ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 5 1 2 3 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 12 از 56
  1. #1
    hkarimi آواتار ها
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    اصفهان
    فرسته‌ها در انجمن
    368

    Smile اصول طراحی باغ - ایران و جهان -

    طراحی باغ و احداث فضای سبز(بهنوش شمس الهی)

    طراحی باغ و احداث فضای سبز / مهندس غزاله روحانی.- تهران : انتشارات پارت.


    رشد شهرنشینی و افزایش جمعیت شهرها و ظهور پدیده آپارتمان نشینی سبب گشته تا مسوولین ، برنامه ریزان و طراحان شهری توجه به فضاهای سبز و رشد وتوسعه آنها را در شهرها به خصوص در کلان شهرها مورد توجه بیشتری قرار دهند اما نبایست این نکته را از نظر دور داشت که فضاهای سبز زمانی قادر خواهند بود به خواسته ها و احتیاجات شهروندان پاسخ گویند، که طراحان و برنامه ریزان شهری بر اساس مطالعات ، قواعد و اصول علمی مشخص و با آگاهی از نیازهای روحی ، جسمی و اجتماعی ساکنین هر منطقه اقدام به طراحی و ایجاد فضاهای سبز نمایند .

    این کتاب که شامل 9 فصل است، می تواند اطلاعات مفیدی را در حوزه باغ سازی و احداث فضاهای سبز در اختیار علاقه مندان قرار دهد .

    فصل اول کتاب بر اهمیت فضاهای سبز و نقش آنها در طول زندگی بشر پرداخته و ارتباط انسان با محیط زیست را در طی چهار مرحله تاریخی توضیح داده است :

    1- مرحله ای که انسان رابطه ای دوستانه و غیر خصمانه با محیط پیرامون خود داشته و بدون تخریب محیط زیست نیازهای خود را تأمین می نموده است .

    2- مرحله ای که انسان تا حدودی بر طبیعت مسلط شده و اقدام به شکار و اهلی کردن حیوانات و تهیه چراگاههایی برای دامها می نماید .

    3- این مرحله توأم است با دستیابی انسان به صنعت و تکنولوژی و رشد و توسعه صنایع مختلف و در نهایت آلودگی محیط زیست .

    4- در مرحله آخر انسان به ارزش و اهمیت فضاهای طبیعی در حفظ سلامت جسم و روان خود پی برده و در صدد احیاء و حفظ چنین فضاهایی بر می آید .

    فصل دوم به ارایه اهداف طراحان باغ و فضاهای سبز در جهت پاسخگویی به احتیاجات شهروندان پرداخته که ایجاد فضاهایی به منظور بهسازی محیط زیست ، احداث فضاهایی برای بازی و سر گرمی کودکان ، مکان هایی برای آموختن و گردهم آوردن افراد جامعه می تواند از جمله این هدفها باشند .

    مؤلف در فصل سوم کتاب خود به ارایه تاریخچه ای از باغ سازی در ایران وویژگیهای برخی از این باغها چون باغ ارم ، باغ فین ، باغ ماهان و باغ شاه گلی پرداخته و فصل چهارم را به تشریح تاریخچه و سبکهای هنر باغ سازی در جهان اختصاص داده است و هنر باغ سازی را در بابل ، یونان ، امپراطوری روم ، اسپانیا ، ایتالیا ، فرانسه ، انگلستان و چین توضیح می دهد . مؤلف اوج هنر باغ سازی را در دوره رنسانس دانسته و سبکهای آن دوره را در طراحی باغهای مدرن امروزی تأثیر گذار می داند . در ابتدای این دوره فرانسویان از سبک باغ سازی ایتالیایی ها پیروی می کردند اما بعدها خودشان به سبکی خاص جهت تزیین باغهایشان دست یافتند. یکی از ویژگیهای سبک باغ سازی فرانسویان تهیه باغچه هایی بود به نام " پارتر " که بر سطوح افقی عظیم براساس اشکال هندسی پیچیده اقدام به گل کاری و چمن کاری در فضایی بسیار گسترده می نمودند . در ابتدای ظهور این سبک در فرانسه نقوش بسیار ساده بودند اما کم کم این نقشهای ساده جای خود را به نقوش پیچیده و متنوعی دادند . شاید بتوان مهمترین ویژگی این باغها را وجود نظم و ترتیب در آنها دانست . باغهای انگلیسی نیز تا حدودی متأثر از باغهای ایتالیایی و فرانسوی بودند و " پیدایش و توسعه باغ سازی سبک خاص انگلیسی در اوایل سلطنت " جیمز اول " ، اولین پادشاه سلسله استوارت ها آغاز گردید . " در آن زمان تنها افراد متمکن قادر بودند تا اقدام به ایجاد باغ نمایند اما کم کم با ظهور سبک آزاد و کمرنگ شدن نظم و ترتیب در باغها توجه به توسعه فضای سبز بیشتر گردید و در سال 1720 میلادی اولین باغها به سبک طبیعی انگلیسی احداث گردید و در قرن 18 سبک باغ سازی رایج در چین بر باغ سازی در انگلیس تأثیر گذاشت . سنگ ، آب و گیاه سه عنصر مهم در باغهای ژاپنی و چینی بودند که هر یک از این عناصردر فرهنگ این دو کشور دارای ویژگی نمادینی بود مثلا درخت را سمبل پایداری و استقامت می پنداشتند و حتی شکل و فرم سنگها برای آنها دارای معانی نمادین بود به عنوان مثال برای احداث آبشار از 5 دسته سنگ که هر کدام براساس کارکردی که داشتند نام گذاری می شدند ، استفاده می کردند .

    " برکه" نیز مرکز توجه در باغ های چینی و ژاپنی بوده و از فانوس جهت روشنایی باغها و فضاهای سبز استفاده می نمودند .

    فصل پنجم به تأثیر اقلیم بر باغ سازی پرداخته و بر لزوم آگاهی طراحان فضاهای شهری از شرایط اقلیمی حاکم در طراحی فضاهای سبز مناطق مختلف آب و هوایی تأکید نموده است . نکاتی که یک طراح بایستی در مورد شرایط اقلیمی یک منطقه بداند عبارتند از : بالاترین و کمترین درجه حرارت ، میزان بارندگی ، توزیع باران سالانه ، شدت و جهت وزش باد و تعداد روزهای آفتابی ، برفی ، مه آلود و...

    نگارنده در فصل ششم به بیان اصول و مبانی طراحی باغ ، که البته این اصول در اکثر رشته های هنری مطرح می باشند، پرداخته ( خط ، فرم ، بافت ، رنگ ، مقیاس ، تکرار ، تنوع و تعادل ) و ویژگی منحصر به فرد باغ سازی رادر چند بعدی بودن آن می داند یعنی اینکه یک باغ از جهات مختلف قابل لمس کردن است و اجسام به کار رفته در آن با مقیاس مشاهده کنندگان تقریبا یکسان می باشد و نکته مهم تر اینکه درک ما از فضاهای سبز ( باغ ، پارک و...) در ساعات مختلف روز و در طول فصول مختلف متفاوت خواهد بود و در ادامه در قالب فصل هفتم مراحل باغ سازی را تشریح می نماید که این مراحل به ترتیب عبارتند از :

    انتخاب مکان مناسب ، بازدید از زمین و نقشه برداری ، تجزیه و تحلیل مکان ، تجزیه و تحلیل نیازهای افرادی که بیشتر از آن مکان استفاده می نمایند ، انتخاب بخشهای مختلف مجموعه باغ ( محل بازی کودکان ، محل ورزش ، محل پارکینگ ، محل رستوران و...) ، مربوط ساختن بخشهای انتخاب شده ، انتخاب گیاه ، زیبا سازی .

    فصول هشتم و نهم کتاب نیز به ارزشهای کاربردی گیاهان در طراحی فضای سبز و حفاظت از فضاهای سبز اختصاص یافته است .

    استفاده کاربردی گیاهان را می توان در قالب 4 طبقه مطرح نمود :

    1- کاربرد گیاهان در معماری ( عناصر معماری ، تقسیم فضا ، ایجاد حفاظ ، کنترل و ایجاد محوطه های خصوصی )

    2- کاربرد مهندسی گیاهان ( کنترل و تثبیت خاک ، کنترل صدا ، پاکیزه سازی هوا ، کنترل ترافیک ، کنترل انعکاس و نورهای مزاحم )

    3- کاربرد گیاهان برای کنترل شرایط اقلیمی ( کنترل اشعه نور خورشید ، کنترل باد ، کنترل باران ، کنترل درجه حرارت )

    4- کاربرد زیبایی گیاهان ( هماهنگی گیاهان از لحاظ رنگ ) : طراح بایستی گیاهان را خوب بشناسند زیرا در غیر اینصورت نمی تواند به خوبی از انها استفاده نماید باید بداند چه گیاهانی دائمی هستند و چه گیاهانی فصلی و گیاهانی را که خصوصیاتی خاص جهت بر طرف نمودن مشکلات محیطی دارند بشناسد، در غیر اینصورت نمی تواند طراحی مناسب و کاربردی داشته باشد .
    www.hkarimi.com
  2. #2
    روشندان آواتار ها
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    فرسته‌ها در انجمن
    50

    Smile اصول طراحی باغ ایرانی

    طراحی باغ ایزانی را می توان در اصول زیر خلاصه نمود.الف ) سلسله مراتب
    بر اساس این اصل فضاها و عناصر مختلف بر اساس اهمیت، ارزش کارکردی و بسیاری از عوامل دیگر در کنار هم قرار می گیرند. در طراحی اغلب باغ های ایرانی این اصل به خوبی دیده می شود. سلسه مراتب در باغ ها از سردرورودی یا گاهی میدان و آبنمایی در بیرون باغ (جلوخان) شروع و با گذشتن از هشتی و محور اصلی به کوشک باغ می رسد. این اصل را در ارتفاع، رنگ و اندازه عناصر باغ هم میتوان جستجو کرد.
    ب)تقارن
    تقارن یکی از اصول طراحی به شمار می رود که در دوران باستان در بسیاری از بناهای عمومی و مذهبی به کار رفته است. اصل تقارن را می توان کامل ترین شکل تعادل به شمار آورد که علاوه بر جنبه های زیبا شناسی از لحاظ ایستایی نیز همواره مورد توجه بوده است. در باغ های ایرانی به وفور از این اصل استفاده شده است. کوشک های ساخته شده متقارن بوده و بر روی محور یا مرکز تقارن واقع اند. اوج قرینه سازی را می توان در محورهای اصلی دید. در محور اصلی حتی درختان، درختچه ها و گل ها نیز قرینه کاشته شده اند. باغ های مستطیلی بسته به مکان قرار گیری کوشک، یک یا دو محور تقارن و پلان های مربع اغلب چهار محور تقارن دارند.
    ج ) مرکزیت
    یکی از امور مهم در ترکیب و سازمان دهی عناصر در بسیاری از فضاهای معماری مرکزیت است و غالبا برای تاکید به مهم ترین قسمت مجموعه مورد استفاده قرارمی گیرد. اصل مرکزیت بیشتر در کوشک ها دیده می‌شود. خصوصا کوشک هایی با طرح هشت بهشت. این اصل در پلان مربع با وجود کوشک در محل تقاطع محور ها، در اوج خود می باشد.
    د) ریتم
    به معنی تکرار موزون ساده یا پیچیده یک عنصر یا پدیده در یک اثر هنری است. منظور از تکرار موزون پیچیده، تکرار چند عنصر یا مجموعه به نحوی است که درک روابط و قانونمندی های حاکم بر آنها به مشاهده دقیق و عمیق نیاز دارد.
    این اصل در مواردی جوابگوی نیاز عملکردی می باشد همچون حجره های یک مدرسه یا کاروانسرا ، وگاهی بر آورده کننده نیاز زیبایی شناختی است از لحاظ بصری منظری ظریف و خوشایند پدید آورد. (سلطان زاده 1378)
    در باغ ایرانی این اصل را می توان در دیواره های حاشیه باغ، دیواره های صفحه بندی حاصل از زمینهای شیب دار و حتی در کفسازی ها مشاهده می شود.
    ه) استقلال و تشخیص فضاها
    در معماری ایرانی همه فضاها دارای استقلال و متشخص اند و هیچ فضایی منفی یا مانده از فضای دیگر نیست.
    این ویژگی که به نظر می رسد گاهی با واقعیت های کارکردی در تعارض باشد از اصول مراعات شده در نمونه‌های ارزشمند معماری ایران است. درباغ ایرانی نیز همه فضاها اعم از ساخته و ساخته نشده ، از خود هویتی به نمایش می گذارند.بطوریکه حتی فاصله میان دو فضای مستقل، خود عرصه ای کامل به شمار می‌آیدکه واجد تعریف ، هویت و عملکرد مستقل می باشد.
    و)تنوع در وحدت، وحدت در تنوع
    باغ ایرانی در عین وحدت در خطوط کلی، هندسه و مصالح اجرایی، دارای تنوع فضایی بی نظیری است.تنوع فضایی باغ با تعریف فضاهای مستقل از هم از طریق محدودسازی، تنظیم فاصله دید، بهره گیری از اشکال کامل هندسی، طرح کاشت، ترکیب بندی های متفاوت از گونه های گیاهی، کارکردهای فضایی آب، بهره گیری از مصالح و امثال آن نمود پیدا میکند. محورهای اصلی، محورهای فرعی، کرت‌ها، انواع حوض ها و فضاهای ساخته شده با نوع بسیار زیادی که ارائه می دهند نشان از یک نظم و وحدت سازی در کلیت باغ می دهند.
    ز)طبیعت گرایی و بهره گیری از منظر
    فرهنگ ایرانی انسان را جدا از طبیعت نمی بیند بلکه او را همراه باسایر عناصر طبیعت و جزء لا ینفک آن و دل سپردن به طبیعت و استفاده از مناظر طبیعی را علاوه بر اینکه پی بردن به آیات و نشانه های خدا می بیند، موجب حظ بصر و نشاط روان آدمی می داند. از این رو معماری و هنر ایران به شدت طبیعت گراست. این اصل در باغ ایرانی سبب بوجود آمدن فضاهای نیمه باز مانند ایوان و کوشک شده است که حد فاصل و پیوند دهنده فضای طبیعت (حیاط یا منظره باغ) و بخش ساخته شده می باشد. وجود فضای دنج و خلوت و پناه بردن به گوشه طبیعت در باغ ایرانی یک قاعده است، در نتیجه باغ ایرانی فضایی عارفانه و شاعرانه برای تامل به شمار می رود. وجود چشم اندازهای عمیق و باز در محورها و مسیرهای اصلی باغ، عدم وجود موانع بصری و هدف دار بودن این مسیرها (رسیدن به فضای ساخته شده یا یک نشانه بصری) بر طبیعت گرایی بیشتر صحه میگذارد.
    در نهایت ویژگی های مشترک باغ های ایرانی را می توان این گونه بر شمرد
    - تقسیم باغ غالبا به چهار بخش
    - استفاده از خطوط راست در طراحی
    - وجود یک کوشک یا بنا در مرکز یا بلندترین قسمت باغ
    - استفاده از یک جوی اصلی
    - استفاده از استخرهای وسیع به عنوان آینه و زیبایی چشم انداز مقابل کوشک
    - رابط نزدیک با طبیعت
    - کاشت درخت میوه در قسمت بزرگی از باغ
    - فقدان فضای سبز بیهوده و ... (حیدر نتاج ، 1380)

