ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 36 نخست 1 2 3 4 12 ... آخرین
نمایش نتایج: از 13 به 24 از 428
  1. #13
    admin آواتار ها
    مدیر سایت
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    محل سکونت
    تهران
    فرسته‌ها در انجمن
    3,946
    فرسته‌های وبلاگی
    3

    پیش فرض

    حکایت برای شروع عالی‌یه به نظر من.
  2. #14
    a.hosseiny آواتار ها
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    فرسته‌ها در انجمن
    46

    پیش فرض

    یاد دارم که در ایام جوانی، گذر داشتم به کویی و نظر با رویی در تموزی که حرورش دهان بخوشانیدی و سمومش مغز استخوان بجوشانیدی . از ضعف بشریت تاب آفتاب هجیر نیاوردم و التجا به سایه دیوار کردم ، مترقب که کسی حْر تموز از من به برَ د ِ( خنکای) آبی فرو نشاند که همی ناگاه از ظلمت دهلیز خانه ای ، روشنی بتافت . یعنی جمالی که زبان فصاحت از بیان صباحت او عاجز آید ، چنانکه در شب تاری صبح بر آید یا آب حیات از ظلمات به در آید ، قدحی برفآب بر دست و شکر در آن ریخته و به عرق بر آمیخته ، ندانم به گلابش مطیب کرده بود یا قطره ای چند از گل رویش در آن چکیده ، فی الجمله شراب از دست نگارینش برگرفتم و بخوردم و عمر از سر گرفتم.

    یه حکایت . نظرتون چیه؟ خیلی سخته . اول باید 2 ساعت وقت بزاری بفهمی چی میگه.
  3. #15
    a.hosseiny آواتار ها
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    فرسته‌ها در انجمن
    46

    پیش فرض 2

    به خاطرم هست که در دوران کودکی، بسیار عبادت می کردم و شب را با عبادت به سر می آوردم و در زهد و پرهیز، کوشا بودم. یک شب در محضر پدرم نشسته بودم و همه شب را بیدار بوده و قرآن می خواندم، ولی گروهی در کنار ما خوابیده بودند و حتی بامداد برای نماز صبح برنخاستند.

    به پدرم گفتم: «از این خفتگان، یک نفر برنخاست تا دو رکعت نماز به جای آورد. به گونه ای در خواب غفلت فرو رفته اند که گویی نخوابیده اند، بلکه مرده اند».

    پدرم به من گفت: «عزیزم! تو نیز اگر در خواب بودی تا به صبح، بهتر از آن بود که زبان به نکوهش مردم بگشایی و به غیبت و عیب جویی آنها بپردازی».
  4. #16
    Epsilon آواتار ها
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    فرسته‌ها در انجمن
    764

    پیش فرض

    بعد از این حکایت ها هر فریمی که خواستیم رو تصویرسازی می کنیم؟ یا یه فریم رو مشخص میکنید!؟
  5. #17
    a.hosseiny آواتار ها
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    فرسته‌ها در انجمن
    46

    Talking

    نقل قول نوشته اصلی توسط Epsilon نمایش پست ها
    بعد از این حکایت ها هر فریمی که خواستیم رو تصویرسازی می کنیم؟ یا یه فریم رو مشخص میکنید!؟
    فکر کنم بهتر باشه که هرکی 1 فرم به دلخواه کار کنه بهتر باشه ولی جوری که بتونه ارتباطی با حکایت ایجاد کنه ( امیدوارم منظورمو رسونده باشم ) قبلش یکی از حکایتارو باید تایین کنیم یا یکی دیگه پیشنهاد بدید تا مشخصبشه دقیقا رو چی باید کار کنیم .
    2تا حکایت فقط پیشنهادند.
    ویرایش به دست a.hosseiny : 10-07-21 در ساعت 19:59 دلیل: غلط دیکته ای
  6. #18
    s.a.r.a آواتار ها
    کاربر برجسته
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    تبریز
    فرسته‌ها در انجمن
    793

    پیش فرض

    اگه میشه یه حکایت ساده برای شروع کار انتخاب کنین که از ضعیف ترین فرد علاقه مند به تصویر سازی تا قویترینا بتونن شرکت کنند.
    اگه انواع افراد با توانایی های مختلف شرکت کنن مسابقه با شورو حال تر میشه
  7. #19
    Mr.Bita آواتار ها
    کاربر برجسته
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    محل سکونت
    Tehran
    فرسته‌ها در انجمن
    1,975

    پیش فرض

    نظرتون راجع به عبید زاکانی چیه ؟ خوب میشه کار کرد روش .
    اگر موافقین حکایتو بدیم .
  8. #20
    a.hosseiny آواتار ها
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    فرسته‌ها در انجمن
    46

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mr.Bita نمایش پست ها
    نظرتون راجع به عبید زاکانی چیه ؟ خوب میشه کار کرد روش .
    اگر موافقین حکایتو بدیم .
    لطف میکنی اگه یه کاره خوب بزاری.
  9. #21
    Mr.Bita آواتار ها
    کاربر برجسته
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    محل سکونت
    Tehran
    فرسته‌ها در انجمن
    1,975

    Arrow

    حکایت هاش پتانسیل خوبی واسه کارهای سنگین و در عین حال لطیف و کودکانه دارن ، یعنی جوریه که با هر سبکی میشه کار کرد .
    2 تا حکایت کوتاه میزارم که چندان هم نیاز به فضاسازی نداره و دست همه بازه واسه کار .
    یکیش رو انتخاب کنیم و کار کنیم .

    (1)
    درِ خانه ی کسی بدزدیدند. او برفت و در مسجدی بركند و به خانه میبرد. گفتند چرا در مسجد بركنده ای؟ گفت: درِ خانه من دزدیده اند و خداوند این در،
    دزد را میشناسد، در را به من سپارد و در خانه خود بازستاند.

    (2)
    سلطان محمود پيري ضعيف را ديد كه پشتواره اي خار ميكشد. بر او رحمش آمد.
    گفت: اي پير دو سه دينار زر ميخواهي يا درازگوشي يا دو سه گوسفند يا باغي
    كه به تو دهم تا از اين زحمت خلاصي يابي. پير گفت: زر بده تا درميان
    بندم و به درازگوشي بنشينم و گوسفندان در پيش گيرم و به باغ بروم و به
    دولت تو در باقي عمر آنجا بياسايم. سلطان را خوش آمد و فرمود چنان
    كردند.


    (تو هر دوی اینا طراحی کاراکتر نقش مهمی رو ایفا میکنه
    و میتونه نقطه قوت کاری نسبت به کار دیگر باشه )

    (فضای کار ، یکی سلطنتی و دیگری کوچه بازاری ست
    که هر دو جای کار زیادی دارن )
  10. #22
    Mr.Bita آواتار ها
    کاربر برجسته
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    محل سکونت
    Tehran
    فرسته‌ها در انجمن
    1,975

    Lightbulb

    طبق کامنت ها فکر میکنم هیچ تمایلی در دوستان برای کار روی موضوعات حکایتی و ادبی وجود نداره . نمیدونم چیکار باید کرد .
    عجله ای در کار نیست . میشه بیشتر فکر کرد روش ، البته اگر همه کمک کنن
    اگر پیشنهادی میدین همون اول ببینین خودتون چقدر روی اون موضوع تسلط دارین .
    منتظریم
  11. #23
    Epsilon آواتار ها
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    فرسته‌ها در انجمن
    764

    پیش فرض

    کار روی یه هایکو چطوره؟
    چند تا پیشنهاد:
    (1)
    حرف هاى درگوشى را
    درگوشى هم كه ميزنند
    لازم ميشه داد بكشند !



    (2)
    مثل اينكه
    راديويى هست
    كه فقط براى من میخواند

    (3)
    متمایزش کرده
    موی سفید
    در شلوغی جوانانه مترو
  12. #24
    simosa11 آواتار ها
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    محل سکونت
    dogwil
    فرسته‌ها در انجمن
    180

    Thumbs up

    نقل قول نوشته اصلی توسط Epsilon نمایش پست ها
    کار روی یه هایکو چطوره؟
    چند تا پیشنهاد:
    (1)
    حرف هاى درگوشى را
    درگوشى هم كه ميزنند
    لازم ميشه داد بكشند !


    (2)
    مثل اينكه
    راديويى هست
    كه فقط براى من میخواند

    (3)
    متمایزش کرده
    موی سفید
    در شلوغی جوانانه مترو
    فکر کنم موضوع سومی خیلی خوب بشه روش کار کرد...هم طراحی کاراکتر داره هم فضا سازی + اینکه فقط یک فریمی هستش
صفحه 2 از 36 نخست 1 2 3 4 12 ... آخرین
نمایش نتایج: از 13 به 24 از 428

اطلاعات بحث

کاربرانی که در حال مشاهده این بحث هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این بحث است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید بحث جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •