هري هوديني (1926-1868) با نام اصلي اريک وايز، شعبده باز مجارستاني/آمريکايي جدا از فيلم هايي که خود در فاصله از 1901 تا قبل از مرگش بازي کرد، تا امروز دستمايه توليد چند فيلم سينمايي و تلويزيوني بوده است. ابتدا توني کرتيس نقش او را در فيلم هوديني[1953] بازي کرد و سپس پل مايکل گليزر، جفري دمون، آرتي جانسون، هاروي کايتل، جاناتان اسکيچ و بالاخره گاي پيرس در فيلم اخير سيماي او بر پرده بازسازي کردند. بديهي است زندگي جنجالي چنين فردي در اوايل قرن که جهان شيفته حوادث خارق العاده و مرداني با قدرت هاي غير عادي بود، مي تواند به خودي خود دستمايه جذابي براي يک اثر نمايشي باشد. مخصوصاً در زمانه ما که پيروان خلف او مانند ديويد کاپرفيلد طرفداران سينه چاکي براي خود دارند. اما سخن بر سر فيلم خانم آرمسترانگ است که با استفاده از بازيگراني بين المللي و قدرتمند قرار است تا سويه ديگري از زندگي هوديني کبير را به نمايش بگذارد. سويه ناشاد زندگي او که با عشق رنگي تازه به خود مي گيرد. اما مرگ محتوم در راه است.
به مبارزه طلبيدن مرگ يک درام عاشقانه با مايه هاي ماوراء الطبيعه است که مي تواند ادامه موج فيلم هايي درباره شعبده بازها-مانند شعبده باز يا پرستيژ- شمرده شود. اما بر خلاف فيلم نولان اين بار جدال دو شعبده باز در کار نيست، آنچه به مدد بودجه اي 20 ميليون دلاري روي آن تمرکز مي شود قصه اي عاشقانه است که صحت و سقم آن محل ترديد است. خانم آرمسترانگ کوشيده تا مانند فيلم هاي پيشين خود به قصه مانند يک درام دوره اي[فيلم تاريخي] نزديک شود، ام آنچه را فراموش کرده ايجاد تعليق-يعني عنصر لازمه يک فيلم مهيج- است. هوديني براي آن زمان و حتي اکنون نيز يک پديده محسوب مي شود، پس براي نزديک شدن به او اندکي راز و خيال نيز لازم است. اما کارگردان و فيلمنامه نويس تنها کوشيده اند به روانکاوي شخصيت او بپردازند. رابطه او و مادرش تبديل به محور اصلي فيلم شده و ماجراي عاشقانه ميان هوديني و مک گاروي به پس زمينه رانده مي شود. صحنه هاي عشق بزي نيز لاجرم از شور و حرارت تهي مي شوند و همه چيز مانند حرف هاي شوگرمن که هر کس را دروغگو شياد مي داند، ساختگي از آب در مي آيد و در نهايت شکل يک نبش قبر مسرفانه را به خود مي گيرد! تماشاي چنين فيلمي با توجه به سابقه خوب خانم آرمسترانگ اندکي دور از انتظار بود. توصيه مي کنم فيلم هاي قديمي تر او را -در صورت دسترسي- دوباره تماشا کنيد!
ژانر: درام، عاشقانه، مهيج.

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال)http://rapidshare.com/files/104148553/DDA.part1.rar (http://rapidshare.com/files/104148553/DDA.part1.rar)
http://rapidshare.com/files/104150516/DDA.part2.rar (http://rapidshare.com/files/104150516/DDA.part2.rar)
http://rapidshare.com/files/104151737/DDA.part3.rar (http://rapidshare.com/files/104151737/DDA.part3.rar)
http://rapidshare.com/files/104152890/DDA.part4.rar (http://rapidshare.com/files/104152890/DDA.part4.rar)
http://rapidshare.com/files/104153968/DDA.part5.rar (http://rapidshare.com/files/104153968/DDA.part5.rar)
http://rapidshare.com/files/104156004/DDA.part6.rar (http://rapidshare.com/files/104156004/DDA.part6.rar)
http://rapidshare.com/files/104156023/DDA.part7.rar (http://rapidshare.com/files/104156023/DDA.part7.rar)
http://rapidshare.com/files/104155870/DDA.part8.rar (http://rapidshare.com/files/104155870/DDA.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
08-10-03, 12:21
افسانه مايا
Mystery of the Maya
http://www.mobin-group.com/image/reg/images/34514yjcv1l_2.jpg
مستندي درباره تمدن اسرار آميز مايا
محصول IMAX
Witness the splendor of the Mayan civilization through the discovery of their pyramids, palaces and temples.
Deep within the jungles of Mexico and Guatemala, and extending into the Yucatan Peninsula lie the fabled pyramids, temples and palaces of the Maya. While Europe still slumbered in the midst of the dark ages, these innovative people had charted the heavens, evolved the only true writing system native to the Americas and had made tremendous strides in the areas of mathematics and calendars.
Without the advantage of metal tools, beasts of burden or even the wheel, they were able to construct vast cities with an amazing degree of architectural perfection and variety.
Filmed on location at numerous sacred sites throughout Central America including the ruins at Palenque, Tikal, Tulum, Chichen Itza, Copan and Uxmal, Mystery of the Maya explores the culture, science and history of this people.
http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود
http://rapidshare.com/files/10115713/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part01.rar (http://rapidshare.com/files/10115713/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part01.rar)
http://rapidshare.com/files/10115868/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part02.rar (http://rapidshare.com/files/10115868/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part02.rar)
http://rapidshare.com/files/10115993/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part03.rar (http://rapidshare.com/files/10115993/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part03.rar)
http://rapidshare.com/files/10116098/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part04.rar (http://rapidshare.com/files/10116098/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part04.rar)
http://rapidshare.com/files/10116235/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part05.rar (http://rapidshare.com/files/10116235/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part05.rar)
http://rapidshare.com/files/10116413/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part06.rar (http://rapidshare.com/files/10116413/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part06.rar)
http://rapidshare.com/files/10116558/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part07.rar (http://rapidshare.com/files/10116558/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part07.rar)
http://rapidshare.com/files/10116681/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part08.rar (http://rapidshare.com/files/10116681/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part08.rar)
http://rapidshare.com/files/10116852/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part09.rar (http://rapidshare.com/files/10116852/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part09.rar)
http://rapidshare.com/files/10117009/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part10.rar (http://rapidshare.com/files/10117009/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part10.rar)
http://rapidshare.com/files/10117076/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part11.rar (http://rapidshare.com/files/10117076/IMAX_Mystery_Of_The_Maya.part11.rar)



رمز فايل: ندارد

Farzan
08-10-14, 16:27
ميشه آخرين فيلم نباشه؟
مي خوام يك فيلم خفن بهتون معرفي كنم:vantage point
داستان ترور يك رئيس جمهوره كه 100 بار تكرار ميشه حالا چرا؟
كل داستان تو 15 دقيقه اتفاق مي افته اما اين 15 دقيقه از منظر 8 شخصيت اين فيلم تكرار ميشه
وهر بار يكي از راز هاي ماجرا آشكار ميشه ودر آخر داستان يكي از شخصيت ها رو پيش ميگيره تا به يك سرانجام جالب ميرسه
پيشنهاد ميكنم كه حتمآ ببينيدش.
http://cinephile.files.wordpress.com/2008/03/vantage_point.jpg

جدیدا این فیلم رو دیدم.از لحاظ سبک ارائه خیلی جدید ومتفاوت بود.نحوه ی ارتباط چهره ها درپایان فیلم هم ایده ی سنگینی بود. ولی رئیس جمهور واقعی خیلی اتفاقی و شانسی پیدا شد که از اینجاش زیاد خوشم نیومد. اما من هم به همه پیشنهاد میکنم این فیلم رو ببینند.

Melina
08-10-15, 23:02
All About Eve


http://www.imdb.com/title/tt0042192/

برنده جایزه بهترین فیلم در Academy Awards 1951
و بهترین فیلم درBAFTA Awards 1951
برنده 20 جایزه از جشنواره های مختلف
نامزد دریافت 15 جایزه از جشنواره های مختلف


Director: Joseph L. Mankiewicz
Cast: Bette Davis, Anne Baxter and Marilyn Monroe


موضوع فیلم: ایو دختر جوانیست عاشق بازیگری که صبح تا شب خود را در سالن تئاتر می‌گذراند و به شدت شیفته مارگو، بازیگر نقش اول زن، می‌باشد. او به صورت اتفاقی با کارن و از طریق وی با مارگو آشنا می‌شود و به عنوان دستیار مارگو شروع به کار می‌کند. همسر کارن نویسنده تئاتر، و نامزد مارگو کارگردان تئاتر می‌باشند. حضور ایو جوان و مشتاق به تئاتر در کنار دو زوج میانسال دست اندر کار تئاتر، نه تنها زندگی حرفه‌ای که زندگی شخصی آنها را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد.

فیلم با نامزدی ١۴ جایزه اسکار در سال ١٩۵٠، رکورددار می‌باشد و توانست ۶ جایزه، از جمله بهترین فیلم، کارگردان، و فیلمنامه را از آن خود کند. از جهت بازیگری نیز، بِت دیویس یکی از بهترین بازیهایش را در حالی که بیش از ۴٠ سال داشت، در این فیلم به نمایش می‌گذارد و همچنین یکی از اولین حضورهای مِرلین مونرو در سینما هم در این فیلم می‌باشد.

Melina
08-10-15, 23:18
Black Book
Zwartboek

http://www.imdb.com/title/tt0389557/


Director: Paul Verhoeven
Cast: Carise van Houten - Sebastian Koch - Thom Hoffman


نامزد دریافت جایزه BAFTA Film Award2007
برنده 10 جایزه و نامزد دریافت 14 جایزه

مزمون جنگ جهانی دوم از دید دختری یهودی که خود را یک هلندی جا می زند و و به عنوان جاسوس معشوقه یکی از افسران ارشد آلمانی می شود....

zahra nassiri
08-10-24, 19:31
معرفي و دانلود فيلم








روز قيامت
Doomsday


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/5564doomsday.jpg

نويسنده و کارگردان: نيل مارشال. موسيقي: تايلر بيتس. مدير فيلمبرداري: سام مک کوردي. تدوين: اندرو مک ريچي، نيل مارشال. طراح صحنه: سايمون باولز. بازيگران: رونا ميترا[ادن سينکلر]، باب هاسکينز[بيل نلسون]، آدرين لستر[نورتون]، الکساندر سيديگ[جان هچر]، ديويد اوهارا[مايکل کاناريس]، ملکوم مکداول[کين]، کريگ کانوي[سول]. 105 دقيقه. محصول 2008 انگلستان، آمريکا، آفريقاي جنوبي.
ويروسي مرگبار در بريتانيا شيوع پيدا کرده و جان ميليون ها انسان را مي گيرد. دولتمردان براي جلوگيري از گسترش بيشتر ويروس، با اتخاذ سياستي غير انساني بخش جنوبي کشور-اسکاتلند- را قرنطينه افراد آلوده اعلام کرده و پس از کشيدن ديواري فلزي در سراسر شبه جزيره در قسمت شمالي آن ساکن مي شوند. سي سال بعد، ويروس کشنده بار ديگر در شهرهاي بزرگ ظاهر مي شود. تنها راه اعزام گروهي از مامورين زبده به آنسوي ديوار فلزي و داخل قرنطينه است. چون اطلاعات موثقي در باب نجات برخي انسان ها در آن قرنطينه به دست آمده است. سرپرستي اين گروه به عهده ادن سينکلر است که سي سال قبل هنگام شيوع ويروس مرگبار، مادرش را از دست داده و اينک قاتلي بي رحم در خدمت سيستم است. گروه از ديوار عبور کرده و در اولين توقف شان در گلاسکو با گروهي از اوباش آدم خوار به رهبري سول برخورد کرده و تعدادي از نفرات کشته مي شوند. سينکلر به همراه تني چند و دختري به نام کالي که يکي از نجات يافتگان ويروس به شمار مي رود، بعد از کشتن دوست دختر سول از آنجا مي گريزد. اما مدتي بعد همگي به دام کسي مي افتند که گفته مي شود واکسن ضد ويروس را کشف کرده است: دکتر کين، کسي که سينکلر و افرادش براي يافتن او پا در راه اين ماموريت نهاده بودند. اما کين با افرادش که همگي زره هاي فلزي قديمي بر تن دارند، در يک قلعه زندگي مي کند. و از همه مهم تر کين به زندگي کساني که آن سوي ديوار زندگي مي کنند هم اهميتي قائل نيست. همزمان در آن سوي ديوار، نخست وزير هچر نيز آلوده شده و خودکشي مي کند. معاون وي کاناريس جاي او را مي گيرد، اما جنگ قدرت ميان او و رئيس سينکلر به نام بيل نلسون نيز شکل گرفته است. سينکلر موفق مي شود از چنگ کين و افرادش گريخته و بعد از رويارويي مجدد با سول، دختر نجات يافته را تحويل کاناريس بدهد.

چرا بايد ديد؟
يک فيلم پسا آخرزماني ديگر و اين بار با طعم اسکاتلندي!
روز قيامت يک فيلم علمي تخيلي و آينده نگرانه است. چيزي در سبک و سياق اهريمن مقيم که در آينده اي نزديک رخ مي دخد. بار ديگر پس از 28 روز و 28 هفته، انگلستان صحنه شيوع ويروسي کشنده شده و شکل هاي قديمي زندگي جمعي نيز در آن ظاهر مي شود. مانند زندگي فئودالي کين دانشمند سابق که شخصيتي شاه لير گونه هم دارد و به گفته کارگردانش از روي شخصيت کورتز در رمان دل تاريکي جوزف کنراد گرفته شده است. مارشال دوست داشت اين نقش را کانري بازي کند، اما ظاهراً کانري نپذيرفته، ولي در عوض سازمان گردشگري اسکاتلند با آغوش باز مقداري از هزينه فيلم را تقبل کرده است.
مارشل مدتي قبل گفته بود که دليل رو آوردنش به ترسناک سازي علاقه سرمايه گذاران به اين ژانر است، چون راهي مطمئن براي پول در آوردن محسوب مي شود. به همين خاطر اين بار بودجه اي متناسب با داستان فيلم در اختيار وي گذاشته شده تا اداي ديني به فيلم هاي دوران نوجواني اش بنمايد. فيلم هايي مانند مکس ديوانه و فرار از نيويورک، اما به نظر مي رسد اين بار بر خلاف دو فيلم پيشين بخت چندان با مارشال يار نبوده است.
بازيگر اصلي فيلم کوشيده تا پا جاي پاي کساني چون سيگورني ويور، آنجلينا جولي، کيت بکينسل و ميلا يوويچ بگذارد، اما سرماي چهره اش اجازه همذات پنداري که سهل است، حتي همراهي با وي را نمي دهد. فيلمنامه نيز با وجود تلاش هاي مارشال در سکانس مربوط به قلعه کين اندکي باسمه اي و ناهمرنگ با ديگر قسمت هاي فيلم ديده مي شود. پانک هاي گلاسکويي که قسمت عمده اي از زد و خوردهاي قهرمان مونث فيلم به آنها اختصاص داده شده، چهره هايي پذيرفتني تر و آخر زماني تر دارند و مخوف تر هم ديده مي شود. کساني که به آدمخواري روي آورده اند.
روز قيامت بر خلاف دو فيلم پيشين مارشال چندان از قالب ژانر رها نشده و نکته بديعي ندارد. اين فيلم مي توانست در دهه 1980 ساخته باشد و با حضور قهرمان مذکر تا کابوس هاي پس از جنگ اتمي ميان دو ابرقدرت شرق و غرب را رنگي تازه ببخشد. فيلم کمي نوميد کننده و ديرهنگام است، اما دوستداران آثار مارشال دلايل کافي براي تماشاي آن خواهند يافت. شخصاً حضور دو بازيگر کار کشته چون مکداول و هاسيکنز مرا جذب فيلم کرد، شما هم دلايل خودتان را جست و جو کنيد!
ژانر: اکشن، درام، علمي تخيلي، مهيج. براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0483607/photogallery)


http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال)http://rapidshare.com/files/130155419/Doomsday.LMG.part1.rar (http://rapidshare.com/files/130155419/Doomsday.LMG.part1.rar)
http://rapidshare.com/files/130155376/Doomsday.LMG.part2.rar (http://rapidshare.com/files/130155376/Doomsday.LMG.part2.rar)
http://rapidshare.com/files/130155284/Doomsday.LMG.part3.rar (http://rapidshare.com/files/130155284/Doomsday.LMG.part3.rar)
http://rapidshare.com/files/130155412/Doomsday.LMG.part4.rar (http://rapidshare.com/files/130155412/Doomsday.LMG.part4.rar)
http://rapidshare.com/files/130156414/Doomsday.LMG.part5.rar (http://rapidshare.com/files/130156414/Doomsday.LMG.part5.rar)
http://rapidshare.com/files/130156587/Doomsday.LMG.part6.rar (http://rapidshare.com/files/130156587/Doomsday.LMG.part6.rar)
http://rapidshare.com/files/130155373/Doomsday.LMG.part7.rar (http://rapidshare.com/files/130155373/Doomsday.LMG.part7.rar)
http://rapidshare.com/files/130155184/Doomsday.LMG.part8.rar (http://rapidshare.com/files/130155184/Doomsday.LMG.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

che
08-10-28, 18:42
سلام به همگی شما
به نظر من اگر یک فیلم را دیده‌اید که هیچ اگر هم ندید بگیرید ببینید;).
تو این تایپک هم فیلم های خیلی عالی معرفی شده.
ولی علت نظر دادن من این بود که : اگر شما فیلم رو دید معرفی کنید در غیر این صورت... !
بعد از ان لطفاً مطالب رو کپی نکنید لینک بدید و فقط فیلم را معرفی کنید. چون تو سطح وب کلی نقد از فیلمهای برجسته هست. مگر این که خودتان می‌خواهید نقدی بر یک اثر داشته باشید.
خلاصه حق کپی رایت را رعایت کنید :(.انهای که این مطالب رو نوشتن گناه داراند.
من هم فیلم پیانیست(The Pianist) با بازی خیره کننده‌ی آدرین برودی را معرفی می‌کنم که یک شاهکار سینمای هست.
لینک‌های مربوط به معرفی فیلم : 1 (http://www.fexon.com/movieinfo.php?mid=59) ، 2 (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA_%28%D9% 81%DB%8C%D9%84%D9%85%29)

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/f/fb/ThePianistMovie.jpg/200px-ThePianistMovie.jpg

امیدوارم از انتقادی که کردم ناراحت نشده باشید.
موفق باشید.
یاعلی:)

zahra nassiri
08-10-29, 22:55
موسيقي درون
Music Within


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/1554poster_resize_2.jpg

کارگردان: استيون سواليچ. فيلمنامه: برت مک کيني، مارک اندرو، کلي کنمر. موسيقي: جيمز تي. سيل. مدير فيلمبرداري: ايرک هارتوويچ. تدوين: تيموتي آلورسون. طراح صحنه: کريگ استيمز. بازيگران: ران ليوينگستون[ريچارد پيمنتل]، مليسا جورج[کريستين]، مايکل شين[آرت هانيمن]، يول وازکز[مايک اشتولتز]، دبکا دمورني[مادر ريچارد]، هکتور اليزاندو[بن پادرو]، لزلي نيلسن[بيل استين]، کلينت يونگ[پدر ريچارد]، پل مايکل[جو]، جان ليونگستون[آقاي پارکز]. 94 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. برنده جايزه تماشاگران جشنواره دالاس.
ريچارد پيمنتل جواني صاحب استعداد سخنوري براي جمع است. اما سرمشق او در اين کار دکتر بن پادرو به او مي گويد که تنها داشتن استعداد سخنوري کافي نيست. بايد صاحب انگيزه و ديدگاهي باشي تا سخنانت معني و ارزش داشته باشد. ريچارد که سرخورده شده، در ارتش ثبت نام کرده و به ويتنام مي رود. مدتي بعد در اثر انفجار خمپاره، شنوايي خود را تا حدود زيادي از دست داده و به وطن بازمي گردد. او اينک يک معلول به حساب مي آيد و به همين خاطر اولياي دانشگاه از پذيرش او شانه خالي مي کنند. ريچارد به زودي با معلول هاي ديگري از جمله آرت آشنا شده و درمي يابد که انسان ها و مخصوصاً مسئولان دولتي رفتاري غلط با معلولين دارند. کساني که اغلب با وجود داشتن معلوليت هايي جزئي، صاحب توانايي ها و استعدادهايي هستند که ناديده گرفته مي شوند. ريچارد سرانجام درمي يابد که آهنگ درون خود را يافته و تلاش مي کند تا از قدرت خود براي قانع کردن مسئولين جهت اعتماد به معلولان و پذيرش آنها در جامعه استفاده کند. او با آرت که مشکل گفتاري دارد، دوستي عميقي برقرار مي کندو همزمان با کريستين زيبا نيز آشنا و عاشق مي مي شود. به زودي کارهاي پيمنتل ثمر مي دهد. در سينمارهاي متعددي شرکت مي کند و کتابي نيز منتشر مي کند. سرانجام در دهه 1990 با انتخاب جورج بوش پدر حقوق معلولان به تمامي در جامعه به رسميت شناخته مي شود. واقعه اي که پيمنتل سهمي به سزا در وقوع آن دارد...

چرا بايد ديد؟
داستان واقعي زندگي ريچارد پيمنتل که يکي از درخشان ترين کوشندگان اجتماعي روزگار ماست، بر خلاف ظاهر آن يک کمدي درام بسيار جذاب با حاشيه صوتي خاطره برانگيز است. تم و مضمون اصلي فيلم نبرد يک جمع کوچک به رهبري يک مرد براي رسيدن به حقوق انساني خويش است. مهم نيست که ريچارد و دوستانش در جنگ ويتنام معلول شده اند يا مادرزاد صاحب نقص عضو هستند، آنچه مهم است برخورد همشهريان ساده انديش با آنهاست که توانايي هايشان را دست کم گرفته و در حق شان تحقير و توهين روا مي دارند. از طرف ديگر فيلم تلاشي براي القاي اين موضوع مهم است که بايد هدف و ديدگاهي مشخص در زندگي اختيار کنيد، چيزي که در اينجا موسيقي درون نام گرفته و نام ديگر نبوغ ذاتي فرد يا استعداد است. اگر اين موسيقي را کشف کنيد و جهتي درست را اختيار کنيد، به هر جا که بخواهيد مي رسيد. کارگردان با اين فيلم قراردادهاي اجتماعي، فردي و اخلاقي-مانند رفتار سبکسرانه کريستين در امور جنسي، برخوردهاي عموم با معلولين- را در کنار هم به چالش کشيده است. البته پيرنگ فرعي عاشقانه فيلم را نيز نبايد فراموش کرد. ديالوگ هاي سنجيده و به ياد ماندني، بازي خوب سه شخصيت اصلي، مخصوصاً بازي مارتين شين در نقش آرت درخشان و به ياد ماندني و از نقاط قوت فيلم است. شخصاً از تماشاي آن لذت بردم و بر خلاف منتقدان آمريکايي ارزش کاري که پيمنتل کرده را قابل قياس با رفتار ارين براکوويچ[شخصيت اصلي فيلمي به همين نام ساخته استيون سادربرگ] قابل مقايسه هم نمي دانم. چون ارين با مسموم شدن مردم توسط شرکت ها مي جنگيد و پيمنتل زهري را که در روان هر فرد وجود دارد[نفرت از معلولين]، نشانه گرفته است.
استيون ساواليچ متولد 1977 کاربونديل، ايلينويز است. در سال 2000 با ساختن فيلم کوتاه يکشنبه در پارک به همراه جورج و فيل آغاز کرده و موسيقي درون اولين فيلم بلند او در مقام تهيه کننده و کارگردان است.
ژانر: درام، کمدي.
براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0422783/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال)Music.Within.LIMITED.DVDRip.XviD-saphire.part1.rar (http://rapidshare.com/files/104648684/Music.Within.LIMITED.DVDRip.XviD-saphire.part1.rar)
Music.Within.LIMITED.DVDRip.XviD-saphire.part2.rar (http://rapidshare.com/files/104650865/Music.Within.LIMITED.DVDRip.XviD-saphire.part2.rar)
Music.Within.LIMITED.DVDRip.XviD-saphire.part3.rar (http://rapidshare.com/files/104673804/Music.Within.LIMITED.DVDRip.XviD-saphire.part3.rar)
Music.Within.LIMITED.DVDRip.XviD-saphire.part4.rar (http://rapidshare.com/files/104675385/Music.Within.LIMITED.DVDRip.XviD-saphire.part4.rar)
Music.Within.LIMITED.DVDRip.XviD-saphire.part5.rar (http://rapidshare.com/files/104693773/Music.Within.LIMITED.DVDRip.XviD-saphire.part5.rar)
Music.Within.LIMITED.DVDRip.XviD-saphire.part6.rar (http://rapidshare.com/files/104872270/Music.Within.LIMITED.DVDRip.XviD-saphire.part6.rar)
Music.Within.LIMITED.DVDRip.XviD-saphire.part7.rar (http://rapidshare.com/files/104872365/Music.Within.LIMITED.DVDRip.XviD-saphire.part7.rar)
Music.Within.LIMITED.DVDRip.XviD-saphire.part8.rar (http://rapidshare.com/files/104641155/Music.Within.LIMITED.DVDRip.XviD-saphire.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
08-10-31, 12:02
شب متعلق به ماست
We Own the Night
http://www.mobin-group.com/image/reg/images/4556f9mkht.jpg

نويسنده و کارگردان: جيمز گري. موسيقي: وويچک کيلار. مدير فيلمبرداري: خواکين باکا-آساي. تدوين: جان اکسلراد. ‏طراح صحنه: فورد ويلر. بازيگران: ژواکين فونيکس[رابرت"بابي" گرين]، اوا مندز[آمادا خوارز]، مارک ‏والبرگ[سروان جوزف"جو" گروسينسکي]، رابرت دووال[معاون رئيس پليس آلبرت"برت"گروزينسکي]، الکس ‏ويدوف[واديم نژينسکي]، دومينيک کولون[فردي]، دني هاچ[جامبو فالستي]، اولگ تاکتاروف[پاول لوبيارسکي]، موني ‏موشونوف[مارات بوژايف]، توني موسانته[سروان جک شاپيرو]. 117 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. نامزد نخل ‏طلاي جشنواره کن. ‏
نيويورک، سال 1988. يک محموله بزرگ ماده مخدر در شهر پخش شده و با خود موجي از تبهکاري و خشونت بي ‏سابقه به همراه اورده است. نيروي پليس که از فقدان مواد قانوني لازم و از همه مهم تر اسلحه و نفرات رنج مي برد، ‏قادر به جلوگيري از قاچاق چيان مسلح نيست. کار به جايي رسيه که هر ماه حداقل دو پليس کشته مي شود. جنگي که ‏آغاز شده به زودي دامن گنهکار و بيگناه را با هم مي گيرد. تبهکاران که کلوب شبانه اي در برايتون بيچ متلعق به ‏مارات بوژايف را پاتوق خود کرده اند، سعي دارند مدير آنجا-‏‎ ‎رابرت‎ ‎‏"بابي" گرين- را به سوي خود جذب کنند. اما ‏بابي با تمام قوا تلاش مي کند از دنياي تبهکاران فاصله گرفته و خود را درگير کارهاي کثيف نکند. بابي با وجود اين که ‏طرز زندگي دور از عرفي دارد، اما سخت دل بسته دوست دخترش آماداست و تنها رويايش راه انداختن کلوب تازه اي ‏در منهتن است. اما پدر- معاون رئيس پليس آلبرت"برت"گروزينسکي- و برادرش- سروان جوزف"جو" گروسينسکي- ‏که در خدمت نيروي پليس هستند، از وي مي خواهند تا خود را از اين دنيا بيرون بکشد. بابي مخالفت مي کند و در حمله ‏افراد برادرش به کلوب دستگير مي شود. جو خيلي زود بابي را آزاد مي کند، اما در بازگشت به خانه هدف گلوله ‏تبهکاران قرار مي گيرد. همه چيز عليه بابي است، و همين امر باعث مي شود تا سرانجام بابي طرفي اختيار کند. جو در ‏بيمارستان بستري است و بابي با کمک يکي از همکاران پدرش سعي مي کند تا ردي از پناهگاه قاچاقچيان مواد پيدا کند. ‏محل بسته بندي و توزيع مواد کشف مي شود، اما پليس ناچار مي شود واديم نژينسکي-‏‎ ‎خواهر زاده بوژايف و يکي از ‏خطرناک ترين تبهکاران روس- را پس از دستگيري رها کند. قاچاق چيان روس که خبرچين بودن بابي را دريافته اند، ‏سعي کنند تا او را از ميان بردارند. بابي که به خدمت نيروي پليس در آمده، شاهد کشته شدن پدرش توسط آنها مي شود. ‏اما وقايع هولناک بزرگ تري نيز در راه هستند....‏

چرا بايد ديد؟
جيمز گري متولد 1969 را با اولين فيلمش اودساي کوچک شناختيم. فيلمي که در 24 سالگي آن را کارگرداني کرده ‏بود، اما حاصل کارش فيلمي به غايت خوش ساخت و تيره درباره روابط ميان مافياي روس در آمريکا بود. اودساي ‏کوچک از سوي منتقدان تحسين شد و جايزه شير نقره اي جشنواره ونيز را ربود. همه منتظر بودند تا گري بلافاصله و ‏به پشتوانه اين توفيق دست به کار ساختن فيلم بعدي شود. اما زمان گذشت و درست زماني که همه جيمز گري را ‏فراموش کرده بودند با فيلم محوطه/ياردز [2000]‏‎ ‎بازگشت. ‏
گري در نيويورک[کوئينز] بزرگ شده و در مدرسه سينمايي دانشگاه جنوب کاليفرنيا درس خوانده است. تصميم داشت تا ‏نقاش شود، ولي در نوجواني با فيلم کاپولا آشنا شد و راه خود را عوض کرد. پدر و مادرش از مهاجران روس هستند و ‏هر سه فيلمي که ساخته در محيطي مي گدرند که او به خوبي مي شناسد. [ياردز را در محله اي ساخته که خود در آن ‏بزرگ شده است]. گري تاکنون دو بار براي فيلم هاي ياردز و شب متعلق به ماست نامزد دريافت نخل طلاي جشنواره ‏کن بوده است. او هم اکنون سرگرم کار روي فيلم بعدي خود به نام دو عاشق است که امسال به نمايش در خواهد آمد. ‏
شب از آن ماست که نام خود را از شعار پليس نيويورک در دهه 1980 گرفته[به عنوان قولي به مردم براي کنترل ‏کارهاي غير قانوني که در شب انجام مي گيرد، از جمله تجارت مواد مخدر]است، شايد در مقايسه با قول هاي شرقي ‏ديويد کراننبرگ خشونت زيادي از مافياي روس را به نمايش نمي گذارد. البته هدف گري همچون دو فيلم پيشين خود نيز ‏بيشتر نمايش تراژدي زندگي دو مرد در دو سوي قانون است که در اودساي کوچک از وراي رابطه دو برادر به بهترين ‏وجه روايت کرده بود. محوطه/ياردز نيز آن در رابطه ميان دو دوست تصوير مي کرد و اينک بار ديگر دو برادر که ‏ظاهراً در دو سوي قانون قرار دارند و يکي از آنها بايد وفاداري خود به خانواده اش و درستکاري اش را نيز اثبات کند. ‏خط قصه بعد از تماشاي از دست رفتگان اسکورسيزي که قصه اي مشابه داشت، اندکي تکراري به نظر مي رسد.‏
اما شب متعلق به ماست يک فيلم 21 ميليون دلاري با بازي هاي خوب، فيلمبرداري درخشان و پيرنگ هاي فرعي ‏جذاب-مانند رابطه واقعاً عاشقانه آمادا و بابي- و کار چيره دستانه گري با صدا و تصوير است که سبب مي شود تا فيلم ‏را به عنوان يک کار جنايي بسيار خوش ساخت تا انتها دنبال کنيد. فقط تنها نتيجه اي که شايد بگيريد اين است: نبرد ‏براي کنترل شب بيهوده است!‏
ژانر: جنايي، درام، مهيج. ‏
براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم اينجا کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0498399/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال با کيفيت DVD)
http://rapidshare.com/files/95578197/WOTN.DVDRip.part1.rar (http://rapidshare.com/files/95578197/WOTN.DVDRip.part1.rar)
http://rapidshare.com/files/95578076/WOTN.DVDRip.part2.rar (http://rapidshare.com/files/95578076/WOTN.DVDRip.part2.rar)
http://rapidshare.com/files/95578006/WOTN.DVDRip.part3.rar (http://rapidshare.com/files/95578006/WOTN.DVDRip.part3.rar)
http://rapidshare.com/files/95578460/WOTN.DVDRip.part4.rar (http://rapidshare.com/files/95578460/WOTN.DVDRip.part4.rar)
http://rapidshare.com/files/95577986/WOTN.DVDRip.part5.rar (http://rapidshare.com/files/95577986/WOTN.DVDRip.part5.rar)
http://rapidshare.com/files/95578003/WOTN.DVDRip.part6.rar (http://rapidshare.com/files/95578003/WOTN.DVDRip.part6.rar)
http://rapidshare.com/files/95578319/WOTN.DVDRip.part7.rar (http://rapidshare.com/files/95578319/WOTN.DVDRip.part7.rar)
http://rapidshare.com/files/95561553/WOTN.DVDRip.part8.rar (http://rapidshare.com/files/95561553/WOTN.DVDRip.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
08-11-04, 21:04
وقايع نامه اسپايدرويک
The Spiderwick Chronicles


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/4828spiderwick.jpg

کارگردان: مارک واترز. فيلمنامه: کاري کيرک پاتريک، ديويد برنبائوم، جان سيلز بر اساس کتابي از توني دي ترليزي و هالي بليک. موسيقي: جيمز هورنر. مدير فيلمبرداري: کاليب دشانل. تدوين: مايکل کان. طراح صحنه: جيمز دي. بيزل. بازيگران: فردي هايمور[جرد/سايمون]، مري لوئيز پارکر[هلن]، نيک نولتي[مولگارت]، سارا بالجر[مالوري]، اندرو مک کارتي[ريچارد]، جوآن پلورايت[عمه لوسيندا]، ديويد استراتيرن[آرتور اسپايدرويک]، هاگسکوئل[ست روگن]، تيمبلتاک[مارتين شورت]. 107 و 97 دقيقه. محصول 2008 آمريکا. نام ديگر: The Spiderwick Chronicles: The IMAX Experience.
هلن گريس که به تازگي از شوهرش جدا شده، به همراه پسران دوقلويش جرد و سايمون و دختر بزرگش مالوري به خانه اي قديمي در املاک اسپايدرويک- متعلق به عمه لوسيندا- اثاث کشي مي کنند. در شب اول اقامت شان در خانه جديد، مالوري پشت ديواري کاذب يک آسانسور کوچک و يک کليد عجيب پيدا مي کند. جرد با استفاده از آسانسور و کلي به اتاقي مخفي راه پيدا مي کند که متعلق به صاحب قديمي خانه آرتور اسپايدرويک است. جرد با استفاده از کليد صندوقي را باز کرده و نوشته هاي آسپايدرويک را مي يابد. کتابچه اي که حاوي اسرار سرزمين پريان است و اسپايدرويک طي ياداشتي از يابنده خواسته تا محتويات خطرناک کتاب را نخواند. اما جرد اخطار را ناديده گرفته و مهر از کتاب برمي گيرد. مدتي بعد جرد با موجود کوتوله اي به نام تيمبلتاک برخورد مي کند که از موجوداتي کوچک و معمولاً نامرئي با وي سخن مي گويد و اينکه موجودي پليد به نام مولگارت در صدد دستيابي به کتابچه اسپايدرويک است تا بر تمامي سرزمين پريان حکمراني کند. اسپايدرويک سال ها قبل ناپديد شده، اما قبل از رفتن حصاري جادويي پيرامون خانه براي حفاظت از دخترش تعبيه کرده است. جرد موضوع را با برادر و خواهرش در ميان مي گذارد، اما آنها حرف هاي جرد را جدي نمي گيرند. تا اينکه سيمون توسط گابلين هاي شرور مولگارت دزديده و به اسارت گرفته مي شود. همزمان جرد با گابليني خوش قلب و دشمن مولگارت به نام هاگسکوئل آشنا مي شنود. مولگارت سايمون را رها م يکند تا کتابچه را براي وي بياورد. اما جرد و مالوري او را از کار برحذر مي کنند و در نتيجه با حمله گسترده گابلين ها به خانه روبرو مي شوند. به نظر مي رسد تنها کسي که مي تواند به آنها کمک کند وارث خانه، يعني لوسيندا دختر سالخورده اسپايدرويک است. اما عمه لوسيندا به آنها مي گويد تنها راه نجات آنها يافتن آرتور اسپايدرويک است...

چرا بايد ديد؟
مارک استفن واترز متولد 1964 کليولند، اوهايو آمريکاست. از سال 1997 با نوشتن و کارگرداني فيلم خانه تفاهم شروع به کار کرد. خانه تفاهم در جشنواره سندنس با نامزدي جايزه داوران و بعدها در جشنواره هاي شيکاگو و ديوويل خوش درخشيد. اما دو فيلم بعدي او کمدي درام هاي معمولي بودند که توجه کسي را جلب نکردند. تا اينکه در سال 2004 واترز با ساختن دختران شرور توانست آب رفته را به جوي بازگرداند و اولين جوايزش را نيز دريافت کند. دختران شرور نيز يک کمدي درام به شدت زنانه بود که هفت جايزه از جشنواره هاي آمريکايي مانند انتخاب نوجوان ها و MTV Movie Awards به دست آورد و موقعيت او را در ميان تهيه کنندگان تثبيت کرد. فيلم بعدي وي که در همين صفحات معرفي شد همچون بهشت نام داشت که يک کمدي عاشقانه ٥٨ ميليون دلاري با مايه هاي ماوراء الطبيعه و شباهت هاي فراوان با روح- ديويد زوکر- بود. فيلم جدا از فروش معقول توانست ستايش منتقدان را به خاطر بازي هنرپيشگانش، مخصوصاً مارک روفالو، کسب کند. وقايع نامه اسپايدرويک ششمين فيلم بلند واترز است که با بودجه اي سنگين در حدود 90 ميليون دلار ساخته شده و در طول مدت کوتاهي که از نمايش آن مي گذرد 70 ميليون دلار در سينماهاي آمريکا به دست آورده است.
فيلم بر اساس مجموعه پنج جلدي کتاب هاي محبوب نوجوان به همين نام نوشته توني دي ترليزي و هالي بليک ساخته شده است. اولين جلد اين مجموعه در سال 2003 منتشر شد و چهار جلد ديگر در همين سال و سال بعد راهي بازار شدند. در سال 2007 و 2008 نيز دو جلد تازه تحت عنوان فراسوي روزنگار اسپايدرويک به چاپ رسيد. فيلم هر چند تفاوت هايي اندک با اين مجموعه دارد و بيشتر روي حوادث جلد چهارم آن متمرکز شده، تا امروز نقد هاي خوبي از سوي منتقدان آمريکايي دريافت کرده است.
با اين حال فيلم از سه گانه ارباب حلقه ها يا قطب نماي زرين و حال و هواي حماسي آنها-حتي هري پاتر- دور است و در نتيجه بر خلاف آنها چندان جايي در ذهن ها اشغال نخواهد کرد. با اين واترز ماجراهايي قابل حدس را به شيوه اي هوشمندانه پشت سر هم روايت کرده و تماشاگر را مجذوب فيلم يم سازد. شخصاً فيلم را يک سرگرمي زيبا و آبرومندانه براي نوجوانان ارزيابي مي کنم که جلوه هاي ويژه رايانه اي قابل قبولي نيز دارد، اما جادوي آن مقداري اندک است. ستاره اصلي فيلم بي تعارف فردي هايمور است که قبلاً او را در فيلم هاي چارلي و کارخانه شکلات سازي و آرتور و آدم کوچولوها ديده بوديم. بازي او در نقش دو برادر دوقلو بسيار باور پذير است. فيلم تا اين لحظه فروش جهاني 150 ميليون دلار را نيز پشت سر گذاشته و بدون شک يکي از موفق ترين فيلم هاي نوجوان در سال 2008 خواهد بود.
ژانر: ماجرايي، خانوادگي، فانتزي، مهيج. براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0416236/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال)TSC__2008__DVDRip_ -_DiAMOND_ By_Mentoly. part1.rar (http://rapidshare.com/files/127725341/TSC__2008__DVDRip_-_DiAMOND_By_Mentoly.part1.rar)
TSC__2008__DVDRip_ -_DiAMOND_ By_Mentoly. part2.rar (http://rapidshare.com/files/127729395/TSC__2008__DVDRip_-_DiAMOND_By_Mentoly.part2.rar)
TSC__2008__DVDRip_ -_DiAMOND_ By_Mentoly. part3.rar (http://rapidshare.com/files/127733514/TSC__2008__DVDRip_-_DiAMOND_By_Mentoly.part3.rar)
TSC__2008__DVDRip_ -_DiAMOND_ By_Mentoly. part4.rar (http://rapidshare.com/files/127737405/TSC__2008__DVDRip_-_DiAMOND_By_Mentoly.part4.rar)
TSC__2008__DVDRip_ -_DiAMOND_ By_Mentoly. part5.rar (http://rapidshare.com/files/127741081/TSC__2008__DVDRip_-_DiAMOND_By_Mentoly.part5.rar)
TSC__2008__DVDRip_ -_DiAMOND_ By_Mentoly. part6.rar (http://rapidshare.com/files/127744593/TSC__2008__DVDRip_-_DiAMOND_By_Mentoly.part6.rar)
TSC__2008__DVDRip_ -_DiAMOND_ By_Mentoly. part7.rar (http://rapidshare.com/files/127748094/TSC__2008__DVDRip_-_DiAMOND_By_Mentoly.part7.rar)
TSC__2008__DVDRip_ -_DiAMOND_ By_Mentoly. part8.rar (http://rapidshare.com/files/127749118/TSC__2008__DVDRip_-_DiAMOND_By_Mentoly.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
08-11-04, 21:05
راز امپراطوريهاي گمشده
Secrets of Lost Empires
http://www.mobin-group.com/image/reg/images/8797d72z4f818j7yaxp3vs8k_2.jpg
مستند «راز امپراطوريهاي گمشده»
محصول PBS Nova
Uncover the secrets of ancient civilizations as NOVA journeys to five archaeological sites where teams of experts use traditional techniques to test their hypotheses.

1. Stonehenge watches a band of experts move, raise and cap a structure like the mysterious Stonehenge armed with Stone Age tools.
2. Inca explores magnificent mountainside citadels and marvels as villagers create a 150-foot suspension bridge using nothing but grass.
3. Obelisk faces the challenge of quarrying, chiseling, hauling and mounting an obelisk using stones, ropes, logs and dirt.
4. Colosseum tries out two possible designs for the canopy that once covered the Colosseum one of them borrowed from ancient ships.
5. Pyramid joins the race to erect an 18-foot stone pyramid in three weeks while testing out some clever construction theories.

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود
http://rapidshare. com/files/ 154694851/ CD1-Colosseum. part1.rar (http://rapidshare.com/files/154694851/CD1-Colosseum.part1.rar)
http://rapidshare. com/files/ 154694776/ CD1-Colosseum. part2.rar (http://rapidshare.com/files/154694776/CD1-Colosseum.part2.rar)
http://rapidshare. com/files/ 154694914/ CD1-Colosseum. part3.rar (http://rapidshare.com/files/154694914/CD1-Colosseum.part3.rar)
http://rapidshare. com/files/ 154694811/ CD1-Colosseum. part4.rar (http://rapidshare.com/files/154694811/CD1-Colosseum.part4.rar)
http://rapidshare. com/files/ 154694862/ CD1-Colosseum. part5.rar (http://rapidshare.com/files/154694862/CD1-Colosseum.part5.rar)
http://rapidshare. com/files/ 154728601/ CD1-Colosseum. part6.rar (http://rapidshare.com/files/154728601/CD1-Colosseum.part6.rar)
http://rapidshare. com/files/ 154728806/ CD1-Colosseum. part7.rar (http://rapidshare.com/files/154728806/CD1-Colosseum.part7.rar)
http://rapidshare. com/files/ 154728897/ CD1-Colosseum. part8.rar (http://rapidshare.com/files/154728897/CD1-Colosseum.part8.rar) http://rapidshare. com/files/ 154728921/ CD2-Inca. part1.rar (http://rapidshare.com/files/154728921/CD2-Inca.part1.rar)
http://rapidshare. com/files/ 154729050/ CD2-Inca. part2.rar (http://rapidshare.com/files/154729050/CD2-Inca.part2.rar)
http://rapidshare. com/files/ 154731173/ CD2-Inca. part3.rar (http://rapidshare.com/files/154731173/CD2-Inca.part3.rar)
http://rapidshare. com/files/ 154749043/ CD2-Inca. part4.rar (http://rapidshare.com/files/154749043/CD2-Inca.part4.rar)
http://rapidshare. com/files/ 154750850/ CD2-Inca. part5.rar (http://rapidshare.com/files/154750850/CD2-Inca.part5.rar)
http://rapidshare. com/files/ 154758665/ CD2-Inca. part6.rar (http://rapidshare.com/files/154758665/CD2-Inca.part6.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155034819/ CD2-Inca. part7.rar (http://rapidshare.com/files/155034819/CD2-Inca.part7.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155038375/ CD2-Inca. part8.rar (http://rapidshare.com/files/155038375/CD2-Inca.part8.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155038400/ CD3-Obelisk. part1.rar (http://rapidshare.com/files/155038400/CD3-Obelisk.part1.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155039965/ CD3-Obelisk. part2.rar (http://rapidshare.com/files/155039965/CD3-Obelisk.part2.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155051089/ CD3-Obelisk. part3.rar (http://rapidshare.com/files/155051089/CD3-Obelisk.part3.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155056797/ CD3-Obelisk. part4.rar (http://rapidshare.com/files/155056797/CD3-Obelisk.part4.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155006838/ CD3-Obelisk. part5.rar (http://rapidshare.com/files/155006838/CD3-Obelisk.part5.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155006661/ CD3-Obelisk. part6.rar (http://rapidshare.com/files/155006661/CD3-Obelisk.part6.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155006859/ CD3-Obelisk. part7.rar (http://rapidshare.com/files/155006859/CD3-Obelisk.part7.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155006845/ CD3-Obelisk. part8.rar (http://rapidshare.com/files/155006845/CD3-Obelisk.part8.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155684836/ CD4-Pyramid. part1.rar (http://rapidshare.com/files/155684836/CD4-Pyramid.part1.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155309503/ CD4-Pyramid. part2.rar (http://rapidshare.com/files/155309503/CD4-Pyramid.part2.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155309388/ CD4-Pyramid. part3.rar (http://rapidshare.com/files/155309388/CD4-Pyramid.part3.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155684812/ CD4-Pyramid. part4.rar (http://rapidshare.com/files/155684812/CD4-Pyramid.part4.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155309550/ CD4-Pyramid. part5.rar (http://rapidshare.com/files/155309550/CD4-Pyramid.part5.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155309542/ CD4-Pyramid. part6.rar (http://rapidshare.com/files/155309542/CD4-Pyramid.part6.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155330411/ CD4-Pyramid. part7.rar (http://rapidshare.com/files/155330411/CD4-Pyramid.part7.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155344120/ CD4-Pyramid. part8.rar (http://rapidshare.com/files/155344120/CD4-Pyramid.part8.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155344221/ CD5-Stonehenge. part1.rar (http://rapidshare.com/files/155344221/CD5-Stonehenge.part1.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155344430/ CD5-Stonehenge. part2.rar (http://rapidshare.com/files/155344430/CD5-Stonehenge.part2.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155344772/ CD5-Stonehenge. part3.rar (http://rapidshare.com/files/155344772/CD5-Stonehenge.part3.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155346412/ CD5-Stonehenge. part4.rar (http://rapidshare.com/files/155346412/CD5-Stonehenge.part4.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155361056/ CD5-Stonehenge. part5.rar (http://rapidshare.com/files/155361056/CD5-Stonehenge.part5.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155361536/ CD5-Stonehenge. part6.rar (http://rapidshare.com/files/155361536/CD5-Stonehenge.part6.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155371480/ CD5-Stonehenge. part7.rar (http://rapidshare.com/files/155371480/CD5-Stonehenge.part7.rar)
http://rapidshare. com/files/ 155371905/ CD5-Stonehenge. part8.rar (http://rapidshare.com/files/155371905/CD5-Stonehenge.part8.rar)




رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
08-11-19, 19:29
منطقه
Zona, La


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/867718910345.jpg
کارگردان: رودريگو پلا. فيلمنامه: رودريگو پلا، لورا سانتولو. موسيقي: فرناندو ولازکوئز. مدير فيلمبرداري: اميليو ‏ويلانيووا. تدوين: آنا گارسيا، ناچو روئيز کاپيلاس، برنات ويلاپلانا. طراح صحنه: آنتونيو مونيو هيه را. بازيگران: ‏دانيل خيمه نز کاچو[دانيل]، ماري بل وردو[ماريانا]، آلن چاوز[ميگل]، دانيل تووار[آلخاندرو]، کارلوس ‏باردم[گراردو]، ماريانا د تاويرا[آنردآ]، ماريو زاراگوزا[ريگوبرتو]، آندرس مونيل[ديه گو]، بلانکا گوئرا[لوچيا]، ‏انريکه آرولا[ايوان]، گراردو تاراسنا[ماريو]. 97 دقيقه. محصول 2007 مکزيک. برنده جايزه طلاي بهترين بازيگر ‏نقش مکمل/ماريو زاراگوزا و نامزد جايزه طلايي بهترين بازيگر نقش مکمل/آلن چاوز و بهترين بازيگر نقش مکمل ‏زن.مايرا سربولا از مراسم آريل، برنده جايزه بهترين فيلمبرداري-بهترين کارگرداني و نامزد جايزه بهترين فيلم از ‏جشنواره کارتاجنا، نامزد جايزه بهترين فيلمنامه از مراسم انجمن نويسندگان اسپانيا، نامزد جايزه بهترين فيلمنامه از ‏مراسم گويا، برنده جايزه بهترين بازيگر زن/ماري بل وردو از مراسم سنت خوردي، برنده جايزه بهترين بازيگر تازه ‏کار/کارلوس باردم ز اتحاديه بازيگران اسپانيولي، برنده جايزه فيپرشي از جشنواره تورنتو، بنده جايزه لوئيجي د ‏لاورنتيس ازجشنواره ونيز. ‏
محله اي ثروتمند نشين در دل شهر مکزيکو موسوم به منطقه وجود دارد که توسط ديوارهاي بلند و دوربينهاي امنيتي از ‏بقيه شهر منفک شده است. ساکنان منطقه دليل اين کار را حفاظت خود از موج رو به افزايش خشونت، سرقت و ‏بزهکاري در شهر فقرزده مکزيکو اعلام مي کنند و حتي از ورود پليس نيز به داخل منطقه با اکراه استقبال مي کنند. ‏آنها باور دارند که خود مي توانند نظم و قانون را در منطقه حفظ کنند. تا اينکه شبي سه نوجوان به قصد سرقت از ديوار ‏عبور کرده و وارد خانه اي مي شوند. در جريان سرقت پيرزن صاحبخانه سر رسيده و يکي از نوجوان ها او را به قتل ‏مي رساند. اهالي مسلح نيز سر رسيده و دزدها را دنبال مي کنند. دو نفر از نوجوانان توسط مردم کشته مي شوند و ‏سومين نفر-ميگل- موفق به فرار و مخفي شدن در داخل منطقه مي شود. در آن سوي ديوار، شنيده شدن صداي ‏تيراندازي توجه ريگوبرتو افسر پليس را جلب مي کند. اما زماني که وارد منطقه مي شوند، اثري از حادثه اي رخ داده، ‏نمي يابند و يکي از ساکنين محله نيز اقدام به دادن رشوه به ريگوبرتو مي کند. ريگوبرتو نپذيرفته و بعدها با يافت شده ‏جسد دو نوجوان در زباله داني شهر، مصمم به پيگيري پرونده مي شود. همزمان دوست دختر ميگل نيز نزد پليس رفته ‏و از ماجراي ورود سه نوجوان به منطقه پرده برمي دارد. ميگل که در زيرزمين يک خانه مخفي شده، خيلي زود توسط ‏آلخاندرو، پسر صاحبخانه به دام مي افتد. آلخاندرو از وي مي خواهد تا خانه آنها و منطقه را ترک کند، چون اهالي ‏تصميم به شکار او گرفته اند. و از بد حادثه پدر آلخاندرو نيز يکي از سردمداران اين ماجراست..‏

‎‎چرا بايد ديد؟‎ ‎
رودريگو پلا متولد 1968 مونته ويدئو، اورگوئه است. تابعيت مکزيکي دارد و در مرکز آموزش فيلمسازي اين کشور ‏درس خوانده است. اولين فيلمش را در سال 1988 با نام موئيرا کارگرداني کرده و دومين فيلم کوتاهش در جشنواره ‏هاي دانشجويي زيادي مورد استقبال و تحسين واقع شده است. اولين جوايز غير محلي خود را براي فيلم کوتاه سياسي ‏چشمي در گردن[2001] دريافت کرده است. اولين فيلم بلندش را در سال 2006 با نام صحراي درون کارگرداين کرده ‏که در جشنواره برلين و کن مورد توجه قرار گرفته و منطقه دولين فيلم بلند سينمايي او محسوب مي شود. ‏
چگونه هراس از خشونت مي تواند شما را وادار به ابراز خشونت کند؟ چگونه ترس و تنش مي تواند ارزش هاي انساني ‏را دستخوش تغيير و چشم پوشي کند؟ اينها سوالات اساسي پلا است که در قالب داستاني از اجراي عدالت توسط فرد يا ‏افراد و فساد در ميان دستگاه پليس روايت مي شود. يقين دارم بعد ديدن ماجراهاي هراس آور منطقه کمتر کسي جرات ‏حمايت از مامورين خودگمارده قانون را بيابد. فيلمي به شدت واقعگرايانه و تاثيرگذار در مورد تبعيض در اثر فقر، ‏احساس مسئوليت و تفکر جمعي است. ‏
کمتر کسي از ساکنان منطقه سياه و سفيد تصوير شده است. همه و تقريباً برخي بيشتر دلايل خاصي براي زندگي در ‏منطقه دارد. از دانيل تا ديه گو، اما طرز نگاه شان به ماجرا لاجرم يکسان نيست. از اين روست که در يکي از جلسات ‏تصميم به جست و جو براي يافتن کسي مي گيرند که مي تواند با پليس درباره کشته شدن دو نوجوان سخن گفته باشد. ‏تفکر غلط جمعي رايج در منطقه مي گويد که اهالي آنجا به دليل ثروت شان بايد در محيطي متفاوت زندگي کنند و بدتر ‏از همه اينکه حق دارند قوانين خود ساخته شان را نيز اجرا کنند. چيزي که در پايان فيلم با لينچ شدن ميگوئل در وسط ‏خيابان نمادي عيني پيدا مي کند. ‏
منطقه با يک جنايت کوچ آغاز مي شود، ولي سپس تبديل به مطالعه اي درباره مشارکت در جرم و سازش ميان رئيس ‏پليس و گردانندگان منطقه مي شود. زماني که اتومبيل هاي پليس ميگل را ناديده گرفته و منطقه را ترک مي کنند، مي ‏دانيم که چه بر سر او خواهد آمد. اما زماني که ريگوبرتو که شاهد مصالحه مافوقش با قاتلين سه نوجوان فقير بوده، در ‏پشت درهاي سنگين آهني منطقه با مشت به صورت مادر ميگل کوبيده و مي گويد: بايد بهتر بزرگش مي کردي...‏
تماشاگر عمق فاجعه را در مي يابد، انگار که مشت مستقيماً به صورت خودش اصابت کرده باشد. کارگرداني پلا بي ‏عيب و نقص است و نحوه روايت نه چندان پر پيچ و خم او باعث شده تا منطقه به يکي از فيلم هاي موفق آمريکاي لاتين ‏تبديل شود. توصيه مي کنم اين درام خوش ساخت را از دست ندهيد، اما اگر از ديدن و شنيدن اين گونه داستان ها خسته ‏شده ايد، مي توانيد آن را با ديدگاهي متفاوت نيز ببيند. چون فيلم قصه بلوغ فکري آلخاندرو نيز هست، اما در پايان فيلم ‏وقتي جسد ميگل را به سوي گورستان مي برد، نبايد انتظار عملي قهرمانانه از وي را داشته باشيد. او به اين اکتفا مي ‏کند که گوري براي ميگل نگون بخت و قرباني فقر فراهم کند، به دوست دختر ميگل که از دست پليس براي انکار ‏واقعيت کتک سختي خورده، تلفن بزند و بعد در مسير بازگشت به خانه براي خوردن غذا توقف کند!‏
ژانر: درام. ‏

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال)La.Zona.2007.DVDRip.XviD-iAPULA.part1.rar (http://rapidshare.com/files/116006023/La.Zona.2007.DVDRip.XviD-iAPULA.part1.rar)
La.Zona.2007.DVDRip.XviD-iAPULA.part2.rar (http://rapidshare.com/files/116006193/La.Zona.2007.DVDRip.XviD-iAPULA.part2.rar)
La.Zona.2007.DVDRip.XviD-iAPULA.part3.rar (http://rapidshare.com/files/116006358/La.Zona.2007.DVDRip.XviD-iAPULA.part3.rar)
La.Zona.2007.DVDRip.XviD-iAPULA.part4.rar (http://rapidshare.com/files/116006503/La.Zona.2007.DVDRip.XviD-iAPULA.part4.rar)
La.Zona.2007.DVDRip.XviD-iAPULA.part5.rar (http://rapidshare.com/files/116006632/La.Zona.2007.DVDRip.XviD-iAPULA.part5.rar)
La.Zona.2007.DVDRip.XviD-iAPULA.part6.rar (http://rapidshare.com/files/116006790/La.Zona.2007.DVDRip.XviD-iAPULA.part6.rar)
La.Zona.2007.DVDRip.XviD-iAPULA.part7.rar (http://rapidshare.com/files/116006990/La.Zona.2007.DVDRip.XviD-iAPULA.part7.rar)
La.Zona.2007.DVDRip.XviD-iAPULA.part8.rar (http://rapidshare.com/files/116007001/La.Zona.2007.DVDRip.XviD-iAPULA.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
08-11-20, 22:38
‎‎يک تماس ناموفق‎‎‏
One Missed Call


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/5026one-missed-call-2_2.jpg

کارگردان: اريک والت. فيلمنامه: اندرو کلاون بر اساس داستان ياسوشي آکيموتو و فيلمنامه ميناکو دايرا. موسيقي: گلن ‏رينولد هيل، جاني کليمک. مدير فيلمبرداري: گل نمک فرسون. تدوين: استيو ميرکوويچ. طراح صحنه: لارنس بنت. ‏بازيگران: شانين سوسامون[بث ريموند]، ادوارد برنز[جک اندروز]، آنا کلوديا تالانکون[تيلر آنتوني]، ري وايز[تد ‏سامرز]، ازورا اسکاي[لينا کول]، جاني لوئيس[برايان سوسا]، جيسون بگ[ري پروايس]، مارگرت چو[ميکي لي]، ‏مگان گود[شلي بائوم]، رادا گريفيس[مري ليتون]. 87 دقيقه. محصول 2008 ژاپن، آمريکا، آلمان. نام ديگر: ‏Don't ‎Pick Up the Cell Phone!‎‏. ‏
بتاني ريموند شاهد مرگ سه نفر از دوستان خود مي شود. همه اين آدم ها قبل از مرگ خود پيامي توسط موبايل خود ‏دريافت کرده اند که متعلق به خودشان، اما از آينده و لحظه مرگ شان است. همزمان جک اندروز که خواهرش نيز در ‏ميان قربانيان قرار دارد، شروع به تحقيق در اين باره مي کند. همه قربانيان در دو موضوع اشتراک دارند: اول اينکه ‏پيغام هايي مشابه توسط موبايل شان دريافت کرده اند و دوم بعد از مرگ شان آب نباتي در دهان هر کدام يافت مي شود. ‏بعد از مراجعه بتاني به پليس و توضيح وقايع، جک با او صحبت کرده و نظر او را براي همکاري جهت کشف حقيقت ‏طلب مي کند. اما به زودي بتاني نيز پيامي مبني بر مرگ خود دريافت کرده و هر دو نفر براي پيشگيري از به حقيقت ‏پيوستن آن دست به تلاشي همه جانبه مي زنند. آنها به اين نتيجه رسيده اند که روحي مادري خشن مرتکب اين قتل ها مي ‏شود، اما بتاني و جک به زودي درمي يابند که مادر نيز خود قرباني بيش نبوده است....‏

‎‎چرا بايد ديد؟‎ ‎
يک تماس ناموفق بازسازي هاليوودي فيلم موفق ژاپني به همين نام[‏Chakushin ari‏] ساخته تاکاشي مييکه است که ‏دنباله هايي نيز توسط رنپئي تسوکاموتو و مانابو آسو در سال هاي 2005 و 2006 بر آن ساخته شده است. فيلم که قرار ‏بود در سال 2005 توليد شود، سرانجام بعد از رد کردن پروژه توسط گيلرمو دل تورو به اريک والت سپرده شد. البته ‏جناب والت خود قبل از ساختن اين فيلم نسخه اصلي را نديده و از بازيگران هم خواسته بود تا آن را تماشا نکنند، نتيجه ‏هم روشن است يک بزسازي تقريباً کم جان، بي فايده[تجاري مخصوصاً چون بيش از 26 ميليون دلار در گيشه آمريکا ‏به دست نياورده] و مي شود بي معني که بازيگري چون ادوارد برنز را نيز به هدر داده است. ‏
اريک والت متولد 1967 تولوز فرانسه است و يک تماس ناموفق اولين فيلم هاليوودي او به شمار مي رود. او با ساختن ‏فيلم کوتاه شنبه، يکشنبه و همين طور دوشنبه در 1999 موفق به دريافت سه جايزه از جشنواره هاي معتبر شده و اسم و ‏رسمي به هم زد. با اولين فيلمش ‏Maléfique‏ در 2002 در ژانر فانتزي و ترسناک درباره چهار زنداني که دست ‏نوشته اي قديمي با موضوع جادوي سياه پيدا مي کنند، توانست در ميان دوستداران اين ژانر محبوبيتي گسترده کسب کند ‏و سرانجام به هاليوود راه يابد. اما بازسازي يک تماس ناموفق نتوانسته امتيازي بر کارنامه وي بيفزايد. نه از رمز و ‏راز فيلم منبع اقتباس اثري بر جاي مانده و نه از مهارت سازنده ‏Maléfique‏..... ‏
اگر مي خواهيد بدانيد يک قصه واقعاً ترسناک که شما را وادار به دور انداختن موبايل تان مي کند، چگونه تبديل به يک ‏قصه لولوخورخوره شده است، به ديدن اين فيلم برويد!‏
ژانر: ترسناک، رازآميز، مهيج. ‏ براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0479968/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال)One.Missed.Call.DVDRip.XviD-DiAMOND.part1.rar (http://rapidshare.com/files/163466368/One.Missed.Call.DVDRip.XviD-DiAMOND.part1.rar)
One.Missed.Call.DVDRip.XviD-DiAMOND.part2.rar (http://rapidshare.com/files/163466636/One.Missed.Call.DVDRip.XviD-DiAMOND.part2.rar)
One.Missed.Call.DVDRip.XviD-DiAMOND.part3.rar (http://rapidshare.com/files/163466844/One.Missed.Call.DVDRip.XviD-DiAMOND.part3.rar)
One.Missed.Call.DVDRip.XviD-DiAMOND.part4.rar (http://rapidshare.com/files/163467003/One.Missed.Call.DVDRip.XviD-DiAMOND.part4.rar)
One.Missed.Call.DVDRip.XviD-DiAMOND.part5.rar (http://rapidshare.com/files/163467205/One.Missed.Call.DVDRip.XviD-DiAMOND.part5.rar)
One.Missed.Call.DVDRip.XviD-DiAMOND.part6.rar (http://rapidshare.com/files/163467437/One.Missed.Call.DVDRip.XviD-DiAMOND.part6.rar)
One.Missed.Call.DVDRip.XviD-DiAMOND.part7.rar (http://rapidshare.com/files/163467596/One.Missed.Call.DVDRip.XviD-DiAMOND.part7.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
08-11-22, 09:49
طبال سابق
Ex Drummer


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/9892tt0812243_largeCover_2.jpg

کارگردان: کوئن مورتير. فيلمنامه: کوئن مورتير بر اساس رمان هرمن بروسلمانز. موسيقي: آرنو، فليپ کوولير، ميليونر، گاي وان نوتن. مدير فيلمبرداري: گلاين اسپيکارت. تدوين: مانو وان هووه. طراح صحنه: خيرت پاره ديس. بازيگران: دريس وان هگن[دريس]، نورمن بئرت[کوئن د گيتر]، گونتر لاموت[يان وربيک]، سام لوويک[ايوان وان دروپ]، فرانسوا بيوکلير[پدر وربيک]، برنادت دامان[مادر وربيک]، نانسي دنيس[همسر ايوان]، دلورس بوکيرت[ليو]، ويم ويليرت[جيمي]، شانتال وانين[کريستين]، تريستان ورستون[دوريان]. 90 و 104 دقيقه. محصول 2007 بلژيک. برنده جايزه داوران جشنواره رين دنس، نامزد جايزه ببر از جشنواره رتردام، برنده جايزه ويژه داوران جشنواره ورشو.
سه مرد تصميم گرفته اند تا يک گروه موسيقي راه انداخته و براي يک بار هم که شده يک بار روي صحنه بروند. اما هر کدام از اين آدم ها جدا از مشکلات زندگي صاحب معلوليت هايي نيز هستند. کوئن آواز خوان اختلال گويشي دارد، يکي از دست هاي يان نوازنده باس به خاطر حادثه اي در کودکي اختلال حرکت دارد و اوان گيتاريست نيز مشکل شنوايي دارد. از طرف ديگر براي تکميل شدن گروه به يک طبال نيز نيازمندند و براي همين يک روز پشت در خانه نويسنده اي مشهور به نام دريس ظاهر مي شوند. دريس ابتدا دعوت آنها را جدي نمي گيرد، چون او هم مشکل خاص خودش را دارد: دريس قادر به نواختن طبل نيست!
با اين حال دريس که زندگي مرفه و راحتي دارد براي شوخي هم که شده پيشنهاد اين سه نفر را قبول مي کند. او که با زني زيبا زندگي و گاه همراه او *** گروهي را نيز تجربه مي کند، به محض آشنا شدن با اعضاي گروه متوجه مشکلات خصوصي آنها نيز مي شود. کوئن يک نازي است و علاقه عجيبي به کتک زدن زنها دارد، پدر يان ديوانه و در خانه بستري است و خود او نيز همجنس گراست، ايوان نيز زندگي بي سر و ساماني با همسرش را مي گذارند. با اين حال هر سه نفر استعداد عجيبي در نواختن دارند و به زودي نام فمينيست ها را براي گروه خود برگزيده و شروع به تمرين مي کنند. کم کم دريس به گروه علاقمند مي شود و هر کاري را که لازم مي داند براي سر گرفتن اولين و آخرين اجراي آنها انجام مي دهد. اما همه چيز رفته رفته به شکلي بغرنج در هم مي ريزد….

چرا بايد ديد؟
در يک کلام: برآشوينده و تکان دهنده!
تا قبل از ديدن طبال سابق کوئن مورتير را نمي شناختم. جست و جو در اينترنت و منابع مکتوب هم کمک چنداني نکرد. جز اينکه در طول 12 سال گذشته چهار فيلم ساخته و با دومين فيلمش کار يک روز سخت در 1997 چند جايزه دريافت کرده و به شهرت رسيده است. طبال سابق آخرين کار او و دومين اثر موفق اش به شمار مي رود که شهرتي همسنگ گاسپار نوئه فرانسوي براي وي به ارمغان آورده است. کساني که برگشت ناپذير را ديده باشند، با حال و هواي فيلم هاي نوئه آشنايند و مي توانند حدس بزنند فيلم هاي مورتير از چه سنخي است. فيلم يک جمله بگويم که براي افراد مومن و معتقد و اخلاق گرا و حتي آدم هايي با قلب ضعيف قابل تماشا نيست.
سبک بصري مورتير براي تصوير کردن زندگي چند بازنده که مي توانند نمونه هايي دقيق از جامعه امروز هلند باشند، بديع و گاه آزارنده است. او بازنده هايي را تصوير مي کند که مي خواهند به اوج برسند. کساني که در فقر، اعتياد، روابط جنسي و خانوادگي انحراف آميز غرق شده اند. اعاري از احساس هر گونه مسئوليت روزگار را به بطالت مي گذرانند و به راک اند رول عشق مي ورزند. زندگي حال آنها شکننده است و آينده اي هم وجود ندارد.
خشونت هراس آور و *** جزئي از اين کمدي سياه و ابسورد هستند که مي توانند شما را به ياد برگشت ناپذير، پرتقال کوکي و انسان سگ را گاز مي گيرد بيندازد. داستاني که از زبان يک نويسنده ثروتمند، مشهور و بي درد روايت مي شود که براي فرار از آسايش محيط خود به ميان اوباش اوستند پناه مي برد. ما نيز همراه او پا به دنياي پر از پلشتي اين افراد مي گذاريم و سرانجام به اين نتيجه مي رسيم که تمامي اين شوربختي ها در نتيجه سياست هاي غلط دولت ها شکل گرفته است. قهرمان فيلم در جايي به زني که شب قبل در *** گروهي با وي خوابيده بود، مي گويد اندوه جمعي وجود ندارد. هر چه هست شخصي است!
اما در پايان فيلم دوست داريم بر خلاف او به اندوه جمعي ايمان بياوريم. طبال سابق فيلمي براي همه کس نيست. حتي دوستداران آن نيز بعد از اتمام تماشاي فيلم براي رهايي از کثافت آن بايد سري به حمام بزنند. اما بي ترديد يکي از بهترين و تکان دهنده ترين فيلم هاي اروپايي اخير است که نگاه هاي عميق تر و جدي تر را طلب مي کند!
ژانر: کمدي، جنايي، درام، موسيقي.
براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0812243/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال)Ex.Drummer.2007.DVDRip.XviD-FRAGMENT.RoseReDD.part1.rar (http://rapidshare.com/files/88961177/Ex.Drummer.2007.DVDRip.XviD-FRAGMENT.RoseReDD.part1.rar)
Ex.Drummer.2007.DVDRip.XviD-FRAGMENT.RoseReDD.part2.rar (http://rapidshare.com/files/88966229/Ex.Drummer.2007.DVDRip.XviD-FRAGMENT.RoseReDD.part2.rar)
Ex.Drummer.2007.DVDRip.XviD-FRAGMENT.RoseReDD.part3.rar (http://rapidshare.com/files/88970923/Ex.Drummer.2007.DVDRip.XviD-FRAGMENT.RoseReDD.part3.rar)
Ex.Drummer.2007.DVDRip.XviD-FRAGMENT.RoseReDD.part4.rar (http://rapidshare.com/files/88975410/Ex.Drummer.2007.DVDRip.XviD-FRAGMENT.RoseReDD.part4.rar)
Ex.Drummer.2007.DVDRip.XviD-FRAGMENT.RoseReDD.part5.rar (http://rapidshare.com/files/88980571/Ex.Drummer.2007.DVDRip.XviD-FRAGMENT.RoseReDD.part5.rar)
Ex.Drummer.2007.DVDRip.XviD-FRAGMENT.RoseReDD.part6.rar (http://rapidshare.com/files/88985936/Ex.Drummer.2007.DVDRip.XviD-FRAGMENT.RoseReDD.part6.rar)
Ex.Drummer.2007.DVDRip.XviD-FRAGMENT.RoseReDD.part7.rar (http://rapidshare.com/files/88990039/Ex.Drummer.2007.DVDRip.XviD-FRAGMENT.RoseReDD.part7.rar)
Ex.Drummer.2007.DVDRip.XviD-FRAGMENT.RoseReDD.part8.rar (http://rapidshare.com/files/88990107/Ex.Drummer.2007.DVDRip.XviD-FRAGMENT.RoseReDD.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
08-11-24, 17:00
آرمين
Armin


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/771728718qu.jpg
نويسنده و کارگردان: اوگنين سيويليچيچ. موسيقي: ميکائيل بائر. مدير فيلمبرداري: استانکو هرچگ، ودران سامانوويچ. ‏تدوين: ويه ران پاولينيچ. طراح صحنه: ملادن اوزبولت. بازيگران: امير حاژيحافيظ بگوويچ[ايبرو]، آرمين ‏عمروويچ[آرمين]، ينس مونشاو]اولريش]، ماري بومر[گودرون]، باربارا پرپيچ[مارتينا]، اورهان گونر[آرپاد]، بورکو ‏پريچ[زوکي]، بوريس اسوارتان[پريچ]، داريا لورنچي[آيدا]، ايوانا بولانکا[نانا]. 82 دقيقه. محصول 2007 کرواسي، ‏بوسني هرزه گوين، آلمان. برنده جايزه بهترين بازيگر/امير حاژيحافيظ بگوويچ از جشنواره دوربان، برنده دلفين نقره ‏براي بهترين فيلمنامه از جشنواره فسترويا-ترويا، برنده جايزه شرق ِ غرب از جشنواره کارلوي واري، برنده جايزه ‏فيپرشي از جشنواره پالم اسپرينگز، برنده جايزه طلاي بهترين بازيگر/امير حاژيحافيظ بگوويچ و بهترين فيلمنامه از ‏جشنواه پولا. ‏
ايبرو و پسرش آرمين از شهر کوچک شان در بوسني به طرف زاگرب حرکت مي کنند. قرار است آرمين در جلسه ‏انتخاب بازيگر نوجوان براي فيلمي درباره جنگ در بوسني که توسط کارگرداني آلماني ساخته مي شود، شرکت کند. اما ‏ظاهراً روياي پسر با اتفاقاتي کوچک در حال نقش بر آب شدن است. ابتدا در بين راه اتوبوس خراب مي شود و آنها دير ‏سر قرار مي رسند. پس از اصرار و خواهش هاي ايبرو مبني بر اينکه فرصتي به آرمين بدهند، کارگردان مي گويد که ‏براي نقش مورد نظر مسن است. آرمين که آرزوي بازي در فيلم را دست نيافتني مي بيند، عصبي است. ايبرو مي کوشد ‏تا با توسل به راه هاي مختلفي مانند ايجاد رابطه با اعضاي گروه فيلمسازي شانسي ديگر براي پسرش فراهم کند. تنها ‏دست آويز او اين بار توانايي ارمين در نواختن آکاردئون و خواندن است. کارگردان مي پذيرد تا به نواختن آرمين گوش ‏دهد. اما در ميانه کار آرمين دچار حمله صرعي مي شود. فرداي آن روز که ايبرو و آرمين آماده بازگشت به شهرشان ‏شده اند، کارگردان با پيشنهاد تازه اي مبني بر ساخت فيلمي مستند درباره آرمين و اينکه در زمان جنگ چه بر سر او ‏آمده، به سراغ شان مي رود. آرمين پيشنهاد را رد مي کند. ايبرو نيز به حمايت او بر اين تصميم صحه مي گذارد و پدر ‏و پسر به شهر خود بازمي گردند.‏


‎‎چرا بايد ديد؟‎ ‎
براي دوستدار سينماي اروپاي شرقي، مخصوصاً يوگسلاوي سابق اوگنين سيويليچيچ نام شناخته شده اي است. البته نه ‏براي تماشاگر ايراني که تنها فيلم هاي دهه 1960 تا 1980 پارتيزاني يوگسلاوي سابق را ديده و از موج هاي تازه در ‏سينماي بالکان دور و بي خبر است. سيويليچيچ متولد 1971 با فيلمنامه نويسي آغاز و از 1991 با ساختن فيلم هاي ‏ويدئويي کوتاه شروع به کارگرداني کرد. 8 سال بعد اولين فيلم بلندش را با نام آرزو مي کنم يک کوسه بودم ساخت. ‏دومين فيلم بلندش به خاطر کونگ فو معذرت مي خواهم! را در سال 2004 کارگرداني کرد. هر دو فيلمش موفق شدند ‏جوايزي در جشنواره هاي داخلي کسب کنند. اما آرمين سومين فيلم وي که موفق ترين کار او تا اين لحظه به شمار مي ‏رود، توانسته ستايش منتقدان و داوران جشنواره هاي بين المللي را کسب و به عنوان نماينده سينماي کشورش به آکادمي ‏اسکار معرفي شود.‏
فيلم که اولين بار در جشنواره برلين 2007 به نمايش در آمد، بر خلاف تصور خيلي ها به جنگ در بالکان، فروپاشي ‏يوگسلاوي، نسل کشي، ضايعات جنگ، فقر و پريشاني متعاقب آن و حتي ميل و آرزوي آرمين به بازي در فيلم نمي ‏پردازد. تمام فيلم اديسه اي است که در پايان آن- زماني که پدر و پسر به شهر خود بازمي گردند- پسر از عشق و محبت ‏بي حد و مرز پدر نسبت به خود آگاه خواهد شد. ‏
آرمين يک ميني درام است که با جزئياتي دقيق و لحظاتي به ياد ماندني زينت يافته و قادر به ايجاد لحظاتي پر از تشويش ‏و نگراني براي تماشاگر است. تا نيمه فيلم حدس زدن دليل رفتار عصبي پسر، توجه هاي بيش از اندازه پدر به او و ‏تلاش هايش براي اهداي فرصت حضور در يک فيلم به فرزندش در هاله اي رمز و راز پيچيده شده است. و حتي ‏زماني که تماشاگر شاهد حمله صرعي آرمين مي شود و مي پندارد دليل اين همه توجه را يافته، سيويليچيچ تک خال تازه ‏اي رو مي کند. پدر بي شائبه فرزند را دوست دارد، نه به خاطر اينکه در جنگ دچار آسيب شده است. او فقط تلاش مي ‏کند در عين سادگي و حتي با وجود ندانستن زبان با اعضاي گروه فيلمسازي رابطه برقرار کند تا پسر را به سرمنزل ‏مقصود برساند. از او مي خواهد قوي باشد، اجازه سيگار کشيدن را به اومي دهد تا به وي يادآور شود بزرگ شده و در ‏پايان به احترام گذاشتن به انتخاب او بر بلوغ فکري اش نيز صحه مي گذارد. ‏
سيويليچيچ در سومين فيلمش موفق مي شود تا با خلق و چيدن صحنه هايي ساده و به ياد ماندني تماشاگر اشنا با تاريخ ‏سينما را به ياد نئورئاليست هايي چون دسيکا يا ويسکونتي بيندازد. رابطه ميان ايبرو و آرمين 14 ساله يادآور رابطه ‏آنتونيو و برونو ريچي در دزد دوچرخه است و حزن و اندوهي که بر فيلم سايه افکنده قادر است تا به اندازه بسياري از ‏فيلم هايي که درباره جنگ اين نقطه از دنيا ساخته شده اند، بر شما اثر بگذارد. فيلم فاقد موسيقي است، اما فيلمبرداري ‏خوب و بازي بي نظير امير حاژيحافيظ بگوويچ اجازه نمي دهد تا به نبود آن فکر کنيد!‏
ژانر: درام. ‏

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال)Armin.2007.FESTiVAL.DVDRip.XviD-TheWretched.part1.rar (http://rapidshare.com/files/92826482/Armin.2007.FESTiVAL.DVDRip.XviD-TheWretched.part1.rar)
Armin.2007.FESTiVAL.DVDRip.XviD-TheWretched.part2.rar (http://rapidshare.com/files/92826617/Armin.2007.FESTiVAL.DVDRip.XviD-TheWretched.part2.rar)
Armin.2007.FESTiVAL.DVDRip.XviD-TheWretched.part3.rar (http://rapidshare.com/files/92826799/Armin.2007.FESTiVAL.DVDRip.XviD-TheWretched.part3.rar)
Armin.2007.FESTiVAL.DVDRip.XviD-TheWretched.part4.rar (http://rapidshare.com/files/92826985/Armin.2007.FESTiVAL.DVDRip.XviD-TheWretched.part4.rar)
Armin.2007.FESTiVAL.DVDRip.XviD-TheWretched.part5.rar (http://rapidshare.com/files/92827175/Armin.2007.FESTiVAL.DVDRip.XviD-TheWretched.part5.rar)
Armin.2007.FESTiVAL.DVDRip.XviD-TheWretched.part6.rar (http://rapidshare.com/files/92827349/Armin.2007.FESTiVAL.DVDRip.XviD-TheWretched.part6.rar)
Armin.2007.FESTiVAL.DVDRip.XviD-TheWretched.part7.rar (http://rapidshare.com/files/92827475/Armin.2007.FESTiVAL.DVDRip.XviD-TheWretched.part7.rar)
Armin.2007.FESTiVAL.DVDRip.XviD-TheWretched.part8.rar (http://rapidshare.com/files/92827480/Armin.2007.FESTiVAL.DVDRip.XviD-TheWretched.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
08-11-26, 22:20
نبرد در سياتل
Battle in Seattle


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/9969battle_in_seattle_resize_2.jpg

نويسنده و کارگردان: استوارت تاونزند. موسيقي: نيل داويدج. مدير فيلمبرداري: بري آکرويد. تدوين: فرناندو ويله نا. ‏طراح صحنه: کريس آگست. بازيگران: مارتين هندرسون[جي]، ميشله رودريگز[لو]، چارليز ترون[الا]، وودي ‏هارلسون[ديل]، آندره بنجامين[جنگو]، کاني نيلسون[جين]، ري ليوتا[شهردار جيم توبين]، چانينگ تاتوم[جانسون]، ‏جنيفر کارپنتر[سام] ايوانا ميليشيه ويچ[کارلا]، جاشوا جکسون[رندال]، راده سربدژيا[دکتر ماريچ]. 100 و 98 دقيقه. ‏محصول 2007 آمريکا، آلمان، کانادا. نامزد جايزه بهترين فيلمنامه از مراسم سينما و تلويزيون ايرلند، نامزد جايزه ‏بهترين طراحي لباس، بهترين فيلم، بهترين طراحي صحنه از مراسم لئو. ‏
سال 1999. هزاران فعال اجتماعي در سياتل گرد آمده اند تا در برابر ساختمان محل تشکيل کنفرانس پنج روزه وزرايي ‏کشورهاي عضو سازمان تجارت جهاني دست به تظاهرات بزنند. در ميان آنها جنگو، سام، لو و جي قرار دارند که از ‏سازمان دهندگان اصلي اين تظاهرات به شمار مي روند. هر کدام از آنها مشکلات شخصي خودشان را نيز دارند و بايد ‏با آن دست و پنجه نرم کنند. ولي تظاهرات مسالمت جويانه آنها به خشونت کشيده و تبديل به يک شورش تمام عيار مي ‏شود. اين کار سبب مي شود تا شهردار بر خلاف ميل خود اعلام وضعيت اضطراري کرده و از گارد ملي بر برقراري ‏نظم کمک بگيرد. تمام نيروهاي پليس به خيابان ها فرستاده مي شوند و در ميان آنها ديل به چشم مي خورد که همسرش ‏باردارش الا در اولين روز تظاهرات بر اثر ضربه باتوم يکي از همکارانش فرزندشان را سقط کرده است. با وجود به ‏خشونت کشيده شدن تظاهرات، پيام معترضين به داخل کنفرانس راه يافته و در درون و بيرون موافقاني پيدا مي کند. از ‏جمله دکتر ماريج که نگران سرنوشت انسان هاي کشور فقير است و جين، گزارشگر تلويزيون که با وجود مخالفت و ‏روش هاي ناپسند اربابان رسانه اي خود را صميمانه مجبور به همراهي با تظاهر کنندگان مي بيند...‏

‏چرا بايد ديد؟
استوارت تاونزند چهره اي شناخته شده دارد. ايرلندي تبار است و خوش چهره، متولد دوبلين است و 36 ساله که ‏بازيگري را به شکل غيرحرفه اي از دوران تحصيل آغاز کرده و از 1994 توانسته جايگاهي به عنوان بازيگر خوش ‏آتيه براي خويش تدارک ببيند. ابتدا در فيلم هاي کوتاه ايرلندي ظاهر شده و اولين نقش بلند خود را در‎ Trojan Eddie‎‏ ‏‏(1996) بازي کرده و تنها دو سال بعد با ‏Resurrection Man‏ شاه نقش بازيگري خود را خلق کرده است. نقشي که ‏جايزه بهترين بازيگر فانتافستيوال و نامزد همين جايزه به همراه جايزه تماشاگران جشنواره فيلم هاي ايرلندي را براي ‏وي به دنبال داشته است. تاونزند در اين فيلم نقش جوان پروتستان ايرلندي را بازي مي کرد که در دهه 1970 به دليل ‏نفرتش از کاتوليک ها دست به کشتن آنها مي زد. توفيق تاونزند در تماشاخانه هاي لندن با بازي در نمايشي از تنسي ‏ويليامز و همکاري با سينماگراني چون وينترباتم يا ميشل بلان دنبال شد، اما سفر وي به هاليوود چندان حاصل جالب ‏دربرنداشت. ملکه نفرين شده (2002) نه براي او و نه براي ديگر عواملش خوش يمن نبود. بازي در کنار چارليز ترون ‏در به دام افتاده(و بعدها زندگي در عالم واقعي با وي) يا فيلم هاي ‏Shade‏ و ‏The League of Extraordinary ‎Gentlemen‏-به نقش دوريان گري- نتوانست بر اعتبار وي بيفزايد. آخرين تجربه اش به عنوان بازيگر در سال گذشته ‏تئوري آشوب بود که در مقايسه با فيلم هاي پيشين او قابل اعتنا و محصولي جدي محسوب مي شد. اما ورود وي به ‏حيطه کارگرداني نشان از زايش يک فيلمساز کاملاً جدي و حتي مي شود گفت منتقد سياسي اجتماعي دارد. ورودي ‏خوش و نامنتظره و به مثابه تولدي ديگر و اين بار در پشت دوربين که اگر امتداد يابد مي تواند تاونزند را صاحب ‏جايگاهي معتبر کند[ کار او را مي شود با نان و گل هاي رز کن لوچ مقايسه کرد که هر دو از حوادث و شخصيت هايي ‏واقعي مدد گرفته بودند، البته کن لوچ نه فقط انديشه سياسي شکل گرفته اي دارد، بلکه سبک سينمايي اش نيز قوام يافته و ‏منحصر به خود اوست].‏
تاونزند براي روايت قصه اش نقطه ديد ثابتي اختيار نکرده، لحن جانبدارانه اش نيز بسيار کلي و انسان دوستانه است. ‏هيچ کدام از شخصيت ها سياه و سفيد نيستند، مانند پليسي-ديل- که بعدها براي عذرخواهي از جي مي آيد. حتي شهردار ‏نيز در برابر اعلام وضعيت اضطراري و مقابله خشونت بار با مردم مقاومت مي کند. اما هيچ کدام از اين نگاه هاي ‏مثبت و همراه مانع از ان نمي شود تا تاونزند ديد انتقادي خود را نسبت به سازمان تجارت جهاني که مدتي بعد از واقعه ‏نماد آن-ساختمان هاي دوقلويش- ويران شد، پنهان کند. از ديد او و دکتر ماريج و بسياري از تظاهر کنندگان اين سازمان ‏کشورهاي فقير را فقيرتر مي کند و چيزي جز تقسيم گرسنگي و فقر نخواهد کرد، مگر زماني که اصول انساني را فارغ ‏از سياست هاي دولتي مد نظر داشته باشد. ‏
بديهي است چنين فيلمي مانند رفتار همان تظاهر کنندگان در سينماي آمريکا جايي نداشته باشد، حتي اگر هنرپيشگان ‏مشهوري چون ترون يا هارلسون در آن نقش داشته باشند. هاليوود شايد ياغي ها را بپسندد، اما ياغي هاي با هدف مانند ‏کمونيست ها هميشه به چشم بيگانه نگريسته شده اند. نتيجه نيز رانده شدن نبرد در سياتل به 8 سينما حاشيه اي و در ‏نتيجه شکست مالي فيلمي 8 ميليون دلاري است که استفاده از سالن هاي بيشتر و تبليغات مناسب مي توانست سرمايه آن ‏را به سرعت بازگرداند. ‏‎ ‎
نبرد در سياتل به عنوان اثر هنري که حادثه اي واقعي و تلخ را داستاني کرده، يک فيلم خوب و ديدني است و نقدهاي ‏بسيار مثبتي نيز دريافت کرده است. اما موفق نشده تا مخاطبان خود را لااقل در سينماها بيابد. شايد اين اتفاق به مدد دي ‏وي دي و روي پرده کوچک بيفتد. ساخته شدن چنين فيلمي نشان دهنده زنده بودن تفکرات انسان دوستانه و مصلحانه و ‏بلوغ سياسي يک کارگردان است. يقين دارم کارگردان جوان آن در آينده-اگر از اين راه منحرف نشود- فيلم هاي بهتري ‏ساخت. به احترام اين جوان کلاه از سر برمي گيرم و مي گويم تولد مبارک آقاي تاونزند!‏
ژانر: اکشن، درام. ‏
براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0850253/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال)Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.Xvi D.AC3-TMR.part01.rar (http://rapidshare.com/files/149319157/Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part01.rar)
Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part02.rar (http://rapidshare.com/files/149320199/Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part02.rar)
Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part03.rar (http://rapidshare.com/files/149322003/Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part03.rar)
Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part04.rar (http://rapidshare.com/files/149322366/Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part04.rar)
Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part05.rar (http://rapidshare.com/files/149322884/Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part05.rar)
Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part06.rar (http://rapidshare.com/files/149323538/Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part06.rar)
Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part07.rar (http://rapidshare.com/files/149324136/Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part07.rar)
Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part08.rar (http://rapidshare.com/files/149324618/Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part08.rar)
Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part09.rar (http://rapidshare.com/files/149325372/Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part09.rar)
Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part10.rar (http://rapidshare.com/files/149325918/Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part10.rar)
Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part11.rar (http://rapidshare.com/files/149326440/Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part11.rar)
Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part12.rar (http://rapidshare.com/files/149326857/Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part12.rar)
Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part13.rar (http://rapidshare.com/files/149327425/Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part13.rar)
Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part14.rar (http://rapidshare.com/files/149327894/Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part14.rar)
Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part15.rar (http://rapidshare.com/files/149328497/Battle.in.Seattle.2007.DVDRip.XviD.AC3-TMR.part15.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
08-12-15, 18:57
معرفي و دانلود فيلم








‎‎جنايات آکسفورد‎‎‏ ‎‎‏
The Oxford Murders


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/7183oxford.jpg
کارگردان: الکس د لا ايگلسيا. فيلمنامه: خورخه گوئريکائچه واريا، الکس د لا ايگلسيا بر اساس داستاني از گيلرمو ‏مارتينز. موسيقي: روکه بانيوس. مدير فيلمبرداري: کيکو د لا ريکا. تدوين: آلخاندرو لازارو، کريستينا پاستور. طراح ‏صحنه: کريستينا کاسالي. بازيگران: اليجا وود[مارتين]، جان هارت[آرتور سلدوم]، لئونور واتلينگ[لورنا]، جولي ‏کاکس[بث]، برن گورمن[پادوروف]، آنا مسي[خانم ايگلتون]، جيم کارتر[بازرس پترسون]، آلن ديويد[آقاي هيگينز]، ‏دومينيک پينون[فرانک]. 107 دقيقه. محصول 2008 اسپانيا، فرانسه. نام ديگر: ‏Crimes à Oxford، ‏Oxford ‎Crimes‏. ‏
سال 1993. مارتين دانشجويي آمريکايي وارد دانشگاه آکسفورد مي شود. او قصد دارد تا در پروفسور سلدوم را به ‏عنوان استاد راهنماي تز خود انتخاب کند. کسي که به خاطر دلبستگي بلندپروازانه اش به نظريات ويتگنشتاين درباره ‏حقيقت شهرتي فراوان دارد. مارتين در يک جلسه سخنراني سلدوم درباره کتاب رساله منطقي فلسفي ويتگنشتاين شرکت ‏مي کند. در اين جلسه سلدوم مي کوشد با استناد به نظريات ويتگنشتاين ثابت کند که امکان دسترسي به حقيقت ممکن ‏نيست. مارتين در اعتراض به او مي گويد که ايمان دارد حقايق رياضي وجود دارند و همين باعث شکرآب شدن رابطه ‏شکل نگرفته او و سلدوم مي شود. مدتي کوتاه بعد، سلدوم که به ملاقات صاحبخانه مارتين[خانم ايگلتون که به همراه‎ ‎دختر نوازده اش بث زندگي مي کند] رفته، او را مرده مي يابد. مارتين و سلدوم که همزمان در صحنه جنايت حضور ‏يافته اند، توسط بازرس پترسون مورد بازجويي قرار مي گيرند. سلدوم به پليس مي گويد کاغذي دريافت کرده که در ‏کنار نام دوست قديميش خانم ايگلتون جمله اولين نفر از يک سري نوشته شده بود. اما همين امر باعث مي شود تا خود به ‏عنوان مظنوني که با استفاده از هوش سرشارش به قتل دست زده، شناخته شود. اما سلدوم قصد دارد تا با حدس زدن ‏جنايت بعدي، خود را تبرئه کند. همزمان مارتين و دوست دخترش-‏‎ ‎پرستاري به نام لورنا- نيز شروع به تحقيق در اين ‏رابطه مي کند. راه اين سه نفر خيلي زود به هم پيوند مي خورد، اما...‏

‎‎چرا بايد ديد؟‎ ‎
الکس[آلخاندرو] د لا ايگلسيا[مندوزا] متولد 1965 بيلبائو، اسپانيا است. کارگردان محبوبي است که کارهايش سبک و ‏سياق فيلم هاي گيلرمو دل تورو را دارند، البته با کمي طنز که متاسفانه هنوز در پخش آمريکا يا جهاني به اقبالي مانند ‏دل تورو دست نيافته اند. اما اين اتفاق از ارزش کار او نمي کاهد. اولين فيلم کوتاهش ‏Mirindas asesinas‏ در 1991 ‏جوايز متعددي از جشنواره ها گرفت و اولين فيلم بلندش کمدي علم تخيلي عمل جهش يافتن/‏‎ Acciَn mutante‎‏ سه ‏جايزه گويا را به چنگ آورد. شهرت بين المللي با دومين فيلمش روز هيولا در 1995 به سراغش آمد. يک کمدي ‏سورئاليستي و هراس آور که بيش از 15 جايزه نصيب او کرد. فيلم هاي بعدي او پرديتا دورانگو، مردن از خنده و ‏ذخاير ملي نيز همگي رگه هاي برجسته از کمدي داشتند و موقعيت او را در سينماي کشورش به اوج رساندند. دومين ‏موفقيت بين الملي او با هجويه اش بر سينماي وسترن به نام 800 گلوله در سال 2002 شکل گرفت. د لا ايگليسيا بعد از ‏ساختن ‏‎'Crimen perfecto'‎‏ در ايتاليا و کسب ستايش منتقدان به خاطر طنز سياهش به سراغ داستاني کاملاً جدي رفته ‏است. ‏
جنايات آکسفورد بر اساس داستاني ساخته شده که جوايز معتبري به دست آورده که رياضي دان آرژانتيني گيلرمو ‏مارتينز آن را نوشته است. بنابر اين وجود ارجاع هاي فلسفي و رياضي در داستان مانند نظريات ويتگنشتاين يا تئوري ‏فيبوناچي اتفاقي نيست. و همان طور که مارتينز کوشيده بود با روايت داستاني ظاهراً جنايي بحث قطعيت را پيش بکشد، ‏د لا ايگلسيا نيز سعي کرده يک تريلر جنايي فلسفي/رياضي بسازد. د لا ايگلسيا با وجود بهره مند بودن از بودجه اي ‏اندک در حدود 10 ميليون دلار و بعد از انصراف مايکل کين و جرمي آيرونز براي بازي در نقش سلدوم، بهترين فرد ‏را برگزيده است. جان هارت شايد در سال هاي اخير کمتر در چنين اندازه هايي ظاهر شده بود و به جرات مي شود گفت ‏که چکيده همه تجارب تئاتري و سينمايي خود را به شکلي خيره کننده-مخصوصاً در جلسه سخنراني اش درباره کتاب ‏ويتگنشتاين- به نمايش مي گذارد. ‏
جرات مي کنم و مي گويم ترکيب رياضيات و جنايت به فرجامي خيره کننده انجاميده که دکوپاژ حيرت انگيز د لا ايگلسيا ‏با پلان هاي طولاني آن را زينت داده است. او به کمال روح اثر و همچنين تنها کتابي که لودويگ يوزف يوهان ‏ويتگنشتاين در زمان حيات خود[به سال 1921] منتشر کرده بود را دريافته و آن را به فيلم انتقال داده است. مردي که ‏باب هاي زيادي از جمله فلسفه رياضي، فلسفه زبان، فلسفه ذهن را در فلسفه گشود و کتاب رساله منطقي-‏فلسفي[‏Tractatus Logico-Philosophicus‏] او حاوي نظرياتش درباره دنيا، حقيقت، علم، اخلاق، دين، فلسفه، ‏عرفان، زيان و تفکر است. ‏
جنايات آکسفورد در يک کلام باز کننده در تازه اي در ساخت تريلرهاي جنايي است که آن را مديون منبع ارجاع خود و ‏کار دقيق د لا ايگلسيا است. يک فيلم جنايي واقعاً بالغ به معناي دقيق کلمه که فيلم هاي بزرگ اين ژانر مانند هفت را نيز ‏حقير جلوه مي دهد! دستاورد د لا ايگلسيا را مي ستايم و به احترامش از جا برمي خيزم. او لايق جايگاه رفيع تر از دل ‏تورو در سينماي کشورش و دنياست و فيلمش ارزش نوشتن حتي يک تک نگاري مفصل را دارد. ‏
ژانر: جنايي، مهيج.


http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال با کيفيت DVD Rip)
The_Oxford_Murders__2008__DVDrip.part1.rar (http://rapidshare.com/files/132601580/The_Oxford_Murders__2008__DVDrip_-_aXXo_By_Mentoly.part1.rar)
The_Oxford_Murders__2008__DVDrip.part2.rar (http://rapidshare.com/files/132612715/The_Oxford_Murders__2008__DVDrip_-_aXXo_By_Mentoly.part2.rar)
The_Oxford_Murders__2008__DVDrip.part3.rar (http://rapidshare.com/files/132623372/The_Oxford_Murders__2008__DVDrip_-_aXXo_By_Mentoly.part3.rar)
The_Oxford_Murders__2008__DVDrip.part4.rar (http://rapidshare.com/files/132628782/The_Oxford_Murders__2008__DVDrip_-_aXXo_By_Mentoly.part4.rar)
The_Oxford_Murders__2008__DVDrip.part5.rar (http://rapidshare.com/files/132635114/The_Oxford_Murders__2008__DVDrip_-_aXXo_By_Mentoly.part5.rar)
The_Oxford_Murders__2008__DVDrip.part6.rar (http://rapidshare.com/files/132640501/The_Oxford_Murders__2008__DVDrip_-_aXXo_By_Mentoly.part6.rar)
The_Oxford_Murders__2008__DVDrip.part7.rar (http://rapidshare.com/files/132645617/The_Oxford_Murders__2008__DVDrip_-_aXXo_By_Mentoly.part7.rar)
The_Oxford_Murders__2008__DVDrip.part8.rar (http://rapidshare.com/files/132647253/The_Oxford_Murders__2008__DVDrip_-_aXXo_By_Mentoly.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
08-12-15, 19:32
تنهايي‎‎‏
Solitary Fragments


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/65281885570468_2.jpg
کارگردان: خائيمه روزالس. فيلمنامه: خائيمه روزالس، انريک روفاس. مدير فيلمبرداري: اسکار دوران. تدوين: مارتينز ‏سوسا. طراح صحنه: ايون آرتکس. بازيگران: سونيا آلمارکا[آدلا]، پترا مارتينز[آنتونيا]، ميريام کورئا[اينس]، نوريا ‏منسيا[نيوس]، ماريا بازان[هلنا]، يسوس کارسيو[مانولو]، لويس ويلانيوا[کارلوس]، لويس برمخو[آلبرتو]، خوآن ‏مارگالو[کشيش]، خوزه لويس توريخو[کشيش]، کارمن گوتيه رز[ميريام]. 128 دقيقه. محصول 2007 اسپانيا. برنده جايزه بهترين کارگرداني و نامزد جايزه بهترين تدوين-بهترين فيلم و بهترين ‏فيلمنامه اصيل زا مراسم انجمن منتقدان سينميا اسپانيا، برنده جايزه بهترين فيلم از مراسم فتوگراماش د پلاتا، برنده جايزه ‏بهترين کارگرداني-بهترين فيلم و بهترين بازيگر تازه کار.خوزه لوئيس توريخو از مراسم گويا، برنده جايزه بهترين فيلم ‏از مراسم سنت خورد، برنده جايزه بهترين بازيگر زن/پترا مارتينز و بهترين بازيگر زن تازه کار/سونيا آلمارکا از ‏اتحاديه بازيگران اسپانيولي. ‏
آدلا از پدرو جدا شده و زندگي خالي و بي تحرکي را در شهرستان با بزرگ کردن کودکش ميگوئلتو مراقبت از پدرش ‏خوآن و کار در يک اداره مي گذراند. سرانجام تصميم مي گيرد در جستجوي زندگي بهتر به مادريد نقل مکان کند. او ‏به آپارتمان اينس و کارلوس اثاث کشي کرده و شغلي نيز پيدا مي کند. اما زماني که نشانه هايي از بهتر شدن زندگي اش ‏ظاهر مي شود، بمبي در اتوبوس شهري که او به همراه ميگوئلتو سوار آن شده منفجر مي شود. ‏
آنتونيا بيوه يک مغازه خواربارفروشي خريده و با مانولا آشنا شده است. او مادر اينس-همخانه آدلا-، نيوس و هلنا است. ‏نيوس غده اي سرطاني دارد و هلنا نيز قصد خريد خانه اي ديگر کرده و مادر را براي گرفتن پول تحت فشار گذاشته ‏است. آنتونيا بعد از عمل جراحي موفقيت آميز اينس، تصميم به زندگي با مانولا گرفته و تصميم به فروش آپارتمان خود ‏را مي گيرد. اما اين تصميم راه را براي بروز تنش در ميان خانواده باز مي کند...‏

‏چرا بايد ديد؟
خائيمه روزالس متولد 1970 بارسلوناي اسپانياست. سه سالي را در مرکز مطالعات سينمايي کوبا تحصيل کرده و سپس ‏به مدرسه سينما و تلويزيون استراليا رفته است. فيلم هاي کوتاه موفق زيادي در کارنامه اش دارد و با اولين فيلم بلندش ‏ساعت هاي يک روز/‏Las horas del dيa‏ موفق به دريافت جايزه فيپرشي از جشنواره کن شده است. ‏
تنهايي دومين فيلم بلند روزالس است که خود را تحت تاثير بروسون و ازو مي داند و از نماهاي ثابت و نمايش حوادث ‏روزمره زندگي در فيلم هايش استفاده مي کند. ظاهراً از دهه 1970 موجي به راه افتاد تا در برابر تلاش سينماگران دهه ‏هاي گذشته براي حدف دقايق ملال آور زندگي و رسيدن به چيزي که تا آن روز سينما ناميده مي شد، مقاومت کرده و ‏براي کشف سکون و يکنواختي و ريتم ايستاي زندگي عادي اقدام کنند. نتيجه را مي دانيد: به اوج رسيدن فيلمسازاني ‏چون تارکوفسکي و بعضي ها که ديدگاه فلسفي خاص خود را داشتند و نمونه هاي متاخرتر و وطني آن چون کيارستمي ‏و پناهي که مبلغ نوعي ميني ماليسم محسوب مي شوند. شخصاً با اين گونه فيلم هاي مخالفتي ندارم، اما فکر مي کنم ‏افراط در نمايش دقايق خسته کننده زندگي در دراز مدت سبب دوري تماشاگر از سينما خواهد شد. ‏
روزالس براي پرهيز اين واقعه دست به تجربه اي متفاوت زده و آن تقسيم پرده به دو قسمت و گاه نمايش يک واقعه از ‏زواياي گوناگون کرده است. کاري مانند ناپلئون ابل گانس ولي بار هدفي متفاوت که قصد آن نمايش عظمت و گستردگي ‏يک واقعه نيست. بلکه نمايش تنهايي و دور بودن آدم ها از يکديگر است. هيچ کدام از نيمه هاي تصوير در جاي منطقي ‏خود نيستند. جهت نگاه يا ورود و خروج آدم ها از کادر مخالف با نيمه ديگر است و همين امر بر با هم ولي جدا بودن ‏اشخاص داخل کادر بيشتر صحه مي گذارد. خلا عاطفي و همه جانبه اي که اين آدم ها در آن دست و پا مي زنند، در ‏کمتر دقايقي شکسته مي شود. روايت فصل بندي شده[چهار فصل و يک موخره] روزالس در کنار قصه دو پاره ‏آن[ماجراي آدلا و زندگي دختران آنتونيا که فقط به واسطه همخانه بودن اينس و آدلا به هم وصل مي شود] نيز بر اين ‏بيگانگي بيشتر تاکيد مي کند. همه به نوعي اسير حرص، خودخواهي، علائق، نفرت ها و رنج هاي خويشند. با همند، اما ‏تنهايي غريبي آنها را احاطه کرده است. حتي مادريد نيز شهري خلوت و غريب تصوير مي شود که انفجار بمبي در ‏اتوبوس نيز نمي تواند سبب ازدحام شود!‏
با اين حال تنش در همين زندگي هاي منفرد نيز هست، چون از احساسات ساختگي و بلندپروازي هاي بيهوده تهي نيست. ‏پرداخت نامتعارف روزالس را در فيلم قبلي اش شاهد بوديم. روايتي کاملاً غير معمول از زندگي يک قاتل سريالي که ‏اين بار در قالب دو داستان موازي از زندگي امروزي انسان مدرن به اوج رسيده است. اما طولاني بودن زمان نمايش آن ‏مي تواند اندکي در فراري دادن تماشاگر موثر باشد. اگر شيفته اين نوع سينما هستيد، تنهايي همه چيز دارد. در غير اين ‏صورت نيز توصيه مي کنم براي آشنايي با يکي از تازه نفس ترين کارگردان هاي اسپانيا و يکي از متفاوت ترين شان، ‏فرصت را غنيمت بدانيد!‏
ژانر: درام. ‏

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال با کيفيت DVD Rip)
So-li-tary.FESTiVAL.DVDRip.XviD-NODLABS.part1.rar (http://rapidshare.com/files/118800563/So-li-tary.FESTiVAL.DVDRip.XviD-NODLABS.part1.rar)
So-li-tary.FESTiVAL.DVDRip.XviD-NODLABS.part2.rar (http://rapidshare.com/files/118653843/So-li-tary.FESTiVAL.DVDRip.XviD-NODLABS.part2.rar)
So-li-tary.FESTiVAL.DVDRip.XviD-NODLABS.part3.rar (http://rapidshare.com/files/118653671/So-li-tary.FESTiVAL.DVDRip.XviD-NODLABS.part3.rar)
So-li-tary.FESTiVAL.DVDRip.XviD-NODLABS.part4.rar (http://rapidshare.com/files/118652369/So-li-tary.FESTiVAL.DVDRip.XviD-NODLABS.part4.rar)
So-li-tary.FESTiVAL.DVDRip.XviD-NODLABS.part5.rar (http://rapidshare.com/files/118652227/So-li-tary.FESTiVAL.DVDRip.XviD-NODLABS.part5.rar)
So-li-tary.FESTiVAL.DVDRip.XviD-NODLABS.part6.rar (http://rapidshare.com/files/118652076/So-li-tary.FESTiVAL.DVDRip.XviD-NODLABS.part6.rar)
So-li-tary.FESTiVAL.DVDRip.XviD-NODLABS.part7.rar (http://rapidshare.com/files/118651896/So-li-tary.FESTiVAL.DVDRip.XviD-NODLABS.part7.rar)
So-li-tary.FESTiVAL.DVDRip.XviD-NODLABS.part8.rar (http://rapidshare.com/files/118651735/So-li-tary.FESTiVAL.DVDRip.XviD-NODLABS.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
08-12-20, 22:05
معرفي و دانلود فيلم








تولد اختاپوس ها‎‎‏
Water Lilies


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/2338water_lilies.jpg
نويسنده و کارگردان: سلين شياما. موسيقي: ژان باپتيست د لوبيه. مدير فيلمبرداري: کريستال فورنيه. تدوين: ژولين ‏لاشري. طراح صحنه: گونديل بسکون. بازيگران: پولن آکوار[ماري]، لوئيز بلاشر[آن]، آدل هينل[فلوريان]، وارن ‏ژاکن[فرانسوا]، باربارا رنار[ناتاشا]، ماري ژيلي-پي ير[صندوق دار]، استر سيرونيو[فروشنده]، ژروم ‏استيب[ماساژور]، ايوون ويه ماري[همسايه]. 85 دقيقه. محصول 2007 فرانسه. نام ديگر:‏‎ Les Pieuvres، ‏Water ‎Lilies‏. برنده جايزه جوانان از جشنواره فيلم هاي عاشقانه شربورگ، نامزد سزار بهترين کار اول، برنده جايزه لويي ‏دلوک بهترين فيلم. ‏
ماري اغلب اوقات خود را در استخر و سالن هاي شنا مي گذراند، اما عضو تيم نيست و فقط با تماشاي ديگران وقت ‏خود را پر مي کند. دوست نزديک او آن که عضو تيم است، دختري اندکي چاق و بر خلاف ماري بزرگ تر از سن خود ‏ديده مي شود. او شيفته پسر شناگري به نام فرانسوا است، اما فرانسوا حتي حاضر به حرف زدن با وي نيست. فرانسوا ‏مرتباً در اطراف فلوريان –ملکه نمايش هاي آبي- و دختري زيباست. ماري کم کم خود را به فلوريان نزديک مي کند و ‏موفق مي شود تا از طريق وي مرتب در سالن شنا حضور داشته باشد. اما به زودي مي فهمد که فلوريان با پسرهاي ‏زيادي ارتباط دارد. چيزي که به زودي مشخص مي شود شايعه اي بيش نيست...

‏چرا بايد ديد؟‎ ‎
سلين شياما متولد 1980 پونوآز، فرانسه است. در رشته ادبيات فرانسه درس خوانده و سپس در فميس[ايدک سابق] دوره ‏فيلمنامه نويسي گذرانده است. دو فيلمنامه اش توسط ديگران به فيلم برگردانده شده اند و تولد اختاپوس ها اولين فيلم او در ‏مقام کارگرداني است. ‏
تولد اختاپوس ها يا هشت پاها يک مطالعه درخشان روانشناسانه از دوران بلوغ در ميان دخترهاست. سه دختر که ‏زندگي شان با سالن ها و استخرهاي شنا گره خورده و در طول فيلم تقريباً اثري از اعضاي خانواده آنان و در نتيجه ‏اتوريته بزرگسالان به چشم نمي خورد. فيلم که با نام نيلوفر آبي پخش جهاني يافته، اولين بار در بخش نوعي نگاه ‏جشنواره کن به نمايش در آمد و مورد تحسين قرار گرفت.
شخصاً فيلم را تماشاي نوعي شطرنج احساسي ميان سه دختر ارزيابي مي کنم، که هدف شان بازي بي وقفه براي به ‏دست آوردن تجربه هاي آميخته با هوس و کشف تن است. نام فيلم از رقص پاهاي دختران شناگر در زير آب گرفته شده ‏است. تماشاي فيلم به دليل موضوع مهم و تازه آن، همچنين ساختار سنجيده آن براي يک کار اول، و نمونه اي از سينماي ‏جديد فرانسه توصيه مي شود.‏
ژانر: درام.‏


http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال)N.d.p.W.L.2007.DVDRip.XviD-SSF.part1.rar (http://rapidshare.com/files/106820644/N.d.p.W.L.2007.DVDRip.XviD-SSF.part1.rar)
N.d.p.W.L.2007.DVDRip.XviD-SSF.part2.rar (http://rapidshare.com/files/106825444/N.d.p.W.L.2007.DVDRip.XviD-SSF.part2.rar)
N.d.p.W.L.2007.DVDRip.XviD-SSF.part3.rar (http://rapidshare.com/files/106837993/N.d.p.W.L.2007.DVDRip.XviD-SSF.part3.rar)
N.d.p.W.L.2007.DVDRip.XviD-SSF.part4.rar (http://rapidshare.com/files/106844468/N.d.p.W.L.2007.DVDRip.XviD-SSF.part4.rar)
N.d.p.W.L.2007.DVDRip.XviD-SSF.part5.rar (http://rapidshare.com/files/106851838/N.d.p.W.L.2007.DVDRip.XviD-SSF.part5.rar)
N.d.p.W.L.2007.DVDRip.XviD-SSF.part6.rar (http://rapidshare.com/files/106859255/N.d.p.W.L.2007.DVDRip.XviD-SSF.part6.rar)
N.d.p.W.L.2007.DVDRip.XviD-SSF.part7.rar (http://rapidshare.com/files/106870586/N.d.p.W.L.2007.DVDRip.XviD-SSF.part7.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
08-12-20, 22:33
به نام پادشاه‎‎‎‎
‏In the Name of the King


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/5173in_the_name.jpg
کارگردان: يووه بول. فيلمنامه: داگ تيلور بر اساس داستاني از جيسون راپاپورت، دان اشترونکاک، داگ تيلور و بازي ‏ويديويي کريس تيلور. موسيقي: جسيکا د رويج، هنينگ لوهنر. مدير فيلمبرداري: ماتياس نئومان. تدوين: پل کلازن، ‏ديويد ام. ريچاردسون. طراح صحنه: جيمز استوارت. بازيگران: جيسن استيتهم[فارمر]، لي لي سوبيسکي[موريلا]، ري ‏ليوتا[گاليان]، جان ريس ديويس[مريک]، ران پرلمن[نوريک]، کلر فورلاني[سولانا]، کريستينا لاکن[الورا]، متيو ‏ليلارد[دوک فالو]، برايان جي. وايت[فرمانده تريش]، مايک داپود[ژنرال بکلر]، برت رينولدز[پادشاه کانريد]، گابريلا ‏رز[دليندا]، ويل سندرسون[باستيان]. 127 دقيقه. محصول 2007 آلمان، کانادا، آمريکا. نام ديگر: ‏Dungeon Siege، ‏Dungeon Siege: In the Name of the King، ، ‏In the Name of the Father: A Dungeon Siege ‎Tale، ‏Schwerter des Kِnigs - Dungeon Siege‎‏. برنده جايزه ويژه/ولفگانگ هرولد از جشنواره هسيان. ‏
مردي دلير به نام فارمر در حمله اي که از سوي جادوگري شرير به نام گاليان به دهکده او صورت مي گيرد، پسرش را ‏از دست داده و همسر آبستن اش نيز به اسارت گرفته مي شود. گاليان که در قصر برادرزاده پادشاه کانريد پنهان شده، ‏قصد دارد تاتمامي قلمرو پادشاه را به زير فرمان خود در آورد. اما مريک، مشاور پادشاه و جادوگري توانا تصميم ‏گرفته تا پاي جان در برابر وي بايستد. پادشاه به همراه سپاه خود و مريک به دهکده فارمر مي رسند، اما فارمر از ‏پيوستن به سپاه وي امتناع کرده و اعلام کند که مي خواهد به همراه پدر و داماد خانواده شان باستيان شمشير برداشته و ‏براي مبارزه با افراد گاليان راهي شود. پادشاه که در پي توطئه اي در قصر برادرزاده اش مسموم شده، بعد از بهبودي ‏براي نبرد با گاليان به راه مي افتد. فارمر در طول راه با زنان جنگل نشين به رهبري الورا برخورد مي کند و در مي ‏يابد به تنهايي قادر به مبارزه با گاليان نيست. فارمر، پدرش و باستيان اسير و به قلعه گاليان فرستاده مي شوند. فارمر که ‏از خشم گاليان سبت به خود در عجب است توسط مريک آگاه مي شود که پسر گمشده پادشاه است که در کودکي براي ‏نجات جانش به دهکده فرستاده شده بود. در پي نبردي سهمگين ميان سربازان پادشاه و سپاه گاليان، در لحظه اي که بيم ‏شکست پادشاه مي رود، فارمر با کمک مريک و دختر وي وارد قلعه گاليان شده و او را از ميان برمي دارد. و در ‏بازگشت به عنوان جانشين پادشاه بر تخت مي نشيند.‏

‏چرا بايد ديد؟‎ ‎
آخرين فيلم يووه بول يک فيلم 60 ميليون دلاري با داستان هاي آشناي فيلم هاي اوست که بازيگراني چون کريستنا لاکن ‏از فيلم هاي قبلي و موفق او مانند ‏BloodRayne‏ که قرار بوده تا بازيگر بريتانيايي محبوب اکشن هاي زمانه ما را در ‏دل فيلمي در سبک و سياق ارباب حلقه ها قرار دهد. اما با سر به زمين خورده است. مشکل از آنجايي آغاز مي شود که ‏يکي از منابع اقتباس وي يک بازي ويديويي است و تيم بازيگراني ناهمگون انتخاب شده است. لي لي سوبيسکي بار ‏ديگر نقشي ژاندارک وار قرار است بازي کند و جان رايس ديويس نيز که از ارباب حلقه ها وام گرفته شده و بدتر از ‏همه برت رينولدز که با موهاي يک دستت سفيد و ابروهاي مشگي ناجورترين وصله فيلم است. از همه بدتر استعداد و ‏فيريک و حتي لهجه استيهم است که تلف شده است. خودتان تصور کنيد که او تنها فردي است که با لهجه انگليسي حرف ‏مي زند و قرار است فرزند پدري باشد که لهجه اصيل آمريکايي دارد!‏
زماني يووه بول را به خاطر فيلم هاي خوب سوپر 8 که در نوجواني ساخته بود، از اميدها سينما به شمار مي آورند. اما ‏امروز از آن توانايي ها نشاني نيست. سينما دوست قديمي ترجيح مي دهد که فيلم سبکي چون جک غو کش را بار ديگر ‏ببيند. توصيه من به دوستداران اين نوع قصه ها کرايه کردن نوار بازي ويديويي آن است و براي دوستداران استيهم چشم ‏پوشي از تماشاي اين فيلم که فقط تلف کننده وقت و پول گرامي است!‏
ژانر: اکشن، ماجرايي، فانتزي.
براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0460780/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال)http://rapidshare.com/files/124602272/itnotkadstH264KB.r00 (http://rapidshare.com/files/124602272/itnotkadstH264KB.r00)
http://rapidshare.com/files/124602265/itnotkadstH264KB.r01 (http://rapidshare.com/files/124602265/itnotkadstH264KB.r01)
http://rapidshare.com/files/124601801/itnotkadstH264KB.r02 (http://rapidshare.com/files/124601801/itnotkadstH264KB.r02)
http://rapidshare.com/files/124601779/itnotkadstH264KB.r03 (http://rapidshare.com/files/124601779/itnotkadstH264KB.r03)
http://rapidshare.com/files/124601790/itnotkadstH264KB.r04 (http://rapidshare.com/files/124601790/itnotkadstH264KB.r04)
http://rapidshare.com/files/124602241/itnotkadstH264KB.r05 (http://rapidshare.com/files/124602241/itnotkadstH264KB.r05)
http://rapidshare.com/files/124601778/itnotkadstH264KB.rar (http://rapidshare.com/files/124601778/itnotkadstH264KB.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
09-01-16, 11:14
وقتي بگويم صفر
Sifir dedigimde


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/608sifri_resize_2.jpg
کارگردان: گوکهان يورگانجيگيل. فيلمنامه: گوکهان يورگانجيگيل بر اساس قصه اي از آکيف مالاتيالي، آليهان آيدين، ‏آصلي آوجو، جم ايشري، مورات پاي، اوکان چولو، صابري ناشيت باتلو، ئوميت جانکاي. موسيقي: ولکان توپساکال. ‏مدير فيلمبرداري: دوغان ساري گوزل. تدوين: ساواش دوغان. طراح صحنه: ئوميت ارزوروملو. بازيگران: اوکتاي ‏کاينارجا[اُعوز]، هازيم کورموکچو[مليح]، گورکم يلتان[نوين]، داملا توکل[آصلي]، سميح سرگن[موفيت]، ئوزهان ‏جاردا[طلعت]، آيکوت بيلگين[ايبو]، ريضا پکوتسال[ايستاوريديس]. 90 دقيقه. محصول 2007 ترکيه. ‏
آصلي که در سال آخر دانشکده هنرهاي زيبا-رشته نقاشي- تحصيل مي کند، بعد از امانت گرفتن کتابي عتيقه از استادش ‏آن را به همراه کيفش گم مي کند. اما مشکل اينجاست که او وقايع روزهاي گذشته را که منجر به گم شدن کيف و کتاب ‏استادش شده، به ياد نمي آورد. جست و جو ها نتيجه نمي دهد و آصلي به اصرار نوين دوست نزديکش که در دانشکده ‏طب تحصيل مي کند، به سراغ روانپزشکي به نام مليح مي رود. در آنجا نوين از دکتر مليح مي خواهد تا با استفاده از ‏هيپنوتيزم به بازگردان حافظه آصلي کمک کند. مليح مي پذيرد، اما در ميانه خواب مغناطيسي آصلي با مردي به نام ‏اُعوز آشنا مي شود که زندگي او را به هم خواهد ريخت...‏

چرا بايد ديد؟
گوکهان يورگانجيگيل در سال 1970 در ايدين به دنيا آمده، در هنرستان فني کايسري و سپس در ‏ITU‏ مهندسي ماشين ‏آلات خوانده است. از دوران دبيرستان شروع به نوشتن قصه کرده و در دوران دانشگاه با دستيار کارگرداني وارد سينما ‏شده است. او دستيار حاليت رفيع[سريال جزيره سگ ها] و يوجل چاکماکلي بوده و از 1997 بر اساس نوشته هاي خود ‏در آلمان، قرقيزستان، قزاقستان و آمريکا فيلم هاي کوتاه و مستند ساخته است. هم اکنون يک رمان در دست انتشار دارد ‏و به کار در زمينه سينما و ادبيات همزمان ادامه مي دهد. وقتي بگويم صفر اولين فيلم بلند اوست که ظاهر يک تريلر ‏روانشناختي را دارد. البته براي کساني که علوم عاميانه را دنبال مي کنند يا هيپنوتيزم را از وراي فيلم هاي ساده لوحانه ‏مي شناسند، مي تواند چيز غافلگير کننده اي نباشد. اما زماني که دريابند فيلم بر اساس داستاني واقعي شکل گرفته، يقيناً ‏يکه خواهند خورد. ‏
وقتي بگويم صفر که در آغاز محکوم نام داشت، با استفاده از مشاوره 9 متخصص ساخته شده و تجربيات دکتر هالوک ‏ساواش در 1991 ساخته شده است. اما گوکهان يورگانجيگيل کوشيده تا با افزودن کهن الگوها و استفاده از قصه هاي ‏اساطيري-مانند سيمرغ و کوه قاف، و پر سيمرغ- بر رازآميز بودن آن بيفزايد و در اين راه از دست اندازي به کتب ‏قديمي مانند بوستان سعدي و مينياتورها نيز ابايي ندارد. ساخته شدن چنين فيلمي در سينماي ترکيه بي ترديد يک حادثه ‏است و مي شود آن را قدمي براي نزديک شدن به سينمايي از نوع ديويد لينچ قلمداد کرد. البته هنوز آن پيچيدگي و غناي ‏فيلم هاي لينچ در وقتي بگويمصفر به چشم نمي خورد، که مي تواند ناشي از کم تجربگي سازنده اش باشد. اما نوع ‏روايتي که فيلمساز انتخاب کرده، نوع تدوين و استفاده اش از نقاشي متحرک يا افکت هاي ويژه بصري نويد بخش تولد ‏کارگرداني خوش قريحه در اين منطقه از دنياست. در نگاهي کلي مي شود فيلم را يک افسانه سينمايي نيز نام داد که خود ‏را مديون آموزه هاي يونگ مي داند و پر از سمبل ها و نشانه هاست. اگر دوست داريد فيلم پيچيده و رازالود ببينيد، ‏منتظر شنيدن کلمه صفر نباشيد! چون شما براي ديدن اين فيلم نيازي به هيپونتيزم شدن نداريد! ‏
ژانر: درام، فانتزي، رازآميز، مهيج. ‏

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود
Sifir.Dedigimde. 2007.DVDRip. XviD.part1. rar (http://rapidshare.com/files/117206917/Sifir.Dedigimde.2007.DVDRip.XviD.part1.rar)
Sifir.Dedigimde. 2007.DVDRip. XviD.part2. rar (http://rapidshare.com/files/117207298/Sifir.Dedigimde.2007.DVDRip.XviD.part2.rar)
Sifir.Dedigimde. 2007.DVDRip. XviD.part3. rar (http://rapidshare.com/files/117207529/Sifir.Dedigimde.2007.DVDRip.XviD.part3.rar)
Sifir.Dedigimde. 2007.DVDRip. XviD.part4. rar (http://rapidshare.com/files/117207766/Sifir.Dedigimde.2007.DVDRip.XviD.part4.rar)
Sifir.Dedigimde. 2007.DVDRip. XviD.part5. rar (http://rapidshare.com/files/117207964/Sifir.Dedigimde.2007.DVDRip.XviD.part5.rar)
Sifir.Dedigimde. 2007.DVDRip. XviD.part6. rar (http://rapidshare.com/files/117208132/Sifir.Dedigimde.2007.DVDRip.XviD.part6.rar)
Sifir.Dedigimde. 2007.DVDRip. XviD.part7. rar (http://rapidshare.com/files/117208332/Sifir.Dedigimde.2007.DVDRip.XviD.part7.rar)
Sifir.Dedigimde. 2007.DVDRip. XviD.part8. rar (http://rapidshare.com/files/117208350/Sifir.Dedigimde.2007.DVDRip.XviD.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

omidseling
09-01-28, 20:48
بهترین تعبیر برای این فیلم لفظ
.
کلاسیک معاصر هست
اگه این فیلم را دیدید و کمی هم با سینما کلاسیک اشنایی دارید نظر من را تصدیق میکنید چون این سایت فضا معماری داره لازم میبینم به نکات معماری در فیلم بپردازم
1)در ابتدا رنگ فیلم قهوه ای هست که به تناسب سن(بازیگر فیلم) و موقعیت عوض میشه و در انتها که به دوران بچگی میرسیم به ابی تغییر پیدا میکنه
2)دیگه حال تایپ ندارم باشه برای بعد ولی
.
.
.
حتما فیلم را ببینید.

zahra nassiri
09-02-14, 21:43
ربوده شده‏‎‎‏
Taken


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/7287taken_ver4_resize.jpg

کارگردان: پي ير مورل. فيلمنامه: لوک بسون، رابرت مارک کيمن. موسيقي: ناتانيل مکالي. مدير فيلمبرداري: مايکل ‏آبراموويچ. تدوين: فردريک توروال. طراح صحنه: هيو تيسانديه. بازيگران: ليان نيسن[برايان]، مگي گريس[کيم]، ‏فمکه جنسن[لنور]، زاندر برکلي[استوارت]، کتي کسيدي[اماندا]، اليوه رابوردين[ژان کلود]، للاند اُرسر[سام]، جان ‏گريس[کيسي]، ديويد وارشاوسکي[برني]، هالي والانس[ديوا]، نيتن ريپي[ويکتور]، کاميل ژپي[ايزابل]، نيکلا ‏ژيرو[پيتر]، جرارد واتکينز[سنت کلر]، اربن بايراکتاري[مارکو]. 93 دقيقه. محصول 2008 فرانسه. ‏
برايان جاسوس سابق ‏CIA‏ که از همسرش جدا شده، به همراه دوستانش به عنوان محافظ شخصي کار مي کند. تا اينکه ‏کيم دختر 17 ساله او که نزد مادرش زندگي مي کند از او اجازه مي خواهد تا به همراه دوستش آماندا سفري به پاريس ‏داشته باشد. برايان که از خطرات سفر دختران جوان و تنها آگاه است، ابتدا مخالفت مي کند. اما بعد با شرط تماس مرتب ‏و هر روزه تلفني مي پذيرد. کيم و آماندا به محض ورود به پاريس در فرودگاه با پسر جواني آشنا مي شوند. اين پسر بعد ‏از ياد گرفتن آدرس محل اقامت آنها، گروهي از تبهکاران را به سراغ آنها مي فرستد. اين واقعه مصادف مي شود با ‏تماس تلفني برايان از آمريکا با کيم و در نتيجه از ربوده شدن دخترش توسط قاچاق چيان انسان آگاه مي شود. برايان با ‏کمک دوستانش مي فهمد که ربايندگان گروهي آلبانيايي خطرناک هستند و مهلت کمي براي نجات دخترش باقي است. از ‏اين رو بلافاصله به پاريس رفته و شروع به تحقيقات مي کند. براي اين کار به سراغ ژان کلود يکي از همکاران سابقش ‏در وزارت اطلاعات و امنيت فرانسه مي رود. اما خيلي زود مي فهمد که ژان کلود از حاميان باندهاي قاچاق انسان ‏است. برايان با استفاده از مهارت هاي شغل پيشين خود موفق به يافتن رد دخترش شده و سرانجام او را در محلي که ‏مخفيانه دختران جوان را براي لذت ثروتمندان به فروش مي رسانند، مي يابد. خريدار شيخي عرب است و برايان ناچار ‏مي شود تا تمامي محافظان مسلح او را به قتل رسانده و شيخ را نيز بکشد. برايان به همراه دخترش به آمريکا بازمي ‏گردد و او را به همسر سابقش مي سپارد. ‏

چرا بايد ديد؟
پي ير مورل نام آشنايي نيست. لااقل براي کساني که پيشينه فيلمبردارها برايشان جذاب نيست. چون مورل از آغاز دهه ‏‏1990 فيلمبردار و مدير فيلمبرداري فيلم هاي زيادي بوده، از جمله فيلم هايي که بسون تهيه کرده است[مامور انتقال، ‏دني سگه]. و بخت کارگرداني را نيز در سايه او به دست آورده و اولين بار در سال 2004 براي ساختن منطقه 13 ‏روي صندلي کارگرداني نشسته است. ربوده شده دومين فيلم اوست که لوک بسون در مقام فيلمنامه نويس و تهيه کننده در ‏آن حضور دارد. ‏
ربوده شده يک اکشن بسيار مهيج و اندکي کليشه اي است که بازيگراني مشهور را براي روايت داستان ساده اش به کار ‏گرفته، اما در پشت اين ظاهر ساده قصه اي تلخ جريان دارد که سينماي هاليوود تاکنون چندان روي خوشي به آن نشان ‏نداده و فقط يک بار در فيلم اسپارتي به گونه اي شايسته به آن پرداخته است. قصه تلخ برده داري جنسي در زمانه ما که ‏در آغاز کوشيده شده تا از سوي دولت ها انکار يا چشم پوشي شود، اما اسپارتي و ربوده شده با وجود ضعف هايي در ‏پيرنگ داستاني شان کوشيدند تا توجه دولتمردان و مردم عادي را به اين موضوع خطير جلب کنند. در اسپارتي دزديده ‏شده فرزند رئيس جمهور باعث مي شد تا پاي يک مامور کهنه کار به ماجرا کشيده شود و اين بار دزديده شدن دختر خود ‏يک مامور سبب مي شود تا اين جاسوس کهنه کار با استفاده از تجارب و ارتباطات خود در کمترين زمان ممکن دختر ‏خود را بيابد. بديهي است اولين سوالي که به ذهن خطور مي کند اين است: اگر فرزند يک فرد عادي دزديده شود تکليف ‏چيست؟ چه کسي براي نجات او به پا خواهد خاست؟‏
پاسخ روشن است، اما هدف ثانويه سازندگان اين فيلم ها مي تواند اعتناي بيشتر از سوي دولتمردان به همين امر باشد تا ‏افراد معمولي نيز از خدمات مامورين کهنه کار در جنين مواردي برخوردار شوند و دست بالا موضوع برده داري ‏جنسي و قاچاق زن ها و دخترها مهار شود. گفتم مهار و نه ريشه کن که تقريباً کاري غير عملي و نشدني است. چون تا ‏زماني که بازار مصرف وجود دارد، سودجوياني هم هستند که در صدد استفاده از اين محيط مساعد برآيند. البته وقايع ‏پيراموني فيلم مي گويد بايد خوش بين بود، چون خانم فمکه جنسن بعد از حضور در اين فيلم آن قدر متاثر شده که به ‏دفتر ويژه مبارزه با جنايت و مواد مخدر سازمان ملل پيوسته و سفير حسن نيت شان شده است. اگر بسون ندانسته نيز ‏مسبب اين اتفاق بوده، باز جاي اميدواري و شکر باقي است. اما فيلم در قالب يک اثر هنري چه دارد: براي تماشاگر ‏عادي ليام نيسن، فمکه جنسن و مگي گريس[با سريال ‏Lost‏ به شهرت رسيد] و قصه اي پر هيجان و پر کشش نجات ‏دختري نافرمان و ناسپاس به دست پدري وظيفه شناس که به شدت همدلي برانگيز است و نفس را در سينه حبس مي کند. ‏و براي منتقد؛ يک فيلم ديگر از کارخانه پدرخوانده سينماي امروز فرانسه که چند صباحي است فقط در نقش فيلمنامه ‏نويس و تهيه کننده به جوان ها فرصت کارگرداني مي دهد، اما مهر او پاي همه اين فيلم ها وجود دارد. مانند سري ‏تاکسي که معجزه اقتصادي سينماي فرانسه را رقم زد و هنوز با ساختن ادامه هايي ديگر از اين معدن طلا بهره برداري ‏مي شود. ‏
ربوده شده کمترين نسبت را رئاليسم در پرداخت شخصيت ها دارد. معلوم نيست برايان جاسوس سيا بوده يا نيجا که ‏موفق مي شود به تنهايي از پس اين همه آدم مسلح برآيد؟! و ظاهراً بايد يکي از آن قاتلين خونسرد و عاطفي بسون باشد ‏که حرفه اي است و مهم نيست اين پيشينه از کجا مي آيد. اما در روند نجات دختر بسون و مورل خيلي چيزها را براي ‏او مشروع مي کنند از جمله شکنجه و حتي قتل زير شکنجه که شايد بعضي تماشاگران خشمگين از دزديده شدن دختري ‏‏17 ساله را همراه و ارضاء کند. ولي آيا براي اجراي عدالت فطري بايستي قوانين بشري را هم ناديده گرفت؟ بسون و ‏مورل مي گويند که اين کار با توجه به شناعت کار دختر ربايان و سرسختي شان مجاز است. اما شخصاً مبارزه با فساد ‏درون سيستم پليس و قدرتمندتر شدن آن را ترجيح مي دهم تا نيازي به چنين مامورين خود گمارده اي نباشد. البته اين کار ‏مانع از آن نمي شود که در بيشتر لحظات با پدري نوميد همدلي نکنم. پدري که در پايان جز تشکري خشک و خالي هيچ ‏دريافت نمي کند. صحنه رويارويي او با همسر سابقش و شوهر وي که دخترش را از وي تحويل مي گيرند، و او را تنها ‏رها مي کنند به همه فيلم مي ارزد. ‏
فيلم قرار است در ماه سپتامبر در آمريکا به نمايش درآيد، اما اکران اروپايي آن آغاز شده و به نظر مي رسد خيلي زود ‏بودجه 30 ميليون يورويي خود باز خواهد گرداند. يک توصيه به دخترربايان ناگرامي: موقع دزديدن بچه مردم مراقب ‏باشيد که چه کسي را مي دزديد و اگر پدر فرد مورد نظر با صدايي آرام، خونسرد و قاطع از پشت تلفن گفت که شما را ‏يافته و مثل سگ خواهد کشت، باور کنيد و از خير اين يکي بگذريد!‏
ژانر: اکشن، مهيج. ‏ براي مشاهده تصاويري از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0936501/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود
http://rapidshare. com/files/ 179351374/ Taken.2008. by.Podgor. part1.rar (http://rapidshare.com/files/179351374/Taken.2008.by.Podgor.part1.rar)
http://rapidshare. com/files/ 179351375/ Taken.2008. by.Podgor. part2.rar (http://rapidshare.com/files/179351375/Taken.2008.by.Podgor.part2.rar)
http://rapidshare. com/files/ 179351241/ Taken.2008. by.Podgor. part3.rar (http://rapidshare.com/files/179351241/Taken.2008.by.Podgor.part3.rar)
http://rapidshare. com/files/ 179351547/ Taken.2008. by.Podgor. part4.rar (http://rapidshare.com/files/179351547/Taken.2008.by.Podgor.part4.rar)
http://rapidshare. com/files/ 179351453/ Taken.2008. by.Podgor. part5.rar (http://rapidshare.com/files/179351453/Taken.2008.by.Podgor.part5.rar)
http://rapidshare. com/files/ 179351750/ Taken.2008. by.Podgor. part6.rar (http://rapidshare.com/files/179351750/Taken.2008.by.Podgor.part6.rar)
http://rapidshare. com/files/ 179351403/ Taken.2008. by.Podgor. part7.rar (http://rapidshare.com/files/179351403/Taken.2008.by.Podgor.part7.rar)
http://rapidshare. com/files/ 179349197/ Taken.2008. by.Podgor. part8.rar (http://rapidshare.com/files/179349197/Taken.2008.by.Podgor.part8.rar)

رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
09-02-16, 13:59
سريال بسيار زيبا و ديدني
امپراطوري بادها (جومونگ 2)
اين سريال در واقع ادامه جومونگ مي باشد
كه پخش آن به تازگي از کانال KBS‌ کره پخش شده

http://www.mobin-group.com/image/reg/images/989337706.jpg

نام سريال: 바람의 나라 / The Kingdom of The Winds
ديگر نام ها: Country of Wind / The Land of Wind
نام چيني : 风之国
ژانر: Period Drama, Fantasy
تعداد قسمت: 36
شبكه سازنده: KBS2
http://www.mobin-group.com/image/reg/images/7394Kingdom_of_the_Winds.jpg
امپراطوري بادها شرح حال پسر يوري نوه جومونگ مي باشد... بله سریال امپراطور بادها سرگذشت نسل بعدی جومونگ یعنی نوه جومونگ بزرگه این سریال از جلوه های ویژه منحصر به فردی برخورداره و بسیار قوی تر از سریال جومونگ ساخته شده به تمام دوستداران سریال های کرهای مخصوصآ کسانی که سریال جومونگ رو خریداری کردند توصیه میکنم این سریال دیدنی رو هم حتمآ بگیرند و از دیدن این سریال بسیار زیبا و دیدنی لذت ببرند...
عشق و رزم در این سریال با قدرت باور نکردنی به نمایش گذاشته شده و در طول سریال بیننده رو به دنبال خودش میکشه بازیگر نقش اول زن این سریال بسیار قوی تر از سوسونو ایفای نقش میکنه ...

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينک صفحه دانلود (http://1link.in/apzqk)
رمز صفحه: www.mobin-group. com
http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/note.gif لينکهاي دانلود غيرمستقيم و از سايت رپيدشر مي باشند. براي آشنايي با نحوه دانلود از سايت رپيدشر (Rapidshare) روي اين لينک کليک کنيد (http://www.mobin-group.com/photo/other/RapidLearn.htm?)

zahra nassiri
09-02-16, 14:00
اقيانوسها
Oceans
http://www.mobin-group.com/image/reg/images/4472Oceans_LRG_2.jpg

مستند زیبا و ديدني، 6 قسمتي بي.بي.سي در مورد اقيانوسها

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينک صفحه دانلود (http://1link.in/zleao)
رمز صفحه: www.mobin-group. com

zahra nassiri
09-02-20, 22:33
پرونده هاي مجهول: مي خواهم باور کنم‏‎‎‏
The X Files: I Want to Believe

http://www.mobin-group.com/image/reg/images/1468x_files_two_resize.jpg
کارگردان: کريس کارتر. فيلمنامه: فرانک اسپوتنيتز، کريس کارتر بر اساس سريال پرونده هاي مجهول. موسيقي: ‏مارک اسنو. مدير فيلمبرداري: بيل رو. تدوين: ريچارد اي. هريس. طراح صحنه: مارک اس. فريبورن. بازيگران: ‏ديويد داکاوني[فاکس مالدر]، جيليان آرمسترانگ[دانا اسکالي]، آماندا پيت[داکوتا ويتني]، بيل کانلي[پدر جوزف ‏کريسمن]، آلوين "اگزبيت" جوينر[مامور مازلي درامي]، ميچل پيلجي[والتر اسکينر]، کالوم کيت رني[جنک داکيشين]. ‏‏105 دقيقه. محصول 2008 آمريکا، کانادا. نام ديگر: ‏The X Files 2‎‏ ، ‏The X Files: Done One‏.‏
شش سال بعد از وقايع پاياني سريال و فرار مالدر، زني جوان در غزب ويرجينيا ربوده مي شود. مدتي بعد مامورين با ‏کمک کشيشي که ازقدرت فراطبيعي برخوردار است، دست بريده اي را که زير برف ها دفن شده مي يابند. اين تنها ‏سرنخ موجود با حادثه ناپديد شده زن جوان مي باشد، که بعدها مشخص مي شود مامور پليس است. سرکار مازلي درامي ‏از دانا اسکالي نيز که از خدمت در ‏FBI‏ خارج و در يک بيمارستان به عنوان پزشک مشغول به کار شده، براي سافتن ‏مالدر کمک مي خواهد. او يقين دارد تنها کسي که مي تواند اين پرونده را حل کند کسي نيست جز فاکس مالدر. اسکالي ‏به سراغ مالدر رفته و به وي مي گويد که در ازاي کمک به حل اين پرونده ‏FBI‏ حاضر است وي را عفو کند. اما مالدر ‏ايتدا باور ندارد و همه اينها را نقشه اي براي به دام انداختن خود ارزيابي مي کند. آن دو به واشنگتن رفته و با مسئول ‏پرونده داکوتا ويتني ملاقات مي کنندو سپس به سراغ پدر جوزف فيتزپاتريک کريسمن مي روند که در يافتن دست بريده ‏به پليس کمک کرده بود. مالدر مي خواهد حرف ها او را مبني بر دريافت الهام از سوي خدا براي کشف جنايت باور ‏کند، اما اسکالي پيشينه او را گوشزد کرده و حرف هاي او را رد مي کند. ‏
وقتي زن دوم نيز ربوده مي شود، ويتني و درامي به همراه مالدر و کريسمن به محل حادثه مي روند. در آنجا چشمان ‏کريسمن شروع به خون ريزي کرده و مالدر را بيش از پيش به صحت گفته هاي وي وادار مي کند. فرداي آن روز او به ‏ديدن ويتني مي رود تا روي پرونده ربوده شدن زن دوم کار کنند. کريسمن نيز که به آنها پيوسته، مامورين را به محلي ‏دفن اعضاي بدن انسان در منطقه اي يخ زده راهنمايي مي کند. بررسي اعضاي به دست آمده مامورين را به يک ‏موسسه انتقال عضو و شخصي به اسم داکيشين که در کودکي مورد تعرض پدر کريسمن قرار گرفته، رهنمون مي سازد. ‏داکيشين مي گريزد و در کيفي که از به جاي مي گذارد، سري يافت مي شود. مالدر و ويتني به تعقيب داکيشين مي ‏پردازند و طي اين کار ويتني کشته مي شود. اسکالي نيز که به ديدن کريسمن رفته با بيهوش شدن وي و انتقالش به ‏بيمارستان درمي يابد که او مبتلا به سرطان پيشرفته است. مالدر که اتومبيل اسکالي را قرض گرفته در شهرک نزديک ‏ربوده شدن زدن دوم، رد داکيشين را پيدا مي کند. اما داکيشين که به تعقيب شدنش توسط مالدر پي برده، اتومبيل او را ‏در جاده اي دور افتاده سرنگون مي کند. اسکالي که تماسش با مالدر قطع شده، زماني که از گرفتن کمک از ‏FBI‏ نا اميد ‏مي شود شخصاً به محل مي رود. اما مالدر که از سانحه نجات يافته، قبل از او به مخفيگاه داکيشين رسيده و با حقايق ‏هولناکي روبرو شده است...‏

‏چرا بايد ديد؟
کريستوفر کارل کارتر متولد 1956 بلفلاور، کاليفرنيا و فارغ التحصيل رشته روزنامه نگاري از دانشگاه ايالتي ‏کاليفرنيا در لانگ بيچ است. روزنامه نگار آزاد و مدتي سردبير مجله موج سواري بوده و از 1985 با نوشتن فيلمنامه ‏در استوديوهاي ديزني شروع به کار در زمينه فيلم کرده است. در 1992 به شبکه تلويزيوني فاکس قرن بيستم پيوست و ‏سريال پرونده هاي مجهول را خلق کرد که پخش آن از سال 1993 آغاز و تا 2002 ادامه پيدا کرد. اين مجموعه براي ‏او و همکارانش جوايز معتبر فراواني از جمله گولدن گلاب و امي به ارمغان آورد و تبديل به يک پديده محبوب شد. ‏کارتر تاکنون سريال هاي ديگري مانند هزاره(1996) و ‏Harsh Realm‏(1999) نيز نوشته و گاه قسمت هايي از آنها ‏را تهيه و کارگرداني نيز کرده است. تقريباً تمامي اين سريال موفق بوده و توانسته اند جايگاه مناسبي در ميان تماشاگران ‏همه کشورهاي دنيا پيدا کنند. اما پرونده هاي مجهول بدون شک مهم ترين کار او و موفق ترين آنهاست. پرونده هاي ‏مجهول که در 201 قسمت توليد و پخش شد، کارگردان هاي متعددي به خود ديد. کريس کارتر نيز اولين تجربه هاي ‏فيلمسازي خود را با ساختن 10 اپيزود آن به دست آورد. اما وقتي در 1998 قرار شد نسخه سينمايي پرونده هاي ‏مجهول با نام دوم ‏Fight the Future‏ توليد شود، راب بومن که قسمت هاي زيادي از مجموعه را ساخته بود، روي ‏صندلي کارگرداني آن قرار گرفت. اما حاصل کار از نظر تجاري و هنري به اندازه سريال موفق نبود و به زحمت ‏توانست هزينه هاي توليد خود را بازگرداند. و اينک يک دهه بعد از اولين فيلم سينمايي و شش سال پس از اتمام سريال ‏خود کريس کارتر پشت دوربين قرار گرفته تا دومين قسمت سينمايي ماجراهاي مالدر و اسکالي را با نام فرعي مي ‏خواهم باور کنم کارگرداني کند. ‏
پرونده هاي مجهول يکي از پديده هاي مهم و قابل مطالعه جدي تاريخ تلويزيون-بيشتر- و حالا سينماست-کمتر- که سهم ‏اصلي را در نضج گرفتن ساخت سريال ها و فيلم هايي با تم ماورالطبيعه دارد. يک معجون قوي يا بهتر بگوييم فرمولي ‏ترکيبي از گونه هاي تريلر، رازآميز، ماجرايي، جنايي و کارآگاهي که قهرمان هايش بيش از آن که با شواهد و مستندات ‏فيزيکي سر و کار داشته باشند، با حوادث و شواهد غير طبيعي و فراطبيعي دست و پنجه نرم مي کنند. البته همه اينها با ‏اتکا به دو شخصيت اصلي- مالدر باورمند به فراطبيعت و حوادث غير قابل توضيح از نظر علمي مانند اجسام ناشناخته ‏پرنده و بيگانه و ديگري اسکالي که هيچ چيز بدون توضيح و دليل علمي در قاموس و تفکرش معنايي ندارد- با پيرنگ ‏اصلي تلاش دولت يا دولتي درون دولت آمريکا براي تماس با ديگر ساکنان هوشمند کهکهشان و سعي در انکار اين ‏پروژه و پديده ها در انظار عمومي که شخصاً با علاقه تمام و صرفاً به دليل جذابيت همين موضوع تئوري توطئه و ‏بشقاب پرنده ها کل 201 قسمت آن را تماشا کردم. ولي با نسخه سينمايي اش نتوانستم ارتباط چنداني برقرار کنم و ‏فرمولي که در کادر بسته تلويزيون توانسته بود ميليون ها نفر و مرا جلب خود کند، روي پرده نقره اي نتوانست به اندازه ‏کافي مهيج و گيرا باشد. اما افزايش روز افزون طرفداران اين سريال و اشتياق دائمي تهيه کنندگان هاليوودي به کشيدن ‏شيره تمام سوژه هاي امتحان پس داده و موفق باعث تا بار ديگر در سايه آن شهرت و محبوبيت فيلم سينمايي تازه اي ‏ساخته شده و قهرمانان پرونده هاي مجهول را به سر وقت معماي تازه اي بفرستند. براي افزودن رمز و راز و تشويق ‏تماشاگران به تماشاي اين يکي نيز کوشيده شد تا خط داستاني آن و مراحل توليدش به شدت مخفي بماند. البته براي پرهيز ‏از هرگونه مخاطره احتمالي بيش از 30 ميليون دلار بودجه برايش در نظر گرفته نشد و به نظر نمي رسد در بازگشت ‏سرمايه دچار مشکل جدي شود، هر چند رقبايي بسيار سرسخت روي پرده دارد. ‏
نام فرعي اين قسمت از جمله اي گرفته اي شده که از همان قسمت آغازين سريال مالدر با نصب پوستر بشقاب پرنده اي ‏در دفترش با همين نوشته سعي داشت آن را به اسکالي و تماشاگران بقبولاند. اعتراف مي کنم در ميان دوستداران واقعي ‏علم مثل خود من که شيفته پديده هاي توضيح ناپذير هم هستند، توانست موفق شود. اما تماشاي دومين نسخه سينمايي ‏ماجراهاي مالدر و اسکالي نيز مانند اولي نتوانست به اندازه سريال اصلي برايم هيجان انگيز باشد. مشکل در فقدان همان ‏پيرنگ اصلي سريال است که قصه فعلي را در مقايسه با آن کمرنگ و فاقد قدرت مي نماياند. ابته شخصاً آرزو مي کنم ‏توفيق در گيشه يارش باشد چون کارتر در مصاحبه اي با مجله ‏Entertainment Weekly‏ ساخته قسمت سومي در ‏‏2012 با پيرنگ اصلي سريال را منوط به سودآور بودن قسمت فعلي دانسته است. ‏
پرونده هاي مجهول: مي خواهم باور کنم در شکل فعلي و مستقل ان يک فيلم پليسي جنايي متوسط است که مايه هاي ‏ماورالطبيعه کمک زيادي در حل قصه آن نمي کند. بلکه تحقيقات مالدر و ديگران است که به يافته شدن رد ربايندگان و ‏دزدان اعضاي بدن منجر مي شود و شکل و شمايل يک فيلم کارآگاهي معمول را بيشتر دارد. منتها روي طناب موفقيت ‏سريال و محبوبيت دو بازيگر اصلي آن راه مي رود و موفق مي شود تعادلش را براي رسيدن به پايان خط حفظ کند. هر ‏چند چهره جيليان آرمسترانگ در مقايسه با ديويد داکاوني بيشتر شکسته شده باشد و يقيناً براي حضور در قسمت سوم ‏بايد متحمل گريمي بسيار سنگين تر شود. ‏
نويسنده و کارگردان فيلم کوشيده تا از فضاي لوکيشن انتخاب شده و اشاره به حوادث روز-مانند کودک آزار بودن پدر ‏کريسمن يا تصوير جورج بوش در دفتر ‏FBI‏ که در بازگشت مالدر و اسکالي به محل کار سابق شان که با شليک خنده ‏تماشاگران روبرو مي شود- رنگي امروزي تر به فيلم خود بدهد و موفق هم مي شود. اما فيلم هنوز بسيار کار دارد تا ‏اثري معاصر به معناي واقعي آن قلمداد شود. بهتر است آن را در قالب يک فيلم جنايي کمي تا قسمتي پيچيده ببينيد و نه ‏بيشتر! شخصاً اگر وقت اضافه داشته باشم، دي وي دي کل سريال را يک بار ديگر پشت سر هم تماشا مي کنم و منتظر ‏ساخته شدن سومين و احتمالاً سومين نسخه سينمايي آن مي مانم. ولي شما بهتر است با رفتن به سينما و خريد بليط ‏موجبات ساخته شدن آن را فراهم کنيد!‏
ژانر: رازآميز، علمي تخيلي. ‏
براي مشاهده تصاويري از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0443701/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود

http://rapidshare. com/files/ 190778030/ Te_X_Fls_ I_Wn_t_Blee. part1.rar (http://rapidshare.com/files/190778030/Te_X_Fls_I_Wn_t_Blee.part1.rar)
http://rapidshare. com/files/ 190785008/ Te_X_Fls_ I_Wn_t_Blee. part2.rar (http://rapidshare.com/files/190785008/Te_X_Fls_I_Wn_t_Blee.part2.rar)
http://rapidshare. com/files/ 190783947/ Te_X_Fls_ I_Wn_t_Blee. part3.rar (http://rapidshare.com/files/190783947/Te_X_Fls_I_Wn_t_Blee.part3.rar)
http://rapidshare. com/files/ 190784549/ Te_X_Fls_ I_Wn_t_Blee. part4.rar (http://rapidshare.com/files/190784549/Te_X_Fls_I_Wn_t_Blee.part4.rar)
http://rapidshare. com/files/ 190784385/ Te_X_Fls_ I_Wn_t_Blee. part5.rar (http://rapidshare.com/files/190784385/Te_X_Fls_I_Wn_t_Blee.part5.rar)
http://rapidshare. com/files/ 190781701/ Te_X_Fls_ I_Wn_t_Blee. part6.rar (http://rapidshare.com/files/190781701/Te_X_Fls_I_Wn_t_Blee.part6.rar)
http://rapidshare. com/files/ 190782272/ Te_X_Fls_ I_Wn_t_Blee. part7.rar (http://rapidshare.com/files/190782272/Te_X_Fls_I_Wn_t_Blee.part7.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
09-02-27, 20:27
شواليه سياه
The Dark Knight

http://www.mobin-group.com/image/reg/images/6616dark_knight.jpg
کارگردان: کريستوفر نولان. فيلمنامه: جاناتان نولان، کريستوفر نولان بر اساس داستاني از کريستوفر نولان و ديويد ‏اس. گوير و شخصيت هاي خلق شده توسط باب کين. موسيقي: جيمز نيوتن هاوارد، هانس زيمر. مدير فيلمبرداري: والي ‏فيستر. تدوين: لي اسميت. طراح صحنه: ناتات کراولي. بازيگران: کريستين بيل[بروس وين/بتمن]، هيث لجر[جوکر]، ‏آرون اکهارت[هاروي دنت/دو چهره]، مايکل کين[آلفرد پني ورث]، مگي جايلنهال[ريچل ديوز]، گري اولدمن[ستوان ‏جيمز گوردون]، مورگان فريمن[لوشيوس فاکس]، مونيک کورنن[کارآگاه راميرز]، ران دين[کارآگاه وورتز]، کيليان ‏مورفي[مترسک]، چين هان[لائو]، اريک رابرتز[سالواتوره ماروني]. 152 دقيقه. محصول 2008 آمريکا. نام ديگر: ‏Batman Begins 2 ‎، ‏Batman: The Dark Knight، ‏Rory's First Kiss، ‏The Dark Knight: The ‎IMAX Experience ‎، ‏Untitled Batman Begins Sequel ‎، ‏Winter Green ‎‏. ‏
تبهکاري به نام جوکر بانکي را سرقت کرده و پس از قتل همدستانش با پول هاي مسروقه فرار مي کند. همزمان اربابان ‏جنايت در گاتام ستي گرد هم مي آيند تا در برابر حملات بتمن و نقشه هاي ستوان جيم گوردون چاره اي بينديشند، چون ‏دادستان شهر هاروي دنت نيز تصميم به مقابله سرسختانه با تبهکاران گرفته و اين سه نفر قصد دارند فساد و جنايت را ‏براي هميشه از شهر بزدايند. تبهکاران از طريق حسابدار چيني شان لائو خبردار مي شوند که پليس قصد حمله به ذخيره ‏مالي شان دارد و تصميم به خروج آن از کشور مي گيرند. در اين هنگام جوکر سر رسيده و به آنان پيشنهاد مي دهد در ‏ازاي دريافت نيمي از کل پول ها به آنان کمک کند و اين کمک چيزي نيست جز کشتن بيتمن! تبهکاران ابتدا او را جدي ‏نمي گيرند، اما بعدها با ربوده و بازگردانده شدن لو به گاتام سيتي توسط بتمن پيشنهاد وي مي پذيرند. جوکر اعلام مي ‏کند اگر بتمن خود را تسليم پليس نکند، هر روز تعدادي از مردم بيگناه را خواهد کشت و زماني که شروع به اين کار ‏مي کند، بروس تصميم به تسليم خود مي گيرد. اما قبل از اين کار دنت اعلام مي کند که بتمن اوست تا جوکر را از ‏سوراخ خود بيرون بکشد. جوکر براي کشتن وي اقدام مي کند، اما گوردون و بتمن قبل از اين کار او را دستگير مي ‏کنند. بعد از بازجويي از جوکر مشخص مي شود که جوکر براي کشتن دنت و ريچل ديوز که اينک محبوب دنت شده، ‏تله گذاشته است. تلاش بتمن و گوردون براي نجات هر دو نفر بي نتيجه مي ماند. ريچل کشته مي شود و نيي از صورت ‏دنت نيز در انفجار به شدت مي سوزد. جوکر نيز از بازداشت گريخته و دنت/دو چهره را که از مرگ ريچل به خشم ‏آمده، تحريک مي کند تا از پليس، تبهکاران، گوردون و بتمن انتقام بگيرد. با اين کار و کشته شدن همزمان بعضي ‏تبهکاران توسط جوکر و بمب گذاري هاي متعدد در شهر مشخص مي شود که وي قصد دارد تا کنترل تمامي گاتام سيتي ‏ر را در دست بگيرد. اينک بتمن نه فقط با جوکر بلکه با دنت نيز که خانواده گوردون را گروگان گرفته، مقابله کند... ‏

چرا بايد ديد؟
اولين بار در ماه مه 1939 بود که موجودي به نام بتمن توسط باب کين و بيل فينگر در قالب داستاني مصور به ‏خوانندگان آمريکايي معرفي شد. و خيلي زود يعني چهار سال بعد در برابر دوربين توسط لوئيس ويلسون تجسد يافت. بنا ‏به سنت آن دوره اين اقتباس سينمايي شکل سريالي 15 قسمتي را داشت که در 1946 با سريال 15 قسمتي ديگري دنبال ‏شد. اين بار رابرت لاوري نقش بتمن/مرد خفاش را بازي مي کرد. اولين فيلم سينمايي در 1966 با شرکت آدام وست به ‏نمايش در امد و سپس به توليد انيميشن يا انتشار داستان هاي تازه بسنده شد. در پايان دهه 1980 و آغاز رونق گرفتن ‏انتقال قهرمانان مصور به روي پرده سينما در قالب فيلم هاي پرخرج و پرفروش، تيم برتون نسخه اي تازه و پيچيده با ‏بازي مايکل کيتون ارائه کرد. بازگشت بتمن با ظهور بزرگ ترين دشمنش روي پرده-جوکر- همراه بود که جک ‏نيکلسون نقش وي را ايفا مي کرد. بازيگري شايسته براي ايفاي نقشي اهريمي که توانست ادامه حضور قهرمان را روي ‏پرده تضمين کند. سه سال بعد، تيم برتون يکي از بهترين دنباله سازي هاي تاريخ سينما را با نام بتمن بازمي گردد ‏کارگرداني کرد که در آن دني دوويتو در نقش پنگوئن شرير به جنگ بتمن مي رفت. استقبال از اين فيلم باعث شد تا دو ‏انيميشن بلند در سال آتي به نمايش در آيد. اما تيم برتون ديگر حاضر به ساخت قسمت ديگري نبود. سکان به دست جوئل ‏شوماکر داده شد و وال کيلمر جاي مايکل کيتون را در هميشه بتمن گرفت. در 1997 دنباله ديگري با نام بتمن و رابين ‏با شرکت جورج کلوني توسط شوماکر عرضه شد و سپس به مدت 8 سال اين پروسه به بايگاني رفت. وقتي در سال ‏‏2005 کريستوفر نولان براي زدودن گر و خاک از لباس هاي سياه بتمن برگزيده شد، به راحتي قابل حدس بود که ‏انتخاب وي از سر ضرورت تزريق خون تاه اي در رگ هاي اين پروژه پولساز است. نولان نه فقط بازيگري تازه و ‏مناسب چون کريستين بيل را براي نقش اصلي فيلم برگزيد، بلکه قصه قهرمان تنهايش را از نو تعريف کرد و زواياي ‏تاريک روح او را نيز روي پرده برد. استقبال منتقدان از بازيافت هنرمندانه اين پديده آن قدر مثبت بود که تهيه کنندگان ‏را براي خرج 180 ميليون دلار جهت ساخت دنباله اي تازه با حضور بزرگ ترين دشمن وي-جوکر- ترغيب کند. ‏حاصل اين سرمايه گذاري اينک روي پرده سينماهاي دنياست و فقط در امريکاي شمالي بيش از 300 ميليون دلار در ‏گيشه به چنگ آورده است. برخورد منتقدان نيز همان طور که تصورش مي رفت، بسيار خوب بوده و مرگ نابهنگام ‏هيث لجر بازيگر نقش جوکر نيز به خودي خود تبديل به تبليغي براي فيلم شده است. ‏
کريستوفر جاناتان جيمز نولان متولد 1970 لندن از اميدهاي امروز سينما از هفت سالگي با دوربين سوپر هشت پدرش ‏شروع به فيلمسازي کرده، در رشته زبان و ادبيات انگليسي درس خوانده و اولين فيلم کوتاه اش به نام سرقت در 1996 ‏ساخته که به همراه دو فيلم کوتاه و سورئاليستي ديگرش به نام هاي ‏tarantella‏ و ‏doodlebug‏ در جشنواره فيلم ‏کمبريج به نمايش در آمده است. اولين فيلم بلندش تعقيب را در 1998 به طريقه سياه و سفيد ساخت ، اما دو سال بعد با ‏يادگاري بود که همه دنيا کشف اش کردند. فيلمي که روايتي پر پيچ و خم همچون ذهن شخصيت اولش داشت که حافظه ‏کوتاه مدت خود را بر اثر ضربه اي از دست داده و با اين حال در صدد شکار قاتل همسرش بود. بي خوابي در 2002 ‏با شرکت آل پاچينو پذيرش همه جانبه او در هاليوود بود که به ساختن فيلمي استوديوي مانند بتمن آغاز مي کند در ‏‏2005 با بودجه اي هنگفت انجاميد. فيلم بعدي او اعتبار/پرستيژ با حضور دو هنرپيشه اصلي فيلم بتمن[بيل و کين]از ‏ديدگاه سبکي چيزي ميان بتمن و يادگاري بود و مانند بسياري از توليدات هاليوود امروز قصه اي محلي با تم هاي جهاني ‏را روايت مي کرد. اما بازگشت شواليه سياه چيز ديگري است. فيلمي نه در سبک و سياق بي خوابي و يادگاري است و ‏نه حال و هواي رازآلود تعقيب را دارد. شواليه سياه برگرداني تيره از قصه اي مصور است که بايد قهرمان آن منجي ‏مردم باشد و به جاي پليس ناتوان از برقراري نظم در برابر جنايتکاران از آنها محافظت کند. اما او خود نيز مشکلات و ‏دلبستگي هايي دارد، حتي اگر يک ميليونر زاده باشد. بروس وين ميليونر و بتمن دو روي يک سکه اند، ولي همين ‏دوگانگي و تضاد چيزي است که جوکر روي آن انگشت مي گذارد. او به بتمن مي گويد تو شبيه مني و مرا کامل مي ‏کني!‏
اين همان چيزي است که در فلسفه شرق يين و يانگ ناميده مي شود. سياهي و سفيدي که دايره حيات را به دو قسمت ‏مساوي تقسيم کرده اند و بدون يکي ديگري بي معني است. اگر جوکر شيفته واقعي هرج و مرج است، بتمن نظم و ‏ترتيب را دوست دارد و بايد اين بازي ميان آنها برنده واقعي و هميشگي نداشته باشد. در کنار اين تم وقتي با مضمون ‏وجدان اجتماعي و فرديت روبرو مي شويد، اهميت دو چهره بودن شخصيت هاي اصلي قصه را بيشتر و از نظر ‏روانشناختي و جامعه شناختي بيشتر درمي يابيد. دنت، وين و جوک يک مثلث متشاوي الساقين هستند و در خور يکديگر ‏و نمايندگان ارکاني که وجودشان حيات اجتماعي را مي تواند شکلي ديگر و نه لاجرم تازه ببخشد. اگر جوکر و ساديسم ‏دروني او را نماينده شر مطلق بگيريم اشتباه کرده ايم. چه کسي از کودکي وي خبر دارد؟ چه کسي انگيزه هاي او را ‏مانند بتمن و دنت درک مي کند؟ اين همان چيزي است که نولان با کمي خساست از ما پنهان مي کند تا تعادلي به ‏وضعيت قصه اش بدهد. در عوض موجودات ديگري مانند بتمن هاي قلابي ابتداي فيلم يا حضور کوتاه مدت مترسک به ‏قصه اضافه مي کند تا بر وضعيت قهرمان اصلي فيلم نوري بيشتر بيفکند. اگر بتمن زاده دوران منع مشروبات الکلي و ‏اوج گرفتن دسته جات تبهکاري و گانگستري در آمريکا بود، بتمن فعلي از دنياي پيچيده تري مي آيد. ماشين روز قيامت ‏او بايد در خورد مقابله با تبهکاران قرن جديد باشد. کساني که به گاتام سيتي قانع نيستند و دايره فعاليت هايشان از ‏مرزهاي آمريکا هم بيرون مي رود. بنابر اين بتمن نيز به دوستاني نياز دارد، کساني چون فاکس که به خوبي در دل ‏قصه جا افتاده اند. همين باعث مي شود تا فيلم از يک قصه پليسي معمولي دور شده و در قالب فيلمي مربوط به ‏ماجراهاي بتمن به خوبي جا بيفتد. فضاي سرد و خاکستري کل فيلم هيچ نشاني از گرمي و نجات کامل به بيننده عرضه ‏نمي کند، هر چند صحنه هاي اکشن نفس گيرش که آدرنالين خالص توليد مي کنند براي لحظه اي دلش را خنک خواهد ‏کرد. ‏
کريستوفر نولان فيلمساز باهوش و با استعدادي است. حاصل کارش درون سيستم تجاري سينماي آمريکا نيز قابل ‏سرزنش نبوده و بعيد است دچار لغزش شود. شکستن رکوردهاي گيشه نيز حاکي از تيزبيني و موقعيت سنجي اش دارد، ‏اما با وجود لذت بردن از شواليه سياه به عنوان يک فيلم سرگرم کننده صرف و ماهرانه، ترجيح مي دهم يک فيلم کم ‏خرج تر از او مانند تعقيب را دوباره ببينم. البته خيلي عظيمي از تماشاگران شواليه سياه که به دليل پيچيدگي قصه و ‏طولاني بودنش حاضر به تماشاي دوباره و چندباره آن هستند، با من موافق نخواهند بود. شما چطور؟ ‏
ژانر: اکشن، جنايي، درام، رازآميز، مهيج. ‏
براي مشاهده تصاويري از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0995029/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود

http://rapidshare. com/files/ 195751003/ DK_axxo.part01. rar (http://rapidshare.com/files/195751003/DK_axxo.part01.rar)
http://rapidshare. com/files/ 195892387/ DK_axxo.part02. rar (http://rapidshare.com/files/195892387/DK_axxo.part02.rar)
http://rapidshare. com/files/ 195931009/ DK_axxo.part03. rar (http://rapidshare.com/files/195931009/DK_axxo.part03.rar)
http://rapidshare. com/files/ 195946651/ DK_axxo.part04. rar (http://rapidshare.com/files/195946651/DK_axxo.part04.rar)
http://rapidshare. com/files/ 196195595/ DK_axxo.part05. rar (http://rapidshare.com/files/196195595/DK_axxo.part05.rar)
http://rapidshare. com/files/ 196322013/ DK_axxo.part06. rar (http://rapidshare.com/files/196322013/DK_axxo.part06.rar)
http://rapidshare. com/files/ 196333773/ DK_axxo.part07. rar (http://rapidshare.com/files/196333773/DK_axxo.part07.rar)
http://rapidshare. com/files/ 196348984/ DK_axxo.part08. rar (http://rapidshare.com/files/196348984/DK_axxo.part08.rar)
http://rapidshare. com/files/ 196357244/ DK_axxo.part09. rar (http://rapidshare.com/files/196357244/DK_axxo.part09.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
09-02-28, 10:35
هنکاک
Hancock


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/9541hancock.jpg

کارگردان: پيتر برگ. فيلمنامه: وينست نگو، وينس گيليگن. موسيقي: جان پاول. مدير فيلمبرداري: توبياس اي. ‏اسکلايسلر. تدوين: کولبي پارکر جونيور، پل ريوبل. طراح صحنه: نيل اسپايسک. بازيگران: ويل اسميت[جان هنکاک]، ‏چارليز ترون[مري امبري]، جيسون بيتمن[ري امبري]، جي هيد[آرون امبري]، ادي مارسن[رد]، ديويد ماتي، ‏ميتريکس فيتن[ماتريکس]، تامس لنون[مايک]، جاني گالکي[جرمي]. 92 دقيقه. محصول 2008 آمريکا. نام ديگر: ‏John Hancock، ‏Tonight, He Comes‏. نامزد جايزه بهترين آنونس از مراسم گولدن تريلر. ‏
جان هنکاک ابرقهرماني غير عادي است. او به دليلي نامعلوم افسرده و الکلي است و هر قدمي که براي تاديب خلاف ‏کاران و افراد شرور برمي دارد هزينه زيادي براي شهر لس آنجلس به دنبال دارد. چون اعمال او باعث وارد شدن ‏خسارت به ساختمان ها، اتومبيل ها و اموال عمومي مي شود. آخرين بار که او براي متوقف کردن چند تبهکار اقدام ‏کرد، مبلغي نزديک به 9 ميليون دلار براي شهر آب خورد. از اين رو افکار عمومي و رسانه ها مرتباً از مسئولين مي ‏خواهند تا جلوي دخالت هاي او را بگيرند. تا اينکه يک روز، هنکاک جان ري امبري را نجات مي دهد. امبري ‏متخصص روابط عمومي است و دوست دارد در ازاي نجات جانش راهي براي بهبود وضعيت هنکاک و در نتيجه از ‏بين بردن سوء شهرت او بردارد. ري او را به خانه برده و با همسر و پسرش آشنا مي کند. مري همسري ري عقيده دارد ‏هنکاک اصلاح ناپذير است. اما ري از هنکاک مي خواهد تا خود را تسليم کرده و در يک دوره بازپروري شرکت کند تا ‏مردم در غياب او پي به ارزش وجودش ببرند.‏‎ ‎هنکاک مي پذيرد، و يک روز مري به همراه پسر کوچکش به ديدار او ‏آمده و از وي مي خواهد تا ري را نا اميد نکند. به دنبال اين ماجرا رئيس پليس از هنکاک براي دستگيري گروهي سارق ‏به رهبري رد که تعدادي انسان بيگناه را به گروگان گرفته اند، کمک مي خواهد. هنکاک اين بار دقت و احتياط ‏تبهکاران را دستگير و بار ديگر شهرت نيک خود را به دست مي آورد. در ميهماني که ري به افتخار اين موضوع داد، ‏هنکاک مي گويد که حافظه اش را از دست داده و از گذشته هيچ به ياد ندارد. همان شب هنکاک کشف مي کند که مري ‏نيز داراي قدرت هاي غير عادي است و به نظر مي رسد که از گذشته او با خبر است...‏

چرا بايد ديد؟‏‎
چهار سال قبل که انيميشن شگفت انگيزها ب نمايش در آمد، تماشاگران خود را با ابرقهرماناني روبرو ديدند که جامعه ‏آنها را طرد کرده و خود را بي نياز از خدمات شان مي ديد. بنابراين شگفت انگيزها به زندگي عادي رو آورده و تقريباً ‏دچار افسردگي هم شده بودند. حال نسخه سينمايي روزآمدتر و زنده آن ابرقهرمان ها روي پرده ظاهر شده و اين يکي بر ‏خلاف آنها مشکلي با گذشته خود دارد و الکلي و افسرده است. هيچ کس به او احترام نمي گذارد، عوضي خطابش مي ‏کنند و خدماتش مايه دردسر شهر و اهالي آن است. ‏
البته اين ظاهر قصه است و زماني که به کارنامه سازنده آن نگاه کنيد که فيلم پر سر و صداي قلمرو را سال گذشته روي ‏پرده داشته، به بطن ماجرا توليد اين يکي هم پي خواهيد برد. فيلمنامه هنکاک که ابتدا "امشب، او مي آيد" نام داشت، ‏نزديک به يک دهه در هاليوود سرگردان بود و کسي حاضر به ساخت آن نبود. پس چرا پيتر برگ حالا به ساختن آن ‏علاقمنده شده است؟ و حتي نمايش افتتاحيه آن را در پايگاه ارتش آمريکا در خاورميانه و پيش از آمريکا و به صورت ‏رايگان برگزار مي کند؟‏
پيتر وينکلر برگ متولد 1964 بازيگر آشناي نقش هاي فرعي و حالا کارگرداني شناخته شده است. برگ از 1994 با ‏ساختن قسمت هايي از سريال "‏Chicago Hope‏" شروع به کارگرداني نيز کرد و بعدها نويسندگي و تهيه کنندگي را ‏نيز آزمود. اولين فيلم بلندش اعمال بسيار وحشيانه را در 1998 کارگرداني کرد که در چند جشنواره مورد توجه قرار ‏گرفت. دو فيلم بعدي اش در همين حد نيز موفق نبود، اما آشنايي با مايکل مان در فيلم وثيقه او را وارد مسيري تازه و ‏متفاوت کرد. حاصل اين تغيير فيلم 80 ميليون دلاري قلمرو بود که در زمان درست توليد شد و با توجه به موضوع ‏حساس خود در بسياري از کشورها مورد توجه قرار گرفت. چکيده مطلب و جان کلام فيلم اين بود: نفت با امنيت ملي ‏آمريکا ارتباط دارد.‏
قلمرو تريلري سياسي بود که سبعيت بنيادگرايان مسلمان[القاعده و حزب الله] و حضور گروهي آمريکايي براي ‏بازگرداندن امنيت به منطقه خاورميانه و تلاش براي رسيدن به درک و اعتماد متقابل ميان اعراب صاحب نفت و ‏آمريکايي ها نيازمند ين نفت را نشان مي داد. يک فيلم با داستاني رو، اما هنکاک از جنم ديگري است. پيامش را لابلاي ‏قصه نوجوان پسند خود پنهان مي کند و به سرباز آمريکايي که در نبرد با تروريسم سرخورده شده و مانند هنکاک ‏استعداد افسردگي و الکلي شدن را دارد مي آموزد که قهرمان است و بايد مانند قهرمان نيز رفتار کند. حتي اگر اين ‏رفتار زماني خسارت هايي سنگين نيز به دنبال داشته، اين امر از قهرمانانه بودن کار وي چندان نمي کاهد. ‏
او بايد ياد بگيرد گذشته خود را به ياد بياورد و با آن زندگي کند. کاري که آمريکايي جوان نيز بايد ياد بگيرد. او بايد به ‏ياد بياورد که کساني مانند وودرو ويلسون و روزولت در تاريخ کشورش بوده اند و دولت شان را صاحب رسالتي عظيم ‏در قبال همه دنيا مي دانسته اند. پس بايد دست از خود ويرانگري برداشته و حتي عشق پر رنج خود را به فراموشي ‏بسپرد. او زاده شده تا قهرمان باشد و قهرماني کند. هميشه جوان بماند و يک مدير روابط عمومي خوب هم براي خودش ‏دست و پا کند!‏
هنکاک تبليغ براي نياز به قهرمان و ابرقهرمان ها در زمانه ماست. چه کسي بود گفت بدبخت کسي که به قهرمان نياز ‏دارد؟ چون قهرمان امروز که ريشه در قرن بيستم دارد دولت/ملت است نه فرد!‏
اما در کنار همه اينها، فيلم پر از شوخي هاي جذاب، جلوه هاي ويژه گران قيمت و ويل اسميت و چارليز ترون دوست ‏داشتني است که مي توانند دلارهاي هر تماشاگر بي اعتقادي را نيز از جيبش خارج کنند. هنکاک تا لحظه تنظيم اين ‏مطلب بيش از 60 ميليون دلار در گيشه آمريکا به دست آورده و به نظر مي رسد که سرسخت ترين رقيب فيلم هاي ‏ديگر است. ‏
ژانر: اکشن، کمدي، درام، فانتزي. ‏ ‏ براي مشاهده تصاويري از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0448157/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود
Hancock.V2.TS. XVID-STG. part1.rar (http://rapidshare.com/files/131489555/Hancock.V2.TS.XVID-STG.part1.rar)Hancock.V2.TS. XVID-STG. part2.rar (http://rapidshare.com/files/131489625/Hancock.V2.TS.XVID-STG.part2.rar)Hancock.V2.TS. XVID-STG. part3.rar (http://rapidshare.com/files/131489559/Hancock.V2.TS.XVID-STG.part3.rar)Hancock.V2.TS. XVID-STG. part4.rar (http://rapidshare.com/files/131489172/Hancock.V2.TS.XVID-STG.part4.rar)

رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
09-03-08, 08:22
سرقت در روز روشن‎‎‏‎‎‏
Daylight Robbery


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/6954tt0893401_largeCover_2.jpg
نويسنده و کارگردان: پاريس لئونتي. موسيقي: ريچارد چستر. مدير فيلمبرداري: ميلتون کام. تدوين: هاسه بيلينگ. طراح ‏صحنه: ويل فيلد. بازيگران: جئوف بل[الکس]، وس بلک وود[لاکي]، رابرت بولتر[جي]، مکس براون[دکتر]، لئو ‏گرگوري[متي]، جاني هريس[تري]، ريس مرديت[معاون رئيس پليس]، جاستين سالينجر[نورمن]، ليزا شلي[گروگان]، ‏شاون ويليامسون[رئيس پليس]، شاون پارکز، پل نيکولز، تيفاني مالهرن، آنيا لاهيري. 92 دقيقه. محصول 2008 ‏انگلستان. ‏
الکس به همراه دوستانش-لاکي، متي، تري، چابي، نورمن و جي- نقشه اي براي سرقت ميليون ها پول غير قابل رديابي ‏از ‏London Exchange Bank‏ طراحي مي کند. آنها از پوشش طرفداران تيم ملي فوتبال انگلستان در جام جهاني ‏آلمان استفاده مي کنند و قصد دارند تا بعد از سرقت بلافاصله از کشور خارج شوند. آنها پس از حمله به بانک و گروگان ‏گرفتن 20 نفر با استفاده از تونلي که حفر کرده اند، موفق مي شوند پول هاي سرقت شده را از بانک خارج کرده و خود ‏نيز فرار کنند. تنها همدست شان در بانک نيز بعد از حمله پليس موفق به خروج بي دردسر از بانک مي شود. اما اتفاق ‏کوچک و حساب نشده اي تمامي نقشه بي عيب آنها را بر هم مي ريزد...‏

چرا بايد ديد؟
يک فيلم معمول در ژانر سرقت از نوع بريتانيايي آن که به عنوان يک کار اول پذيرفتني و به عنوان دنباله رو سبک ‏کساني چون گاي ريچي تماشايي است، حتي اگر فاقد طنز ريچي باشد. ‏
پاريس يا بري لئونتي 41 ساله اولين فيلم بلند سينمايي خود را در حالي کارگرداني کرده که سابقه اي 18 ساله در بخش ‏هاي مختلف سينماي بريتانيا دارد. منتها اين سابقه به تازگي حدود دو سال قبل به تهيه کنندگي که زنده ها و مرده ‏ها(2006) ساخته سايمون روملي منتهي شده و در دومين قدم به کارگرداني هم انجاميده است. ‏
فيلمنامه و ايده اصلي آن يعني انجام سرقت در پوشش طرفداران تيم فوتبال و طبعاً در زماني که همه حواس ها معطوف ‏به نتايج بازي هاست، هوشمندانه و قابل مقايسه با نياي خود کار ايتاليايي(1969) و از جهت پرداخت روابط شخصيت ‏ها اندکي يادآور سگداني است. لونتي با استفاده و در پيروي از قواعد ژانر به رغم بودجه اندکي که داشته، مکانيسم ايجاد ‏هيجان را در کل فيلم مي گستراند و سبب ترشح آدرنالين به ميزان بالا نزد تماشاگر مي شود. گفتم طنز ريچي را ندارد، ‏اما از آن غافل هم نيست مانند بي دست و پا بودن سارقين و در نتيجه زخمي شدن يکي از آنها در لحظه ورود به بانک يا ‏اشاره به فيلم ‏Inside Man‏ اسپايک لي توسط مامورين پليس که از فرار بدون به جا گذاشتن ردپا توسط سارقين متعجب ‏شده اند و ...‏
البته خلق هيجان و گاه تفريح باعث نشده تا آدم تازه کاري از پرداختن به درام آدم هاي درگير ماجرا غافل شود و قافيه را ‏ببازد. همه اين تنش ها براي شکل دادن به همين درام هاي ريز و درشت است و به خوبي در فيلم گسترانيده شده استو ‏لئونتي مخصوصاً روي قابليت انسان براي حرص ورزيدن به مثابه نوعي زهر که مي تواند گروه را مسموم کند، زوم ‏مي کند و تا سر حد واقعگرايي پيش مي رود. ‏
ترکيب بازيگران به رغم چهره هاي کمتر شناخته شان خوب است و جئوف بل در نقش الکس(او را در کسب و کار ديده ‏بوديم) بازي خوبي از خود ارائه مي کند. سرقت در روز روشن که در ماه جولاي در انگلستان اکران شد، قرار بوده تا ‏گرمي بخش اکران تابستاني اين کشور باشد و به 17 کشور نيز تاکنون فروخته شده است. اگر فيلم هاي تبهکاري ‏بريتانيايي را مي پسنديد، اين فيلم تا اين لحظه بهترين در نوع خود است تا ماه هاي آينده از آستين پخش کنندگان انگليسي ‏بيرون بيايد!‏
ژانر: جنايي، درام، مهيج.

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (با کيفيت DVD-RIP)

Daylight.Robbery. 2008.PL.DVDRip. XviD-KiCZ. part1.rar (http://rapidshare.com/files/200542156/Daylight.Robbery.2008.PL.DVDRip.XviD-KiCZ.part1.rar)
Daylight.Robbery. 2008.PL.DVDRip. XviD-KiCZ. part2.rar (http://rapidshare.com/files/200542458/Daylight.Robbery.2008.PL.DVDRip.XviD-KiCZ.part2.rar)
Daylight.Robbery. 2008.PL.DVDRip. XviD-KiCZ. part3.rar (http://rapidshare.com/files/200542310/Daylight.Robbery.2008.PL.DVDRip.XviD-KiCZ.part3.rar)
Daylight.Robbery. 2008.PL.DVDRip. XviD-KiCZ. part4.rar (http://rapidshare.com/files/200542324/Daylight.Robbery.2008.PL.DVDRip.XviD-KiCZ.part4.rar)
Daylight.Robbery. 2008.PL.DVDRip. XviD-KiCZ. part5.rar (http://rapidshare.com/files/200542362/Daylight.Robbery.2008.PL.DVDRip.XviD-KiCZ.part5.rar)
Daylight.Robbery. 2008.PL.DVDRip. XviD-KiCZ. part6.rar (http://rapidshare.com/files/200541193/Daylight.Robbery.2008.PL.DVDRip.XviD-KiCZ.part6.rar)
Daylight.Robbery. 2008.PL.DVDRip. XviD-KiCZ. part7.rar (http://rapidshare.com/files/200542237/Daylight.Robbery.2008.PL.DVDRip.XviD-KiCZ.part7.rar)
Daylight.Robbery. 2008.PL.DVDRip. XviD-KiCZ. part8.rar (http://rapidshare.com/files/200539435/Daylight.Robbery.2008.PL.DVDRip.XviD-KiCZ.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

Navid
09-03-14, 09:51
سرقت در روز روشن‎‎‏‎‎‏
Daylight Robbery


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/6954tt0893401_largeCover_2.jpg
نويسنده و کارگردان: پاريس لئونتي. موسيقي: ريچارد چستر. مدير فيلمبرداري: ميلتون کام. تدوين: هاسه بيلينگ. طراح ‏صحنه: ويل فيلد. بازيگران: جئوف بل[الکس]، وس بلک وود[لاکي]، رابرت بولتر[جي]، مکس براون[دکتر]، لئو ‏گرگوري[متي]، جاني هريس[تري]، ريس مرديت[معاون رئيس پليس]، جاستين سالينجر[نورمن]، ليزا شلي[گروگان]، ‏شاون ويليامسون[رئيس پليس]، شاون پارکز، پل نيکولز، تيفاني مالهرن، آنيا لاهيري. 92 دقيقه. محصول 2008 ‏انگلستان. ‏
الکس به همراه دوستانش-لاکي، متي، تري، چابي، نورمن و جي- نقشه اي براي سرقت ميليون ها پول غير قابل رديابي ‏از ‏London Exchange Bank‏ طراحي مي کند. آنها از پوشش طرفداران تيم ملي فوتبال انگلستان در جام جهاني ‏آلمان استفاده مي کنند و قصد دارند تا بعد از سرقت بلافاصله از کشور خارج شوند. آنها پس از حمله به بانک و گروگان ‏گرفتن 20 نفر با استفاده از تونلي که حفر کرده اند، موفق مي شوند پول هاي سرقت شده را از بانک خارج کرده و خود ‏نيز فرار کنند. تنها همدست شان در بانک نيز بعد از حمله پليس موفق به خروج بي دردسر از بانک مي شود. اما اتفاق ‏کوچک و حساب نشده اي تمامي نقشه بي عيب آنها را بر هم مي ريزد...‏

چرا بايد ديد؟
يک فيلم معمول در ژانر سرقت از نوع بريتانيايي آن که به عنوان يک کار اول پذيرفتني و به عنوان دنباله رو سبک ‏کساني چون گاي ريچي تماشايي است، حتي اگر فاقد طنز ريچي باشد. ‏
پاريس يا بري لئونتي 41 ساله اولين فيلم بلند سينمايي خود را در حالي کارگرداني کرده که سابقه اي 18 ساله در بخش ‏هاي مختلف سينماي بريتانيا دارد. منتها اين سابقه به تازگي حدود دو سال قبل به تهيه کنندگي که زنده ها و مرده ‏ها(2006) ساخته سايمون روملي منتهي شده و در دومين قدم به کارگرداني هم انجاميده است. ‏
فيلمنامه و ايده اصلي آن يعني انجام سرقت در پوشش طرفداران تيم فوتبال و طبعاً در زماني که همه حواس ها معطوف ‏به نتايج بازي هاست، هوشمندانه و قابل مقايسه با نياي خود کار ايتاليايي(1969) و از جهت پرداخت روابط شخصيت ‏ها اندکي يادآور سگداني است. لونتي با استفاده و در پيروي از قواعد ژانر به رغم بودجه اندکي که داشته، مکانيسم ايجاد ‏هيجان را در کل فيلم مي گستراند و سبب ترشح آدرنالين به ميزان بالا نزد تماشاگر مي شود. گفتم طنز ريچي را ندارد، ‏اما از آن غافل هم نيست مانند بي دست و پا بودن سارقين و در نتيجه زخمي شدن يکي از آنها در لحظه ورود به بانک يا ‏اشاره به فيلم ‏Inside Man‏ اسپايک لي توسط مامورين پليس که از فرار بدون به جا گذاشتن ردپا توسط سارقين متعجب ‏شده اند و ...‏
البته خلق هيجان و گاه تفريح باعث نشده تا آدم تازه کاري از پرداختن به درام آدم هاي درگير ماجرا غافل شود و قافيه را ‏ببازد. همه اين تنش ها براي شکل دادن به همين درام هاي ريز و درشت است و به خوبي در فيلم گسترانيده شده استو ‏لئونتي مخصوصاً روي قابليت انسان براي حرص ورزيدن به مثابه نوعي زهر که مي تواند گروه را مسموم کند، زوم ‏مي کند و تا سر حد واقعگرايي پيش مي رود. ‏
ترکيب بازيگران به رغم چهره هاي کمتر شناخته شان خوب است و جئوف بل در نقش الکس(او را در کسب و کار ديده ‏بوديم) بازي خوبي از خود ارائه مي کند. سرقت در روز روشن که در ماه جولاي در انگلستان اکران شد، قرار بوده تا ‏گرمي بخش اکران تابستاني اين کشور باشد و به 17 کشور نيز تاکنون فروخته شده است. اگر فيلم هاي تبهکاري ‏بريتانيايي را مي پسنديد، اين فيلم تا اين لحظه بهترين در نوع خود است تا ماه هاي آينده از آستين پخش کنندگان انگليسي ‏بيرون بيايد!‏
ژانر: جنايي، درام، مهيج.

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (با کيفيت DVD-RIP)

Daylight.Robbery. 2008.PL.DVDRip. XviD-KiCZ. part1.rar (http://rapidshare.com/files/200542156/Daylight.Robbery.2008.PL.DVDRip.XviD-KiCZ.part1.rar)
Daylight.Robbery. 2008.PL.DVDRip. XviD-KiCZ. part2.rar (http://rapidshare.com/files/200542458/Daylight.Robbery.2008.PL.DVDRip.XviD-KiCZ.part2.rar)
Daylight.Robbery. 2008.PL.DVDRip. XviD-KiCZ. part3.rar (http://rapidshare.com/files/200542310/Daylight.Robbery.2008.PL.DVDRip.XviD-KiCZ.part3.rar)
Daylight.Robbery. 2008.PL.DVDRip. XviD-KiCZ. part4.rar (http://rapidshare.com/files/200542324/Daylight.Robbery.2008.PL.DVDRip.XviD-KiCZ.part4.rar)
Daylight.Robbery. 2008.PL.DVDRip. XviD-KiCZ. part5.rar (http://rapidshare.com/files/200542362/Daylight.Robbery.2008.PL.DVDRip.XviD-KiCZ.part5.rar)
Daylight.Robbery. 2008.PL.DVDRip. XviD-KiCZ. part6.rar (http://rapidshare.com/files/200541193/Daylight.Robbery.2008.PL.DVDRip.XviD-KiCZ.part6.rar)
Daylight.Robbery. 2008.PL.DVDRip. XviD-KiCZ. part7.rar (http://rapidshare.com/files/200542237/Daylight.Robbery.2008.PL.DVDRip.XviD-KiCZ.part7.rar)
Daylight.Robbery. 2008.PL.DVDRip. XviD-KiCZ. part8.rar (http://rapidshare.com/files/200539435/Daylight.Robbery.2008.PL.DVDRip.XviD-KiCZ.part8.rar)
رمز فايل: ندارد


البته این فیلم به طرز ناشیانه ای به روسی و شاید هم لهستانی دوبله شده!;) به این صورت که بدون اینکه صدای اصلی فیلم قطع بشه، یه نفر به جای همه ، و به زبون شیرین لهستانی صحبت میکنه!;);)

BABAK PARSI
09-03-19, 14:07
http://www.picup.ir/images/m6wrvu10a78adks10h3_thumb.jpg (http://www.picup.ir/viewer.php?file=m6wrvu10a78adks10h3.jpg)
پیشنهاد می کنم که فیلمو حتما ببینید.

BABAK PARSI
09-03-19, 14:13
http://www.picup.ir/images/ws2e1tko74op6zbzwrs_thumb.jpg (http://www.picup.ir/viewer.php?file=ws2e1tko74op6zbzwrs.jpg)
اینم همینطور اگه کسی هم فیلم خوبه هنری داره به من پیغام بده

shivamdht
09-03-19, 20:33
http://www.picup.ir/images/ws2e1tko74op6zbzwrs_thumb.jpg (http://www.picup.ir/viewer.php?file=ws2e1tko74op6zbzwrs.jpg)
اینم همینطور اگه کسی هم فیلم خوبه هنری داره به من پیغام بده
ایول .من عاشق کلیمتم. کاش فیلمشو داشتم!!!

hanif
09-03-20, 10:29
آقا من يه مطلب در مرد فيلم پچ آدامز نوشته بودم اون كجاست؟

BABAK PARSI
09-03-22, 09:10
ایول .من عاشق کلیمتم. کاش فیلمشو داشتم!!!
دوست عزیز آگه سرعت اینترنتت خوبه می تونم برات لینک بفرستم که به صورت آنلاین فیلمو ببینی:)

zahra nassiri
09-03-25, 21:31
‎پاين اپل اکسپرس
Pineapple Express

http://www.mobin-group.com/image/reg/images/688pineapple_express_resize_2.jpg
کارگردان: ديويد گوردون گرين. فيلمنامه: ست روگن، اوان گولدبرگ بر اساس داستاني از جاد آپتاو، ست روگن، اوان ‏گولدبرگ. موسيقي: گريم ريول. مدير فيلمبرداري: تيم اُر. تدوين: کريگ آلپرت. طراح صحنه: کريس ال. اسپلمن. ‏بازيگران: ست روگن[ديل دنتون]، جيمز فرانکو[سول سيلور]، دني آر. مک برايد[رد]، کوين کوريگان[بودلوفسکي]، ‏کريگ رابينسون[متيسون]، گري کول[تد جونز]، روزي پرز[کارول-پليس مونث]، اد بگلي جونيور[رابرت اندرسون]، ‏نورا دان\شانون اندرسون]، امبر هيرد[انجي اندرسون]، جو لو تروگيلو[آقاي ادواردز]، ارتور ناپيونتک[کلارک]. 110 ‏دقيقه. محصول 2008 آمريکا. نامزد جايزه بهترين آنونس کمدي از مراسم آنونس طلايي. ‏
ديل دنتون توزيع کننده خرده پاي مواد مخدر بعد از ديدار دوست دخترش آنجي و پذيرش اينکه شام را بايد با والدين وي ‏صرف کند، به سراغ دوستش سول سيلور و در عين حال منبع اصلي تامين مواد مخدر خود مي رود. سول به او محموله ‏اي تازه اي از حشيش معروف به پاين اپل اکسپرس داده و ديل براي توزيع آن به راه مي افتد. اما در اولين مقصد شاهد ‏به قتل رسيدن مردي آسيايي توسط پليسي مونث و يکي از خطرناک ترين قاچاق چيان مواد مخدر شهر شده و هراسان از ‏محل مي گريزد. اما ته سيگار به جا مانده از او که حاوي پاين اپل اکسپرس است، وي را دست يافتني مي کند. چون ديل ‏در مراجعه به منزل سول مي فهمد اين ماده تنها در اختيار سول بوده و به زودي آدم کش ها به سر وقت شان خواهند ‏آمد. ديل و سول مي گريزند، اما خيلي زود خود را در ميان درگيري دو گروه از قاچاق چيان يافته و مجبور مي شوند ‏براي نجات جان خود از هر چه دارند مايه بگذارند. ولي اينها نبايد مانع از آن شود که ديل به قرار شام خود دير برسد...‏

‎‎چرا بايد ديد؟‎ ‎
برايم اصلاً تعجب آور نيست که فيلم هايي با شخصيت محوري معتادان شيرين زبان در کشور ما-قهرمان بلامنازع اين ‏رشته آتقي خودمان با بازي جواد گلپايگاني است- يا از نوع بد دهن آمريکايي آن به فروش هايي آنچناني دست يابد. با ‏چنين وضعيتي بديهي است که کسي پيدا شود و 25 ميليون دلار بي زبان روي چنين پروژه اي سرمايه گذاري کند. چون ‏پاين اپل اکسپرس به عنوان نمونه اين فيلم ها موفق شده بيش از سه برابر بودجه اش را در دو هفته اول نمايش اش به ‏چنگ آورد. باز هم حرجي بر اين آدم ها نيست اگر قصدشان تخطئه اين مواد باشد و بالطبع کسب حلال، اما زماني که ‏مانند فيلم فعلي تبديل به يکي از سنگ بناهاي زير ژانري به اسم ‏stoner film‏ شود که بي اغراق فيلمي در ستايش ‏حشيش و توهم هاي ناشي از مصرف آن است، چه بايد گفت؟
ديويد گوردون گرين متولد 1975 ليتل راک، آرکانزاس است. در دانشکده هنر کاروليناي شمالي درس خوانده و از آغاز ‏قرن جديد با نوشتن فيلمنامه و ساختن شان قدم به دنياي سينما گذاشته است. هر سه فيلم پيشين وي درام هايي خوش ‏ساخت بودند و باعث مطرح شدن نامش در جشنواره سندنس شدند. جوايز متعدد و ريز و درشتي هم گرفتند که باعث ‏شده تا راجر ابرت او را يکي از شاعران سينما بنامد!!! و مثل من بعد از ساخته شدن آب زيپويي مثل پاين اپل اکسپرس ‏به دست او متعجب و متحير شود. ‏
پاين اپل اکسپرس فرزند خلف پدراني مانند ‏Far Out Man‏(1990) ساخته ويليام لوستيگ است که همان زمان از ‏گذاشتن نامش پاي فيلمي که شعار تبليغاتي اش ‏No Brain, No Pain‏ بود. نمونه مستند هم براي اين گونه ساخته شد که ‏سال قبل به نمايش در آمد و سوپر نشئه ام کن نام داشت و تلويحاً حشيش و تاثيرات آن را ستايش مي کند. به همين خاطر ‏تماشاي اين فيلم تجربه بدي است، چون نه از مهارت هاي کارگردانش در آن نشان مي يابي و نه از درامي جدي که ‏شخصيت ها درگيرش باشند. تنها اتفاق وقوف سه شخصيت اصلي به ارزش رفاقت و جايگاه يکديگر در زندگي هم است ‏که در ميان هياهوي فيلم گم مي شود. و از همه بدتر فيلم داعيه اکشن بودن نيز دارد، در حالي که تا بعد از گذشت يک ‏سوم فيلم و وقوع جنايت ريتم فيلم به شدت کسل کننده است و بعد از آن نيز به زنجيره اي از حوادث ابلهانه تبديل مي ‏شود. فقط کافي است بوسه پليس مونث و رئيس قاچاقچيان را در صحنه درگيري نهايي ببيند تا به عمق پوچي پاين اپل ‏اکسپرس پي ببريد. ‏
اين فيلم ادامه گرايش هاليوود به ساخت فيل هاي نوجوان پسند با حضور هر هنرپيشه تازه کاري است که موفق به پول ‏در آوردن در اولين فيلمش شده باشد. نمونه اش همين جناب ست روگن که فيلمنامه نويس فيلم نيز هست و مدتي پيش ‏خيلي بد را روي پرده داشت. اما نمي شود از بدي فيلم گفت و از تاثير تهيه کننده اش جاد آپتاو که نويسنده قصه فيلم نيز ‏هست و علاقه مفرطي به داستان هاي دوستي ميان مردها دارد، سخن نگفت. باعث تاسف است که گرين با اين افراد هم ‏جرم شده است، جرمي که فروش خوب فيلم نيز لکه آن را از کارنامه اش پاک نخواهد کرد!‏
فيلم در يک جمله تقديس بي بند و باري، لذت طلبي، و گريز از عرف رايج و اخلاقيات متعارف و پسنديده است.‏
چنين فيلم هايي به نظر من تماشاگر را دچار آشفتگي روحي و اغتشاش فکري کند. تصويري که فيلم از زندگي جوانان ‏پسندانه ارائه مي کند فريبکارانه و غير واقعي است. البته شايد براي بسياري اين سوال پيش آيد که چرا چنين فيلم هاي ‏دروغيني در گيشه پاسخ خوبي مي گيرند؟ پاسخ ساده است: چنين آثاري وجوهي کاملاً هرج و مرج طلبانه دارند که با ‏روحيات پرخاشجويانه و لذت طلبانه جوان غربي امروز مطابقت دارد!‏
ژانر: کمدي، جنايي، مهيج. ‏
براي ديدن تصاويري از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0910936/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (با کيفيت DVD-Rip)
Pineapple_Express_ _2008__DvDrip. part1.rar (http://rapidshare.com/files/171244568/Pineapple_Express__2008__DvDrip.part1.rar)
Pineapple_Express_ _2008__DvDrip. part2.rar (http://rapidshare.com/files/171245561/Pineapple_Express__2008__DvDrip.part2.rar)
Pineapple_Express_ _2008__DvDrip. part3.rar (http://rapidshare.com/files/171246739/Pineapple_Express__2008__DvDrip.part3.rar)
Pineapple_Express_ _2008__DvDrip. part4.rar (http://rapidshare.com/files/171247817/Pineapple_Express__2008__DvDrip.part4.rar)
Pineapple_Express_ _2008__DvDrip. part5.rar (http://rapidshare.com/files/171249003/Pineapple_Express__2008__DvDrip.part5.rar)
Pineapple_Express_ _2008__DvDrip. part6.rar (http://rapidshare.com/files/171250103/Pineapple_Express__2008__DvDrip.part6.rar)
Pineapple_Express_ _2008__DvDrip. part7.rar (http://rapidshare.com/files/171251228/Pineapple_Express__2008__DvDrip.part7.rar)
Pineapple_Express_ _2008__DvDrip. part8.rar (http://rapidshare.com/files/171251605/Pineapple_Express__2008__DvDrip.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
09-03-26, 08:44
‎‎تندر حاره اي
Tropic Thunder

http://www.mobin-group.com/image/reg/images/3838tropic_thunder_ver4_resize_2.jpg
کارگردان: بن استيلر. فيلمنامه: بن استيلر، جاستين تروکس، اتن کوهن بر اساس داستاني از استيلر و تروکس. موسيقي: ‏تئودور شاپيرو. مدير فيلمبرداري: جان تال. تدوين: گرگ هيدن. طراح صحنه: جف مان. بازيگران: بن استيلر[تاگ ‏اسپيدمن]، رابرت داوني جونيور[کرک لازاروس]، جک بلک[جف "فتز" پورتنوي]، نيک نولتي[جان "فور ليف" ‏تايبک]، استيو کوگان[دمين کاکبورن]، دني مک برايد[کودي آندروود]، جي باروشل[کوين سندوسکي]، براندون تي. ‏جکسون[آلپا چينو]، بيل هدر[راب اسلولوم]، متيو مک کاناهي[ريک "پکر" پک]، تام کروز[ لس گراسمن]، براندون ‏سو هو[تران]، رجي لي[بايونگ]، تريو تران[تران]. 107 دقيقه. محصول 2008 آمريکا، آلمان. برنده جايزه آنونس ‏طلايي بهترين فيلم کمدي از مراسم آنونس طلايي. ‏
هنگام ساختن فيلمي بر اساس خاطرات سرباز کهنه کار ويتنام به نام فور ليف تايبک، با شرکت بازيگر فيلم هاي اکشن ‏تاگ اسپيدمن- کرک لازاروس، پنج بار برنده جايزه اسکار- رپ خواني به نام آلپا چينو-کمديني معتاد و چاق موسوم به ‏جف فتز پورتنوي و کوين سندوسکي بر اثر اشتباه مسئول جلوه هاي ويژه اي انفجاري 4 ميليون دلاري صحنه را قبل از ‏اتمام فيلمبرداري نابود مي کند. اين واقعه که فيلمبرداري را دچار وقفه شديد مي کند، بازتاب رسوايي آميزي در رسانه ‏ها يافته و فيلم را که تندر حاره اي نام دارد به گران ترين فيلم جنگي تاريخ سينما که هرگز ساخته نشد معروف مي کند. ‏کارگردان تازه کار فيلم دمين کاکبورن که از طرف مدير کمپاني لس گراسمن تحت فشار قرار دارد، تحت تلقين هاي ‏تايبک تصميم مي گيرد با کمک بازيگران اصلي و مسئول جلوه هاي ويژه خودش با کمک دوربين ويديويي سر و ته فيلم ‏را هم بياورد. وقتي هليکوپتر هنرپيشه ها را در ميان جنگل فرود آورده و مسئول جلوه هاي ويژه و تابيک در آن دور ‏مي شوند، ديمين بر اثر انفجاري واقعي تکه تکه مي شود. بازيگران و مخصوصاً اسپيمن که تصور مي کنند اين انفجار ‏جزئي از برنامه کارگردان است، آن را شوخي گرفته و تصميم به حرکت مطابق برنامه وي مي گيرند. غافل از اينکه در ‏ميان جنگل گروهي قاچاق چي خطرناک و تا بن دندان مسلح مواد مخدر از آمدن شان خبردار شده و چنين مي پندارند که ‏با گروهي از مامورين مبارزه با مواد مخدر روبرو هستند. بعد از درگيري کوتاهي با قاچاقچيان و طي مقداري از مسير ‏مشخص شده، بازيگران با هم مشاجره کرده و اکثريت تصميم به بازگشت مي گيرند. اما اسپيدمن خواستار ادامه نقشه ‏است و به چنگ قاچاقچيان مي افتد. در اردوپاه قاچاق چيان مشخص مي شود که رهبر آنها کودکي خشن به نام تران و ‏بقيه افرادش شيفته يکي از فيلم هاي اسپيدمن و نقش او در آن فيلم –سيمپل جک- هستند. ولي اين مانع از آن نمي شود تا ‏باجي هنگفت از کمپاني در ازاي وي درخواست نکنند. چيزي که گراسمن هرگز به آن تن نمي دهد و از دوست و وکيل ‏اسپيدمن نيز مي خواهد تا با گرفتن رشوه همه چيز را فراموش کند. به نظر مي رسد تنها راه براي نجات اسپيدمن درگير ‏شدن بازيگران يک فيلم جنگي در نبردي واقعي با قاچاقچيان بي رحم باشد، آن هم با فشنگ هاي مشقي...‏

‎‎چرا بايد ديد؟‎ ‎
بن استيلر کمدين محبوب من نيست. اصولاً کمتر کمدين امروزي توانسته جاي بزرگاني چون چاپلين که سهل است حتي ‏جري لوئيس را برايم پر کند. اما در اين وانفسا مي شود به همين ها دل خوش کرد و شاکر بود که گاه افرادي مانند استيو ‏مارتين با بارقه هايي از نبوغ هم يافت مي شوند. ‏
بنجامين ادوارد استيلر 43 و نيويورکي است. فرزند کمدين قديمي جري استيلر و آن ميراي بازيگر، از نامش هم پيداست ‏که يهودي است و اين را داشته باشيد تا بعد!‏
در دانشگاه ‏UCLA‏ درس خوانده و از نيمه دهه 1970 شروه به بازي در فيلم هاي تلويزيوني کرده است. نمايش ‏اختصاصي اش با موفقيت روبرو شده و خيلي زود براي ايفاي نقش هاي کوچک به سينما نيز[امپراطوري ‏خورشيد(1987)اسپيلبرگ] راه يافته است. اما شهرتش به عنوان کمدين را مديون فيلم مري چشه؟!(1998) ساخته ‏برادران فارلي است که براي دو بازيگر-کامرون دياز و مت ديلون- ديگرش نيز پلکان ترقي بود. در سال هاي گذشته ‏فيلم هاي کمدي ملاقات با والدين، ملاقات با فاکرها، حفظ ايمان و دوبلکس بر شهرت وي افزوده و با شروع به نوشتن ‏فيلمنامه و کارگرداني معروفيتي مضاعف به عنوان مولف نيز يافته است. سيم کش، زولندر و خانواده سلطنتي تاننبام ‏منعلق به اين بخش از کارنامه او هستند. اما درباره يهودي بودنش گفته بودم، صبر کنيد. شخصاً فيلم لاس زدن با فاجعه ‏‏(1996) او را که ساخته ديويد. راسل است به دليل بازيش با همين فرهنگ يهودي و احاطه اش به ريزه کاري هاي ان ‏بيشتر مي پسندم و البته به نظر بعضي ها فيلم زيادي جهودي است!‏
بگذريم. تندر حاره اي که نام خود را به شوخي ازرعد حاره اي/‏‎ Tropic Lightning‎لقب لشگر 25 پياده نظام آمريکا ‏در ويتنام گرفته، تا امروز شايد کامل ترين و بهترين کار او باشد. فيلم که با بودجه 92 ميلون دلار ساخته شده و در هفته ‏اول نمايش خود 36 ميليون دلار به دست آورده، يک هجويه تمام عيار نه از فيلم هاي ويتنامي و آن جنگ ده هزار روزه ‏بلکه شوخي با اليور استون و موج دوم فيلم هاي ويتنامي است که با جوخه او شروع شد و در تندر حاره اي فراوان به ‏آن ارجاع داده مي شود[البته اين امر مانع از ارجاع به نمونه هاي دهه هشتادي چون رمبو نمي شود]. واضح است که ‏شخصيت تايبک نيز به نوعي خود اليور استون است که خاطراتش با وجود پر فروش بودن جعلي هم هست، همان طور ‏که چنگک هايي که به جاي دستان از دست رفته اش در انتهاي بازو هايش حمل مي کند. يعني همه آن فيلم ها ادايي بيش ‏نيست، مخصوصاً لحظه اوج جوخه -مرگ قهرمان فيلم با بازواني گشوده شده رو به آسمان- که اسپيدمن دو بار آن را در ‏فيلم تکرار مي کند. ‏
تندر حاره اي از سويي نقيضه اي بر فيلم هاي قديمي تر نيز هست. آخر زمان کاپولا و هزينه اي که صرف توليدش شد. ‏تاخيرهاي وحشتنک ميان فيلمبرداري و.... که شرح آنها را در مستند مشهور دل تاريکي مي توانيد ببينيد و نشان از ‏پوست کلفتي بعضي کارگردان ها در ساخت اسطوره هاي ويتنامي شان دارد. بن استيلر با اين اسطوره ها درمي افتد و ‏کاري را با آن سينما انجام مي دهد که نزديک به 4 دهه قبل رابرت آلتمن با خود جنگ ويتنام در فيلم ‏MASH‏ انجام داده ‏بود. اگر براي او خود ويتنام کابوس بود، براي استيلر ساختن فيلم درباره ويتنام درون سيستم هاليوود با مديراني چون ‏گراسمن يک کابوس است. بيهوده نيست که او از بت خود تام کروز که اکنون يکي از قارون هاي هاليوود است، براي ‏بازي در اين نقش دعوت کرده است. يا شوخي اش با اسامي ال پاچينو و انتخاب بازيگري استراليايي سفيدپوست جهت ‏ايفاي نقش گروهبان ليچارگوي سياه پوست که مدام از رپ خوان سياه پوست گروه طعنه مي شود که: برار ما کي ‏ايجوري حرف نيمي زنيم!(غلط املايي نيست، مثلا لهجه کاکاسياهي !)‏
توصيه مي کنم تندر حاره اي نه فقط به عنوان هجويه اي بر فيلم هاي ويتنامي، بلکه به عنوان شلاقي بر پيکر سيستم ‏هاليوود-از بازيگران، مدير برنامه ها، مديران کمپاني ها، کارگردان ها، فيلمنامه نوس ها، رپ خوان ها، مراسم اسکار ‏و هر چه فکرش را بکنيد- تماشا کنيد که سخت دلچسب است، چون خود استيلر نيز در مصاحبه اي گفته که جنگ را کار ‏خنده داري نمي داند!‏
يک نکته طنزآميز ديگر: وجود آنونسي جعلي در ابتداي فيلم با شرکت توبي مگواير و کرک لازاروس، پنج بار برنده ‏جايزه اسکار[رابرت داوني جونيور] با نام کوچه دوزخ است که از قرائن بايد داستاني از همجنس بازي ميان کشيش ها ‏را روايت کند! ‏
پديده اي که به شدت در حال نضج گيري است و قرار است به نام حضرت استادي جناب تارانتينو ثبت شود که در ابتداي ‏فيلم آخرش چند نمونه از اين آنونس هاي جعلي را کاشته بود!‏
ژانر: اکشن، کمدي. ‏
براي ديدن تصاويري از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0942385/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (با کيفيت DVD-Rip)

Tropic.Thunder. _2008_.DVDrip. aXXo.part1. rar (http://rapidshare.com/files/192305338/Tropic.Thunder._2008_.DVDrip.aXXo.part1.rar)
Tropic.Thunder. _2008_.DVDrip. aXXo.part2. rar (http://rapidshare.com/files/209933767/Tropic.Thunder._2008_.DVDrip.aXXo.part2.rar)
Tropic.Thunder. _2008_.DVDrip. aXXo.part3. rar (http://rapidshare.com/files/192329042/Tropic.Thunder._2008_.DVDrip.aXXo.part3.rar)
Tropic.Thunder. _2008_.DVDrip. aXXo.part4. rar (http://rapidshare.com/files/192340528/Tropic.Thunder._2008_.DVDrip.aXXo.part4.rar)
رمز فايل: ندارد

ارشیتکت
09-03-26, 09:36
سلام حضور عزیزانم
کسی میتونه فیلم سایه افتاب( بازی حامد بهداد) که چند سال پیش از تلوزیون پخش شد رو برای دانلود بزاره
واقعا ممنون میشم خیلی وقت دنبال این فیلمم مرسی

ارشیتکت
09-03-26, 09:39
یکی جواب منو بدههههههههههههههههههههههه ههههههه:(

zahra nassiri
09-03-26, 10:01
درخواست فيلم (مشخصات بدهید - لینک دانلود بگیرید) - کافه دیزاین | باشگاه طراحان ایران

جناب بهزادی برای گرفتن فیلم به لینک بالا مراجعه کنید

zahra nassiri
09-03-28, 09:35
يوسف
Joseph


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/1591untitled.jpg
نسخه آمریكایی حضرت یوسف به کارگرداني «راجر يانگ» (کارگردان آمریکایی برنده جایزه امی) و با بازی «بن کینزلی» ،بازیگر برنده اسکار، «مارتین لندو»، بازیگر برنده اسکار و «لسلی آن وارن»، بازیگر برنده امی و نامزده جایزه اسکار، «پل مرکریو» و «مونیکا بلوچی» ساخته شده است.
در این فیلم «بن کینزلی» در نقش عزیز مصر، «لسلی آن وارن» در نقش زلیخا، «پل مرکریو» در نقش حضرت یوسف و بازيگر مشهور ايتاليايي «مونیکا بلوچی» در نقش زن آمنهوتب بازی کرده‌اند.
لازم به ذکر است داستان اين فيلم بر اساس کتاب مقدس (http://fa.wikipedia.org/wiki/کتاب_مقدس) (Bible) ساخته شده و مدت زمان کل اين فيلم سينمايي حدود 3 ساعت مي باشد.
اينم تصاوير مقايسه اي فيلم يوسف پيامير ايراني و آمريکايي:
تصوير1 (http://www.mobin-group.com/image/reg/images/7657PCD69_1.jpg)
تصوير2 (http://www.mobin-group.com/image/reg/images/8085PCD69_2.jpg)
تصوير3 (http://www.mobin-group.com/image/reg/images/2967PCD69_3.jpg)
تصوير4 (http://www.mobin-group.com/image/reg/images/3733PCD69_4.jpg)
تصوير5 (http://www.mobin-group.com/image/reg/images/3415PCD69_5.jpg)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود
قسمت اول:
Bible-Joseph1. part1.rar (http://rapidshare.com/files/144984240/Bible-Joseph1.wWw.Dijeli.OrG.part1.rar)
Bible-Joseph1. part2.rar (http://rapidshare.com/files/144998862/Bible-Joseph1.wWw.Dijeli.OrG.part2.rar)
Bible-Joseph1. part3.rar (http://rapidshare.com/files/145015204/Bible-Joseph1.wWw.Dijeli.OrG.part3.rar)
Bible-Joseph1. part4.rar (http://rapidshare.com/files/145028951/Bible-Joseph1.wWw.Dijeli.OrG.part4.rar)

قسمت دوم:
Bible-Joseph2. part1.rar (http://rapidshare.com/files/145037971/Bible-Joseph2.wWw.Dijeli.OrG.part1.rar)
Bible-Joseph2. part2.rar (http://rapidshare.com/files/145051169/Bible-Joseph2.wWw.Dijeli.OrG.part2.rar)
Bible-Joseph2. part3.rar (http://rapidshare.com/files/145062930/Bible-Joseph2.wWw.Dijeli.OrG.part3.rar)
Bible-Joseph2. part4.rar (http://rapidshare.com/files/145073464/Bible-Joseph2.wWw.Dijeli.OrG.part4.rar)
رمز فايل: wWw.Dijeli.OrG

zahra nassiri
09-04-24, 12:00
‎‎آينه ها‎‎‏
Mirrors


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/2879mirrors_ver3_resize_2.jpg
کارگردان: الکساندر آجا. فيلمنامه: الکساندر آجا، گرگوري لواسور بر اساس فيلم کرده اي درون آينه نوشته و ساخته ‏سونگ-هو کيم. موسيقي: خاوير ناوارت. مدير فيلمبرداري: ماکسيم الکساندر. تدوين: باکستر. طراح صحنه: جوزف نه ‏مک سوم. بازيگران: کيفر ساترلند[بن کارسون]، پائولا پاتون[ايمي کارسون]، کامرون بويس[مايکل کارسون]، اريکا ‏گلاک[ديزي کارسون]، ايمي اسمارت[آنجلا کارسون]، مري بث پيل[آنا ايسکر]، جان شارپنل[لورنزو ساپيلي]، جيسون ‏فلمينگ[لري بايرن]، تيم آهرن[دکتر موريس]. 110 دقيقه. محصول 2008 آمريکا، روماني. نام ديگر: ‏Into the ‎Mirror‏. ‏
بن کارسون کارآگاه پليس، پس از شليک به يک افسر پليس ديگر از کار معلق شده و رابطه اي از هم گسيخته نيز با ‏همسرش ايمي دارد. او که با خواهرش زندگي مي کند کاري به عنوان نگهبان شب در يک ساختمان مخروبه مي پذيرد. ‏ساختماني که قبلاً بيمارستاني رواني بوده و سال ها پيش به دنبال وقوع يک جنايت دچار حريق شده است. گري لويس ‏نگهبان شب قبلي نيز بدون اطلاع دادن به مافوق هايش بر سر کار حاضر نشده است و از گفته هاي نگهبان روز ‏ساختمان پيداست که مجذوب آينه هاي بزرگ بنا شده و مرتب آنها را تميز مي کرده است. بن در اولين شب کشيک خود ‏شاهد وقوع اتفاق هايي عجيب پيرامون آينه ها مي شود و تحقيقاتش راه به جايي نمي برد. شب بعد حوادث بيشتري رخ ‏مي دهند و بن دچار توهم در روزهاي آتي مي شود. تا اينکه خبر مي رسد نگهبان پيشين به وضع دلخراشي به زندگي ‏خود خاتمه داده است. مدت کوتاهي بعد بن بسته اي توسط پست دريافت مي کند که نگهبان پيشين قبل از مرگش براي او ‏پست کرده و محتوي بريده جرايدي درباره پيشينه ساختمان است. بن تصميم مي گيرد در اين باره تحقيقاتي غير رسمي ‏را آغاز کند و از اين به سراغ همسرش که در اداره پزشکي قانوني کار مي کند، مي رود. ايمي ابتدا حرف هاي او را ‏درباره آينه ها و نقش شان در مرگ گري لويس نمي پذيرد. حتي زماني که بن کشف مي کند هدف بعدي ارواح خبيث ‏درون آينه او و خانواده اش-ايمي و دو کودکش- هستند، از پذيرش اين موضوع ابا مي کند. اما کشته شدن فجيع خواهر ‏بن همه چيز را عوض مي کند و ايمي از او مي خواهد تا هر طور شده جان فرزندان شان را نجات دهد. سرنخ هاييي که ‏بن يافته او را به زني به نام آنا اسه کر در يک صومعه راهنمايي مي کند. زني که در کودکي از بيماران آسايشگاه ‏رواني بوده و مورد آزمايش هاي عجيب قرار گرفته است. ولي آنا که اينک ارامش را در صومعه يافته، حاضر نيست به ‏راحتي آن را براي نجات ديگري به خطر بيندازد...‏


‎‎چرا بايد ديد؟‎ ‎
بازسازي 35 ميليون دلاري و نه چندان وفادارانه فيلم ترسناک کره اي درون آينه ها به دست يکي از کارگردان هايي که ‏تازه به هاليوود راه يافته و براي پس دادن امتحان راهي بهتر براي ساختن نسخه آمريکايي فيلم هاي موفق ترسناک ‏شرقي پيش پاي او وجود ندارد. الکساندر ژوآن آجا که متولد 1978 پاريس، فرزند الکساندر آرکادي کارگردان- که ‏احتملاً فيلم سرقت او را با شرکت ژان پل بلموندو ديده ايد- و ماري ژو ژوان منتقد سينماي فرانسه است[خيلي مشتاقم ‏نظر مادرش را درباره فيلم عزيزدردانه اش بدانم]. الکساندر با ليلا مراکشي فيلمساز مراکشي مشهور ازدواج و از ‏‏1997 با فيلم کوتاه بر فراز رنگين کمان[نامزد نخل طلاي بهترين فيلم کوتاه از جشنواره کن] شروع به فيلمسازي کرده ‏است. نام او براي دوستداران ژانرهاي فانتزي و اکشن نا آشنا نيست. موفق ترين فيلم او به نام تنش فوق العاده[2003] ‏در جشنواره کاتالونيا جايزه بهترين کارگرداني و جايزه بزرگ فيلم هاي فانتزي اروپايي را به چنگ آورد. تپه ها چشم ‏دارند سومين فيلم بلند او و اولين فيلمي بود که در آمريکا کارگرداني کرد و با استقبال مناسب بيننده هاي نوجوان تشنه ‏خون و هيجان راه براي وي هموار شد تا دومين بازسازي گران قيمت خود را به دست گيرد. نشريات سينمايي آمريکا او ‏را جزو کارگردان هاي خوش آتيه اين گونه و در کنار نيل مارشال، دارن لين بوسمن، گرگ مک لين، الي راث، جيمز ‏ون، لي وانل و راب زامبي قرار مي دهند. ‏
آجا که در کنار سه نفر نقش تهيه کننده فيلم را نيز بر عهده دارد، همچون فيلم پيشين توانسته با تکيه بر جلوه هاي ويژه ‏پيشرفته برگرداني خوش ساخت و موفق عرضه کند. مي گويم تاکيد بر جلوه هاي ويژه چون غير از کيفر ساترلند که در ‏سينما بازيگر درجه يکي هم حساب نمي شود[نقش جک بائر در سريال بي نظير 24 از اين قاعده مستثني است و ته ‏رنگي از آن در شخصيت بن کارسون نيز وجود دارد]، هنرپيشه مطرح ديگري در فيلم حضور ندارد. ‏
خوشبختانه پيرنگ داستان از وجوهي منطقي برخوردار است و اين بار کارآگاهي حرفه اي در راس تحقيقات وجود ‏دارد. همين باعث مي شود آن را باور پذير تر و منطقي تر از ديگر فيلم هاي روي پرده مانند موميايي و هل بوي/پسر ‏جهنمي بيابيم و شايد همين نقطه قوت آن در نزد تماشاگر ساده دل آمريکايي ضعفش باشد! چون هرگز موفق به کسب ‏درآمد اين دو فيلم نخواهد شد، اما مايه سرشکستگي سرمايه گذران خود را هم فراهم نخواهد کرد. چون بي ترديد يکي ‏بهترين بازسازي هاي هاليوودي از فيلم ترسناک شرقي و يکي از منسجم ترين کارهاي آجا است، و البته اصالت تنش ‏فوق العاده را ندارد. ‏
آينه ها با وجود بهره بردن از کليشه هاي ژانر متعلق به آن دسته از فيلم هايي است که به دليل کاربرد درست و به اندازه ‏شان قابل پذيرش و تماشاست[از بنايي متروک و فاقد برق با گذشته اي هراس آور تا شخصيتي دچار ناراحتي روحي و ‏در حال استعمال دارو و دچار مشکل ارتباطي يا اعضاي خانواده اش]. هيچ صحنه اي بيش از اندازه لازم کش داده نمي ‏شود، ريتم فيلم تند بوده و ضرباهنگي منطقي در کل فيلم حاکم شده است. شروع خوب فيلم و از همه مهم تر پايان غم ‏انگيز قهرمان داستان به رغم نجات همسر و فرزندانش، تماشاگر را بيش از ديگر نمونه هاي اين موج با خود همراه مي ‏کند و انگشت روي چيزي مي گذارد که مي تواند اصلي درست در اين ژانر باشد: اهريمن از اعمال ما زاده مي شود.‏
ساترلند خود را از نظر فيزيکي و احساسي کاملاً در خدمت فيلمنامه قرار داده و دل نگراني هاي يک پدر را به خوبي ‏منتقل و تماشاگر را با خود همراه مي کند. تنها نقطه ضعف فيلم، تصميم هاي غلط ايمي همسر بن در طول فيلم است که ‏چنين اتفاق هايي از سوي همسر يک پليس و پزشک قانوني نپذيرفتني و نامحتمل است. ‏
فيلم نمايش خصوصي براي منتقدان نداشته و عموما نقدهايي نه چندان مثبت بر آن نوشته اند. اما اين حرف ها براي ‏دوستداران هراس و هيجان که نان و آب نمي شود؟!‏
ژانر: ترسناک، مهيج. ‏

براي ديدن تصاويري از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0790686/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال باکيفيت DVDRip)

http://rapidshare. com/files/ 223888818/ Mirrors.2008. DVDRip-aXXo. part1.rar (http://rapidshare.com/files/223888818/Mirrors.2008.DVDRip-aXXo.part1.rar)
http://rapidshare. com/files/ 223888752/ Mirrors.2008. DVDRip-aXXo. part2.rar (http://rapidshare.com/files/223888752/Mirrors.2008.DVDRip-aXXo.part2.rar)
http://rapidshare. com/files/ 223888822/ Mirrors.2008. DVDRip-aXXo. part3.rar (http://rapidshare.com/files/223888822/Mirrors.2008.DVDRip-aXXo.part3.rar)
http://rapidshare. com/files/ 223888725/ Mirrors.2008. DVDRip-aXXo. part4.rar (http://rapidshare.com/files/223888725/Mirrors.2008.DVDRip-aXXo.part4.rar)
http://rapidshare. com/files/ 223888769/ Mirrors.2008. DVDRip-aXXo. part5.rar (http://rapidshare.com/files/223888769/Mirrors.2008.DVDRip-aXXo.part5.rar)
http://rapidshare. com/files/ 223888738/ Mirrors.2008. DVDRip-aXXo. part6.rar (http://rapidshare.com/files/223888738/Mirrors.2008.DVDRip-aXXo.part6.rar)
http://rapidshare. com/files/ 223888841/ Mirrors.2008. DVDRip-aXXo. part7.rar (http://rapidshare.com/files/223888841/Mirrors.2008.DVDRip-aXXo.part7.rar)
http://rapidshare. com/files/ 223888053/ Mirrors.2008. DVDRip-aXXo. part8.rar (http://rapidshare.com/files/223888053/Mirrors.2008.DVDRip-aXXo.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
09-05-03, 10:39
برادرهاي ناتنيStep Brothers


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/8238step_brother.jpg
کارگردان: آدام مک کي. فيلمنامه: ويل فرل، آدام مک کي بر اساس داستاني از خودشان و جان سي. رايلي. موسيقي: ‏جان بريون. مدير فيلمبرداري: اليور وود. تدوين: برنت وايت. طراح صحنه: کلايتن هارتلي. بازيگران: ويل فرل[برندان ‏هاف]، جان سي. رايلي[ديل دابک]، مري استينبرگن[نانسي هاف]، ريچارد جنکينز[دکتر رابرت دابک]، جيسن ‏ديويس[تي جي/‏‎ TJ‎‏]. ٩٨ دقيقه. محصول ٢٠٠٨ آمريکا. برنده پوستر بهترين کمدي و نامزد پوستر بهترين فيلم پر ‏فروش تابستاني از مراسم آنونس طلايي. ‏
دکتر رابرت دابک و نانسي هاف در يک کنفرانس با هم آشنا و در يک چشم به هم زدن عاشق يکديگر مي شوند. فرجام ‏اين آشنايي ازدواج دو انسان ميان سال است، در حالي که هر دو صاحب پسراني بالغ و خانه نشين و در واقع حدوداً ٤٠ ‏ساله هستند. بعد از ازدواج، نانسي به همراه پسرش برندان به خانه دکتر دابک اثاث کشي مي کند، اما ديل پسر دکتر نيز ‏که مانند برندان از اين وصلت خشنود نيست، از پيدا شدن سر و کله يک برادر ناتني خوشحال به نظر نمي رسد. برندان ‏و ديل خيلي زود با همديگر برخورد و اختلاف نظر و سرانجام از همديگر تنفر پيدا مي کنند. اما تشابهاتي هم با يکديگر ‏دارند: هر دو در آستانه ٤٠ سالگي مثل بچه هاي ١٢ ساله رفتار مي کنند، بيکار و مجرد و به درد خواب گردي مبتلا ‏هستند.‏
نقطه مقابل آنها پسر ديگر خانم هاف است که صاحب مقامي رفيع در يک شرکت و همسر و دو فرزند است و خيلي زود ‏در دل پدرخوانده اش جا باز مي کند. ولي افتضاح هايي که برندان و ديل به بار مي آورند باعث مي شود تا رابطه دکتر ‏دابک و خانم هاف نيز تيره شده و تصميم به جدايي بگيرند. اين واقعه سبب مي شود تا دو برادر ناتني کمي به خود آمده ‏و تصميم به تغيير روش زندگي خود بگيرند...‏

چرا بايد ديد؟
يک کمدي مردانه ديگر از جاد آپتاو که توانسته به مرز ١٠٠ ميليون دلار فروش در گيشه آمريکا نزديک شود و اين کار ‏را با اتکا به دو چيز انجام داده: اول ويل فرل و جان سي. رايلي و دوم فحش هاي چارواداري که دو برادر ناتني و گاه ‏پدر و برادر دوم نثار هم مي کنند. ‏
سخت است صحه گذاشتن بر اين نکته که مرز ميان کمدي و لودگي و حتي هرزه درايي در سينماي امروز آمريکا محو ‏شده است. ديگر تفاوتي ميان فيلم و نمايش هاي سابقاً کافه اي تک نفره معروف به ‏One Man Show‏ يا ‏Stand-up ‎comedy‏ نمانده و در نگاهي به گذشته مي توان لني بروس را نابغه قلمداد کرد که لااقل اصالت وي بر ياوه هاي پر از ‏فحش امثال کريس راک و ساير نوابغ سياه پوست اين رشته مي چربيد و تاوان اين اصالت را نيز با مرگ مشکوک خود ‏پرداخت. ‏
بگذريم، ظاهراً يکي دو سالي است که تب فيلم هايي با شخصيت محوري مرد ٤٠ ساله، اما از نظر ذهني يا جنسي رشد ‏نکرده و نا بالغ شيوع پيدا کرده و باکره ٤٠ ساله، بدبياري و اين آخري-برادر هاي ناتني- نمونه هاي شاخص و پول ساز ‏آن هستند. برادر هاي ناتني قصه قبل توجهي ندارد. يک کهن الگو از جدال دو برادر خوانده در ابتدا و تفاهم شان در ‏انتها که اين بار رخت و لباس دو پسر ٤٠ ساله را بر تن آنها پوشانده اند(خواهش مي کنم حرف کودک درون را نزنيد ‏که حالم به هم مي خورد!). مي گويم استفاده از کهن الگو و اين امر نشانه بلوغ فيلم يا نويسندگان آن نيست. هدفم از ‏اشاره به اين کهن الگو فقط و فقط وجه منفي آن و در واقع کليشه شدن هاست که نشان مي دهد فيلمنامه نويس ها هم با ‏درايت پير نشده اند. با اين حساب برادر هاي ناتني تنها معجوني در ستايش روياي آمريکايي است، در ستايش موفقيت ‏براي ابله ها و اينکه هر کسي مي تواند در اين ملک و سرزمين وفور نعمت شاهد موفقيت را در آغوش بکشد. گيرم که ‏راه انتخابي اش چندان متعارف نباشد. مانند راهي که زوج رايلي و فرل بعد ‏Talladega Nights‏ برگزيده اند و با ‏نوشتن و بازي در نقش قهرمانان قصه اي که چيز تازه اي در آن نيست، سقوط خود را رقم زده اند. البته سقوط هنري، ‏چون رايلي به واسطه حضورش در فيلم پل تامس اندرسون و اين اواخر شيکاگو صاحب موقعيتي شده بود و فرل نيز ‏جايگاهي مقبول به عنوان کمدين و بازيگر در تئاتر و سينما دارد. ‏
آدام مک کي متولد ١٩٦٨ فيلادلفيا است. در دانشگاه پن استيت و تمپل تحصيل کرده و يکي از بنيان گذاران گروه ‏تئاتري ‏Upright Citizens Brigade comedy troupe‏ بوده است. در سال هاي ٢٠٠٠ و ٢٠٠١ تعداد زيادي فيلم ‏کوتاه ساخته و سابقه خوبي در نوشتن و بازي در نمايش هاي تلويزيوني هم دارد. اولين فيلم کوتاه خود را با نام ‏صاحبخانه در ٢٠٠٧ با همکاري ويل فرل نوشته و کارگرداني کرده است. برادر هاي ناتني اولين فيلم بلند اوست که ٩٥ ‏ميليون دلاري از جيب تماشاگر آمريکايي بيرون کشيده و همين امر ضامن ادامه کار او در دل سيستم خواهد بود. آيا شما ‏هم مي خواهيد جزو کساني باشيد که به امتداد يافتن کارنامه فيلمسازي مک کي کمک کنيد؟
ژانر: کمدي. ‏
براي مشاهده تصاويري از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0838283/photogallery)

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال باکيفيت DVDRip)

St-ep_B-ro-thers_ 2-008__Unr- ated_Edition_ DvDrip-aX- X-o.part1. rar (http://rapidshare.com/files/227676431/_6.9__St-ep_B-ro-thers_2-008__Unr-ated_Edition_DvDrip-aX-X-o.part1.rar)
St-ep_B-ro-thers_ 2-008__Unr- ated_Edition_ DvDrip-aX- X-o.part2. rar (http://rapidshare.com/files/227676436/_6.9__St-ep_B-ro-thers_2-008__Unr-ated_Edition_DvDrip-aX-X-o.part2.rar)
St-ep_B-ro-thers_ 2-008__Unr- ated_Edition_ DvDrip-aX- X-o.part3. rar (http://rapidshare.com/files/227676449/_6.9__St-ep_B-ro-thers_2-008__Unr-ated_Edition_DvDrip-aX-X-o.part3.rar)
St-ep_B-ro-thers_ 2-008__Unr- ated_Edition_ DvDrip-aX- X-o.part4. rar (http://rapidshare.com/files/227676488/_6.9__St-ep_B-ro-thers_2-008__Unr-ated_Edition_DvDrip-aX-X-o.part4.rar)
St-ep_B-ro-thers_ 2-008__Unr- ated_Edition_ DvDrip-aX- X-o.part5. rar (http://rapidshare.com/files/227676460/_6.9__St-ep_B-ro-thers_2-008__Unr-ated_Edition_DvDrip-aX-X-o.part5.rar)
St-ep_B-ro-thers_ 2-008__Unr- ated_Edition_ DvDrip-aX- X-o.part6. rar (http://rapidshare.com/files/227677009/_6.9__St-ep_B-ro-thers_2-008__Unr-ated_Edition_DvDrip-aX-X-o.part6.rar)
St-ep_B-ro-thers_ 2-008__Unr- ated_Edition_ DvDrip-aX- X-o.part7. rar (http://rapidshare.com/files/227676416/_6.9__St-ep_B-ro-thers_2-008__Unr-ated_Edition_DvDrip-aX-X-o.part7.rar)
St-ep_B-ro-thers_ 2-008__Unr- ated_Edition_ DvDrip-aX- X-o.part8. rar (http://rapidshare.com/files/227676004/_6.9__St-ep_B-ro-thers_2-008__Unr-ated_Edition_DvDrip-aX-X-o.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

zahra nassiri
09-07-30, 11:48
قيد و بند
Restraint


کارگردان: ديويد دنين. فيلمنامه: ديو وارنر. موسيقي: اليوت ويلر. مدير فيلمبرداري: سايمون دوگان. تدوين: رودريگو ‏بالارت. طراح صحنه: باب هيل. بازيگران: استفن موير[اندرو]، ترزا پالمر[ديل]، تراويس فيمل[ران]، جوآن ‏هانت[سرکار ادوينا بليني]، نيت جونز[تيم]. 94 دقيقه. محصول 2008 استراليا. نام ديگر: ‏Guests، ‏Power Surge، ‏Ravenswood‏. ‏
ديل و ران که به دليل ارتکاب به قتل تحت تعقيب هستند، هنگام فرار مجبور به کشتن فردي ديگر مي شوند. آن دو سر ‏راه شان براي تعويض اتومبيل و يافتن پول وارد خانه ويلايي بزرگي مي شوند که متعلق به اندرو دلال آثار هنري است. ‏ران بعد از گروگان گرفتن اندرو و تصاحب اتومبيلش تصميم به قتل وي مي گيرد، اما اندرو به آنها مي گويد در ازاي ‏زنده ماندنش حاضر است پول هنگفتي به آنها بدهد. فقط کافي است ديل نقش نامزدش را بازي کرده و براي نقد کردن دو ‏فقره چک درشت به بانک برود. کم کم مشخص مي شود که گابريل نامزد اندرو وي را شش ماه ترک کرده و به دليل ‏شباهت ميان ديل و گابريل، کششي ميان او و ديل نيز پديدي مي آيد. اين واقعه سبب بروز حسادت ران شده و او را در ‏کشتن اندرو مصمم تر مي کند. اولين چک نقد مي شود، اما سر و کله پليس محل نيز در اطراف خانه پيدا مي شود. اندرو ‏زير فشار ران آنها را با بهانه هاي مختلف دور مي کند، ولي يقين دارد با نقد شدن دومين چک کشته خواهد شد. پس به ‏دنبال يافتن راهي براي حفظ جان خويش است، در حالي که رازي هولناک را با خود حمل مي کند...‏

چرا بايد ديد؟
ديويد نونن يکي از شناخته شده ترين کارگردان هاي فيلم هاي تبليغاتي در استراليا است و سابقه همکاري مثبتي با افراد ‏مختلف از جمله مايکل جوردن و مايکل جي. فاکس دارد. با ساختن انيميشن کوتاه ‏Aches and Snakes‏ در 1973 ‏شروع به فيلمسازي کرده و بعد از همکاري در ساخت فيلم فراغت خود را وقف دنياي تبليغات کرده است. تک مضراب ‏وي در سال 2003 ساخت فيلم کوتاه ‏The Waltz‏ بود و سرانجام اولين فيلم بلند خويش را با نام قيد و بند جلوي دوربين ‏برد. ‏
قيد و بند که مي شود معاني ديگري هم براي آن دست و پا کرد يک فيلم کم هزينه-نه مستقل- از سينماي استرالياست که ‏در نگاه اول ظاهري کليشه اي دارد. دو فراري شخصي را گروگان مي گيرند که خود مرتکب قتل شده و سپس جدال ‏براي بقا ميان آنها درمي گيرد. اما اين بار شخصيت ها هر کدام مشکلات رواني خاص خودشان را هم دارند که فيلم را ‏تبديل به اثري روانشناختي نيز مي کند. اندروز دچار هراس از فضاي باز است و به گفته خود، پدرش را به دليل رابطه ‏با نامزدش به قتل رسانده است(بعدها معلوم مي شود که پدرش زنده و در واقع نامزدش گابريل را شش ماه قبل کشته ‏است). ديل رقاصه استريپتيز که از گذشته خود ناراضي است و در برابر ثروت و مکنت اندرو دچار ضعف مي شود. ‏ران عصبي و خارج از کنترل که عاشق ديل است، اما نمي تواند ديل را از گذشته اش جدا کند. ‏
فيلم سعي دارد به حال و هواي يک فيلم نوآر مدرن نزديک شود، بنابر اين همه چيزهاي اين نوع را در خود دارد: قتل، ‏دروغ، فريب و... زماني که ديل شروع به پذيرش و فرو رفتن در قالب گابريل مي کند فيلم بيش از پيش پيچيده تر مي ‏شود. فيلم در واقع بازي موش و گربه اي هوشمندانه و پيچيده ميان اين سه نفر است که مي کوشد از افتادن به دام تئاتري ‏شده پرهيز کند و با اتکا به بازي هاي قابل قبول و طراحي صحنه سنجيده اش موفق به اين کار مي شود. در کنار اينها ‏افزوده هاي ظريف فيلمنامه نويس به کليشه هاي اين گونه-مانند هوشمندي دور از انتظار ران- سبب مي شود تا فيلم را ‏بيش از آنچه در آغاز ديده مي شود ارزيابي کنيم. همين ظرايف قيد و بند را از قالب يک فيلم جنايي معمولي دور کرده و ‏ويژگي هاي يک درام را به آن مي دهد. بازي ها همه خوب است، اما ترزا پالمر در نقش ديل مي درخشد و ستاره در ‏حال طلوع در سينماي انگليسي زبان است که قبلاً در ولف کريک و کينه 2 او را ديده بوديم. اگر مدت هاست درام ‏جنايي خوبي نديده ايد، توصيه مرا براي تماشاي اين يکي بپذيريد!‏
ژانر: درام، مهيج. ‏


براي مشاهده تصاويري از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد (http://www.imdb.com/title/tt0441782/photogallery)


http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/dl.gif لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال باکيفيت DVDRip)

intimid-restraint. part1.rar (http://rapidshare.com/files/137703545/intimid-restraint.part1.rar)
intimid-restraint. part2.rar (http://rapidshare.com/files/137702769/intimid-restraint.part2.rar)
intimid-restraint. part3.rar (http://rapidshare.com/files/137703552/intimid-restraint.part3.rar)
intimid-restraint. part4.rar (http://rapidshare.com/files/137703597/intimid-restraint.part4.rar)
intimid-restraint. part5.rar (http://rapidshare.com/files/137702752/intimid-restraint.part5.rar)
intimid-restraint. part6.rar (http://rapidshare.com/files/137702762/intimid-restraint.part6.rar)
intimid-restraint. part7.rar (http://rapidshare.com/files/137702766/intimid-restraint.part7.rar)
intimid-restraint. part8.rar (http://rapidshare.com/files/137702387/intimid-restraint.part8.rar)
رمز فايل: ندارد

lady_atieh
10-04-26, 07:11
بنظرم لینکهای این تاپیک باید مورد باز بینی قرار بگیره !
انگار خیلیاش پریده !

moradi_2_sm
13-07-08, 08:01
دجال
http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQZ3TMf2jIZoUOIcx-SDol7DoOEGD-ZHzNJX5BvGoHaK5g3HX4T8w (http://aquaminttea.wordpress.com/2010/11/11/movie-review-antichrist/)

راستش من این فیلم رو ندیدم فقط می دونم کارگردانش معروفه(لارنس فون تریه رر همین طور بازیگراش ویلیام دوفو و خانم Charlotte Gainsbour به محض دیدن فیلم اطلاعات بیشتری می ذارم