    حیدرنتاج، وحید(1380) پایان نامه کارشناسی ارشد معماری، دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران.
    سلطان زاده حسین (1378) تداوم طراحی باغ ایرانی در تاج محل،‌ دفتر پژوهشهای فرهنگی،‌تهران.
  3. #3
    ایفا آواتار ها
    کاربر
    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    فرسته‌ها در انجمن
    12

    Post باغ ایرانی در شعر حافظ

    باغ ایرانی در شعر حافظ


    در بخش اول این نوشتار با ویژگیهای شعر حافظ به صورت کلی و شیوه های مختلفی که او کلمه باغ را مورد استفاده قرار داده (از نظر لغوی) آشنا شدیم. در این بخش سایر فضاهای بیرونی از دیدگاه حافظ، عناصر سازنده باغ و رابطه آنها با حواس انسان و تغییر فصول مورد بررسی قرار می گیرد. در پایان فهرست کامل ابیاتی که در آنها موضوعات مورد بحث بیان شده، به پیوست ارائه می شود.

    ساير فضاهاي بيروني در شعر حافظبوستان (بستان) بوستان مرکب است از بو + ستان (پسوند مکان) و به معناي مکاني است پر از بوي خوش. بوستان يکي از واژه هايي است که در ادبيات فارسي به معناي باغ به کار مي رود.

    ز روي ساقي مهوش گلي بچين امروز / که گرد عارض بستان خط بنفشه دميد
    رونق عهد شباب است دگر بستان را / مي رسد مژده گل بلبل خوش الحان را
    طرف چمن و طواف بستان / بي لاله عذار خوش نباشد
    صحن بستان ذوق بخش و صحبت ياران خوشست / وقت گل خوش باد کز وي وقت ميخواران خوشست
    مرا در خانه سروي هست کاندر سايه قدش / فراغ از سرو بستاني و شمشاد چمن دارم
    سبزه خط تو ديديم و ز بستان بهشت / به طلب کاري اين مهر گياه آمده ايم
    شکر ايزد که ز تاراج خزان رخنه نيافت / بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
    در بوستان حريفان مانند لاله و گل / هر يک گرفته جامي بر ياد روي ياري
    به خلدم دعوت اي زاهد مفرما / که اين سيب زنخ زان بوستان به

    چمن

    چمن در ادبيات فارسي در دو معنا به کار مي رود: يکي راه ساخته شده در ميان بوستان و باغ (در ميان صف درختان ) و ديگري در معناي مطلق باغ. به نظر مي رسد حافظ چمن را در معناي دوم به کار برده است.

    نثار روي تو هر برگ گل که در چمن است / فداي قد تو هر سرو بن که بر لب جوست
    اي صبا گر به جوانان چمن بازرسي / خدمت ما برسان سرو و گل و ريحان را
    تخت زمرد زده است گل به چمن / راح چون لعل آتشين درياب
    جان فداي دهنش باد که در باغ نظر / چمن آراي جهان خوشتر از اين غنچه نبست
    مرا و سرو چمن را به خاک راه نشاند / زمانه تا قصب نرگس قباي تو بست
    دلت به وصل گل اي بلبل صبا خوش باد / که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست
    در اين چمن چو درآيد خزان به يغمايي / رهش به سرو سهي قامت بلند مباد
    سايه تا بازگرفتي ز چمن مرغ سحر / آشيان در شکن طره شمشاد نکرد
    شکر آنرا که تو در عشرتي اي مرغ چمن / به اسيران قفس مژده گلزار بيار
    گلعذاري ز گلستان جهان ما را بس / زين چمن سايه آن سرو روان ما را بس
    کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود / بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود

    گلستان

    گلستان مرکب است از گل + ستان (پسوند مکان) و به معناي جايي است که در آن گل بسيار برويد.

    مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقي را / لب گيري و رخ بوسي مي نوشي و گل بويي
    دوش باد از سر کويش به گلستان بگذشت / اي گل اين چاک گريبان تو بي چيزي نيست
    در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا / زلف سنبل به نسيم سحري مي آشفت
    شد چمان در چمن حسن و لطافت ليکن / در گلستان وصالش نچميديم و برفت
    يوسف گمگشته باز آيد به کنعان غم مخور / کلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور
    گلعذاري ز گلستان جهان ما را بس / زين چمن سايه آن سرو روان ما را بس
    سحر به بوي گلستان دمي شدم در باغ / که تا چو بلبل بيدل کنم علاج دماغ
    باد صبحي به هوايت ز گلستان برخاست / که تو خوشتر ز گل و تازه تر از نسريني
    شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن / تا سرو بياموزد از قد تو دلجويي
    هم گلستان خيالم ز تو پرنقش و نگار / هم مشام دلم از زلف سمن ساي تو خوش

    گلزار

    گلزار مرکب است از گل + زار (همان سار – پسوند مکان) و به معناي جاي بسيار گل است. لفظ زار براي کثرت و ظرفيت مي آيد.

    به صحرا رو که از دامن غبار غم بيفشاني / به گلزار آي کز بلبل غزل گفتن بياموزي
    باغبان همچو نسيمم ز در خويش مران / کآب گلزار تو از اشک چو گلنار من است
    شکر آنرا که تو در عشريي اي مرغ چمن / به اسيران قفس مژده گلزار بيار
    چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله / نه ميل لاله و نسرين نه برگ نسترن دارم
    چو سرو اگر بخرامي دمي به گلزاري / خورد ز غيرت روي تو هر گلي خاري
    زين خوش رقم که بر گل رخسار مي کشي / خط بر صحيفه گل و گلزار مي‌کشي

    گلشن
    گلشن مرکب است از گل + شن (کلمه نسبت) و به معناي جاي گل و مترادف با گلستان و گلزار است.
    ز خاک کوي تو هر گه که دم زند حافظ / نسيم گلشن جان در مشام ما افتد
    زلف مشکين تو در گلشن فردوس عذار / چيست طاووس که در باغ نعيم افتادست
    بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح / آندم که کار مرغ سحر آه و ناله بود
    محروم اگر شدم ز سر کوي او چه شد / از گلشن زمانه که بوي وفا شنيد
    طاير گلشن قدسم چه دهم شرح فراق / که در اين دامگه حادثه چون افتادم
    بر گلشني اگر بگذشتم چو باد صبح / ني عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم
    خيال روي تو چون بگذرد به گلشن چشم / دل از پي نظر آيد به سوي روزن چشم
    چنين قفس نه سزاي چو من خوش الحاننيست / روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم
    غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستي / نگارين گلشنش رويست و مشکين سايه بان ابرو
    بي تو اي سرو روان با گل و گلشن چه کنم / زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم
    ترسم کزين چمن نبري آستين گل / کز گلشنش تحمل خاري نمي کني

    با توجه به قرايني که در اشعار حافظ موجود است و معاني يکساني که او از تعابير مختلف اراده کرده مي توان نتيجه گرفت که او کلمات بستان (بوستان)، گلشن، گلستان، گلزار و چمن را در معناي باغ به کار برده است.
    (گلشن رضوان، باغ خلد، گلشن قدس و باغ جنان در معناي بهشت – گلشن چشم، باغ ديده، باغ نظر وحديقه بينش – باغ عالم، باغ جهان، گلستان جهان و گلشن زمانه)

    سحر به بوي گلستان دمي شدم در باغ / که تا چو بلبل بيدل کنم علاج دماغ
    مرا در خانه سروي هست کاندر سابه قدش / فراغ از سرو بستاني و شمشاد چمن دارم
    گلعذاري ز گلستان جهان ما را بس / زين چمن سايه آن سرو روان ما را بس
    ترسم کزين چمن نبري آستين گل / کز گلشنش تحمل خاري نمي کني
    شکرآنرا که تو درعشرتي اي مرغ چمن / به اسيران قفس مژده گلزار بيار
    باغبان همچو نسيمم ز در خويش مران / کآب گلزار تو از اشک چو گلنار منست
    مي گشتم اندر آن چمن و باغ دمبدم / مي کردم اندر آن گل و بلبل تاملي

    عناصر طبيعي موجود در باغ حافظ


    باغ در غزليات حافظ با عناصر طبيعي مشخصي توصيف شده است.
    درختان سرو و صنوبر، شمشاد و درختان ميوه، گلهاي فصلي، آب ، سبزه و رياحين و بلبل که نواي زيبايش گوش را نوازش مي دهد و باد اسطوره اي صبا که در بين برگها مي وزد. (حصاري که در باغ ايراني جزء عناصر اصلي است را تنها از تعبير حافظ در مورد بوستان مي توان استنباط کرد.)

    درختان غير مثمر: سرو، صنوبر، شمشاد
    درختان مثمر،ميوه: سيب، رطب
    گل، غنچه: گل سرخ، لاله، نسرين، نرگس، بنفشه، نسترن،سمن، سنبل
    گياهان خوشبو: ريحان
    آب: جوي آب، ژاله
    • باد، نسيم
    • مرغ چمن، بلبل

    باغ : نرگس، لابه، نسرين، گل، غنچه، صنوبر، سرو، ني، گياه، شمشاد، طاووس، مرغ چمن، مرغ، بلبل، جو، بو، ثمر، ميوه، باد صبا
    چمن : گل، سنبل، سمن، سرو، ريحان، شمشاد چمن، بلبل صبا، طرف، نسيم بهشت، نسيم بهار، باد
    بوستان، بستان : نسترن، بنفشه، سرو بستاني، سبزه، صحن، رطب، سيب، نسيم
    گلستان : ژاله، سايه، باد صبح، باد صبا، نسيم سحر
    گلزار : آب
    گلشن : مرغ سحر، طرف پيرامون

    باغ حافظ:
    ز روي ساقي مهوش گلي بچين امروز / که گرد عارض بستان خط بنفشه دميد
    شکر ايزد که ز تاراج خزان رخنه نيافت / بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
    باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است / شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است
    رونق عهد شبابست دگر بستان را / مي رسد مژده گل بلبل خوش الحان را
    با صبا همراه بفرست ازرخت گلدسته اي / بو که بويي بشنويم از خاک بستان شما
    نثار روي تو هر برگ گل که در چمن است / فداي قد تو هر سرو بن که بر لب جوست
    صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت / ناز کم کن که در اين باغ بسي چون تو شکفت
    گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن / چترگل درسرکشي اي مرغ خوشخوان غم مخور
    مرغول را برافشان يعني برغم سنبل / گرد چمن بخوري همچون صبا بگردان
    باد بهار مي وزد از گلستان شاه / وز ژاله باده در قدح لاله مي رود
    در اين باغ ازخدا خواهددگر پيرانه سرحافظ / نشيند بر لب جويي و سروي بر کنارآرد
    گر من از باغ تو يک ميوه بچينم چه شود / پيش پايي به چراغ تو ببينم چه شود

    رابطه عناصر سازنده باغ با حواس انسانحس بينايي

    در باغ حافظ سبزي درختان و گلها و گياهان رنگارنگ فضايي زيبا و چشم نواز پديد مي آورد که حس بينايي ما را ارضا مي کند.
    باغ نظر، باغ ديده، حديقه بينش، گلشن چشم

    خيال روي تو چون بگذرد به گلشن چشم / دل از پي نظر آيد به سوي روزن چشم
    جان فداي دهنش باد که در باغ نظر / چمن آراي جهان خوشتر از اين غنچه نیست
    مراد دل ز تماشاي باغ عالم چيست / به دست مردم چشم از رخ تو گل چيدن
    بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را / چون شيشه هاي ديده ما پر گلاب کن
    هم گلستان خيالم ز تو پرنقش و نگار / هم مشام دلم از زلف سمن ساي تو خوش
    غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستي / نگارين گلشنش رويست و مشکين سايه بان ابرو
    يار من چون بخرامد به تماشاي چمن / برسانش ز من اي پيک صبا پيغامي
    قصر فردوس که رضوانش به درباني رفت / منظري از چمن نزهت درويشان است

    حس شنوايي

    مهمترين عنصري که در باغ حافظ صدا ايجاد مي کند بلبل است.
    رفتم به باغ صبحدم تا چنم گلي / آمد به گوش ناگهم آواز بلبلي
    دلت به وصل گل اي بلبل صبا خوش باد / که در چمن همه گلبانگ عاشقانه تست
    هر مرغ به دستاني در گلشن شاه آمد / بلبل به نواسازي حافظ به غزل گويي

    حس بويايي
    علاوه بر بويي که در باغ از گلها و رياحين به مشام مي رسد خاک در باغي که حافظ توصيف کرده است خود معطر است.

    با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته اي / بو که بويي بشنويم از خاک بستان شما
    سحر به بوي گلستان دمي شدم در باغ / که تا چو بلبل بيدل کنم علاج دماغ

    حس چشايي

    حافظ به صورت مستقيم در مورد خوردن ميوه هاي باغ صحبت نمي کند. برخودرد او حتي با ميوه ها بيشتر رواني است تا فيزيکي.

    گر من از باغ تو يک ميوه بچينم چه شود / پيش پايي به چراغ تو ببينم چه شود
    کلک حافظ شکرين ميوه نباتيست بچين / که در اين باغ نبيني ثمري بهتر از اين
    کس عسل بي نيش از اين دکان نخورد / کس رطب بي خار از اين بستان نچيد
    چو طفلان تا کي اي زاهد فريبي / به سيب بوستان و شهد و شيرم

    فضاهاي بيروني و تغيير فصلبهار
    بهار حافظ فصل رويش، شکفتن و تولد دوباره است. فصلي است که گلهاي لاله و سنبل و نسرين مي رويند و مرغان عاشق نغمه سرايي مي کنند . فصلي است که زيباييهاي طبيعت در آن به نهايت مي رسد، باران بهاري زمين مرده را زنده مي کند و همه غارتگري خزان در قدم باد بهاري پايان مي يابد.

    رسيد مژده که آمد بهارو سبزه دميد / وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيد
    چمن حکايت ارديبهشت مي گويد / نه عاقلست که نسيه خريد و نقد بهشت
    بهار و گل طرب انگيز گشت و توبه شکن / به شادي رخ گل بيخ غم ز دل برکن
    رسم بدعهدي ايام چو ديد ابر بهار / گريه اش بر سمن و سنبل و نسرين آمد
    تنور لاله چنان برفروخت باد بهار / که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
    گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن / چترگل د رسر کشي اي مرغ خوشخوان غم مخور
    ساقيا سايه ابر است و بهار و لب جوي / من نگويم چه کن ار اهل دلي خود تو بگوي
    چو غنچه گر چه فروبستگيست کار جهان / تو همچو باد بهاري گره گشا مي باش
    باد بهار مي وزد از گلستان شاه / وز ژاله باده در قدح لاله مي رود

    در مقابل باد خزان زندگي را در باغ به يغما مي برد و گلها و درختان را پژمرده مي کند. زمستان حافظ فصل مرگ و نابودي است.

    پاييز
    دراين چمن چو درآيد خزان به يغمايي / رهش به سرو سهي قامت بلند مباد
    باغبانا ز خزان بي خبرت مي بينم / آه از آن روزکه بادت گل رعنا ببرد
    مي بياور که ننازد به گل باغ جهان / هر که غارتگري باد خزاني دانست
    نه هر درخت تحمل کند جفاي خزان / غلام همت سروم که اين قدم دارد
    حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج / فکر معقول بفرما گل بي خار کجاست
    آن همه ناز و تنعم که خزان مي فرمود / عاقبت در قدم باد بهار آخر شد

    زمستان
    شکر ايزد که به اقبال کله گوشه گل / نخوت باد دي و شوکت خار آخر شد
    چه جورها که کشيدند بلبلان از دي / به بوي آنکه دگر نوبهار باز آيد
    ذخيره اي بنه از رنگ و بوي فصل بهار / که مي رسند ز پي رهزنان بهمن و دي
    خوش نازکانه مي چمي اي شاخ نوبهار / کآشفتگي مبادت از آشوب باد دي
    سزدم چو ابر بهمن که بر اين چمن بگريم / طرب آشيان بلبل بنگر که زاغ دارد

    جمع بندي وقتي از هويت ايراني صحبت مي کنيم مراد فصل مشترک همه ايرانيان در طول تاريخ است. اين هويت در هزاران آيينه منعکس است و هر کدام از اين آيينه ها وجوهي از آن را نشان مي دهند. در اين ميان شعر و ادبيات جايگاه ويژه اي دارد.عالي ترين شکل هنر شعر است. و عاليترين شکل شعر غزل. معماري عالي شعري است که با آجر و کاشي سروده مي شود. باغ ايراني غزل معماري و شهرسازي ماست.
    شعر حافظ آيينه تمام نماي روح و عقيده و نگاه او به انسان و جهان و طبيعت و ماوراي طبيعت است. در اين چند نکته ترديدي وجود ندارد که او:
    مسلماني معتقد است که ايمانش آميزه اي از معنويت و رهيافت شريعت- طريقت- حقيقت است، طبعي حساس در برابر زيبايي و ظرافت و ناز و نوازشهاي زندگي دارد، براي شعر شان و اصالت مستقل قايل است و هنرش هنر قدسي است. انديشه هايش خيلي بيشتر از آنکه وحدت وجودي باشد توحيدي است. اما اوشاعر عارف است نه عارف شاعر.
    از ديدگاه اصل توحيد فضاي منفي باعث انبساط روح و توجه به عالم باطن مي شود
    حافظ کلمه باغ را در 5 معنا به کار برده است: تشبيهي از جهان، بهشت، فضاي تفکر و تعمق (باغ نظر) ، فضاي تفرج و گردش و تشبيهي از روي معشوق. باغ حافظ تمامي اين معاني را در خود جمع کرده است.
    حافظ از کلمات بوستان (بستان)، گلستان، گلزار، گلشن و چمن معنايي مشابه معناي باغ را اراده کرده است.
    باغ حافظ از عناصري چون درختان سرو و صنوبر، شمشاد، سبزه و رياحين و درختان ميوه تشکيل شده است. بلبل باغ حافظ غزل مي سرايد و باد صبا بوي بهشت را به مشام مي رساند.
    عناصر باغ حافظ با تمام حواس انسان ارتباط برقرار مي کنند.
    بهار حافظ فصل رويش و تولد است و زمستان او فصل نابودي و مرگ.

    منبع:عطیه غفوری / دانشجوی کارشناسی ارشد معماری منظر دانشگاه شهید بهشتی
    [FONT=Tahoma][SIZE=2][COLOR=black]نقد منصفانه:نقدی است،خاکستری،نه سیاه است و نه سفید.[/COLOR][/SIZE][/FONT]
  4. #4
    black rose آواتار ها
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2008
    محل سکونت
    آن سوي بيكران ها
    فرسته‌ها در انجمن
    276

    پیش فرض

  5. #5
    black rose آواتار ها
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2008
    محل سکونت
    آن سوي بيكران ها
    فرسته‌ها در انجمن
    276

    پیش فرض

  6. #6
    black rose آواتار ها
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2008
    محل سکونت
    آن سوي بيكران ها
    فرسته‌ها در انجمن
    276

    پیش فرض

  7. #7
    bouria آواتار ها
    کاربر
    تاریخ عضویت
    May 2009
    فرسته‌ها در انجمن
    3

    پیش فرض خلاصه ای از تاریخ باغ سازی

    سلام
    لطفا هر کسی هر اطلاعاتی راجب باغ سازی در هر کجای دنیا داره بین دوستان به اشتراک بزاره
    مثلا:
    ایران
    بین النهرین
    مصر
    یونان
    روم
    باغسازی در قرون وسطی
    دوران انسانگرایی
    دوره باروک
    عصر روشنفکری
  8. #8
    bouria آواتار ها
    کاربر
    تاریخ عضویت
    May 2009
    فرسته‌ها در انجمن
    3

    پیش فرض

    دوره باروک (قرن هفدهم):

    1- در هنر و معماری این دوره ، توجه به پرسپکتیوهای با نظم گریز در بینهایت جایگزین فضاهای با پرسپکتیو مرکزی و محدود دوره رنسانس (قرن شانزدهم) می شود.
    2- آثار دوره باروک از فضاهای نمایشی با پرسپکتیوهای نامحدود تشکیل شده و ترکیبی از فضاهای متضاد ایستا و پویا را ارائه می دهند
    3- در نقاشی های منظر این دوره محیط فیزیکی طبیعت با مونومان های باستانی مثل معابد یا خرابه های روم باستان ترکیب شده.
    4- اکثر هنرمندان این دوره از منظر به عنوان پس زمینه ای برای بیان موضوع اصلی آثارشان که عمدتا بناهای باستانی ، افسانه ای و اساطیری بود ، استفاده می کردند.
    5- باغ های این دوره با توجه به شکل گیری اشرافیت جدید به صورت "ویلا پارک" تجلی یافته است.

  9. #9
    bouria آواتار ها
    کاربر
    تاریخ عضویت
    May 2009
    فرسته‌ها در انجمن
    3

    پیش فرض

    بین النهرین :
    در دوران باستان این سرزمین مبین نوع ارتباط انسان با طبیعت پیرامونش بوده و ویژگی های این رابطه را عناصر زیر تشکیل می داده است.

    1- احترام به محیط طبیعی و تقدیس آن ، انسان را موظف می ساخت که تمامی فعالیتش را با طبیعت هماهنگ سازد.
    2- تقدیس طبیعت ، موجب می شد که انسان خود را نگهبان آن بپندارد و تمامی عملیاتش را با عناصر آن (خطوط ، نور و رنگهای طبیعت) همگون و هماهنگ سازد.
    3- زمین به عنوان "زمین مادر" منبع و منشا تمامی خوبی ها و زایش ها و بقای هستی تلقی می شد.
    4- آب نیز عنصری برای تولید و بقا محسوب می شد و برای رویاندن و ایجاد خنکی به کار می رفت و اهمیتی تمثیلی و معنوی داشت. نگرش و اعتقادات موجود در این زمینه ، در باغهای معلق یا پردیس های بابل تجلی یافته.
  10. #10
    خاطره آواتار ها
    کاربر برجسته
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    اورانوس
    فرسته‌ها در انجمن
    737

    پیش فرض باغ_فرش

    دوستا ن امروز یه مطلب جالب خوندم ،که تاحالا نشنیده بودم، گفنم شاید بقیه هم دوست داشته باشن بدونن که ما درگذشته چی داشتیم و الان چقدر فاصله گرفتیم از اون ارمان ها


    اعراب مسلمان در حمله سال 637 م. به کاخ مشهور پادشاهان ساسانی در سرزمین پارس ،جواهراتی بی نظیر یافتند. که در راس اد فرشی به نقش باغ بود.شکوه این فرش افسانه اسس از تمام عجایب دوران ساسانی (از قبیل صدها فیل و بناهای عظیم مثله طاق کسری و..)پیشی گرفت.
    توصیف خارق العاده ان چه در کاخ شهر تیسفون در کنار دجله دیده بودند،بعدها توسط نویسندگان ایرانی قرن دهم از قبیل طبری و بلعمی در تاریخ ثبت شد.
    این فرش به مساحت 2940فوت مربع (84*35)با طرح یکی از باغ خای سلطنتی بافته شده بود و طبق نظر محققین ، زمینه ان از نخ ابریشم بود و همچون باغی واقعی توسط کانال های اب و مسیرهای متقاطع به باغچه های گل تقسیم میشد.
    بافندگان پادشاه برای نشان دادن نقش زمین ، از نخ های طلا و برای نشان دادن اب در کانال ها از کریستال استفاده کرده بودند.
    سنگلاخ های مسیر را با مروارید نمایش دادند و در قطب های هندسی ،درختانی قرار داشتند که تنه و شاخه هایشان با طلا و نقره شکا گرفته و میوه هایشان از سنگ های قیمتی بود.
    برای نشان دادن گل های بین درختان،از جواهرات بیشتری استفاده شده بود و حاشیه فرش هم به صورت دشتی از زمرد بود.
    این فرش به دنبال دستور باف ان توسط خسرو پرویز به نام (بهار خسرو) نام گذاری شد.
    این فرش به قدری زیبا بود که نقوش زیبا و سرزنده ان خشونت شاهزادگان را به ارامش تبدیل میکرده. با این حال حتی پادشاهان هم نمیتوانند بهار جاودانی را حکم فرما کندد .. حتی اگر بهار را بافت!
    فاتحان عرب بهار ایرانی را تکه اکه کردند و بین خود تقسیم کردتدو بدین ترتیب گل سرسبد فرش ها برای همیشه از بین رفت.
    هنگامی که خسرو دستور بافت این فرش را داد ماهیت و صورت باغ ایرانی به هزار سال قبل باز میگشت.
    این ماهیت هرگز از بین نرفت و خاطره این فرش در ذهن تک تک ایرانیان باقی ماند و به رخ اعراب کشیده شد.تا جایی که اعراب در برابر این هنر زانو زدندد و به عظمت ان اعتراف کردندو
    همچنان که ابن خلدون مورخ عربی میگوید:هنگامی که اعراب از بررسی احکام مذهبی خود دست بر داشتند و به لذات زندگی واقف شدند هنر معماری را از ایرانیان اموختند.


    منبح:کتاب باغ ایرانی بازتابی از بهشت ... البته با دخل و تصرف خاطره
    گهگاهی سفری کن به حوالی دلت شاید خاطـــــره ای منتظرِ لمسِ نگاهت باشد . . . !
  11. #11
    itsamemar آواتار ها
    عضو برجسته
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    محل سکونت
    خرمشهریم
    فرسته‌ها در انجمن
    601

    Smile عناصر باغ های ایرانی

    عناصر باغ ایرانی:
    عناصر اصلی که شامل چهار عنصر ( زمین ، آب ، گیاه و فضا)هستند وقتی در منظومه فکری معماری ایرانی و با چهارچوب مفهوم و ایده باغ در کنار هم قرار می گیرند ( باغ ) را شکل می بخشند . در رابطه با زمین که یکی از عناصر اصلی باغ است به جزء شکل موقعیت های کلی ، عوامل ویژگی های دیگری همچون جنس خاک شیب و اختلاق سطح ، قابلیت آبیاری و حاصلخیزی نیز اهمیت دارد .

    زمین:

    باغ ایرانی ممکن است در یک سطح با شیب ملایم و یا زیاد ساخته شود و در صورت قرارگیری در زمینی با شیب زیاد ، معمولاً شکل باغ تحت تأثیر شکل زمین قرار گرفته و در چند سطح ساخته می شود . در این حالت امکان ایجاد آبشر ه آبشار میسر خواهد بود .از دیدگاه کاربردی اگر محیط مصنوع و از جمله باغ ایرانی را مورد بررسی قرار دهیم می‌توان دلایل زیر را برای شکل زمین آن ارائه داد. از زمانی که انسان شروع به کشاورزی نمود و برای آماده ساختن خاک، گاوآهن را اختراع کرد بر اثر تجربه به این قاعدة هندسی دست یافت که سهل‌ترین راه برای شخم زدن زمین حرکت آن در جهت مستقیم و موازی هم می‌باشد و بدین ترتیب قطعات زمین به اشکال مربع و مستطیل درآمد.
    آب:
    آب نیز که از عناصر اصلی باغ ایرانی است دست کم از سه جنبه مفهومی ، کارکردی و زیباشناختی در باغ حضور دارد. در بیشتر موارد قناتها و یا چشمه ها منبع اصلی تأمین آب باغ بوده اند و در بسیاری از موارد میزان آب و نحوه مدیریت و تقسیم آن در گذشته که معمولاً نیز بسیار دقیق صورت می پذیرفته تعیین کننده مساحت باغ بوده است . علاقه وافر ایرانیان در به کارگیری آب در باغ باعث شده تا آنها آب را به شیوه های گوناگون در باغ به حرکت در آورده و بر زیبایی و لطافت آن بیفزایند .

    گیاهان:

    گیاهان در باغ ایرانی گذشته از جنس و گونه از نظر محل قرارگیری ، طرح کاشت زیبایی و سودمندی بسیار قابل ملاحظه است . گیاهان در باغ ایرانی با اهداف متفاوتی از جمله سایه اندازی ، محصول دهی و تزئین باغ و ... به کار می روند و از آنجا که سودمندی یکی از اصلی ترین ویژگی های باغ سازی ایرانی است با بیشترین حجم گیاهان باغ ، درختان میوه و پس از آن درختان سایه افکن تشکیل می دادند . به همین نسبت گیاهان تزئینی به میزان کمتری در باغ به چشم می آیند .

    فضا یا فضای معمارانه:
    در باغ ایرانی بناها ( فضای بسته ) و فضای باز با هم تلفیق گردیده و جدای از یکدیگر نیستند و حتی شاهد آنیم که آب نیز حضور و جریان خود را در میانه بناها اعلام می نماید . در میان عناصر چهارگانه ای که باغ را شکل می بخشد ( فضا) عنصری معمارانه است که وظیفه دراد تا محیطی انسانی را ایجاد کند . در تقسیم بندی و بر اساس مقیاس می توان فضاهای باغ را به گروه هایی همچون فضاهایی اصلی مانند سر درخانه ، کوشک ، شاه نشین و یا بالاخانه و فضاهای فرعی که مجموعه فضاهایی کم اهمیت تر باغ همچون حمام ، فضاهای جنبی ، خلوتها و ... را شامل می گردند تقسیم کرد. فضاهای اصلی در هماهنگی با ساختار هندسی همواره در نقاط مهمی که هندسه باغ مشخص می نماید قرار می گیرند .

    هندسه باغ:
    طراحی باغ ایرانی را می توان در اصول زیر خلاصه نمود.

    الف ) سلسله مراتب

    بر اساس این اصل فضاها و عناصر مختلف بر اساس اهمیت، ارزش کارکردی و بسیاری از عوامل دیگر در کنار هم قرار می گیرند. در طراحی اغلب باغ های ایرانی این اصل به خوبی دیده می شود. سلسه مراتب در باغ ها از سردرورودی یا گاهی میدان و آبنمایی در بیرون باغ (جلوخان) شروع و با گذشتن از هشتی و محور اصلی به کوشک باغ می رسد. این اصل را در ارتفاع، رنگ و اندازه عناصر باغ هم میتوان جستجو کرد. ب)تقارن
    تقارن یکی از اصول طراحی به شمار می رود که در دوران باستان در بسیاری از بناهای عمومی و مذهبی به کار رفته است.اصل تقارن را می توان کامل ترین شکل تعادل به شمار آورد که علاوه بر جنبه های زیبا شناسی از لحاظ ایستایی نیز همواره مورد توجه بوده است. در باغ های ایرانی به وفور از این اصل استفاده شده است. کوشک های ساخته شده متقارن بوده و بر روی محور یا مرکز تقارن واقع اند.اوج قرینه سازی را می توان در محورهای اصلی دید. در محور اصلی حتی درختان، درختچه ها و گل ها نیز قرینه کاشته شده اند. باغ های مستطیلی بسته به مکان قرار گیری کوشک، یک یا دو محور تقارن و پلان های مربع اغلب چهار محور تقارن دارند.

    ج ) مرکزیت
    یکی از امور مهم در ترکیب و سازمان دهی عناصر در بسیاری از فضاهای معماری مرکزیت است و غالبا برای تاکید به مهم ترین قسمت مجموعه مورد استفاده قرارمی گیرد. اصل مرکزیت بیشتر در کوشک ها دیده می‌شود. خصوصا کوشک هایی با طرح هشت بهشت. این اصل در پلان مربع با وجود کوشک در محل تقاطع محور ها، در اوج خود می باشد.


    د) ریتم
    به معنی تکرار موزون ساده یا پیچیده یک عنصر یا پدیده در یک اثر هنری است. منظور از تکرار موزون پیچیده، تکرار چند عنصر یا مجموعه به نحوی است که درک روابط و قانونمندی های حاکم بر آنها به مشاهده دقیق و عمیق نیاز دارد. این اصل در مواردی جوابگوی نیاز عملکردی می باشد همچون حجره های یک مدرسه یا کاروانسرا ، وگاهی بر آورده کننده نیاز زیبایی شناختی است از لحاظ بصری منظری ظریف و خوشایند پدید آورد. در باغ ایرانی این اصل را می توان در دیواره های حاشیه باغ، دیواره های صفحه بندی حاصل از زمینهای شیب دار و حتی در کفسازی ها مشاهده می شود.

    ه) استقلال و تشخیص فضاها
    در معماری ایرانی همه فضاها دارای استقلال و متشخص اند و هیچ فضایی منفی یا مانده از فضای دیگر نیست.
    این ویژگی که به نظر می رسد گاهی با واقعیت های کارکردی در تعارض باشد از اصول مراعات شده در نمونه‌های ارزشمند معماری ایران است. درباغ ایرانی نیز همه فضاها اعم از ساخته و ساخته نشده ، از خود هویتی به نمایش می گذارند.بطوریکه حتی فاصله میان دو فضای مستقل، خود عرصه ای کامل به شمار می‌آیدکه واجد تعریف ، هویت و عملکرد مستقل می باشد.

    و) تنوع در وحدت، وحدت در تنوع
    باغ ایرانی در عین وحدت در خطوط کلی، هندسه و مصالح اجرایی، دارای تنوع فضایی بی نظیری است.تنوع فضایی باغ با تعریف فضاهای مستقل از هم از طریق محدودسازی، تنظیم فاصله دید، بهره گیری از اشکال کامل هندسی، طرح کاشت، ترکیب بندی های متفاوت از گونه های گیاهی، کارکردهای فضایی آب، بهره گیری از مصالح و امثال آن نمود پیدا میکند. محورهای اصلی، محورهای فرعی، کرت‌ها، انواع حوض ها و فضاهای ساخته شده با نوع بسیار زیادی که ارائه می دهند نشان از یک نظم و وحدت سازی در کلیت باغ می دهند.

    ز)طبیعت گرایی و بهره گیری از منظر
    فرهنگ ایرانی انسان را جدا از طبیعت نمی بیند بلکه او را همراه باسایر عناصر طبیعت و جزء لا ینفک آن و دل سپردن به طبیعت و استفاده از مناظر طبیعی را علاوه بر اینکه پی بردن به آیات و نشانه های خدا می بیند، موجب حظ بصر و نشاط روان آدمی می داند. از این رو معماری و هنر ایران به شدت طبیعت گراست. این اصل در باغ ایرانی سبب بوجود آمدن فضاهای نیمه باز مانند ایوان و کوشک شده است که حد فاصل و پیوند دهنده فضای طبیعت (حیاط یا منظره باغ) و بخش ساخته شده می باشد. وجود فضای دنج و خلوت و پناه بردن به گوشه طبیعت در باغ ایرانی یک قاعده است، در نتیجه باغ ایرانی فضایی عارفانه و شاعرانه برای تامل به شمار می رود. وجود چشم اندازهای عمیق و باز در محورها و مسیرهای اصلی باغ، عدم وجود موانع بصری و هدف دار بودن این مسیرها (رسیدن به فضای ساخته شده یا یک نشانه بصری) بر طبیعت گرایی بیشتر صحه میگذارد.

    منبع: تحقیق یکی از دوستام واسه درس انسان طبیعت معماری:D
    پرم از ناگفته های یک سوسک واژگون...
  12. #12
    lady_atieh آواتار ها
    مدیر ارشد
    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    محل سکونت
    تهران
    فرسته‌ها در انجمن
    5,140
صفحه 1 از 5 1 2 3 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 12 از 56

اطلاعات بحث

کاربرانی که در حال مشاهده این بحث هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این بحث است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید بحث جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •