ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 5 نخست 1 2 3 4 ... آخرین
نمایش نتایج: از 13 به 24 از 56
  1. #13
    itsamemar آواتار ها
    عضو برجسته
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    محل سکونت
    خرمشهریم
    فرسته‌ها در انجمن
    601

    پیش فرض عنصر آب در باغ ایرانی:

    آب در شکل گیری باغ ایرانی نقش اصلی و درختان، گیاهان و گل ها بعد از آب مهمترین نقش را دارند که جریان حضور آنها خود ریشه در آب دارد. حضور آب در باغ ایرانی شکل دهنده شخصیت محیط اطراف است. جاذبه زمین نمود خود را در گویشی از نهرها و آب نماها یافته است. در ورودی زمزمه آرام آب گویی به انسان خوش آمد می گوید و او را به درون باغ دعوت می کند و راهنمای او در فضای باغ می شود در کوشک باغ ها گرمای هوا نه از طریق قطع فضاها با دیواره های جدا کننده بلکه به کمک کیفیتی سیال و موقتی تلطیف شده است. حرکت درون به برون به تدریج و با کمال ظرافت انجام می گیرد بطوریکه مرزی بین این دو نمی توان قائل شد. آب در نهایت لطافت طبیعت را به درون معماری منتقل می کند. در حقیقت آب نه تنها کوشک را به باغ پیوند می زند بلکه عناصر مختلف باغ را نیز به هم گره می زند.

    در معماری کوشک ـ باغ ها ما 4 نوع عنصر آب داریم.


    1- نهرها
    2-آب نما
    3- فواره ها
    4- آبشره ها و آبشارها

    در زیر مروری بر عناصر مرتبط به آب در معماری داریم:

    در قلمرو انسانی و در محیطی که انسان آن رامی سازد آب از حیطه ذهنی و معنوی خارج شده و به درون قلمرو جدیدی جاری می شود که در آن معنایی اقتصادی و قابل لممس پیدا می کند و به عنصری تبدیل می شود که می توان آن را ساخت و به آن جنبه کاربردی و نمایشی داد.در محیط دست ساز انسان آب یکی از چهار شکل زیر تبدیل می شود : یک نقطه ، یک خط ، یک آب نما(صفحه)یا یک مرز یا کناره.
    منظور از تجلی آب به صورت یک نقطه قبل از هرچیز چشمه است. چشمه پیوسته منشاء زندگی و نقطه آغاز چرخه آب بوده اند. در جوشش چشمه ها اسطوره زندگی احساس می شود. همان گونه «که در سیستم بدن خود خون دوباره به قلب باز می گردد آب نیز در چرخه طبیعی برای اینکه تازه شود دوباره به چشمه و قلب خود باز می گردد
    چشمه مرکز تحرک و فعالیتهای اجتماعات محسوب می شود و تشکیل های گروهی می توانند در اطراف آن شکل گیرند. چنین مکانهایی فرم های شعاعی مرکز گرا پیدا می کنند. روستاها و سپس شهرها به دور چشمه ها شکل می گرفتند. این الگو در معماری ما به صورت حجره هائی بدور حیاط مرکزی با یک حوض در مرکز آن استفاده شد.
    «فواره ها استعاره چشمه حیات و یا قلب تپنده محسوب می شوند. فواره تمثیلی از فراز و فرود زندگی است. هنگامی که آب با زمزمه دل نشینی از چشمه می جوشد گویی کسی از تولد سخن می گوید و آنگاه که باران در انتهای این چرخه به بستر زمین می خزد، چنان است که سفرکردهای به مبدأ خویش باز می گردد و مجموع آن حسی از هستی و نیستی و امید باز گشت دوباره به هستی را در ذهن زنده می کند.
    فواره ها نماینگر تسلط انسان بر طبیعت می باشند. آب برخلاف قوه جاذبه و میل طبیعی خود به شکل مکانیکی در هوا به بالا می پاشد و نمایش های زیبای آبی را اجرا می کند.
    فواره به طور خطی برروی محورهای اصلی باعث تشخیص مکان می شوند و مسیرهایی را بوجود می آورند که راهنمای انسان در فضا می شود. فواره در واقع موسیقی فضاها محسوب می شوند.می توانند کوتاه و زمزمه گر بوده و مثل موسیقی متن عمل کنند و می توانند با نشاط و پر هیاهو بوده و شادی بخش فضای اطراف شوند. در باغ فین و باغ شازده فواره تمثیلی از سرچشمه و جریان آب درون آب نماها نیز گویای ارتباطی بصری با نقاط دیگر باغ می باشد. فواره در مرکز باغ یا کوشک سمبل قلب هستی و جوی ها مانند شریان ها آب را به تمام تقاط باغ می رسانند.
    تجلی آب بصورت یک خط نهر یا رودخانه است. اگر فواره را قلب تپنده محسوب کنیم آنگاه نهرها و رودخانه یادآورشریانها و رگها خواهند بود. نهرها و رودخانه ها هم چون رگ ها و شریان اتصال می دهند و ارتباط برقرار می کنند. آنها در زبان نمادین خود هم از لحاظ مادی و هم از لحاظ روحی و معنوی ارتباط دهنده هستند. نهرها در کوشک ـ باغ ها نه تنها طبیعت را با معماری پیوند می زنند بلکه عناصر مختلف باغ را نیز به هم گره زده و یک نوع وحدت بوجود می آورند. نهرهای اصلی به عنوان شریانها برروی محورهای ترکیب مجموعه را غنی تر می سازند.
    رودخانه شریانهای آبی هستند که نه تنها در فضا بلکه در زمان نیز جاری هستند. آنها ذاتاً عناصری جنبشی بوده، به طور دائم در حال نو شدن هستند. رودخانه های طبیعی و مصنوعی (جوی ها و قناتها)عامل مهمی در بوجودآوردن ارتباط هستند و می توانند محله ها و نواحی مختلف شهر را به یکدیگر پیوند زده و یا چند شهر رااز طریق محور خود به هم متصل کنند.برای نمونه مادی های منشعب از زاینده رود در شهرنفوذ کرده و محله های مختلف شهر را به هم بافته است. و از طرفی دیگر زاینده رود را به محله های شهر پیوند زده است. در اکثر باغهای سلطنتی اصفهان جهت ایجاد ارتباط فیزیکی بین عناصر مختلف باغ از نهرهااستفاده کردند تا آب را در کوشک ـ باغها جاری سازد و یادآور ارتباط سمبولیک آب در شهر باشند. در اصفهان نه تنها آب در میان شهر و بناها ظاهر شده بلکه بناها هم میان آب کشانده شده اند. کوشک بیگلربیگی مانند نگینی در میان زاینده رود خود نمایی می کند. پل جویی در وسط کوشک متواضعی داردو دو بنای دو سوی سی و سه پل تعادل پل را برقرار کرده است.
    از زمانی که انسان شروع به ساخت شهرها در کناره رودخانه ها کردند ترکیب و نحوه جریان رودخانه ها سبب شکل گیری طرح خیابان ، کوچه ها و پارک ها شده است. شبکه بندی موازی و عمود با محور رودخانه ها در تمام شهر گسترش می یابد و خیابانها و بلوک های ساختمانی را تشکیل می دهد.
    رودها اغلب باعث گسستگی شیوه های زندگی و طبقه بندی های اقتصادی و اجتماعی می شوند و پل به تحکیم ارتباط بین اجتماعات کمک می کنند. در حقیقت پل ها به عنولان واسط عمل می کنند. در اصفهان منطقه ارمنی نشین جلفا در سوی دیگر زاینده رود قرار گرفته و سی و سه پل این دو منطقه را به هم پیوند می زند.
    پلها اغلب دارای موقعیت شهری برجسته ای هستند و چنانچه جذاب باشند به سمبل های شهری تبدیل می شوند مثل پل خواجو با حمل بیگلر بیگی در وسط و دو بنای ورودی در فضائی بین رودخانه و شهر شناورست قلمرو انسانی که برروی قلمروئی از طبیعت بال گشوده است .
    برخلاف فواره ها، چشمه ها و رود خانه که ذاتاً عناصری جنبشی هستند. دریاچه، آبگیرها و حوض ها عناصری آرام هستند که آب حاصل از چرخه آب را جمع آوری می کنند. این مایع استعاره ای که از قلب یک چشمه می جوشد و توسط شریان ها ی نهرها و رودخانه ها توزیع می شوند در حقیقت در این مخازن آرام می گیرند.
    آبهای راکد به طور طبیعی انعکاس دهنده تصاویر هستند و به دلیل انعکاس پذیری خود عامل تعیین کننده ای در ترکیب هستندو سطح آینه ای آنها محیط اطراف را می پذیرد و سپس منعکس می کندو تصاویر مناظر و بناها درآب فضا رابسط می دهند. آبهای راکد منعکس کننده آسمان هستند و عمق آسمان بیکران را در روی زمین تکرار می کنند و نماد آسمان روی زمین می باشند. آبهای راکد به دلیل سکوت متفکرانه و جمع شدن آرام آب در آنها دارای رمز و رازی مبهم هستند. انگار روح متفکر و جاری از طبیعت درآنها رسوخ کرده است.
    آب نماها آینه محیط اطراف هستند جایی که واقعی و غیر واقعی در آن می آمیزد تمثیلی است از مرز امکانات و توانایی های انسان زیرا هم دست ساز انسان است و هم انسان نمی تواندشامل آن باشد. آب نما جایی است که معماری درآن به آینه تبدیل می شود، قابی می شود که دنیای اطراف ما را در خود جای داده است. او ما را به خودمان نشان می دهد.
    آب نما در باغ سطح وسیع تصویرگری است که مثل یک بوم نقاشی یعنی در زمینه ای خنثی چیزی را به تصویر می کشد که به تصویر در نمی آید.
    در معماری ما حوض ها به عنوان سمبل آب راکد استفاده می شوند وبا اشکال هندسی مظم خود عامل تکمیل کننده بنا هستند. حوض های جلوی بناها مکمل معماری می شوند و مانند آینه آنها را در خود منعکس می کنند. نمونه بارز آن چهلستون است.
    آب در معماری حس های پنج گانه ما را به خدمت می گیرد تا در آن با تمام کالبدمان احساس کنیم. چشم را نوازش می دهد و به ما خوش آمد گوید، زمزمه آن در گوش ما را به سکوت و آرامش ناب دعوت می کند، تماس آن روی پوست ما پاکی و خلوص را به ارمغان دارد، رایحه تازه آن شادابی و نشاط ایجاد می کند و مزه آن یادآور حیات و زندگی می باشد. ترکیب آن با معماری سبب می شود تا معماری از شکل بناهائی که تنها با چشم های تربیت شده دیده می شوند(قضاوتی که فرهنگ غرب از معماری دارد) بدر آید و با تمام وجودمان آن را احساس کنیم.
    معماری حس بینائی، شنوایی و لامسه را تحریک می کند و گویی ما را وادار می کند که نه تنها معماری بلکه طبیعت اطراف را ببینیم، بشنویم و حس کنیم. ترکیبات هماهنگی و امتداد خطو ط ما را به معنای مکان می رساند تماس با طبیعت و آب را برقرار می کند.
    ترکیب آب با معماری بیش از هر چیز یک تجربه بصری است. حرکت جاری آب در مقابل ایستائی و ثبات معماری تضاد زیبائی دارد. نوری که از حرکت آب انعکاس می یابد گویی برروی سقف می رقصد. درختان سایه های شکسته ای را بر روی دیوار پدید می آورند و آفتاب،خاموش و آرام به درون فضاهای تاریک می تابد.
    صدای آب در تمام سطوح رخنه می کند که بنا برشدت جریان آن در ضرب آهنگ آن تغییراتی پدید می آید.
    عناصر معماری آب با صدای خود پیام های دعوت را به اطراف می پراکند و ساکنان بنا را به سوی خود می خواند. صدای ریزش آبشار می تواند تنها به زمزمه ای تبدیل شود و می تواند با تمام هیاهویش فضا را تسخیر کند
    .

    حس لامسه نیز یکی دیگر از جلوه های بااهمیت این معماری آب است درورودی و پیش ورودی کوشک ها همراه یک فواره کوچک به مهمانان خوشامد می گوید
    در معماری می توان مفاهیمی را از چرخه طبیعی آب و صداهای آن استفاده کرد . کوشک ها همواره انباشته از صدای نهرها و فواره های اطراف است . صدای دریا و رودخانه در بناهای کنار آنها بصورت بخشی از معماری بنا در می آیند این صداها ارتباط مردم را در طبیعت نزدیک می کند . روح را تازه تر می کند و صداهای مزاحم را خنثی می سازد سکوت نیز قابل تقدیر است آب در اغلب اوقات هیچ صدایی تولید نمی کند و یا صدای آن خیلی کم است . از این رو مردم یک نوع رهایی حسی را در جسم رقیب سکوت می یایند . صدای آب اگر به میزان معینی برسد درست در لبه های شکست سکوت قرار می گیرد که این همان White Noise (( یا صدای روشن و یا نا هنجار )) نامیده می شود . این نوع صدا از فواره های حوض در کوشک های صفوی شنیده می شود زمزمه آب درون هشتی ها سکوت را می شکند و آرامش برقرار می کند.
    دریاچه ها آب های ساکتی هستند و مردم این کنش را بوجود می آورند تا با خاموشی و آرامش آن ارتباط برقرار کنند.
    زمانی که آب با پوست ما تماس برقرار می کند ، سبب تجربه صمیمی بین ما و آب می شود این تماس می تواند تنها تماس مه آلود با بخار گرم در ورودی یک حمام سنتی باشد و یا پاشیدن آب از آبشار هشت بهشت و یا اصلاً غوطور شدن تمام و کمال در چشمه آبهای معدنی و یا خزینه یک حمام سنتی غوطه ور شدن در آب نوعی فرار است . شکلی از طبع ارتباط با دنیایی که در بالای سطح آب قرار دارد .
    ما مسلمانان قبل از ورود به مساجد و برای شروع نماز پنج انتهای بدن خود را با آب تطهیر می کنیم . تماس با آب همچنین نشانه ورود و آرماش نمازگزاری است و تماس با آب آرامش لازم را برای نماز گزاردن در ما ایجاد می کند . مسیحان قبل از ورود به کلیسا مقداری از آب مقدس را به روی سر خود می ریزند در کتب عهد جدید مسیحیت آمده که یک غسل در رود اردن انسان را تطهیر و گناهان او را خواهد شد . در فستیوال های مذهبی هندوستان هزاران نفر برای انجام غسل بطور گروهی وارد رود گنگ می شدند . علی رغم رنگ قهواه ایی و آب گل آلود ظاهر آلوده آن از قدرت پاک کنندگی ، تقدس و طهارت گنگ نکاسته است . آب به چیزی ورای ظاهر خود مرتبط است تماس با آب روحمان را از قید و بند ها آزاد می کند . هر قطره از آب این سیاره نقشی در چرخه آب ایفا می کند این چرخه نشان گر این نقطه است که تمامی آبها با یک زنجیر ممتد و یکپارچه هستند . از این رو آب هرگز به شکل یک اتفاق گسسته باقی نمی ماند و هرگز منحصراً متعلق به یک زمان و یا یک مکان مشخص نیست . حتی کوچکترین قطره آب در میراث خود با بزرگترین اقیانوسها شریک است . اگر می توانستیم حرکت آب را دنبال کنیم شاید در می یافتیم آبی که در دریاچه آتشکده آذرگشنسب می جوشد دوباره در حوض مسجد شاه نمایان می شود و یا آبی که در معبد آناهیتای بیشابور جاری می شود دوباره از فواره هشت بهشت فوران می کند چرخه آب مرزها و رنگها و مذاهب را نمی شناسد از حدود زمینی فراتر می رود و ابعاد آسمانی پیدا می کند . روح فواره TREVIدر حقیقت بزرگداشت چرخه تمامی آبهاست که در جسم اوسانوس ( خدای اقیانوس جهان ) متجلی می شود و اوست که بر جاری بودن ، پخش شدن ، گرد آمدن و بخار شدن تمام آبهای کرده زمین حکم می راند بگفته معمار فواره (( تروی)) این فواره نشان دهنده حرکت کلی آب است که هرگز از عمل خود باز نمی ایستد . و توقف آن حتی برای لحظه ایی نا ممکن است .
    تمام بنا های ما که در آب ترکیب شده اند پیامی ظریف اما گویا همراه دارند . اینکه در این دنیا هر قطره از آب با تمام آبهای جهان مرتبط است.

    منبع : ادامه همان قبلی است
    ویرایش به دست itsamemar : 10-03-26 در ساعت 14:40
    پرم از ناگفته های یک سوسک واژگون...
  2. #14
    itsamemar آواتار ها
    عضو برجسته
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    محل سکونت
    خرمشهریم
    فرسته‌ها در انجمن
    601

    پیش فرض گیاهان در باغ ایرانی:

    یکی دیگر از خصوصیات مهم باغ ایران نظم دقیق و خصوصی در نحوه کاشتن درختان است و برای این منظور هر بخش از باغ که به شکل مربع یا مستطیل است به مربع های کوچک تقسیم و در هر رأس شبکه مربعی یک درخت به عمر طولانی تری دارد کاشته می شد و سپس این مربع ها به مربع کوچکتر تقسیم ودرهر رأس آن درختان به عمر متوسط و به همین ترتیب درختان با عمر کوتاه در رئوس مربعهای میان آنها کاشته می شد. این نظم هندسی به قدر دقیق بوده که از هر طرف نگاه می کردند، ردیف درختان دیده می شده است.

    این نظم از نظرعملکردی به گونه بودکه در اثر گذشت زمان و جایگزین احتمالی در ختان از بین رفته تا زمانهای طولانی حفظ می شد و شکل کلی باغ از بین نمی رفت ، و بعلاوه امکان نور گیری منظم همه درختان فراهم می شده و به ناگهان قسمت اعظمی از باغ خالی از درخت نمی شده است هماهنگی شکل هندسی فضای برون با درون (کوشک) دلیل دیگری بر این نظام هندسی است و نظام هندسی فضای درونی خود وابسته به عوامل بسیار دیگری است .

    (وجود چشم انداز اصلی به شکل مستفیم کشیده شده در محور طول باغ روبروی کوشک و کاشتن درختان در دردو طرف آن نقشی اساسی در ایجاد پرسپکتیوی دارد که باغ را طولانی تر جلوه گر می سازد این همان خصوصیتی است که در باغهای ایتالیای و به تبع آن باغهای فرمال فرانسوی مورد الهام قرار گرفته است .

    شیب طبیعی که در اکثرباغ های ایران مورد استفاده قرار گرفته است موقعیت مناسبی را برای قرار گیری کوشک درنقطه مرتفع باغ فراهم ساخته است که تمثیلی ارمغانی فردوس در بهشت می باشد. از نظر بنای انسان هنگامی که در نقطه پستی (کم ارتفاع) قرار میگیرد فاصله خود را تا نقطه مرتفع کمتر از زمانی احساس می کند که دید انسان در جهت بالاتر و پایین تر از خط افق مربوط می شود باعث شده است که کوشک از سردر ورودی در باغ نزدیک به نظر آید و بیننده را به حرکت به سوی آن و طی این مسافت به ظاهر کوتاه ترغیب کند و بر عکس هنگامی که از کوشک(احتمالاً طبقات بالای آن) باغ می نگرد فاصله مذکور طولانی تر به نظر آمده و وسعت بیشتری به باغ ببخشد.

    با توجه به مطالبی که گفته شد به روشنی بر می اید که در تمام طول تاریخ نظم دقیق و سازواره نظم هندسی ساده و حساب شده بر شکل یابی باغ ایران حاکم بوده است.همین قاعدة هندسی زمانی که قصد آبیاری مزارع را داشت نیز به عنوان سهل‌ترین راه برای آب‌رسانی، با طی کردن مسافت کمتر و جلوگیری از هدر رفتن آب مورد توجه قرار گرفت.شیوه جمع شدن آب در طبیعت و تشکیل نظام شاخه‌ای که بهترین کاربرد را برای این منظور دارد و مشتمل بر جوی‌ها، نهرها و رودها است منشا الهام انسان برای تقسیم آب در مزارع اما به شکل عقلانی آن شده است.
    بررسی‌هایی که اخیراُ در طبیعت انجام شده نظام شاخه‌ای بهتری را برای ارتباط بین منبع تغذیه و تغذیه گیرنده کشف کرده است که مشتمل بر ترکیبی از بازوها و گره‌ها که با زوایای 120 درجه به هم متصل هستند می‌شود اما اشکل هندسی به وجود آمده از این ترکیب با عوامل قبلی و عوامل روان‌شناختی نمی‌توان و نمی‌توانسته راه‌حل صحیحی ارائه دهد.

    منبع:ادامه همان قبلی
    پرم از ناگفته های یک سوسک واژگون...
  3. #15
    itsamemar آواتار ها
    عضو برجسته
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    محل سکونت
    خرمشهریم
    فرسته‌ها در انجمن
    601

    پیش فرض معیارهای معناگرا و مفهوم ساز درگیاهان باغ ایرانی:

    انسان موجودی اندرونی، بیرونی است. آنچه انسان از دنیای درون و بیرون خود درک می کند، سرانجام بصورت شکلی از بیان و با معنای خاص به عرصه ظهور می رسد. اینکه معانی، زندگی را شکل می دهند یا زندگی، مفاهیم را بوجود می آورد، شاید پرداختن به یک دور باطل باشد؛ اما ملاکهای ارزش گذاری در ذهن انسان، معیارهای معناگرا و مفهوم ساز هستند. گاهی دامنه معنایی مفاهیم از حوزه ادراکی ما بالاتر است؛ گاهی واژگانی خلق می شوند که یک جامعه با آن سخن می گوید. حقایق و وقایع بیشماری که در ماوراء درک بشر قرار دارند او را وا داشته اند تا برای ابراز اندیشه ها و مفاهیمی که بیان، فهم و توصیف کلامی آنها مشکل بوده است، نظام های گوناگون با عنوان نماد ابداع کند. انسان تمامی غایات مطلوب خویش را در قالب نماد بیان می کند و می کوشد تا با آیین های تمثیلی و نمادین به کمال دست یابد.نماد یکی از ابزار معرفت و کهن ترین و بنیادی ترین روش بیان محسوب می شود. اندیشه ها و آرمان های انسان، در اسطوره ها و نماد متجسد می شود. کارل گوستاویونگ می گوید: «نماد دارای جنبه ای وسیع تر و ناخود آگاه است که هرگز نمی توان بطور دقیق آنرا تعریف و بطور کامل آنرا توصیف کرد.» نماد بر مفاهیم انتزاعی و برخاسته از ناخودآگاه بیشتر تأکید دارد تا منطق خودآگاه و متفکرانه. نماد با خودشناسی انسان رابطه مستقیم دارد. نماد کلیدی است برای ورود به قلمروی وسیع تر از خودش و وسیع تر از انسانی که آنرا به کار می برد.
    به بیان صریح تر، وجه تمایز نماد و استعاره در نحوه بیان یا تبلور مفاهیم و تجربه مستقیم زندگی و حقیقت است. نمادها در طول اعصار باقی مانده و تا به امروز رسیده اند و نمادگرایی برای ذهن بشر اساسی است و نادیده انگاشتن آن موجب کمبود می شود. نماد برای اندیشیدن ضروری است. یک نماد کامل همه ابعاد زندگی انسان را اقناع می کند و انسان مدرن برای رهایی از کوته نظری فرهنگی و بالاتر از آن، نسبی گرایی وجودی و تاریخی اش به نماد متوسل می شود؛ و این عرصة فرهنگ یا ماوراءالطبیعه خاکی است که نمادها در آن می رویند.نگرش به طبیعت به عنوان میراث طبیعی جامعه، در رابطه با نیاز و تمایل انسان به ارتباط با گذشته خویش و به عبارتی پاسخ به نیاز انسانی ریشه دار بودن، موجب گردیده که طبیعت به مثابه میراث فرهنگی تلقی شود. ملل، تمدن ها، جوامع، حتی ادیان و مکاتب فکری هر کدام به استناد و براساس جهان بینی خویش برای طبیعت ارزش و جایگاهی خاص قائل بوده و ارتباط خویش با طبیعت و عناصر طبیعی را نیز بر پایه اصول و ارزش های منبعث از جهان بینی و فرهنگ خود تعریف کرده و شکل داده اند. به این ترتیب شناسایی جایگاه عناصر طبیعی در باورها و فرهنگ عامه مردم از اهمیتی در خور توجه برخوردار است، و هر چه قدمت عنصری طبیعی، و یا باورهای مردم نسبت به طبیعت و عناصر طبیعی بیشتر و عمیق تر باشد، این جایگاه ارزشمندتر خواهد بود.به تبعیت از جهان بینی های دیرینه و فرهنگ اصیل ایرانی، رابطه ایرانیان با طبیعت و عناصر طبیعی، رابطه ای براساس احترام به طبیعت و همزیستی با آن است. این تفکر زمین را ملک خدا می داند، در این فرهنگ آب مقدس است و گیاهان هر یک به عنوان نعمت الهی شناخته می شوند. از میان گیاهان، درختان و از بین درختان برخی از آنها به ادله مختلف تقدس، محبوبیت و احترامی خاص دارند. احترام به برخی درختان آن چنان اهمیت دارد که می توان این باورها را نه تنها به عنوان میراث طبیعی که به عنوان میراث فرهنگی محسوب و منظور نمود؛ میراثی که همه گویای غنی و فهیم و معنوی و ارزشمند ایرانی و هم بیانگر باورها و اعتقادات کهن مردمی است که انسان معاصر پس از مدتها دوری از طبیعت، بازگشت به آنها را آرزو نموده و خواهان احیای آنهاست.این گفتار با مختصر اشاره اجمالی به مبحث نمادشناسی سبز در باغ ایرانی، سعی بر بازشناساندن و یادآوری ناشناخته های ویژه و فراموش شده های اصیل نمادین در باغ های ایران، دارد.هزاران سال پیش وقتی که آریایی ها به سرزمین پارس آمدند، برای رفع گرسنگی، از گیاهانی که بیشتر بصورت دیم پرورش می یافت استفاده می کردند. زمانیکه آرایی ها به رفاه بیشتر رسیدند، باغ سازی و احداث باغ رونق یافت. مفهوم فرهنگی باغ سازی، به معنای مکانی ایده ال با منطق متعالی است. از آنجا که فضا به علت ماهیت مجازی خود، دارای توان بالقوه پندار گر است، بستری مناسب برای فرآیند طراحی با ماهیت پویا پدید می آورد و در این میان، باغ هم به عنوان نمایانگر منظره ای از دنیای ایده ال بشر مطرح می شود. باغ ها را نمی توان جدا از مردمی که آنها را ساخته اند دانست. باغ های هر دوره ای نمایانگر دنیای ایده ال و رویایی مردم آن دوره و اجتماع خاص خود محسوب می شوند.باغ ایرانی از دیرباز مقامی والا داشته و هنر باغ سازی یکی از هنرهای کهن ایران زمین است. ساکنان ایران از روزگاران قدیم علاقه بسیار به داشتن باغ های زیبا و فرح انگیز داشتند، ظروف به جا مانده از دوران گذشته که به درخت و شاخ و برگ منقوش است، علاقه آنان را به باغ نشان می دهد؛ همچنین طرح قالی هایی که منعکس کننده نقش باغ بوده اند نیز، خود گویای این علاقه است. اما باغ سازی نسبت به سایر آثار هنری ایران گمنام تر و ناشناخته است. باغ ایرانی مانند معماری، شعر، موسیقی و .. در چهارچوب سنت و اصول، از بدایع و ظرایفی برخوردار است، سنت های باغ سازی ایرانی حاوی ارزش های ویژه ای است که باغ ایرانی را مظهر قدرتمند معنوی می کند. باغ ایرانی بر قله کمال وحدت در تنوع و تنوع در وحدت قرار دارد. باغ ایرانی مجموعه ای هماهنگ و زیباست که از آمیختگی عقلائی، فرح بخش و چشم نواز: آب، گیاه، سایه روشن، فضا، معماری و منظر بر پایه هندسه ای متین شکل گرفته است. اما اینکه تا چه حد به تطور در عناصر مذکور پرداخته شده و چقدر زیر بناهای نظری فوق الذکر، ریشه یابی و بازشناسی شده اند، جای تأمل است. باغ با طبیعی ترین علایق، عواطف و اعتقادات انسانی مأنوس بوده و عرضه گاه فرهنگ بشری است. باغ طبیعت دست ساز بشر است ؛ طبیعتی برخاسته از ذهن و پرداخته به دست انسان و انعکاس فرهنگ و تخیل انسان در پرداختن به طبیعت. باغ عمومی ترین و گویاترین اثر هنری است، باغ ساحتی مقدس است.باغ ایرانی اثری هنری، زیبا و چند منظوره است، باغ ایرانی پاسخ به نیاز است، باغ ایرانی مزین به نظم، تناسبات، برخوردار از حرمت و محرمیت، منزه از بیهودگی و افراط و تفریط، موظف به کارآیی و سوددهی، مساعد با قناعت و صرفه جویی و مجهز به پایداری است. در باغ ایرانی هیچ چیز بی موردی وجود ندارد و هر آنچه هست، مفید، لازم و دارای پشتوانه ارزشی و معنایی خاصی است؛ ایرانی با پشتوانه غنی فرهنگی عرفانی خود این معنا را می داند. باغ جایگاهی است برای استفاده انسان و در رابطه با سلیقه و فرهنگ مردم هر سرزمین شکل گرفته است. یکی از اهداف کلی باغ ایرانی وصول همنشینی با طبیعت است که بصورت کششی در نهاد انسان ها وجود دارد. بر طبق سنت مزدایی، باغ بهترین مکان برای اتصال جویی به عالم بالاست، چرا که در میان طبیعت زمینی و دنیای آرمانی آن (روشنی ازلی) واقع است.

    باغ بهترین سرزمین است؛ باغ نماد جان، صفات پرورش یافته در آن و طبیعت نظم یافته و مطیع آن است.باغ به معنای یک ناحیه محصور و مخصوص کشت گیاه است و گویای واضحی از ارتباط بشر با گیاهان در محیط زیست می باشد. امروزه نیز نقش گیاهان در زندگی انسان کاملاً شناخته شده است. آشنایی با ارتباط مردم و گیاهانی که آنان در طی تاریخ به کار برده اند، برای استفاده صحیح از گیاهان در باغ سازی لازم و ضروری است. مطالعه نمادها در باغ سازی به شناخت مردم و چگونگی تشویق ایشان به باغ سازی و منظره سازی کمک فراوان می کند. هدف معمار باغ ساز نیز، سنجیدن و ارزیابی امکانات کاربردی فضای سبز و شناخت و رفع نیازهای افراد جامعه است. به عبارت دیگر معمار باغ ساز، باید نماد و کاربری را با هم آمیخته و با در نظر گرفتن مسئله حفاظت از منابع طبیعی و سایر مسائل مربوطه، محیطی مناسب زیست و برانگیزاننده برای تفکر ایجاد نماید.همچنین دلیل و هدف از کشت گیاه نیز حائز اهمیت است؛ در باغ سازی گاهی گیاهان را از نظر مذهبی به کار می بردند، گاهی صرفاً علاقه به گل ها و گیاهان باعث احداث باغ می شد و گاهی نیز عده ای برای نمایش قدرت و ثروت خود اقدام به ساختن باغ های وسیع و زیبا می نمودند. در باغ سازی ایرانی، سر سبزی، درخت، گیاه، تنوع درازمدت گل های الوان، لطافت هوای مطبوع، عطر آگینی فضا و چشم نوازی سیما با تمام ابعاد منظور شده است. با توجه به مکتوبات دایره المعارف نمادهای سنتی، گیاهان نماد مرگ و رستاخیز و قوه حیات و چرخه حیات هستند. در این دایره المعارف، از سبز به عنوان عنصری دو خصلته که هم نماد زندگی و هم نماد مرگ است یاد شده؛ سبز بهاری یعنی حیات و سبز زنگاری یعنی مرگ. سبز نماد جوانی، امید، شادی و در عین حال نماد تغییر، فنا و حسادت است. سبز به معنی بهار، تولید مثل، اعتماد، طبیعت، بهشت، کامیابی و صلح است.گیاهان بخصوص درخت در نزد ایرانیان سمبل طراوت، آرامش و زیبایی هستند. درخت نمادی از کل عالم عین، ترکیب آسمان و زمین و آب، زندگی پویا، مظهر کل کیهان و سمبلی از رحمت روحانی و تنویر است.سازندگان باغ ایرانی، از بیهودگی پرهیز کرده و استفاده ای براساس منطق از گل و گیاه و درخت داشتند و هیچگاه بدون دلیل چیزی را نمی کاشتند. باغ بندی و ترکیب و ترتیب کاشتن درخت و گیاه در باغ های ایرانی، تجربی ـ علمی و تابع روابط و ضوابط و ناظر بر: کارایی، پویایی، مقابله با ناسازگاریهای محیطی، مساعد داشت و برداشت و زیبایی و چشم نوازی در فصول مختلف است.

    ادامه دارد...
    ویرایش به دست itsamemar : 10-03-31 در ساعت 17:57
    پرم از ناگفته های یک سوسک واژگون...
  4. #16
    itsamemar آواتار ها
    عضو برجسته
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    محل سکونت
    خرمشهریم
    فرسته‌ها در انجمن
    601

    پیش فرض

    ادامه...

    در بهار: شکوفه، گل، عطر و بو، طروات و شادابی؛ در تابستان؛ سایه، گل، میوه، آب روان، هوای مصفا و فضای استراحت؛ در پائیز: هنگامه و غوغایی از میوه های الوان، رنگهای پویا و رقص برگ ها؛ در زمستان: هندسه عیان و سر افرازی درختان همیشه سبز در آغوش شاخه های خزان زده عریان، در باغ ایرانی ، گیاهان با هدف ایجاد سایه ، برداشت محصول و تزئین کاشته می شوند. حجم اصلی گیاهان شامل درختان سایه دار و محصول داراست و گل ها و گیاهان تزئینی به میزان کمتری در باغ ها وجود دارند . در باغ ایرانی گیاهان با توجه به عملکرد های متفاوتشان در جاهای بخصوصی کاشته می شوند .و می توان آن را از لحاظ ترتیب قرار گرفتن درختان به شکل شماتیکی که در این جا بیان می شود تجسم کرد:

    در میان کرات برای جلوگیری از هدر رفتن آب و مسائل دیگر اسپست می کاشتند؛ که نوعی یونجه است که تا هفت بار قابل درو می باشد؛ مفید و خوشبو، زیبا و اقتصادی است؛ نگهداریش آسان بوده، ازت هوا را جذب و به خاک می دهد؛ دافع پشه و مگس بوده، (ولی) زنبور عسل از گلهایش تغذیه می کند؛ درو کرده اش علوفه زمستانی دام هاست. در اوایل رشد منظره چمن دارد و با رشد بیشتر در برابر باد مواج می شود و زمانیکه به گل می نشیند، بنفش خوشرنگی را بر متنی سبز می گستراند.در باغ های ایرانی پیرامون استخر را با درختان نارون، افرا، مورد و ارغوان می پوشاندند.بیدها را هم در جایی می کاشتند که آب زیاد باشد، اما کنار استخر وحوض نمی کاشتند، چون حوض را می شکست .کاشت چهار نوع بید در باغ های ایران معمول بود: بید معمولی ، بید عرقی، بید سرخ(بید سسایه دار) ، گل بید یا بید مشک. در نماد شناسی سنتی، بید درختی افسون شده است که برای ایزد بانوی ماه مقدس است. بید مجنون نماد و نشان سوگواری، عشق بدون شادی و تدفین است. بید افتادگی، قدرت در ضعف، بهار و طبیعت زنانه است. در باغ های ایران، در دو سوی میان کرد، در کنار گذر گاه و جوی آب درختان خزان دارو همیشه سبز را کنار یکدیگر می کاشتند؛ چرا که همیشه سبزها نماد بیمرگی، جاودانگی، نیروی حیات جوانی، نیرومندی و نیروی زاد و ولد هستند.
    برای ایجاد سایه، در باغ های ایرانی از درختان سایه افکن استفاده می شد. در دو خیابان دو طرف میان کرت یا آبنما، برای کمک بیشتر به ایجاد سایه ، گذرگاههای باغ ها را باریک تر انتخاب می نمودندتا سایه درختان دو طرف همه سطح گذرگاه را بپوشاند و به این ترتیب دالان سرپوشیده ای از درختان می ساختند.درختانی که معمولاً کنار خیابان های باغ ، در محور اصلی ، می نشاندند سرو،کاج و نارون؛ یا سرو،کاج و چنار؛ یا سرو، کاج و ارغوان بود . گاهی به جای اینها درختان دیگری مثل شورانه، زبان گنجشک، تبریزی ، شنگ، اشن یا قره آغاج می کاشتند. به این درختان که صرفاً به خاطر سایه اندازی کاشته می شدند، پده، بیاخ یا درختان بی بخ(به معنای بی بار) گفته می شد. با توجه به مقطع طولی محور اصلی در باغ های ایرانی، یک سرو، یک کاج و یک چنار به نوبت کاشته شده و دالان زیبایی به وجود می آمد؛ تغییر شکلی که درختان چنار در چهار فصل سال از نظر رنگ برگها و یا ریزش آنها دارند ، در مجاورت درختان سرو و کاج که همواره برگ داشته و سبز رنگ هستند، تنوع زیادی در رنگ و طرح و حجم باغ ایرانی به وجود می آورد. هر کدام ازانواع درختان مذکور، ازنظر نماد شناسی معانی جالب توجهی دارند که در ذیل به آنها اشاره می شود:

    سرو- علامت مشخصه مرگ و جنازه است ، دارای نیرویی است که بدن را از فساد حفظ می کند و به همین جهت در گورستان ها مورد استفاده قرار می گیرد؛ همچنین نمادی از لطافت و شادی است. سرو محبوب ترین درخت در باغ های ایرانی است.

    چنار - درختان چنار بر محل وسیعی سایه می افکنند و مردم معتقدند که این درخت ازشیوع تب و بیماری های عفونی جلوگیری می کند .چنار، نماد شکوه و تعلیم است .

    کاج- این درخت نمادی از راستی، عمود بودن، نیروی حیاتی، باروری، قدرت شاخص، سکوت، گوشه عزلت، طول عمر و ایمان است.

    تبریزی- این درختان با سرعت فوق العاده ای رشد می کنند و در معماری و ساختمان سازی کاربرد فراوان دارند ، از این درخت با عنوان درخت آبها یاد می شود. رنگ دو سوی برگهای این درخت متفاوت است لذا مظهریین، یانگ و سال قمری و شمسی و کلاَ همه جفتها محسوب می شود.

    زبان گنجشک- این درخت نمادی از سازگاری ، تولید و تواضع بوده و عنوان درخت کیهانی مقدس را دارد.

    درختان نزدیک خیابانهای اصلی یا نزدیک میان کرت معمولاً درختانی بوده اند که چهار فصلشان زیبا بوده که درختان کم برگ تر و اصلی دورتر کاشته می شدند. در باغ سازی ایرانی هر کرت به یک نوع درخت خاص اختصاص داشت؛ در باغ های ایران قدیم قسمت اعظم باغ را به کشت درختان میوه اختصاص می دادند، درختان میوه در فواصل و ردیف های مرتب وروی اصول دقیق گل دهی و میوه دهی در فصول مختلف سال غرس می شدند. مهمترین درخت میوه دار توت بود. در اطراف خیابانهای فرعی باغ، معمولاً توت برگی می کاشتند که به علت هرس مرتب ،معمولاً کوتاه می ماند و وسط خیابان را نمی گرفت . در بعضی باغ ها یک بخش را به توت خوردنی اختصاص می دادند ، در بعضی جاها هم در محل تقاطع مرزها شاه توت یا توت سیاه می کاشتند. در نمادشناسی سنتی، توت به علت داشتن رنگهای سه گانه در سه مرحله رسیدن آن - سفید، قرمز، سیاه - نمادی از سه مرحله راز آِشنایی و سه مرحله زندگی انسان است. توت درخت حیات است ؛ مظهر جدیت، اطاعت و زندگی؛ و برای مقابله با قوای تیرگی نیروهای جادویی دارد. از دیگر درختان میوه ، درخت انجیر را می توان نام برد. انجیر نمادی از باروری، زندگی ، صلح و کامیابی است، گاهی درخت انجیر به معنی معرفت بوده و ترکیبی از نماد اصل های مذکر و مونث می باشد. در باغ های ایرانی،‌این درخت در گوشه های باغ یا جاهایی که انحنا داشت می کاشتند که در پناه بیشتر میوه بیشتری بدهد. درخت مونیز در انواع مختلف آن مثل مودار بستی، سواره، پیاده و خوابیده مورد استفاده و کاشت بود. انگور سواره را رو به طرف شرق می زدند و انگور پیاده را داخل کرتها و معمولاًَ در جایی که در برابر چشم نبود می کاشتند و در کنا ر آن برای ممانعت از هجوم زنبورهای مزاحم،‌فلفل کاری می شد . انگور نمادی از خرداست؛ حقیقت در شراب است؛ یک شاخه انگور نشانه ایزدان کشاورزی و باروری است و مظهر شراب زندگی و بی مرگی را تصویر می کند.از درختان میوه دار که با تنوع زیاد و مرغوبیت فراوان در باغ های ایرانی کاشته می شدند می توان موارد زیر را نام برد:

    سیب - نمادی از عشق، صلح وتوافق، الوهیت و معرفت.

    گلابی- نمادی از امید و سلامتی، عدالت، دولت خوب و داوری عادلانه

    گیلاس- نماد تولد برهنه انسان در جهان؛ بدون اینکه مالک چیزی باشد و همین طور بازگشت او به زمین .

    هلو- اهداگر بی مرگی، دافع شر، میوه پریان.

    آلو- مظهر آزادگی و وفاداری، طول عمر،‌پاکی، عزلت، خردسالی.

    زالزالک- گیاه پریان، دافع شر، گل عروس رومی یونانی.

    نخل- نمادی از شادی،‌شهوت، راستی، تبرک، ظفر، انسان راست کردار و درخت حیات

    بادام- نمادی از بکارت، خودزایی، سعادتمندی در زناشویی، تجسم بیداری، مظهر ملاحت، دلربایی و لطافت.

    گردو- خرد مکتوم، باروری و طول عمر، مظهر پایداری به هنگام بد اقبالی

    علاوه بر درختان در نماد شناسی سنتی، گلها نماد اصلی منفعل، مونث و شکل مادگی هستند . جایگاه گلها در باغ ایرانی ، پای درختان بود. گلهایی کاشته می شد که خاصیتی داشته باشند؛هم از عطر آنها استفاده می شد و هم از گلبرگهایشان حلوا و مربا و چیز های دیگر درست می کردند و برخی از آنها خاصیت طبی هم داشت . در میانکرت فرا روی عمارت اصلی باغ، اگر استخر نباشد ،‌گلستان است . در باغ ایرانی همیشه سعی می شد که در گلستان همواره گل باشد. گل های تزئینی بیشتر در باغچه های جلو ساختمان و در محور ورودی و یا محورهای اصلی که متوجه بناست کاشته می شوند. از گل هایی که بیشتر مورد توجه ایرانیان بود ه است می توان به موارد زیر اشاره کرد:

    گل سرخ - محبوبترین گل باغ های ایرانی گل سرخ است؛ در قلمرو گل های ایرانی ، گل سرخ دارای سلطه و تفوق می باشد و این طبیعی است که کلمه گل در فارسی هم به معنای گل سرخ است و هم مطلق گل. گل سرخ نمادی است بسیار پیچیده ، گل هم زمان است و هم ابدیت؛ هم کمال آسمانی است و هم رنج زمینی.

    بنفشه - نماد فضیلت و زیبایی نهفته، حجب

    سوسن- نماد پاکی، صلح، رستاخیز و مظهر باروری ایزد بانوی زمین

    سنبل- نماد دور اندیشی،‌آرامش فکری

    پامچال- معرف پاکی، جوانی و گستاخی است

    تاج خروس- گل جاودانه افسانه ای ، نماد بی مرگی، ایمان ، و وفاداری و ثبات در عشق

    مینای چمنی- مظهر پاکی و معصومیت

    زعفران- بی علاقگی، فروتنی، انکار نفس، گیاه خورشید

    زنبق- نیلوفر یا زنبق تصنعی، گل نوروزندگی، شاه بانوی آسمان

    نرگس- نماد خود بینی، خودشیفتگی، غرور، سایه خطا کارذات، باطن بینی، پاکی خاموش

    یاسمن- کاشتن یاس زرد یا یاسمن در گوشه های گلزار در باغ ایرانی معمول بوده است . این گل نمادی از زنانگی، ملاحت، فریبندگی و جذابیت است.

    ادامه دارد...

    پرم از ناگفته های یک سوسک واژگون...
  5. #17
    itsamemar آواتار ها
    عضو برجسته
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    محل سکونت
    خرمشهریم
    فرسته‌ها در انجمن
    601

    پیش فرض دیدگاه روان‌ شناسانه در محصور بودن باغ ایرانی:

    تا آن هنگام که موجودی به صورت ثابت در مکانی استقرار یافته و داعیه‌ای برای حرکت مکانی ندارد جهت‌یابی برای او بی‌معنا است.هر موجود زنده محتاج به حرکت می‌باشد و عوامل بسیاری در تشکیل تصویر ذهنی و تعیین قواعد جهت‌یابی او مؤثر است. (آناتومی بدن موجود زنده، محلی قرارگیری اعضای اصل ادراکی وی، نوع ابزارهای حرکتی حیوان، وضعیت قرارگیری بدن ـ عمودی، افقی یا مایل ـ و…) این عوام قواعد جهت‌یابی خاصی را در موجود پدید می‌آورد که جهت‌یابی در انسان (بالا، پایین، راست، چپ، جلو و عقب) نیز براین اساس استوار است.خلق محیط مصنوع از دیرباز توسط انسان بر این قاعده شکل گرفته است: قوة عاقلة او نیز (اصل دانستن نظام عقلانی و ریاضی و شمول هندسه بر محیط مصنوع) آن را تایید می‌کند. و به طور کلی از نظر روان‌شناختی لازمة (میدان ادراکی) یا (فضا) از نظر انسان وجود قواعد جهت‌یابی و شکل‌گیری محیط براساس آن قواعد است و نبودن قواعد، مساوی با سردرگمی، احساس ترس ـ وحشت و عدم آرامش و شرایط روانی سکونت و امنیت می‌باشد.
    علاوه بر عناصر خطی (آب گذرها و میان کرت‌ها) که در راستای چهار جهت اصلی قرار گرفته است، دیوارها به عنوان محصور‌کنندة فضا در تعریف فضا و میدان ادراکی که منطبق بر گرایش درونگرایانة ایرانیان و مسلمانان نقش خاصی را ایفا می‌کنند.
    پرم از ناگفته های یک سوسک واژگون...
  6. #18
    itsamemar آواتار ها
    عضو برجسته
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    محل سکونت
    خرمشهریم
    فرسته‌ها در انجمن
    601

    پیش فرض سیر تاریخ باغ سازی در دنیا:

    انسان در طول تاریخ سعی در شناسائی و ارزیابی محیط خود کرده است . بر همین معیار تلاش نموده ، بنحوی با طبیعت ارتباط صحیح و مناسبی برقرار کند . این کوشش گاهی به گونه ای بوده است که موجب تخریب محیط گشته و گاه نیز هنگام با آن حرکت کرده است . بنابر نظریه محققین زیست شناس این پدیده عکس العملی است که انسان در مقابل طبیعت نشان داده است . بطور کلی انسان متاثر از محیط زیست خود بود ، و گاهی در بازسازی طبیعت ، تخیلات و ایده آل ها هم سبز در جهت مناسب و موافق آن می گیرند و شرائط و امکانات اکولوژیکی خود تنوع وسیع گیاهی را در زمین ها پدید می آورد .

    اگر به تاریخ و افسانه های اساطیری به دقت توجه شود . قصه باغ نمرود و شداد ( که بهشت موعود را تصویر کرده است ) بیانگر مسیر تاریخ باغ سازی است و به حدود بیش از سه هزار سال قبل از مسیح می رسد . ولی در رهگذر تاریخ ، زمان فراعنه و حضرت موسی ، نمایانگر آن است که در اطراف رود نیل باغهای مشجر زیتون و طرحهای هندسی بیسیاری معمول بوده و در اطراف معابد ، مقابر و کاخ ها درختان کهن همراه با گیاهان زینتی معطر ، پیچک ها و گیاهان رونده کاشته می شده است . اگر توجه کنیم در مورد هنر باغ سازی در سیر تاریخ ، یکی از عجایب هفتگانه باغ های معلق بابل بوده که بخت النصر پادشاه بابل برای ملکه خود در ششصد سال قبل از میلاد مسیح ساخته است .
    آنطور که در داستان ها آمده است این باغ ها پنج طبقه بوده و به فاصله پنجاه پله بر روی هم قرار داشته اند که در هر طبقه آن درختان بزرگ و گیاهان زینتی کاشته بوده اند . ولی اکنون آثاری از آن برجای نمانده است . برخی از محققین بر این عقیده اند که باغ های تفریحی پارسیان و مصریان در طول تاریخ مخصوصا قبل از میلاد مسیح ، بزرگترین منبع الهام بخش هنر باغ سازی در یونان قدیم به ویژه در دوران افلاطون و ارسطو ، بوده است .
    در یونان قدیم اینگونه پارک ها و باغ ها محل تجمع فلاسفه بوده است . در مورد باغ های پیش از میلاد مسیح مدارک و اسناد بسیار وجود دارد ، از آن جمله اظهار نظر پلانو در مورد باغی که در آتن در چهارصد سال قبل از میلاد مسیح در شهر ویولت بوده و در آنجا با سقراط به بحث می پرداخته است . پلینی در کتاب کار طبیعی که مبنای گیاه شناسی دارد از باغ های بزرگ و وسیعی که در روزگار روم قدیم وجود داشته سخن به میان آورده است و در آن از باغهای پوشیده از گل ها ، جدول بندی و نوعی طرح قرینه بحث می کند .

    بطور کلی سبک باغهای قدیم روم به گونه ای گسترش یافت که در دوره ما بصورت باغچه ها و تراس بندی مرسوم گشت . امروزه کم و بیش در بسیاری قسمتهای ایتالیا می توان باغهای تراس بندی شده که متاثر از تاریخ است مشاهده نمود بایستی گفته شود در قرون وسطا نیز هنر باغ سازی توسعه چندانی نیافته ولی به تدریج در طول قرون رو به تکامل نهاده و به نوعی تکامل یافته است . شاید اینجا مناسب باشد به زیبا ترین باغ پس از اسلام اشاره شود که باغ قصر الحمرا می باشد . این باغ در جنوب اسپانیا و نزدیک به گرانادا واقع شده است در این باغ حوضچه ها و حوض خانه هایی که در حد وسط ساختمان و فضای آزاد است احداث شده یکی از شاهکارهای مهم آن نحوه آب رسانی و استفاده از نی و کانال می باشد . در این باغ اتاق هایی همانند تراس ها سرپوشیده با گیاهان سبز ، نحوه ارتباط فضای داخل و بیرون را مشخص می کند به طور کلی سبکی که در این باغ به کار رفته کاملاً ایده های شرقی داشته و وجود آب نماها و فواره ها در بیرون و داخل ساختمان ، دلیل بارزی از ورود طبیعت به داخل ساختمان می باشد .

    هنر پارک و باغ سازی از اوئل قرن سیزدهم به تدریج رو به تکامل نهاده است آثار آن بصورت تابلوهای نقاشی در موزه های انگلستان و فرانسه دیده می شود در اواخر قرن شانزدهم و اوائل قرن هفدهم که دوران جهش های بزرگ علمی طبیعی و فلسفی است ، سبک ها و روشهای باغ سازی اختصاصی ، دربعضی از ممالک مشخص گردیده و از همین قرن حفظ فضای سبز و طرح و ایجاد مکانهای زیبا جهت زیبا سازی محیط برای متخصصین و مردم عادی مفهوم یافت . بنابراین ساخت قصرهایی در میان انبوهی از درختان جنگلی که متداول بوده به تدریج منسوخ گشته و سعی در آن نمودند که اطراف ساختمان فضایی باز گسترده ایی همراه با گلهای دائمی احداث نمایند .

    آثار تاریخی زیبایی در طول تاریخ پدید آمده که کم و بیش تعدادی از آنها با بازسازی باقی مانده است . بعنوان مثال باغهای ورسای ، لوکرامبورک و تویلئری ، سبک های اختصاصی در طراحی آنها به کار رفته و مشابه آنها در ایتالیا ( سرزمین هنر معماری و طراحی ) و انگلستان و اتریش و ... وجود دارند مناسب است برای آشنایی با سبک طرح های که کم و بیش جنبه تاریخی و اصولی دارند و در بسیاری از کشور های اروپایی و مشرق زمین باقی است تعدادی را مورد بررسی قرار دهیم .

    منابع
    ویرایش به دست itsamemar : 10-04-05 در ساعت 14:52
    پرم از ناگفته های یک سوسک واژگون...
  7. #19
    itsamemar آواتار ها
    عضو برجسته
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    محل سکونت
    خرمشهریم
    فرسته‌ها در انجمن
    601

    پیش فرض سبک باغ سازی ایتالیا:

    در یکی از شش جلد کتاب پلینی چنین آمده است که در روزهای اقتدار روم ، پرورش گلها و گیاهان فقط به منظور تهیه عطر و دارو بوده است . همچنین در روزهای جشن و اعیاد لباس لژیونرها توسط گیاهی بنام پالیدا دالماتیکا معطر میشده است . بطور کلی باغ های روی ترکیبی از مجموعه درختان زینتی و پوشش هائی از گیاهخانی مانند مورد و شمشاد ایلکس بوده است . در این باغ ها سنگ ریزه ها انواع صدف های دریائی را برای تزئین بکار می بردند و بتدریج در طول تاریخ ، کاربرد مجسمه در باغ ها و پارکهای اطراف قصر ها مرسوم گردید .
    در زمان های بسیار دور قبل از آنکه اولین باغ توده ای در انگلستان بوجود آید ، طراحی باغ در ایتالیا ، همانند دیگر تغییرات محیطی دوره تحولی وسیعی را شروع کرد و سبک مزبور بتدریج تا اوائل قرن شانزدهم به کشور های مجاور مانند فرانسه برده شد . بعنوان مثال چارلز هشتم در سال 1495 از ناپل ، به خانواده اش در پاریس می نویسد " شما نمی توانید تصور کنید که چه باغ های زیبائی در این جا وجود دارد و من آنها را دیده ام " چارلز تعدادی از افراد ورزیده و متخصص در این زمینه را از ایتالیا به فرانسه برد و باغ قصر سلطنتی فرانسه را همانند آنهائی که در ایتالیا دیده بود احداث نمود . بنابراین انواع باغهای ایتالیائی خود راهنمائی در قرن پانزدهم وشانزدهم برای احداث باغها و پارکها در اروپا شد که نوعی گسترش فرهنگ و خصوصیات ایتالیائی را نشان می دهد . از این تاریخ به بعد در انواع طرحههای باغبانهای انگلیسی و فرانسوی بخوبی رد پای سلیقه افکار ایتالیائی ها و هنر طراحان آن باقی است . حال اگر بطور خلاصه در مورد معماری باغهای ایتالیائی بخواهیم سخنی به میان آوریم باید گفته شود ، باغهای با وسعت بسیار ، تراس بندی ، بنوعی متاثر از سبکهای معماری همراه با مجسمه ها ، درختان ، درختچه های دائمی و گلکاری های حاشیه ای در فضای باز مرسوم شده بود . امروزه سعی می شود در طراحی های جدید تغییرات زیادی نسبت به طرح های گذشته داده نشود ، ولی چگونه می توان بطور مطلق و یک سویه قضاوت کرد زیرا این طبیعی است که روان و احساس انسان فارغ از تاثرات مسائل زمان خود نخواهد بود . در هر حال در دوره رنسانس رعایت قرینه سازی در طرح ها مرسوم بوده لذا هر نوع تغییرات کوچکی که ممکن است تصور شود و بفکر طراحان خطور نماید ، نشانه ذوق و سلیقه خاص هنری مردم می باشد . در پارکهای کلاسیک ایتالیائی ، گاهی سعی شده است که از مساحت های کوچک حداکثر استفاده را بنمایند .
    بعنوان مثال باغ لاگامبرایا در نزدیکی فلورانس را می توان نام برد . در این باغ حاشیه های زیبای گل کاری همراه با ، پرچین ها جلب توجه می کند در زمان جنگ جهانی دوم این باغ به تصرف آلمانها در آمد قسمتی از آن از بین رفته و دوباره بازسازی شده است ، همان طوری که در بالا گفته شد برخی از باغها و پارکهای ایتالیا بصورت تراس بندی می باشد ، بعنوان مثال باغ باروک که در دامنه یک تپه مانند پر طاوس جلوه گری می کند . این پارک داری چشمه های متعدد و پله های زیبای است و در بلندی آن آبشار زیبایی وجود دارد در این باغ سرو های بلند سر به آسمان کشیده ، زیبایی خاصی را پدید آورده و به عبارت دیگر یکی از زیبا ترین باغهای ایتالیا است که متاثر از طرحهای دوره رنسانس می باشد .



    منابع
    ویرایش به دست itsamemar : 10-04-05 در ساعت 14:51
    پرم از ناگفته های یک سوسک واژگون...
  8. #20
    itsamemar آواتار ها
    عضو برجسته
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    محل سکونت
    خرمشهریم
    فرسته‌ها در انجمن
    601

    پیش فرض سبک باغ سازی انگلستان

    بطور کلی دوران جدید باغ سازی در انگلستان از سال از 1519 شروع شده است . در طرح های سنتی و قدیمی انگلستان سعی بر این بوده که از خطای چشم در مورد ترکیب رنگها ، کاشت درختان و درختچه ها با نظم ردیفی پشت سرهم و همچنین ایجاد تپه ماهور ، برکه و یا دریاچه های مصنوعی استفاده شود در این گونه طرحهای کلاسیک قدیمی خیابانهای باریک و از دو طرف پوشیده از درختان و همچنین کاشت تک درخت در فضای بزرگ مرسوم بوده است سبک باغ سازی در اواخر سلطنت الیزابت اول همچنان ثابت بوده و تغییرات چندانی پیدا نکرده است . براساس تاریخ باغ سازی به سبک انگلیسی از اوائل سلطنت جمز اول ( 1625 – 1603) آغاز شد و در این سبک پیاده رو ها عریض تر بوده و مقدار گل کاری کمتر بوده است . اولین باغ گیاه شناسی انگلیس در سال 1620 در دانشگاه آکسفور احداث گردید در همین اوان در فضای کوچک اطراف خانه های مسکونی و نیز گاهی از جعبه های گل در اطراف پنجره استفاده نموده اند .
    بطور کلی هنر باغ سازی در انگلستان به نوع در فرهنگ رومانتیک انگلیسی هم بستگی داشته ، مدعان این مطلب نیز ایجاد باغ وپارک که خصوصیات و دور نمایی تابلوی نقاشی را نشان دهد ، بیشتر مورد پسند واقع می شده است در هنر پارک و باغ سازی شاید بتوان گفت تحت هر شکل و طرح در طول تاریخ جای خاص دارد که به ابتکارات فردی متعلق است . بنابراین از دیدگاه ویلیام کنت در سال 1685 ، فکر ایجادپرچین در اطراف باغها بر مبنای فلسفه "همه طبیعت یک باغ است" در منطقه ایی به نام روسام در آکسفور پدید آمد . همچنین به دنباله این مکتب و طرز فکر لانسلوت بروان ابتکار استفاده از چهار چوب هایی در اطراف پارکها به مرحله عمل در آمد به دنباله آن هامفری رپتون (1818-1752 ) به نوعی دگرگونی در سیستم باغهای رسمی و مصنوعی را در قرن 18 پدید آورد او سعی داشت که باغها نشانه و نمایان گر کامل حالات کوچک و خصوصیات طبیعت باشد به نظر من این خود نوعی برگشت به طبیعت است و لمس و درک بیشتر آن تولد دیگری برای بشر می باشد شاید امروزه درک اینگونه افکار عمیقاً ریشه های رومانتیکی پیدا کنند ولی هرگز با هیچ تلاشی نمی توان بشر را از دامن واقعی طبیعت جدا کرده و دور نگاه داشت . هامفر رپتون سعی بر آن داشته که سطح چمن کاری در باغ زیاد و از انبوهی کاشت درختان و درختچه ها خسته شوند به عبارتی دیگر کشت متعادلی از درختان را توصیه کرده است . شاید بتوان گفت روبینسون مخترع حاشیه گل کاری در باغ و پارک است و گرترود جکیل معماری بزرگ و آگاه در مورد چگونگی کاربرد مجسمه ها در باغ ، ایجاد پله های پوشیده از خزه و داربستهای پوشیده از گل نام برد .
    خانم جکیل ابتکاراتی از قبیل محل های سرپوشیده برای استراحت که پوشیده از گیاهان معطر بود ناگفته نماند که سبک باغ سازی در انگلستان کم و بیش متاثر از سبک های ایتالیایی و فرانسوی بوده ، باید اضافه کرد باغهای انگلیسی از تاثیر افکار و ایده های خاور دور بی بهره نبوده مخصوصاً در قرن هجده هم این تاثیر با مسافرت اروپائیان به خاور دور شکل گرفته است . بعنوان مثال کارویلبام چمبر در احداث باغ گیاه شناسی سلطنتی کیو را می توان نام برد .
    طرح مزبور آمیخته ایی از سبک انگلیسی و سبک باغهای خاور دور است و امروزه اینگونه باغ سازی در انگلستان به نام باغ سازی انگلیسی معروف می باشد . در انگلستان باغهای قدیمی و پارک های افسانه ایی بسیار می باشند . بهمین دلیل امروز تعدادی از آنها جزء منابع طبیعی ملی ، منابع طبیعی ناحیه ای ، منابع طبیعی جنگلی و منابع طبیعی خصوصی دسته بندی می نمایند به عنوان مثال باغ زیبای لوانس هال ، دروست مورلند است که دارای پرچین های زیبایی از شمشاد و درختان مورد می باشد و درختان زیبای راش آن که حدود 15 پا بلندی دارد همچنان تا امروز باقی مانده اند . باغ ویلت شیر در استوحد در دشت سالسبوری قرار دارد که در قرن هجدهم بوجود آمده است . در زمان سلطنت ژرژ اول (1714) و پسر او هنری دوم معماری دور نما در آنجا پیاده شده و در زمان وی جنگل های مصنوعی احداث گردیده است . درختان آن از قبیل نراد و راش بوده و امروزه راش های عظیم آن با تنه های نقره ای 200 ساله زیبایی خاصی را دارا می باشند . همچنین در این باغ یک معبد گل زیبائی که با سنگ های طلایی و پرده ایی از برگ درختان سبز آرایش یافته وجود دارد بنابراین مثالهای بسیاری وجود دارد که در این جزوه مورد بحث نمی باشد در هر حال امروزه در باغ های انگلیسی طرح هایی اجرا می شوند که با تکیه بر عدم تقارن و ایجاد پرچین های کوتاه حفظ درختان کهن ایجاد استفاده از وسائل مدرن و تاثر از تکنیک های پیشرفته قرن حاضر در طبیعت دخل و تصرف نموده اند .


    منابع در فایل ضمیمه


    پرم از ناگفته های یک سوسک واژگون...
  9. #21
    itsamemar آواتار ها
    عضو برجسته
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    محل سکونت
    خرمشهریم
    فرسته‌ها در انجمن
    601

    پیش فرض سبک باغ سازی فرانسه

    استیل باغ سازی در فرانسه ، استیل جدیدی نیست و هماناست که از قرون اگوست رنسانس باقیمانده است. در قرون وسطی تقسیم باغ ها بسیار ساده و بصورت ابتدائی بوده. در عهد رنسانس باغها بزرگتر و ترکیب درختان متنوعتر گردیده است. در این طرح ها از ایوانها ، طارمی، نردها ، پله ها، حوض ها و مجسمها استفاده شده و درختان از سبک منظم و مرتبی برخوردار هستند. در این استیل دیواره ها سبز ، ضخیم ، بلند ، راه روها بصورت سر پوشهای سبز و طویل و نرده های چوبی کناری مرسوم بوده است. در این دوره سعی می شده که روش باغبانی و باغداری ارزان ، ساده باشند و امکان انطباق با فضا رعایت گردد . گلکاری معمولاً به شکل باغچه های مربع مستطیل ، کم وبیش وسیع با اشکال هندسی با اندازه بزرگ باشد (از اوائل قرن وسعت باغها کمتر و کوچکتر شده است)
    در معماری و بنای باغها به هیچ وجه نمی توان جنبه تزئینی و نیازمندی به جزئیات را درآن از نظر دور داشت. امروزه غالباً از بعضی جزئیات و یا در برخی مراحل از استیل گذشته استفاده می شود و خود بصورت باغچه و باغ فرانسوی مورد بحث قرار می گیرد.
    باغ فرانسوی عبارت از فضای بزرگتری است که ار چند باغچه به اندازه های مختلف و با استفاده از مجسمه ها ، آب نماهائی که به نظم در آمده اند یک مجموعه را تشکیل می دهد.این گونه باغها را در زمین های صاف و هموار و یا در زمینهای شیب دار در انتهای یک ساختمان یا یک قصر احداث می کرده اند.
    امروزه در باغچه های جدید فرانسه اشکال هندسی ، خیابانهای منظم متقاطع یا غیر هندسی مورد نظر می باشد. حاشیه ها و مرزبندی در باغچه ها بصورت کشیده وممتد نیستند و در فواصلی که تک درخت ها برروی آن کاشته می شود گاهی حاشیه ها و یا مرزها بوسیله درختان از یکدیگر جدا می شوند. حداکثر عرض حاشیه ها بستگی به اهمیت باغچه داشته ومعمولاً از 5/2 متر بیشتر نیست. در اینگونه باغها ، باغچه ها ی شنی و یا حاشیه های شنی را بطور منقطع و پراکنده ایجاد می کنند.فضائی که برای چمن در نظر گرفته می شود صاف یا فرورفته است.
    گاهی با استفاده از سبکهای قدیمی انگلیس در روی برجستگی ها مجسمه هائی قرار می دهند و گاهی براساس بدست آوردن اقطار زمین تک درختهائی را غرس می کنند. قصرهائی که در قرن بیستم در فرانسه ساخته شده، برای فضا سبز آن سعی کرده اند باغچه ها بصورت مستطیل های باریک ، کشیده و هماهنگی گلکاری در آنها رعایت شود، بطور کلی از جهت طول در مقابل ساختمان قرار گیرند. فرانسوی ها استفاده از مجسمه ها ، گلدانهای سنگی (که بالاتر از سطح زمین قرار می گرفتند)، غرس درختان در اطراف باغ و خیابانها را جزئی از ترکیب یک باغچه می دانستند ضمناً سعی داشتند که استیل منظم همراه با تناسبهای هندسی و ترکیب رنگ گلها را رعایت نمایند.
    در اوائل قرن شانزدهم سبکهای ایتالیائی بنوعی در هنر باغ و پارکسازی فرانسه رسوخ نمود بنحوی که دراطراف قصرها ، طرحهای به مرحله اجرا در آمد و در آنجا انواع گیاهان زینتی ، درختچه ها نزدیک به یکدیگر کاشته شده و دیواره سبزی را همانند پرچین ها بلند ایجاد نمودند. اشکال هندسی در طراحی (گلکاری ، چمنکاری، راهروهای شنی ، استفاده از شمشادهای پاکوتاه در تنظیم اشکال هندسی برای بیان بهتر حالات قرینه سازی در باغچه ها) بطور چشم گیری بکار گرفته می شد. اینگونه باغچه ها را پارتر (پارترها شامل قطعات گلکاری و سبزیکاری و درختکاری ، آب نما ها ، حوض خانه و محل استراحت می باشد) می گفتند.کاربرد این گونه طرح تا اواخر قرن هفدهم و اوائل قرن هجدهم بسیار متداول بوده است. برای آنکه موضوع روشنتر گردد، باید گفته شود که در آغاز طراحان کوشش می کردند خطوطی که برای انواع طرحها در نظر گرفته می شوند کاملاً منظم و طرحهای هندسی (مربع، مستطیل و زاویه دار) بنحوی گویا و شخص نشان داده شوند . ولی بتدریج این خطوط در طرحها ، انحناهای یافته و گیاهان مناسبی انتخاب شدند و مناظر بدیعی خلق شد. بطور کلی در اوائل دوره رنسانس ، باغسازی در فرانسه تعریف خاصی داشته، که عبارت از مجموعه باغهای مختلف و متعدد است و این مجموعه از معماری غیر قرینه برخوردار بوده است ، شاید بتوان گفت که قبل از آن اصولاً باغها در فرانسه از نکات محور سازی به دور بوده و ایده، این گونه طرحها از ایتالیا به فرانسه آمده است. طراحان و معماران معروفی درهنر باغسازی در فرانسه بوده اند از قبیل : آندره لونتر ، ژاک بارودری و کلودمله که شاهکار برخی از آنها با تغییرات کوچکی که هنوز باقی است. باید گفته شود اولین شاهکار آندره لونوتو باغ ولو ـ وی ـ کنت می باشد که در زمان لوئی چهاردهم در آن باغ نمایش نامهای از مولیر اجرا شده است. در این باغ از مجسمه ها و چشمه های کوچک استفاده و همچنین اقدام به ایجاد پیاده روهائی که نسبت به ساختمان شکل محور اصلی را دارد کرده است. دیگر از کارهای لونوتو ترمیم باغ توئیلری است که توسط بارودری و آندره موله و کلودمله در زمان هانری لولی سیزدهم احداث شده بود. لونتر با دخل و تصرفاتی که در آن انجام داده آنرا بصورت شاهکاری در آورده که امروزه قسمتی از آن باقی مانده است.
    باغ لوکزامبورک یکی دیگر از کارهای بارودری است او در طرح این باغ موضوع محور سازی را بنحوی که منتهی به محور ساختمان می شود تطبیق داده و در اطراف ساختمان تراسهائی را ایجاد کرده است. این تراسها در فاصله بین باغ و ساختمان واقع شده اند. این هنرمند و دیگر همکاران او برای باغچهای گل طرحهای از مربع ، مستطیل ومنحنی هائی که با یک دیگر تلفیق می شدند طراحی کرده اند. همچنین استفاده از خطوط متقاطع برای پیاده رو ها را مورد توجه قرار داده اند.
    بارودری استفاده از خیابانها مستقیم را در روی محورشبکه خیابانهای منحنی از آن جدا می شد، مورد بحث قرار داده و طرح استحاله اشکال شطرنجی را به اشکال منحنی و گردپیش کشیده است.
    آندره موله در هنر مهندسی باغ به موضوع باغ های محوری تکیه کرده و قسمتهای منحنی خیابان های فرعی که خیابانهای اصلی را قطع می کنند و در انتها به مجسمه یا آب نماهای کوچک ختم می شوندپیشنهاد کرده است.
    شاهکار دیگر لونوتر در امر باغ سازی که شاید بزرگترین اثر او در طراحی باغ باشد، اجرای نقشه باغ معروف ورسای است. احداث باغ مزبور در سال 1661 شروع شد ودر سال 1689 (لوئی چهاردهم یک طرح راهنما برای بازدیدکنندگان از باغ نوشت) پایان یافت.
    در باغ ورسای نکته قابل ملاحظه نوعی هم آهنگی و توجه به رعایت اصول محور اصلی در باغ می باشد، بدین ترتیب هنگامیکه از سالن اصلی ساختمان وارد باغ می گردیم، در طرفین یک محور حوض و بعد ازآن اختلاف سطحی تراس مانند به چشم می خورد.پس از آن محوطه بزرگ باغ و حوضهائی متعدد وجود دارد. در اطراف آن مجسمه ها، فواره ها ، درختان شکل داده شده (فرمبک) و سایر وسائل تزئینی بانظم و ترتیب خاصی قرار دارند. در قسمت دیگر که دنباله فضای فوق است سراشیبی یک خیابان (یک محور عمودی) وجود دارد که دو طرفه و در وسط دارای باغ و باغچه می باشد. پس از آن فضای باز و گسترده ای است، که مجسمه هائی مرکب از انسان واسب گذارده شده است . آبراه بزرگی که در فواصل معین توسط خیابانهای عمودی قطع می شود و در هر فاصله آب نماهائی با ترکیب جالب در نظر گرفته شده است. در قسمت دیگر محوطه ای را که دور تا دور آن مجسمه ها احاطه کرده اند برای استفاده از موزیک در نظر گرفته شده، همجنین در ناحیه دیگر آمفی تاتری را ایجاد کرده اند که در آن نمایش موزیک و فواره اجرا می گردد(این پدیده خود عرضه سبک جدیدی در هنر موزیک و آب می باشد). تقلیدهای بسیاری از باغ ورسای شده است معمولاً در بیشتر باغهائی که بعد از آن بوجود آمده اند می توان برخی از تاثیرات طرح این باغ معروف را بر روی طراحان و هنرمندان بعدی مشاهده کرد. از باغهای که صد در صد با تقلیداز این طرح بوجود آمده اند می توان باغی را در لنینگراد ذکر کرد ، همچنین از باغی در اطریش نام برد. در طرحهای لونتر از آلاچیق هائی با مساحت های مختلف ، حفظ درختان بصورت پاکوتاه وهرس شده ، غرس تک درخت و توده ای می توان نام برد که خود سبک خاصی را ابداع می کند . طرح گلکاری بصورت حاشیه ای کشیده ، طویل، همچنین تپه مانند و خیابانهائی که به بیشه منتهی می شده عرضه شده است. امروزه سعی شده طرحهای این هنرمند در باغ ورسای حفظ شود ولی در برخی از قسمت های باغ بعنوان ترمیم آمیختگی هائی بین خطوط هندسی منظم، نامنظم و گاهی بودن تقارن پدید آمده است.
    باغ ورسای در طول تاریخ دست خوش تغییرات کوچک و بزرگی توسط پادشاهان و متخصصین قرار گرفته از جمله پس از مرگ لوئی چهاردهم، لوئی پانزدهم تغیراتی در داخل قصر داده و ساختمانهای کوچکی درباغ احداث کرده است.
    همچنین باغ گیاه شناسی در تریانون درست نمود که خانم په پادور و آرشیتکتی بنام گابری یل آنرا توسعه دادند. در زمان لوئی شانزدهم نیز درختان نمدار بسیاری در آن غرس شده است . و بعدها بسیاری از درختان نمدار قطع شده و به جای آن افرا و چنار و درخت سدر کاشته اند. باید اضافه کرد شخصی به نام کنت ودکارامان قسمتی از باغ را بصورت باغ انگلیسی و چینی درست نمود.با این تغییر مورد تفقد ماری آنتوانت قرار گرفت .ضمناً در باغ ورسای معبد عشق را شخصی به نام میک ساخته است.
    پس از انقلاب و سقوط پادشاهی در فرانسه ، باغ ورسای مورد کم لطفی انقلابیون قرار گرفت وبسیاری از درختان و چمنهای آن خشک شده و از بیت رفتند. ولی خوشبختانه طرح اصلی باغ و پاترنها بدون تغییر باقی ماندند. این باغ امروزه یکی از شاهکارهای تاریخ باغسازی و تاثیر هنر باغسازی ایتالیا در فرانسه می باشد.
    شاید بتوان گفت خود طرح و سبک جدیدی است که نتیجتاً الهام بخش بسیاری از طرحهای تفکیکی در زمان حاضر می باشد.




    منابع
    پرم از ناگفته های یک سوسک واژگون...
  10. #22
    itsamemar آواتار ها
    عضو برجسته
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    محل سکونت
    خرمشهریم
    فرسته‌ها در انجمن
    601

    پیش فرض سبک باغ سازی روسیه:

    برای شناخت این سبک بعنوان مثال می توان طرح فضای کاخ پترهوف در لنینگراد را نام برد . این باغ به پیشنهاد پیترکبیر وتوسط لوبلوند و همکارانش با فکر و ایده های فرانسوی ، طرحی همانند طرح باغ ورسای فرانسه تهیه و در سن پترزبورگ اجراءنمودند . طرح مزبور را در فضائی به مساحت بیست و پنج کیلومتر مربع در روی تپه ای ، مشرف به دریا ، با درختان متنوع از قبیل نارون ، افرا ، راش ، نمودار و درختان میوه پیاده کردند . باغ مزبور با وجود سرمای روسیه و مصاعب و صدمات جنگ هنوز پا برجاست و معرف به باغ پترهوف می باشد . یکی از خصوصیات جالب این باغ تراس بندی هایی است که بصورت بیشه زارهای فرانسوی احداث شده و در انتهای هریک از این بیشه ها ، پاویلونی هائی ساخته شده است .کارهای لوبلوند در زمان حیات او پایان یافت ولی افکار و نظریات او همچنان در طول زمان اجرا گردیده از آن جمله ایجاد ساختمانی با طرح هلندی در کنار دریا بود در این باغ مجسمه ها ، چشمه ها و آبشارهای زیبایی که کاملاً الهام از طرح های فرانسوی گرفته ، اجرا گردید . در طول دوران جنگ دوم قسمتی از باغ مزبور از بین رفته ولی امروزه مرمت های بسیار زیادی در آن شده است باغ که یکی از آثار هنر پاک سازی در روسیه می باشد ، خود بهترین نشان تاثیر فرهنگ غرب در طول تاریخ است.

    منابع
    پرم از ناگفته های یک سوسک واژگون...
  11. #23
    itsamemar آواتار ها
    عضو برجسته
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    محل سکونت
    خرمشهریم
    فرسته‌ها در انجمن
    601

    پیش فرض سبک باغ سازی ژاپن :

    مهمترين عنصر در باغ اروپايى هندسه است. هندسه (يا تفكر) در باغ اروپايى نقش تعيين كننده اى دارد. هندسه آن قدر اهميت دارد كه حتى شمشادها در باغ اروپايى فرم ديوار پيدا مى كنند. حتى گياه را وادار به ايفاى نقش به صورت يك جسم مصنوعى مثل ديوار كرده اند. كوشك ها در باغ اروپايى در نقاط بلند و مرتفع ساخته مى شوند تا احاطه كامل بر روى باغ و طبيعت داشته باشند با اين كار مقام انسان برتر از طبيعت و بالاتر از آن قرار مى گيرد).
    اما در باغ ژاپن همه چيز برعكس است. در آنجا از فرم هاى هندسى منظم خبرى نيست. با اين كه همه درخت ها و گياهان با فكر، طرح و نقشه كاشته مى شوند اما خبرى از نظم هاى هميشگى نيست. گويى اين درخت ها و گياهان خودرو بوده اند. كوشك ها نيز كاملاً هم سطح طبيعت و گاهى در پائين ترين سطح باغ يعنى هم سطح درياچه ساخته مى شدند. در اين مقايسه مى بينيم كه ژاپنى ها چقدر خود را نزديك و در طبيعت مى بينند. انسان بخشى از طبيعت است نه فراتر
    از آنجاویکه سبک باغسازی در خاور دور ( چین و ژاپن) بر مبنا و اصول خاصی قرار گرفته و قدمت تاریخی به 2500 سال قبل از میلاد مسیح ( در چین) می رسد ، پرورش گیاهان داروئی و حفظ فضای سبز ، قرن ها مبنای فکری و منبع الهام علاقمندان به طبیعت بوده است .
    افکار فلسفی و مذهبی در طول تاریخ خاور دور بنوعی در هنر تاثیر نهاده است . آن چنانکه پس از ظهور بودا و آشنائی هنرمندان با عقاید و افکار فلسفی او طراحان به طبیعت نزدیکتر خود را حس کردند و نمایانگر این حالات در طرحهای تقلیدی آنها از طبیعت می باشد . بطور کلی باید مناظر باغها در مقیاس کوچکی از فرمهای آزاد طبیعت شکل گرفته باشد . بنابراین می توان چنین دریافت که هر آنچه در باغ و پارک به کار گرفته می شده خود مفهوم خاص و بیانگر نکته ایی از واقعیت های موجود در طبیعت بوده است و براساس خصلت و امکان بهتر زیستن ثروتمندان سبب می شد که آنها بتوانند به سهولت قسمتی از طبیعت زیبا را به ماوای خویش ببرند و از این رهگذر در اطراف قصرها و بناهای بزرگشان زیبایی هایی از طبیعت را به اشکال مختلف جمع کنند و همچنین در اطراف معابد براساس انگیزه و احترامات مذهبی ، پارکها و گلستانهایی با نهایت سلیقه ، که نشانه خلوص در آنها بود طراحی می کردند .
    براساس طبیعت ظریف و دقیق ژاپنی ها ، گرایش سمبلیک به گیاهان و بعلاوه خصوصیات طبیعی محیط زیست موجب پیدایش سبک و روش خاصی برای باغهای ژاپنی شد. باغهای اولیه در ژاپن بسیار ساده و از مجموعه آبگیرها ، جزیره ها و نهرها تشکیل شده بودند . گیاهان در باغهای ژاپنی اهمیت و معنای خاصی دارند ، در برخی موارد سعی شده است که بزرگی طبیعت را بر مقیاس کوچکی بنشانند این خود از ظرافت مردمی بر میخیزد که بصورت طرحها مینیاتوری (گیاهان هماهنگ شده با محیط )به وجود می آید . این توجه اختصاص به گیاهان و حفظ دایمی آنها بر مبنای داشتن طبیعت آزاد با مقیاس کوچک را در این قسمت از خاور دور خلق کرد .
    در طرحهای ژاپنی به جای آنکه از تعداد زیادی گل و گیاه استفاده شود سعی بر این است که بین عوامل طبیعی که نقش سمبلیک دارند ، ارتباط عاطفی برقرار شوند و هر قسمتی از باغ نمایان گر گوشه ایی از طبیعت باشد مواردی که در احداث باغ های ژاپنی بیشتر مورد توجه می باشد اشکال مختلف سنگ هاو طرز قرار گرفتنشان ، آب ، گیاهان زینتی و ایجاد رابطه خاصی بین آنهاست همان طور که در قبل اشاره شد در باغهای ژاپنی سنگ ها نقش عمده ایی به عهده دارند در طبیعت باغهای ژاپنی ، یک سنگ کاملاً منظم و صاف به کار نمی رود بلکه اشکال نامنظم و سطوح مختلف سنگهاست که زیباهایی را ایجاد می کند که بطور کلی ژاپنی ها هر سنگی را که در باغ به کار می برند ، معنای بخصوصی برایش در نظر می گیرند. به نظر آنها سنگ ها ابدی هستند و معنای سمبلیک خود را حفظ کنند . هر سنگی به تنهایی رسالت و واقعیت مجزا از دیگر حقایق هستی است و فلسفه تجرید خود به شکلی در هریک از سمبل ها بیانگر می باشد بطور کلی در خاور دور ( چین و ژاپن ) مانند دیگر نقاط دنیا باغها از دو دیدگاه مورد توجه بوده اند یکی بصورت پارکها و باغ های عمومی ، دیگری باغچه های کوچک برای منازل .
    باغ سنتی سنگی ژاپنی بر اساس ترتیب منظمی از اشیاء شکل یافته اند که هدف آن خلق منظر وفضای معمارانه است یک باغ سنگی نوعی از فضا است که ارتباط تنگاتنگی با محل قرارگیری مشاهده کننده دارد. مکانی که بازدید کننده در آن به درستی از هارمونی اشیاء می رسد. یک باغ سنگی نوعی از باغ ژاپنی است که ریشهایش در فلسفه ی ذن وجود دارد. در اغلب موارد این باغ ها در نزدیکی معابد ساخت می شوند و فضای داخلی معبد – مکانی که فرصت نوعی تفکر عمیق و آرامش بخش را فراهم می کند - تا بیرون امتداد می دهد.
    بعنوان مثال باغ روایوآنجی Kyonanji به طور قطع اولین باغ سنگی به وسیله ی استاد به نام ذن "سوآمی"ساخته شده است. این باغ معروف ترین باغ سنگی ژاپنی است که نزدیک معبد"رایوآنجی"(یک معبد بودایی در کیوتو) ساخته شده است وبه نام باغ فلسفی خوانده می شود. که ترتیب سنگ ها است در این باغ سنگی زیر مجموعه ای از قوانینی هندسی باشد که بر اساس آن باغ های سنگی ژاپنی را می توان در محدوده شبکه ای هفت ضلعی ازخطوط تعریف کرد. این حقیقت دلیل هماهنگی توجیه ناپذیر واسرارگونه ای است که در باغ های سنگی ژاپنی دیده می شود. باغ در یک مستطیل کوچک محدود شده است بنابراین سنگ ها در حداقل فقط چیده شده اند اما در واقع طراحی هندسی باغ در پس محدودیت ظاهری باغ قضا را در محدوده ی وسیلی گسترش می دهند. در نتیجه یک ناظر هماهنگی و زیبایی هفت ضلعی را دریافت می کند و سنگ ها از هماهنگی کیهانی می دهند در نتیجه افسونی خلق می شد که در آن اشیاء به صورت مشخص شکل یافته اند و ناظر در نقطه ای کاملاً دقیق قرار می گیرد نقطه ای که فرصت تعمق و تفکر را فراهم می کند.باغ یک مستطیلی کوچک به طول 30 متر در جهت شرقی و غربی و 10 متر در جهت شمالی و جنوبی است فضای باغ شامل 15 سنگ به صورت نامرتب است که در 5 دسته گروه بندی شده اند اگر از نقطه ای تعیین شده به باغ نگه کنیم متوجه می شویم که ترتیب سنگ ها نوعی تاثیر هیپنوتیزم آور بر روی مردم دارد. تاثیری که به بیننده کمک می کند راحتتر متمرکز شده و در سکون به تفکر بپردازند."رایو آنجی"در قرن 15 ساخته شده و مردم در تاویل اثر جادویی این باغ برداشت ها ی غیرملموس واسرارآمیزی در مورد هارمونی و ترتیب چیدمان عناصر را ارائه داده اند.اما ترکیب باغ در قالب آنالیزهای ساده ای که در دنیا معمولند قابل توضیح نیست.به نظر می رسد راهبان ذن سعی در آشکار کردن زیبایی زندگی به صورتی غیر قابل درک در باغ داشته اند اما نباید فراموش کردکه هماهنگی بین عناصر طبیعی به هر حال یک قانون است که در تمام دنیا وجود دارد پس در این باغ هم قابل شناسایی است قانونی که در هندسه ی باغ باید به دنبال آن گشت.
    فهم راز باغ نیازمند آن است تا ما با نگاهی دیگر به باغ بپردازیم:
    شبکه ای از خطوط که به صورت هندسه ای نامرئی تمام باغ را پوشانیده اند
    مستطیل خاکستری حاشیه ناحیه ی باغ را از سایر قسمت ها جدا می کند. 5 گروه از سنگ ها در باغ دیده می شوند نقطه ای تیره در پایین تصویر مکان مشاهده کننده را نشان می دهد. این نقطه در بالاترین قسمت 7 ضلعی که شبکه ی هندسی خط ها شکل پیدا می کنند قرار دارد.

    منابع

    پرم از ناگفته های یک سوسک واژگون...
  12. #24
    itsamemar آواتار ها
    عضو برجسته
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    محل سکونت
    خرمشهریم
    فرسته‌ها در انجمن
    601

    پیش فرض بررسی ساختار 12+1 باغ ایرانی

    1- باغ فرمانيه
    2- باغ گلشن طبس
    3- باغ دولت‌آبادیزد
    4- باغ فردوس
    5- باغ نياوران
    6- باغ سعد‌آباد
    7- باغ عباس‎آباد (بهشهر)
    8- باغ چهلستون مازندران (ديوانخانه)
    9- باغ چشمه‌عمارت (حوض‎خانه)
    10- باغ‌هاي اشرف‎البلاد
    11- باغ چشمه علي (دامغان)
    12- باغ چشمه بلقيس چرام
    12+1- باغ ارم شیراز

    نوع فایل :pdf
    حجم فایل :1.73 MB

    منابع
    دریافت فایل
    پسورد فایل فشرده :www.cafedexign.com
    ویرایش به دست itsamemar : 10-04-08 در ساعت 21:45
    پرم از ناگفته های یک سوسک واژگون...
صفحه 2 از 5 نخست 1 2 3 4 ... آخرین
نمایش نتایج: از 13 به 24 از 56

اطلاعات بحث

کاربرانی که در حال مشاهده این بحث هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این بحث است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید بحث جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •