ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 3 نخست 1 2 3
نمایش نتایج: از 25 به 31 از 31
  1. #25
    روشندان آواتار ها
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    فرسته‌ها در انجمن
    50

    پیش فرض بيماري لاعلاج ساخت‌و‌ساز

    انشای امروز - با لغات شهر،بیماری،لاعلاج،قانون و راه حل جمله بسازید.


    پزشكان اصطلاحي دارند به نام «بيماري لاعلاج» يعني بيمار درد مي‌كشد و ذره‌ذره از بين مي‌رود و پزشك هم تنها مي‌داند كه شخص مراجعه‌كننده بيمار است! اما راه علاجي را نمي‌شناسد. در اين مواقع تكليف بيمار روشن است. بايد صبر كند و منتظر عاقبت كارش باشد و خود را بي‌خود اسير قرض و انواع كپسول‌ها و تزريق‌ها نمي‌كند. امروزه هم قضيه شهرنشيني در كشور ما سرنوشت مشابهي پيدا كرده، هزاران مشكل در شهر وجود دارد كه هر روزه مشكلات جديدي به آن اضافه مي‌شود.در باب مساله مسكن هزاران مساله لاعلاج وجود دارد با اين تفاوت كه مهندسان و مسوولان شهري هنوز اميدوارند كه راه‌حلي براي علاج مشكلات شهر بيابند و در اصطلاح پزشكي، مهندسان هنوز شهر را جواب نكرده‌اند!

    قانون نظام مهندسي و كنترل ساختمان هم از آن دسته سرم‌هاي تزريقي است كه گويا توسط قانون‌گذار براي شهر پيچيده شده، اما شايد به لحاظ تاثير اين قانون در تحول نظام ساخت‌وساز شهري، ترجيح تاثير اين قانون قطره‌قطره به پيكر بيمار شهرها تزريق شود. براي نگارنده جالب است كه معجون قانون نظام مهندسي در شهرهاي كوچك‌تر و دور از مركز (تهران) جواب‌هاي مناسبي داده، ‌اما هنوز مركزنشينان مزه شيرين ارتقاي كيفيت ساخت‌وساز را به واسطه اجراي كامل قانون نظام مهندسي احساس نكرده‌اند. قانوني كه زمزمه اجراي كامل آن نويدبخش به نظر مي‌رسد.قانون نظام مهندسي و آيين‌نامه اجرايي آن بيش از يكصد ماده قانوني و تبصره دارد كه در اين ميان بعضي از مواد اين قانون به اعتقاد كارشناسان به‌عنوان شاه‌بيت قانون نظام مهندسي مي‌توانند كليد راه‌گشاي مشكلات شهر باشند. ماده 33 قانون نظام مهندسي از اين دسته است. در اين ماده واحده از اصول و قواعد فن كه رعايت آن‌ها در طراحي، محاسبه، اجرا، بهره‌برداري و نگهداري ساختمان‌ها به منظور اطمينان از ايمني، بهداشت، بهره‌دهي مناسب، ‌آسايش و صرفه اقتصادي موثر است صحبت شده است. سازمان نظام مهندسي بيش از 10 سال است كه در پي اجراي اين ماده قانوني است و سرانجام اين سازمان توانست در هفدهم مهرماه سال‌جاري با امضاي توافقنامه‌اي مابين وزارت مسكن و شهرسازي، شوراي شهر، شهرداري تهران و نظام مهندسي در جهت تسهيل در فرآيند اجراي آيين‌نامه اجرايي ماده 33 قانون نظام مهندسي و كنترل ساختمان و در محدوده عمل و نحوه اجرا و كنترل مقررات ملي ساختمان در ساخت و سازها يك گام موثر براي پوشش كامل اجراي قانون نظام مهندسي بردارد. طبق اين توافقنامه كه اجراي آن از اول دي‌ماه 1386 و براي ساختمان‌هايي با بناي ناخالص بالاي 000ر3 مترمربع اجرايي مي‌شود، قرار است صدور پروانه ساختمان با همكاري مشترك شهرداري تهران و سازمان نظام مهندسي انجام شود. بر طبق اين توافق‌نامه قرار است از خرداد 1387 و در فواصل زماني سه ماهه و در هر مرحله اجرايي اين توافق‌نامه براي ساختمان‌هايي با زيربناي 500ر2 متر، 000ر2 متر و... تسري يابد تا در نهايت در انتهاي سال 1388 صدور پروانه براي تمامي ساختمان‌ها طبق اين توافقنامه انجام شود. اجراي مرحله‌اي اين قانون اين فرصت را به نظام مهندسي خواهد داد كه با تجهيز مرحله‌اي خود و كسب تجربه همكاري روان و حساب شده و پايداري را با شهرداري تهران پايه‌ريزي كند.قرار است در آينده با اعمال اصلاحات در آيين‌نامه و شيوه‌نامه ماده 33 و استفاده از شركت‌هاي كنترل و بازرسي ساختمان، بيمه مسووليت حرفه‌اي (بيمه كيفيت ساختمان) سطح اجراي اين توافقنامه مابين شهرداري و سازمان نظام مهندسي گسترش يابد. تا اينجاي كار از نظر تئوريك مشكلي وجود ندارد و به نظر مي‌رسد نظام مهندسي گام موثري را براي ايفاي نقش موثر خود در بهبود كيفيت ساخت‌وساز در شهر بردارد اما بايد توجه داشت كه براي سازمان نظام مهندسي كه تجربه درگير شدن با مراجعات متعدد مردم به‌عنوان مالكان پروانه‌هاي ساختماني را ندارد، قدم گذاشتن در اين راه با هزاران اگر و اما توام خواهد بود و بر طبق اين توافقنامه مالكان بايد حق‌الزحمه ناظر را به حساب نظام مهندسي بريزند و نظام مهندسي حق‌الزحمه ناظر را متناسب با ارايه گزارش‌هاي مرحله‌اي ناظر خواهد پرداخت و در مقابل مالكان بايد مجري ذي‌صلاحي را كه انتخاب كرده‌اند به شهرداري معرفي كنند كه البته مرجع واريز هزينه مجري ذي‌صلاح براي نگارنده روشن نيست. مالك بايد عوارض مربوط به صدور شناسنامه فني و ملكي را به حساب نظام مهندسي بريزد و صدور پايان‌كار توسط شهرداري و با پرداخت عوارض به شهرداري صورت خواهد گرفت.
    به نظر مي‌رسد قطع رابطه مالي مستقيم ناظر با مالك يك گام به جلو در جهت ارتقاي كيفيت ساخت و ساز و ايجاد زمينه براي اجراي نظارت مطابق با خواست و استانداردهاي نظام مهندسي است اما در مقابل درگير كردن مالك با دو سازمان متفاوت و مجزا در شهرداري و نظام مهندسي ممكن است او را دچار سردرگمي كند. شايد بهتر بود شهرداري تهران و سازمان نظام مهندسي ساختمان استان تهران با تاسيس يك نهاد مشترك زمينه را براي تمركز خواسته‌هاي شهرداري و نظام مهندسي در يك محل فراهم مي‌آوردند.ايجاد چنين نهاد مشتركي عملي و محتمل به نظر مي‌رسد در صورتي كه شهرداري تهران بخواهد از امكانات و مزاياي قانون نظام مهندسي استفاده كند نه اين كه مجبور شده باشد به نظام مهندسي بله بگويد!
    حمید رضا فریدونی
  2. #26
    admin آواتار ها
    مدیر سایت
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    محل سکونت
    تهران
    فرسته‌ها در انجمن
    3,946
    فرسته‌های وبلاگی
    3

    پیش فرض «ابراج البیت» : نمادی از اغتشاش فرهنگی!

    فایل پیوست 16056

    برج‌هاي «ابراج البیت» (Abraj Al-Bait Towers) نام مجموعه اي مجلل و عظيم در مکه، در نزدیکی مسجد الحرام است. سازندگان اين مجموعه عظيم شرکت مجموعة بن لادن السعودية (متعلق به خانواده اسامه بن لادن) و معمار آن شرکت دار الهنداسه است.
    اين مجموعه از هفت برج تشکيل شده که بلندترين برج اين مجموعه «برج هتل» نام دارد. این هتل 7 ستاره با 601 متر ارتفاع، مرتفع ترين هتل دنيا و بلندترین برج عربستان است. از نظر حجم با ۱۵۰۰۰۰۰ مترمربع مساحت، همراه با ترمينال شماره 3 فرودگاه دبي، عنوان بزرگترین ساختمان جهان را از آن خود کرده است.
    همچنين بعد از برج خليفه دبي (با 828 متر ارتفاع)، بلندترين سازه ساخته شده توسط بشر نيز به حساب مي آيد.
    دیگر برجهای این مجموعه هاجر، زم زم، مقام، قبله، صفا و مروه نام دارند که بجز مقام و قبله، ساخت بقیه برجها تکمیل شده و این دو برج باقی مانده همراه با «برج هتل» تا پائیز 2010 افتتاح خواهند گردید. (اطلاعات بیش‌تر در مجله اینترنتی مبین شماره 1148)

    پیش‌تر صاحبان این مجموعه مخالفت خودشون رو با فرهنگ غرب به شکل خیلی واضح نشون داده بودن و حالا با ساخت این بنا که به وضوح به تقلید از نمونه‌های غربی ساخته شده نشون می‌دن که خیلی هم بدشون نمیاد گاهی اوقات پا جای پای دشمنان غربی بذارن: ساختمان مرتفع و شاپینگ‌مال و ساعت بیگ‌بن و...
    منتها مشکل این جاست که این تقلید از یک کپی‌کاری سطحی و بسیار دیر هنگام فراتر نمی‌ره!

    فایل پیوست 16059
    مقایسه کنید!

    این می‌شه که مجموعه‌ی عظیم‌شون رو میان درست کنار کعبه (نماد اسلام، میعادگاه مسلمانان جهان، جایی که حتی لباس دوخته شده به عنوان حائل بین بنده و خالق کنار گذاشته می‌شه) می‌سازن! زائران خانه‌ی خدا از این به بعد وقتی سرشون رو برای نیایش بالا می‌کنند اول باید محصول قدرت و ثروت این خاندان مجاهد رو سیاحت کنن.
  3. #27
    admin آواتار ها
    مدیر سایت
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    محل سکونت
    تهران
    فرسته‌ها در انجمن
    3,946
    فرسته‌های وبلاگی
    3

    پیش فرض ماجرای ساختمان جدید سفارت ایران در لندن (جهت مقایسه با پست قبلی)

    bbc: به نوشته هفته نامه بریتانیایی Mail On Sunday، ساکنان یکی از شیک ترین محله های لندن از پرنس چارلز، ولیعهد بریتانیا درخواست کرده اند برای جلوگیری از طرح دولت ایران جهت ساختن یک بنای عظیم مدرن به آنان کمک کند. به نوشته این هفته نامه، ایرانی ها قصد ساختن سفارتخانه بسیار بزرگ جدیدی را دارند که با سفارتخانه کنونی این کشور تنها چند صد متر فاصله خواهد داشت.
    سفارتخانه جدید با کلیسای سن اوگوستین که یک کلیسای قدیمی است و نقشه آن را ویلیام باترفیلد، آرشیتکت معروف دوره ملکه ویکتوریا کشیده، فقط حدود سه متر فاصله خواهد داشت.
    جان ادوارد هاوز، که از جانب ساکنان خیابان کوئینز گیت، در محله کنزینگتون لندن صحبت می کرد گفت از آنجا که پرنس چارلز به حفظ یکپارچگی و عدم تضاد در محیطی که بناهای سنتی بریتانیا در آنجا قرار دارند، بسیار علاقمند است، طی نامه ای طرح ساختمان جدید سفارت ایران به اطلاع او رسیده است.
    به نوشته نشریه مورد بحث، طراح ساختمان جدید سفارت ایران [ame="http://www.cafedexign.com/showthread.php?t=1238"] آرمین دانشگر[/ame]، آرشیتکت ایرانی مقیم وین، است و قرار است در ساختن این بنای پنج طبقه از سنگ و مرمر و پنجره های نامنظم استفاده شود.
    از زمین این ساختمان که متعلق به دولت ایران است در حال حاضر به عنوان یک پارکینگ رو باز استفاده می‌شود.
    ساندی تلگراف، یک هفته نامه دیگر بریتانیایی نیز به این موضوع پرداخته و می گوید ساختمان مدرن سفارت جدید موجب اعتراض ساکنین محل شده که می گویند مدرن بودن این ساختمان با سبک بناهای دیگر این محله همخوانی ندارد و نامتجانس به نظر می رسد.

    نقشه سفارتخانه جدید در ماه ژانویه به شورای محلی کنزینگتون و چلسی تسلیم شده ولی ساکنان این منطقه می گویند تنها در ماه گذشته یعنی دو هفته پس از پایان نظرخواهی در این باره، از این موضوع با خبر شده‌اند.
    شورای محلی کنزینگتون و چلسی، بنا بر ملاحظات امنیتی بر خلاف معمول هیچگونه اطلاعاتی راجع به جزئیات نقشه سفارت جدید در سایت خود نگذاشته است و مردم باید با مراجعه به شهرداری محل و نشان دادن کارت هویت خود موفق به مشاهده نقشه دویست صفحه ای این سفارت شوند بدون این که بتوانند این نقشه ها را کپی کنند.
    یک آژانس معاملات ملکی در کنزینگتون می گوید احداث سفارتخانه جدید سبب خواهد شد که قیمت خانه های این محل که قیمتشان از سه و نیم میلیون پوند به بالاست، بیست درصد کاهش یابد.

    ساندی تلگراف می نویسد شورای محلی کنزینگتون، اکنون یک سری نقشه های کامپیوتری سفارتخانه جدید را در سایت خود گذاشته است ولی می افزاید که این این نقشه ها قبلا هم در سایت متعلق به آرشیتکت این ساختمان دیده می شد.
    این روزنامه خاطر نشان می کندکه شورای محلی کنزینگتون این شکایت که راجع به نقشه سفارت جدید ایران با مردم قبلا مشورت نشده بود را رد کرده است.
    تصمیم قطعی در باره احداث ساختمان جدید در پائیز امسال گرفته خواهد شد.


    فایل پیوست 16659
    مدل ساختمان جدید سفارت ایران در لندن
  4. #28
    حسام آواتار ها
    مدیر ارشد
    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    محل سکونت
    همسایه امام رضا(ع) + تبریز
    فرسته‌ها در انجمن
    4,804
    فرسته‌های وبلاگی
    1

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط admin نمایش پست ها
    فایل پیوست 16056

    برج‌هاي «ابراج البیت» (Abraj Al-Bait Towers) نام مجموعه اي مجلل و عظيم در مکه، در نزدیکی مسجد الحرام است. سازندگان اين مجموعه عظيم شرکت مجموعة بن لادن السعودية (متعلق به خانواده اسامه بن لادن) و معمار آن شرکت دار الهنداسه است.
    اين مجموعه از هفت برج تشکيل شده که بلندترين برج اين مجموعه «برج هتل» نام دارد. این هتل 7 ستاره با 601 متر ارتفاع، مرتفع ترين هتل دنيا و بلندترین برج عربستان است. از نظر حجم با ۱۵۰۰۰۰۰ مترمربع مساحت، همراه با ترمينال شماره 3 فرودگاه دبي، عنوان بزرگترین ساختمان جهان را از آن خود کرده است.
    همچنين بعد از برج خليفه دبي (با 828 متر ارتفاع)، بلندترين سازه ساخته شده توسط بشر نيز به حساب مي آيد.
    دیگر برجهای این مجموعه هاجر، زم زم، مقام، قبله، صفا و مروه نام دارند که بجز مقام و قبله، ساخت بقیه برجها تکمیل شده و این دو برج باقی مانده همراه با «برج هتل» تا پائیز 2010 افتتاح خواهند گردید. (اطلاعات بیش‌تر در مجله اینترنتی مبین شماره 1148)

    پیش‌تر صاحبان این مجموعه مخالفت خودشون رو با فرهنگ غرب به شکل خیلی واضح نشون داده بودن و حالا با ساخت این بنا که به وضوح به تقلید از نمونه‌های غربی ساخته شده نشون می‌دن که خیلی هم بدشون نمیاد گاهی اوقات پا جای پای دشمنان غربی بذارن: ساختمان مرتفع و شاپینگ‌مال و ساعت بیگ‌بن و...
    منتها مشکل این جاست که این تقلید از یک کپی‌کاری سطحی و بسیار دیر هنگام فراتر نمی‌ره!

    فایل پیوست 16059

    این می‌شه که مجموعه‌ی عظیم‌شون رو میان درست کنار کعبه (نماد اسلام، میعادگاه مسلمانان جهان، جایی که حتی لباس دوخته شده به عنوان حائل بین بنده و خالق کنار گذاشته می‌شه) می‌سازن! زائران خانه‌ی خدا از این به بعد وقتی سرشون رو برای نیایش بالا می‌کنند اول باید محصول قدرت و ثروت این خاندان مجاهد رو سیاحت کنن.
    نمیخواستم اینو بزارم... این لینک دیشب دستم رسید...
    اما دیدم ادمین این مبحث رو گذاشتن.. خواستم کمی... این ساختمان عجیب رو .. بهتر بشناسیم... و مخصوصا معمار اونو
    لطفا.. از روی غرض ورزی و اتهام.. به این نوشته نگاه نکنید...
    دلایلی که در این مقاله اومده... کاملا مستند و مشهوده.... ( مستند ساخته شده ای به کارگردانی 2 جوان آمریکایی در رابطه با موضوع اشاره شده... در دسترس من هست )
    http://mouood.org/content/view/10806/3
    ( متن مقاله ..در صورت صلاحدید ادمین عزیز... به کافه آورده میشود)
  5. #29
    yaradan آواتار ها
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    W.Az.Xoy
    فرسته‌ها در انجمن
    1,323

    پیش فرض

    از دوئل پستهای صفحه 1تا3 میشه یک نتیجه خوبی بدست آورد.
    من بیشتر با حرف های ادمین موافقم.
    باید خودمو باور کنم.
  6. #30
    idealist آواتار ها
    عضو ارشد
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    محل سکونت
    تهران
    فرسته‌ها در انجمن
    1,075
    فرسته‌های وبلاگی
    1

    پیش فرض




    توکا نیستانی: به لطف یکی از دوستان این‌روزها سرم به طراحی ویلایی در شهر نیاگارا گرم است آن هم در زمینی که با معیارهای امریکای شمالی کوچک بحساب می‌آید اما در بهترین جای شهر و در مجاورت دریاچه قرار دارد. قبل از شروع طراحی به من گوشزد کردند که نقشه‌ها زمانی قابل اجرا خواهند بود که از سه کمیته‌ی مختلف مهر تصویب بگیرد. اولین کمیته در شهرداری است که مسئولیت ساخت و ساز در شهر را بر عهده دارد، کمیته‌ی دوم که وظیفه‌ی حفاظت از محیط زیست و حریم رودخانه بر عهده‌اش است و سومین کمیته، کمیته‌ی حفظ میراث تاریخی شهر نیاگارا!... کدام تاریخ؟... کدام ارث و میراث؟! راستش را بخواهید این آخری را اصلاً جدی نگرفتم و با لبخندی حاکی از دلسوزی برای مردمی که تاریخ ندارند و در آرزوی میراث تاریخی مواظب خانه‌های صدساله هستند کارم را شروع کردم...

    پلان‌ها و نماها که آماده شدند یک نسخه‌ی خوش رنگ و لعابش را برای کمیته‌ی میراث تاریخی شهر فرستادم و بانتظار تأیید نشستم... در اولین قدم تمام نقشه‌ها مردود اعلام شد!

    خانوم حنا- که اسمش سخت بود و آخرش هم نتوانستم تلفظ درستش را یاد بگیرم- مسئول کمیته میراث تاریخی شهر نیاگارا است. خانوم حنا بعد از دیدن نمای ساختمان با صدای بلند اعلام کرد:

    سنگ؟ اصلاً!... چوب؟ عمراً!... چرا؟ چون قانون حفاظت از میراث تاریخی و ساخت و ساز در این کوچه چنین حکم می‌کند. درز الوارها هم که اینجا عمودی است باید افقی بشود، شکل پنجره‌ها هم باید شبیه به پنجره‌های ساختمان‌های دیگر باشد. ارتفاع ساختمان هم بلند است و باید از میانگین ارتفاع ساختمان‌های موجود در کوچه تجاوز نکند و... اجازه‌ی احداث پارکینگ هم ندارید!

    «جمع کن دکون دستگاتووو... تو این کوچه که چهار تا ساختمون خرابه‌ی پنجاه ساله بیشتر ندارین اونوقت یه‌جور حرف میزنه انگار داره از عالی‌قاپو و منارجنبون محافظت میکنه، خب شما بذار این رو بسازیم پنجاه سال دیگه اینم میشه میراث تاریخی شهر نیاگارا! تازه، فکر کردی کی هستین؟ به چی‌چی این ساختمونا مینازین؟ ما تو ایرون خودمون هرچی ساختمون کهنه داشتیم خراب کردیم و جاش برج و پاساژ ساختیم یکی از یکی خوشگلتر! همین امروزم خوندم که میخوان باغ امین‌السلطان* رو خراب کنن که صدبار قدیمی‌تر و قشنگتر از تمام ساختمونای این کوچه‌تونه، خراب می‌کنیم اصلنم غصه‌ش رو نمی‌خوریم... اگه صرف داشت جای تخت جمشید هم پاساژ می‌ساختیم مثه دسته گل اونم اگه هنوز خرابه‌هاش مونده واسه اینه که اجداد ما آینده‌نگر و نابغه بودن و قصرشون رو وسط بیابون ساختن که باین زودیها زمیناش گرون نشه...»

    خانوم حنا حتی یک کلمه از اعتراض من را نفهمید چون اولاً همه را به فارسی گفتم و بعد همه را توی دلم گفتم. در عوض تنها چیزی که از من شنید فقط یک کلمه بود: چشم!

    ***

    از این می‌ترسم که دویست سال دیگر همین ساختمان‌های مسخره‌ی کنار رودخانه واقعاً تبدیل به آثار تاریخی شده باشند و ما تمام نشانه‌های تاریخ و فرهنگ خودمان را با گشاده دستی خراب کرده و بجایش پاساژ ساخته باشیم...

    *باغ امین‌السلطان یا اتحادیه- تنها باغ-خانه‌ی تاریخی باقیمانده از لاله‌زار قدیم و محل فیلمبرداری سریال دایی‌جان ناپلئون
  7. #31
    bmani آواتار ها
    کاربر
    تاریخ عضویت
    May 2016
    فرسته‌ها در انجمن
    11

    پیش فرض معماران در خدمت سرمایه‌داران

    مرجان نمازی: در زمانی نه چندان دور، معماران برجسته و پیشتاز جهان قصد داشتند دریابند که چطور معماری می‌تواند از طریق تأمین مسکن برای کارگران، بهبود سلامت عمومی و تقویت همبستگی اجتماعی، در خدمت تغییر جامعه باشد. اما امروز معماری جهان پر است از «معماران ستاره»ای همچون زاها حدید که متخصص ساخت پروژه‌های عظیم برای صاحبان قدرت و ثروت یا الیت بین‌المللی هستند.

    مطمئناً برخی از پروژه‌های این معمارانِ ستاره زیبا و جذاب‌اند اما از طرف دیگر اغلب آن‌ها در حقیقت اتلاف سرمایه عمومی هستند و به فساد و استثمار کمک می‌کنند. این پروژه‌ها الگویی از طراحی و برنامه‌ریزی را تقویت می‌کنند که سبب محرومیت و طرد هر چه بیشتر توده مردم از سطوح تصمیم‌گیری می‌شود.

    بسیاری از پروژه‌های معماری امروز، بنای ضعیفی دارند و گرچه با بودجه‌های کلانی ساخته شده‌اند اما نیازمند هزینه‌های گزافی برای نگهداری ساختمان هستند و توجه به نیازها و خواسته‌های مردمی که ساکنان اصلی این ساختمان‌ها هستند، حلقه مفقوده آن‌هاست. برای نمونه یکی از نخستین سازه‌های حدید، یک ایستگاه آتش‌نشانی است که به رغم معماری جذابش، برای آتش‌نشان‌ها کارایی لازم را نداشت و بعد از مدتی تبدیل به موزه شد.

    همچنین ساختمان موزه «ماکسی» در رم که زاها حدید طراحی شکوهمند و شگفت‌انگیزی برای آن داشته است، همچون یک دژ نظامی است که در کل وصله ناجوری در محل استقرارش است و از ارتباط‌گیری با محلات اطرافش وا می‌ماند.

    بنا به گزارش نیویورک تایمز در سال 2013، برای ساخت «ماکسی» 150 میلیون دلار هزینه شده و سالانه 6.6 تا 7.9 میلیون دلار دیگر نیز صرف هزینه‌های نگهداری آن می‌شود که این مقدار بیش از بودجه سالانه مورد نظر دولت ایتالیا برای ماکسی است و به همین دلیل در برخی مناسبات، موزه اجاره داده می‌شود.

    معماری همواره به این دلیل که ماهیتاً واجد ارزش اجتماعی و کاربردی است، یکتایی خاص خود را دارد. از طرفی هم مردم عادی چه بخواهند چه نخواهند، باید با پیامدهای آفرینش‌های معماری کنار بیایند و زندگی کنند؛ یک ساختمان می‌تواند محله شما، حیات اجتماعی و حتی زندگی فردی شما را نابود کند.

    اما بسیاری از معماران بزرگ و اکثر منتقدان معماری نمی‌توانند این حقیقت بنیادی را بپذیرند که معماری یک فضای خلأ نیست که با ارزش‌های زیبایی‌شناختیِ صرف پر شود، بلکه معماری محصولی از زمینه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود است.

    اکنون الیت‌های صاحب امتیاز هستند که این زمینه را تماماً شکل می‌دهند. برای مثال ساختمان و میدان 450 میلیون دلاریِ «دانگ‌دائمون» در سئول را در نظر بگیرید که توسط زاها حدید طراحی شده است. او سی هون، شهردار قبلی سئول یعنی کسی که به نشانه اعتراض نسبت به طرحی برای نهار رایگان در مدارس، از سمت خود استعفا کرد، حامی و پشتیبان اصلی ین پروژه بوده است. ساخت «دانگ‌دائمون» سبب شده بیش از 900 کاسب بازارهای محلی ورشکست و جاکَن شوند و استادیوم بیسبال شهر که سابقه‌ای تاریخی داشت و هنوز مورد استفاده اجتماع محلی بود، تخریب گردد.

    یکی دیگر از پروژه‌هایی که زاها حدید طراحی کرده، مرکز حیدر علیف در آذربایجان است که نمونه‌ای حتی بهتر و خشن‌تر برای خیانت‌های معماری معاصر نسبت به جامعه است. حدید این پروژه و همچنین طرح تغییر و تبدیل پایتخت آذربایجان به یک قطب فرهنگی در سطح جهان را با همراهی و حمایت الهام علیف، رئیس جمهور آذربایجان پیاده کرد؛ الهام علیف کسی است که بارها با فساد و اقدامات ضد حقوق بشری‌اش رسوایی به بار آورده است. طراحی حدید برای این مرکز منتقدان معماری را به وجد آورد و برای حدید جایزه طرح سال 2014 از سوی موزه طراحی لندن را به ارمغان آورد اما همین طرح سبب شده بود 250 خانوار از خانه‌هایشان بیرون رانده شوند.

    شاید روشن‌ترین عصاره ارتباط معماری معاصر با ساختار گسترده‌‌تر سرکوب و بیداد را در طرح حدید در قطر بتوان دید:

    استادیوم الواکراه برای جام جهانی فوتبال. در فوریه 2014 در مصاحبه‌ای از زاها حدید در مورد شرایط کار در کشورهای خلیج پرسیده شد که وجه مشخصه آن اشتغال موقت و ناایمن، حقوق بسیار پایین که مدام به بهانه‌های مختلف کم می‌شود و آمار بالای مرگ و میر کارگران است؛ حدید در پاسخ می‌گوید «من هیچ کاری به کارگران ندارم. من فکر می‌کنم این موضوعی است که به دولت ربط دارد. اگر مشکلی وجود دارد باید آن را آنجا مطرح کرد و خوشبختانه این موضوعات قابل حل هستند...وظیفه منِ معمار نیست که به این موضوع بپردازم».

    ستاره‌های معماری

    البته معماران همیشه نسبت به کارگران بی‌تفاوت نبوده‌اند. در واقع بیزاری نسبت به عناصر تزئینی که معماری مدرن به آن شهرت دارد، بیش از آنکه یک حکم و ایده زیبایی‌شناسانه باشد، برآمده از اعتراض و تضادی نسبت به استثمار نیروی کار است.

    آدولف لوس، معماری اتریشی در سال 1908 در رساله خود، «تزئین و جنایت» تأکید دارد که ورود عناصر تزئینی، شرایط دشوار و فقر، ساعات طولانی و دستمزد‌های کم را جاودانه کرده است. دوری از این عناصر تزئینی به معنای کار کمتر و دستمزد بالاتر است: «تزئین، نیروی کار به هدر رفته و سلامت به هدر رفته است».

    برای معماران مدرنیستی که دنباله‌روی لوس بودند، ساخت مسکنی که کارگران استطاعت آن را داشتند، یک ضرورت اخلاقی بود که می‌توانست ویژگی‌ها و اخلاقیات جامعه را از اساس دگرگون کند. معمارانی چون لو کوربوسیر و والتر گروپیوس (و برونو تاوت و ارتو گولدفینگر) در اوج شهرت خود نیز همچنان در حال طراحی پروژه‌های مسکونی بزرگ‌مقیاس بودند.

    اما این روزها کارنامه‌های معمارانِ ستاره پر است از پروژه‌های پرسش‌برانگیز و مشکوک! برای نمونه سابقه کاری سانتیاگو کالاتراوا که پروژه‌هایش از یک سو به بدساخت بودن و از سوی دیگر به ریخت و پاش بودجه و گزافی هزینه‌ها معروف‌اند. ساختمان CCTV در پکن، با طراحی رم کولهاس که یکی از ستایش‌شده‌ترین پروژه‌های سال‌های اخیر بوده، تنها یک شگفتی تکنولوژیک نیست بلکه ابزاری در خدمت پروپاگاندای دولت چین به شمار می‌رود. نورمن فاستر هیچ بیم و تردیدی به خود راه نمی‌دهد و به راحتی با دولت مستبد قزاقستان برای ساخت قصر صلح و آشتی همکاری می‌کند.

    ابوظبی نمونه‌ای برای ترکیبات متناقض است؛ معماران ستاره‌‌ را برای ساخت پروژه‌ای به نام «جزیره شادی» ـ‌مجموعه‌ای از مراکز فرهنگی و شعبه‌ای از دانشگاه نیویورک- استخدام می‌کند و آن را توسط نیروی کاری بنا می‌سازد که به هیچ وجه شرایط شاد و مساعدی ندارند.
    معماران ستاره وقتی به ساخت مراکز مسکونی روی می‌آورند هم باز برای میلیونرها و میلیاردرها می‌سازند. فرانک گری پروژه‌ای مسکونی در منهتن ساخت که در آن متوسط اجاره‌بهای ماهانه بیش از 5500 دلار بود و کسانی استطاعت اجاره آن را داشتند که دست کم ماهانه 14 هزار دلار درآمد خالص داشته باشند. آپارتمان‌هایی که حدید در نیویورک ساخته است، از 4.9 میلیون تا 50 میلیون دلار قیمت دارند و پنت هاوس یکی از ساختمان‌هایی که رافائل وینولی ساخته، 95 میلیون دلار به فروش رفته است.

    از آنجایی که معماران مرهون و مدیون مشتریانِ سرمایه‌دار خود هستند، تمایلشان نسبت به ساخت مسکن‌ لوکس را نیز می‌توان تا حدی به تغییرات بازار مسکن و اقتصاد جهانی نسبت داد و برآمده از آن دانست. اما ما نباید اجازه دهیم معماران به همین سادگی از چنگال نقد رها شوند. گرچه استثنائاتی نیز وجود دارد اما همین معماران الیت یا نخبه، ید طولایی در این دارند که از زیر بار پروژه‌های «مسکن برای همه» شانه خالی کنند.

    الخاندرو آراونا، که اخیراً جایزه Pritzker را از آنِ خود کرده، به طور رایگان طرح‌هایی برای ساخت مسکن ارزان‌ قیمت ارائه نموده است. در مقابل اما پرتعدادند معمارانی که مشغول طراحی برای توسعه مسکن لوکس هستند؛ مسکنی که هم نماد و نمایشی از تسلط یک اقلیت ثروتمند و هم علتی برای افزایش هزینه زندگی برای اکثریت ساکنان یک شهر است.

    حدید و دیگر معماران ستاره‌ای که نخستین پیشگامان «اعیانی‌سازی» به شمار می‌روند، استعداد و توان خود را در خدمت الگویی در توسعه شهری به کار گرفته‌اند که بجای بهبود زندگی مردم عادی، هدفش بنا کردن بناهای نمادین برای صاحبان قدرت و ثروت است.

    تأثیر بیلبائو

    از آن زمان که فرانک گری موزه گاگنهام را در شهر پیشا صنعتیِ بیلبائو در اسپانیا طراحی کرده، و سبب شده است این شهر به سرعت به یکی از مقاصد توریستی دنیا بدل شود، شهرداران بسیاری در سراسر دنیا به این نتیجه رسیده‌اند که باید صدها میلیون دلار شهر را صرف ساخت مراکز فرهنگی و شهری مدرن کنند. این توسعه‌طلبان مدعی‌اند ساخت چنین مراکزی، حجم زیادی از سرمایه بین‌المللی را به سمت شهرشان گسیل خواهد کرد، موجب رونق بازار مسکن و ساخت «قطب‌های نوآوری» می‌شود و توریست‌های زیادی را جذب می‌کند.

    این پروژه‌ها کاری به مشکلات ساختاری مانند صنعت رو به زوال و شرایط نامطلوب نیروی کار ندارند. آن‌ها نمی‌خواهند به شهر حیاتی دوباره ببخشند و آن را «زنده» کنند، بلکه می‌خواهند شهر را «جهانی» سازند.

    در طی مراحل طراحی و برنامه‌ریزی، فقرای شهری فراموش می‌شوند و بعد از اجرای پروژه‌ها هم به تدریج از محل قبلی خود و فضای عمومی شهر اخراج می‌شوند. این پروژه‌ها برای توریست‌های فرهنگی، سهام‌داران عمده بازار ملک و مسکن و مسئولان صاحب منصب شهری و کشوری ساخته شده‌اند، نه برای آن‌ها.

    مدافعان چنین پروژه‌هایی اغلب خلق فرصت شغلی توسط این پروژه‌ها را توجیهی می‌بینند برای اینکه این شکل از توسعه شهر، به سود ساکنان شهر، مردم عادی و فرودستان نیز هست. اما اگر این مراکز فرهنگی گاهی فرصت‌های کاری با درآمد بالا و نیز کارهای ساختمانی ساختارمندی را خلق می‌کنند، این کارها همیشه موقت‌اند و سوای درصدی محدود، اغلب شغل‌ها، کارهای خدماتی با دستمزد پایین هستند.

    یک موزه تنها به تعداد محدودی افراد پژوهشگر و موزه‌دار نیاز دارد که البته آن‌ها هم لزوماً‌ همیشه حقوق بالایی نمی‌گیرند، اما در عوض به تعداد بسیار بیشتری نیروهای حراستی، راهنمای موزه و صندوق‌دار نیاز دارد که همگی دستمزد اندکی می‌گیرند. ساکنان محلی و هنرمندان محلی بیش از آن‌که به یک موزه جدید و عظیم‌الجثه و پر هزینه نیاز داشته باشند، به خدمات اجتماعی و مسکن و فضاهای هنری و گالری ارزان‌قیمت نیاز دارند.

    بعلاوه شکوفایی حاصل از ساخت مراکز تجاری در محلات اطراف این مراکز فرهنگی ـ‌که در واقع هدف اصلی اکثر این پروژه‌ها به شمار می‌رودـ تنها به افزایش تعداد پیشخدمت‌ها، آشپز‌ها، فروشنده‌های مغازه و غیره می‌انجامد. این الگویی از رشد اقتصادی است که به خدمت و حمایت از مصرف‌کنندگان ثروتمندتر وابسته است و این بار نیز اصلی‌ترین بهره‌برداران این رشد و توسعه، صاحبان سرمایه و سهام‌داران عمده بازار ملک هستند.

    در دوره ما که سیاست‌گذاری بر مبنای ریاضت اقتصادی رواج یافته، نابخردی رویکردی که در بیلبائو پیاده شد، آشکارتر نیز می‌شود. در حالیکه ساکنان محلی و شهروندان کشور در حال درگیری با بیکاری و رکود دستمزدها و در عوض تورم هزینه‌ها هستند و دولت‌ها خدمات اجتماعی را کاهش می‌دهند، شهرداران به دنبال این هستند که منابع مهم شهر را به پروژه‌هایی ببخشند که جذب توریست می‌کنند! این در حالی است که شهر و شهروندانش بیش از هر چیز نیازمند سرمایه‌گذاری اشتغال‌زا و خدمات اجتماعی و امکانات ارزان‌قیمت هستند.

    ساختاری در خدمت ساختار

    هنوز هم معماران زیادی با رویکرد اجتماعی وجود دارند که ترجیح می‌دهند پروژه‌های مسکونی غیرلوکس یا پروژه‌هایی پیشروانه اجتماعی را طراحی کنند یا بسازند. اما موانع ساختاری معمولاً چنین انگیزه‌هایی را به انحراف می‌کشاند.

    در امریکا تحصیلات و آموزش در رشته معماری، پرهزینه است. در مدرسه معماری ییل، شهریه یک سال (سوای هزینه زندگی در خوابگاه یا شبانه‌روزی) 46500 دلار است. دانشگاه‌های عمومی یا دولتی ارزان‌تر هستند اما هزینه آن‌ها هم کم نیست و برای نمونه شهریه دانشجویان UCLA حدوداً 24000 دلار است که این‌ها شامل هزینه‌های زندگی نمی‌شود.

    بنابراین معماران در حالی فارغ‌التحصیل می‌شوند که بدهی زیادی دارند و حال نخستین خواسته‌شان این است که هر چه سریع‌تر از بار این بدهی رها شوند. اما دستمزدهای یک معمار تازه‌کار چندان بالا نیست، بخصوص برای آن‌هایی که علاقمند به پروژه‌های اجتماعی هستند.

    اگر شانس پیدا کردن کار در یک شرکتِ سرِ پا را پیدا کنید، این کار به شما امنیت و مزایای خوبی خواهد داد اما آزادی انتخاب بین پروژه‌ها را نخواهید داشت. کار کردن برای یک معمارِ ستاره، مسیری در اختیار شما می‌گذارد که می‌توانید از خلال آن به امتیازات بیشتر و پتانسیل کسب جایگاهی در آینده برسید که به شما اندکی آزادی انتخاب می‌دهد، آن هم انتخاب بین اینکه صرفاً کار کنید تا دست کم بدهی‌هایتان را بپردازید یا اینکه روی پروژه دلخواهتان وقت بگذارید.

    مشکل ساختاری دیگر این است که مدارس و آموزشگاه‌های معماری اکثراً صرفاً بر روی زیبایی‌شناسی و نه زمینه اجتماعی تأکید دارند و بنابراین به بسط همان رویکرد و غلبه آن بر فضای معماری می‌انجامند.

    با این حال بزرگترین مانع برای معماری با رویکرد اجتماعی، عقب‌نشینی دولت از ساخت مسکن اجتماعی و این دسته از تعهداتش است. پیش از آنکه سیاست‌های نئولیبرال غالب شود، دولت‌ها معماران جوان را به سمت پروژه‌هایی با اهداف و انگیزش‌های پیشروانه اجتماعی سوق می‌دادند. اما اکنون ایده مسکن عمومی به حاشیه رفته است. تغییرات بزرگی در ایدئولوژی حاکم بر سیستم‌های سیاسی و اقتصادی اتفاق افتاده -که البته با افول معماری مدرنیستی همزمان است- و وضعیت را به جایی کشانده که طرح‌های دولتی برای ساخت مسکن ارزان و قابل دسترس را تقریباً ناممکن کرده است.

    این تغییرات عبارتند از اینکه دولت‌های رفاه سرنگون شدند، کارآمدی بازار آزاد و پیشرفت ناشی از خصوصی‌سازی بُت ذهنی سیاست‌مداران و اقتصاددانان شده، و افزایش کالایی‌سازی جامعه به یک قاعده بدل گردیده است و همه این‌ها سبب شده مسکن به جای سرپناه، تبدیل به سرمایه و ابزاری برای سرمایه‌گذاری شود.

    گرچه معماران قدرت این را ندارند که سیاست‌های مسکن عمومی را به جامعه و دولت دیکته کنند، اما آن‌ها می‌توانند گفتمانی را شکل دهند که اجماع غالب را به چالش می‌کشد. اما متأسفانه اغلب معماران در این کار ناموفق بوده‌اند و مانند بسیاری دیگر از حوزه‌ها، شرایط زمینه‌ای خود را جذب کرده‌ و براساس آن عمل می‌کنند. معماری زمانی خصم سیستم اقتصادی بود اما امروز نه‌تنها این سیستم را تغذیه می‌کند بلکه بدترین وجوه آن را تقویت هم می‌کند. امروز معماری به ساختاری بدل شده که در خدمت ساختاری بزرگ‌تر از خود است.

    معماری در خدمت مردم

    چند هفته بعد از مرگ زاها حدید، موضع غالب در رسانه‌ها نسبت به او، چه ارزیابی مثبت، چه معدود ارزیابی‌های منفی، معطوف به شخص و شخصیت حدید به عنوان یک معمار زن و عرب بود. این شکل از موضع‌گیری در زمان حیات وی هم غالب بود. اگر گاهی که رسانه‌ها به نقد طراحی‌های او نیز می‌پرداختند، دلالت‌ها و زمینه اجتماعی معماری حدید و تأثیر کار او بر حوزه عمومی شهری کمتر مورد واکاوی قرار می‌گرفت.

    یک معماری حقیقتاً انقلابی و اجتماعیِ ضد حدید و دیگر معماران مانند او باید بر این تمرکز کند که چطور می‌توان برای حدود یک میلیارد نفری که در حاشیه‌های پر جمعیت و آلونک‌ها زندگی می‌کنند، مسکنی با دوام و با کیفیت تأمین کرد، چطور می‌توان برای میلیون‌ها نفری که به شیوه‌های مختلف تحت تأثیر منفی بحران‌های اقتصادی در مناطق شهری قرار گرفته‌اند، مسکن قابل دسترس و ارزان ساخت.

    این امر، تنها موضوعی اخلاقی نیست. قصور و شکست دولت‌ها برای مبارزه با بیماری‌های اجتماعی، در کنار موضوعات دیگر، یکی از بزرگ‌ترین موانع برای این است که شهرها به واحدهای اجتماعی دوستانه و کارآمدی تبدیل شوند که ما می‌خواهیم و به آن‌ها نیاز داریم.

    البته نباید ملاحظات زیبایی‌شناسانه برای پیگیری عدالت اجتماعی را فراموش کنیم. یک معماری اجتماعی آگاه لزوماً این طور نیست که به ساخت مکعب‌های بتونی بازگردد. ما همچنان می‌توانیم زیبایی‌شناسی رادیکال داشته باشیم.

    اما مسئله اینجاست که معماری امروز ما تنها در خدمت دو درصد از جمعیت دنیاست؛ در خدمت کسانی که در آپارتمان‌های چندین میلیون دلاری خود زندگی می‌کنند، توانایی مالی برای دیدن فضای داخلی خانه‌های اپرا را دارند، یا می‌توانند با هواپیمای جت خود از یک قطب فرهنگی جهانی به قطب دیگری بروند تا شکوه و شگفتی معماری جدیدی را ببینند. در واقع هدف این است که شهرها و فضاهای عمومی زیباتر و در عین حال فراگیری داشته باشیم که در خدمت تمام ساکنان آن شهر باشد و همه بتوانند از زیبایی و خدمات آن‌ها استفاده کنند.

    منبع : Jacobin | Reason in Revolt
صفحه 3 از 3 نخست 1 2 3
نمایش نتایج: از 25 به 31 از 31

اطلاعات بحث

کاربرانی که در حال مشاهده این بحث هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این بحث است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این بحث

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید بحث جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •