ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 3 نخست 1 2 3 آخرین
نمایش نتایج: از 13 به 24 از 34
  1. #13
    zahra nassiri آواتار ها
    عضو ارشد
    تاریخ عضویت
    Feb 2008
    محل سکونت
    پای آن سرو بلند
    فرسته‌ها در انجمن
    1,771

    پیش فرض

    میتونید از روی زندگینامه ی گری حدس بزنید که نقطه ی عطف زندگیش کجاست؟
  2. #14
    zahra nassiri آواتار ها
    عضو ارشد
    تاریخ عضویت
    Feb 2008
    محل سکونت
    پای آن سرو بلند
    فرسته‌ها در انجمن
    1,771

    پیش فرض

    فرم‌ها از انديشه معمار به هيجان مي‌آيند

    آتوسا رقمي

    «هر سال چند بار به كنسرت‌هايي مي‌روم كه در «تالار والت ديسني» اجرا مي‌شوند، به نظر من اين ساختمان به‌طور وحشتناكي زشت است... ... اما مردم عاشقش هستند، به علاوه اينكه در جهان هنر معماري هم آن را يك شاهكار مي‌دانند.»
    اينها را يك كارگردان مشهور سينما مي‌گويد، آن هم درباره ساختماني كه يكي از قديمي‌ترين دوست‌هايش آن را طراحي كرده است: «فرانك اُ گِهري» هنرمند معمار كانادايي‌الاصل، كه حالا همه او را ستاره هنر معماري جهان مي‌دانند؛ آن‌وقت از ميان اين همه فيلم‌سازي كه به گِهري پيشنهاد كرده بودند از زندگي و كارهاي او فيلمي مستند بسازند و گِهري قبول نكرده بود، همين سيدني پولاك كه كارهاي گِهري را زشت مي‌داند بايد اين كار را انجام بدهد.
    فرانك اُ گِهري
    «تالار والت ديسني» در لس‌آنجلس - كاليفرنيا
    اين بار گِهري بود كه به دوستش پيشنهاد ساخت فيلم را داده بود، پولاك هم مخالفت كرده و گفته بود كه تا پيش از آن مستندي نساخته و اصلاً اين كار را بلد نيست و از آن بدتر اينكه از هنر معماري هم چيزي سر در نمي‌آورد! اما بالاخره به اصرار گِهري، قبول كرده بود اين فيلم را بسازد. چرا؟
    «دوست داشتم به ذهن فرانك راه پيدا كنم، با تمام وجود مي‌خواستم بفهمم اين چيزهاي عجيب و غريب چطوري به ذهنش مي‌رسند و چه مراحلي را طي مي‌كنند تا شكلي واقعي پيدا ‌كنند؛ خيلي كنجكاو بودم و دلم مي‌خواست سر در بياورم.»
    فيلم با صحنه‌اي شروع مي شود كه در آن گِهري دارد طراحي مي‌كند؛ اولين مرحله شروع هر برنامه ساختماني كه گِهري هم عاشق آن است؛ و بعد فيلم، همين‌طور كه پيش مي‌رود، نشان مي‌دهد كه چطور اين طرح‌هاي كاغذي در هم و برهم، به ساختمان‌هايي بزرگ تبديل مي‌شوند؛ ساختمان‌هايي از فولاد، سيمان، فلز، شيشه، چوب و سنگ.
    «هتل ماركز دو ريسكال» در اسپانيا
    رستوران «ماهي رقصان» در كوبه ژاپن
    «مركز رِي و ماريتا استاتا» كه براي مؤسسه فناوري ماساچوست ساخته شده است
    گِهري از روي طرح‌هاي كاغذي‌اش، نمونه‌هاي سه‌بُعدي خيلي ساده‌اي مي‌سازد، با مقوا و چسب نواري، به همان روش مرسوم همه هنرمندان معمار قديمي پيش از نسل رايانه‌هاي شخصي؛ و بعد طراحي‌ها و نمونه‌هاي سه‌بُعدي را به گروه دستيارانش مي‌دهد.
    دستياران گِهري از روي اين طرح‌ها و نمونه‌هاي كوچك، نقشه‌هاي دقيقي را آماده مي‌كنند؛ نقشه‌هايي براي كارخانه‌هاي سازنده قطعه‌هاي ساختمان‌ها و همين‌طور مهندساني كه اين قطعه‌ها را كنار هم نصب مي‌كنند؛ اين‌طوري اين افراد مي‌توانند كارشان را دقيق و بي‌نقص انجام بدهند.
    دستياران گِهري اين نقشه‌ها را با استفاده از رايانه مي‌كشند، در حقيقت بدون وجود نرم‌افزارهاي تخصصي، تبديل اين طرح‌هاي پيچيده به نقشه‌هاي مهندسي ممكن نيست، اما خود گِهري هيچ‌وقت با رايانه كار نمي‌كند، چون او اصلاً اين كار را بلد نيست! شايد به نظر ما عجيب برسد، اما گِهري بيشتر از 50 سال است كه با دست‌هايش طراحي مي‌كند و از اين كار لذت مي برد و حالا كه حدود 80 سالش شده، ديگر تمايلي ندارد وسيله كارش را تغيير بدهد؛ نه اينكه از آن آدم‌هايي باشد كه قديمي فكر مي‌كند؛ اول اينكه نبايد فراموش كنيم كه80 سالگي در رشته‌ها و حرفه‌هاي ديگر، سن بازنشستگي به حساب مي‌آيد، در حالي كه طراحي و معماري براي گِهري، مثل بيشتر هنرمندهاي معمار ديگر، بخشي از معناي زندگي‌‌اش است و براي همين هم با اين سن هنوز دارد كار مي‌كند؛ به علاوه اينكه فكرهاي گِهري، در همين سن بالا هم آن‌قدر نو و تازه‌اند كه همه ذهن او را خلاق‌ترين و درخشان‌ترين ذهن جهان معماري مي‌دانند؛ و طرح‌ها و كارهاي او هم همين را نشان مي‌دهد.
    بي‌دليل نيست همه هنرمندان معمار جهان به گِهري احترامي خاص مي‌گذارند؛ اين موضوع هم در فيلم پولاك منعكس شده؛ حتي تعداد انگشت شمار كساني هم كه در اين فيلم از طرح‌هاي او انتقاد مي‌كنند، با لحني درباره كارهاي او حرف مي‌زنند كه انگار دارند به خاطر انتقادهايشان از گِهري معذرت‌خواهي مي‌كنند. راستش در اين فيلم آن‌قدر همه از گِهري تعريف و تمجيد مي‌كنند كه در قسمت‌ پاياني آن آدم ديگر حوصله‌اش سر مي‌رود.
    با وجود همه اين حرف‌ها، حالا هم كه پولاك اين فيلم را درباره گِهري و كارهايش ساخته و با ذهنيت خلاق و شيوه كار او بيشتر آشنا شده، باز هم مي‌گويد:«هنوز هم فكر مي‌كنم ساختمان‌هاي گِهري زشتند، اما از تماشاي پشت صحنه و روند به وجود آمدنشان لذت بردم.»
    «موزه گُگِِنهايم» در بيلبائوي اسپانيا، به شكل كشتي و ماهي طراحي و ساخته شده است. نماي اين ساختمان از تيتان است و نور خورشيد را طوري منعكس مي‌كند كه جلوه آن شبيه فلس ماهي‌مي‌شود
    «ماهي طلايي»، در بارسلون اسپانيا
    بخشي از «برنامه تجربه موسيقي» در سياتل
    «خانه رقصان» در پراگ، پايتخت جمهوري چك
    بازي نوه و مادربزرگ
    فرانك گِهري در پاسخ به اين سؤال كه چطور شد رشته معماري را انتخاب كرد، مي‌گويد: وقتي 8 سالم بود، با مادربزرگم روي زمين مي‌نشستم و بازي مي‌كردم، با تكه‌چوب‌هايي كه براي بخاري‌اش از مغازه مي‌خريد. چوب‌فروش‌ها اين تكه‌چوب‌ها را با اره مي‌بريدند و براي همين شكل‌هاي غريبي پيدا مي‌كردند. آن‌وقت من و مادربزرگم با آنها شهر مي‌ساختيم، شهرهايي خيالي. خب، چون مادربزرگم هم با من همراه مي‌شد، من اجازه پيدا مي‌كردم اين بازي را بكنم، بازي‌اي كه خلاقيت زيادي داشت.
    وقتي بزرگ شدم براي اينكه تصميم بگيرم چه‌كاره بشوم، خيلي با خودم درگير بودم. وقتي وارد دانشگاه شدم راننده كاميون بودم. گويندگي راديو را هم امتحان كردم، ولي خوب ازعهده‌اش بر نمي‌آمدم. مدتي هم مهندسي شيمي خواندم، اما دوستش نداشتم. ذهنم خيلي درگير اين موضوع بود تا اينكه از خودم پرسيدم:«من چي دوست دارم؟»، «چه چيزي مرا به هيجان مي‌آورد» و يادم افتاد كه هنر جواب سؤال من است، من دوست داشتم به موزه‌ها بروم، تابلوهاي نقاشي را تماشا كنم، موسيقي گوش بدهم. اينها را از مادرم داشتم، او مرا به كنسرت‌ و موزه‌هاي مختلف مي‌برد و باز ياد مادربزرگم افتادم و آن قطعه‌هاي چوبش؛ آن‌وقت در يك كلاس معماري ثبت نام كردم تا در ساعت ناهارم در آن شركت كنم.

    وسايل خانه‌اي كه گِهري طراحي مي‌كند، مثل ساختمان‌هايش، شبيه به مجسمه هستند، مجسمه‌هايي كه علاوه بر زيباتر كردن محيط، كاربرد هم دارند.
    گِهري دوست دارد از مواد معمولي براي ساخت طرح‌هايش استفاده كند، او حدود 60 لايه نازك مقوا را به هم وصل مي كند و با ماده محكم و انعطاف‌پذيري كه به وجود مي‌آيد، چيزهاي مختلف مي‌سازد


    گِهري بي‌استعداد
    وقتي كارهاي گِهري را مي‌بينيم، فكر مي‌كنيم او از اول استعداد غريبي در معماري داشته است، اما خودش مي‌گويد: همان اول در كلاس طراحي دورنمايي (پرسپكتيو) رد شدم و خيلي هم عصباني شدم. ترم بعد دوباره آن كلاس را گذراندم و اين بار نمره عالي گرفتم. هم‌زمان كلاس‌هاي طراحي و سفال‌سازي هم مي‌رفتم. خانه معلم كلاس سفال‌سازي‌‌ام را «سوريانو»، معمار معروف ساخته بود. به پيشنهاد معلمم به ديدن او رفتيم . سوريانو، با وجود ظاهر خنده‌دارش، مرا تحت تأثير قرار داد و باز به پيشنهاد معلمم به كلاس شبانه طراحي معماري رفتم. آنجا كارم آن‌قدر خوب بود كه مرا در سال دوم معماري دانشگاه پذيرفتند. نيمه اول سال دوم يكي از استادهايم به من گفت: «اين كار از تو بر نمي‌آيد» اما من همه سعي‌ام را كردم.

    دواي همه دردها
    وقتي از گِهري مي‌پرسند چه چيز معماري شما را اين‌قدر جذب مي‌كند؟ مي‌گويد: «اول فكر مي‌كردم معماري دواي همه دردهاست؛ مي‌تواني براي همه مردم فقير خانه بسازي، طرح‌هاي خوب براي آينده شهرها بدهي، اما وقتي از دانشگاه بيرون آمدم متوجه شدم كه به اين راحتي‌ها هم نيست. هميشه مي‌گفتم دلم نمي‌خواهد براي مردم ثروتمند خانه بسازم؛ حالا هم اين كار را نمي‌كنم، اما حالا فرم‌ها و فضاها هستند كه مرا به هيجان مي‌آورند؛ اينكه چيزي را در ذهنت تصوير مي‌كني و بعد مي‌بيني عيناً در دنياي واقعيت ساخته شد؛ روند ساخته شدن ساختمان برايم هيجان‌انگيز است، سر و كله زدن با اين همه آدم و اينكه آنها را با خودت همراه مي‌كني و به آنها انگيزه مي‌دهي؛ فكر مي‌كنم مثل كارگرداني فيلم باشد.

    منبع:همشهری آن لاین
  3. #15
    zahra nassiri آواتار ها
    عضو ارشد
    تاریخ عضویت
    Feb 2008
    محل سکونت
    پای آن سرو بلند
    فرسته‌ها در انجمن
    1,771

    پیش فرض

    اول آبان‌ماه 1382 مصادف با 23 اكتبر 2003، بالاخره بعد از 15 سال سالن كنسرت والت دیزنی (WDCH) در مراسمی با شكوه افتتاح شد. این بنا به همراه تابلوی معروف هالی وود می‌رود كه به عنوان سمبل شهر لس آنجلس خودنمایی كند.

    اركستر فیلارمونیك لس آنجلس با 105 عضو خود در چهل سال گذشته از پاویون دورتی چاندلر (Dorothy Chandler) كه در مركز شهر لس آنجلس در سال 1964 افتتاح گردیده بود، برای اجرای برنامه‌های خود استفاده می نمود.
    فكر ساختن سالن كنسرت والت دیزنی (WDCH) در سال 1987، به بخشش پنجاه میلیون دلاری بیوه والت دیزنی، خانم لیلین دیزنی، به كنسرت فیلارمونیك لس آنجلس پا گرفت. فرانك گهری (Frank-O-Gehry) و شركا، با طرحی حائز فضای سبزی بزرگ در فواصل 1987 و 1988 برنده‌ی مسابقه‌ی طراحی این بنا گردید. این طرح در سال 1992 كلنگ زنی شد اما در راستای بحران اقتصادی ایالات متحده این پروژه به مدت 5 سال متوقف گردید. در سال 1997 در عین تغییرات بنیادی در طرح با كمك دیانا دیزنی میلر (Diana Disney Miller) مجدداً پروژه شروع به فعالیت نمود.
    طرحی كه در ابتدا گمان می رفت با هزینه یكصد میلیون دلار و در سال 1992 به اتمام برسد، امسال با هزینه‌ای بالغ بر 274 میلیون دلار به اتمام رسید. در این مدت طرح عوض شد، مصالح كاملا تغییر كرد و پروژه، به حالتی كه امروز می بینیم درآمد.
    طرح و مصالح نسبت به ساعات مختلف روز با توجه به تابش نور، بنا به انعكاسات بدیع و متفاوت هر بار تاثیرات جدیدی را در بازدید كننده به جای می‌گذارد. بنا به اوج گیری قدم به قدم به عقب حركت می كند و ...
    هر چند چارلز جنكز (منتقد مشهور معماری) در مقالات خود همواره گِهری را به‌عنوان معماری پیشرو و دارای زبان خاص خودش معرفی می‌كند و وی را آوانگارد در زمینه‌ی معماری علم جدید می‌داند ولی آن‌چه حتی برای بیننده و مخاطب آماتور قابل تشخیص است سیر شباهت‌های موجود، در مواردی حتی بدون توجه به قوه خلاقه، در آثار گِهری می باشد. به راستی نمی‌توان گفت چه چیز اساسی از موزه‌ی بیلبائو تا سالن والت دیزنی تغییر كرده است!
    منبع:سوره ی مهر




    جالبه بدونید:
    تالار والت دیزنی با اینکه بعد از کارهای گذشته و مهم گری از جمله موزه ی بیلبایو در اسپانیا ساخته شده ولی پدر کارهای اون معرفی میشه.
    و جالبه بدونید:
    از اونجا که کارهای گری قابل ترسیم با نرم افزارهای روزو معمولی طراحی نیستن از جمله کد و 3دی مکس ایشون از نرم افزار کاتیا واسه طراحی استفاده میکنن.(نرم افزاری که اسمش هم آدم رو میلرزونه)
    منبع:مطالعات خودم.باور کن دقیقش یادم نیست.
    ویرایش به دست zahra nassiri : 08-12-15 در ساعت 20:01
  4. #16
    lady_atieh آواتار ها
    مدیر ارشد
    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    محل سکونت
    تهران
    فرسته‌ها در انجمن
    5,140

    پیش فرض

    موزه گوگنهام :



    تور مجازی موزه گوگنهایم :
    http://www.guggenheim-bilbao.es/visi....php?idioma=en
    ویرایش به دست lady_atieh : 09-04-01 در ساعت 22:13
  5. #17
    zahra nassiri آواتار ها
    عضو ارشد
    تاریخ عضویت
    Feb 2008
    محل سکونت
    پای آن سرو بلند
    فرسته‌ها در انجمن
    1,771

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط zahra nassiri نمایش پست ها
    میتونید از روی زندگینامه ی گری حدس بزنید که نقطه ی عطف زندگیش کجاست؟
    نقطه ی عطف زندگی فرانک گهری طلاق از همسر نخستش و ازدواج با همسر دومش هست.
    و تمام موفقیت هاش از اون به بعد اتفاق می افته.
    لازم به ذکر هست که همسر اولش همه ی خرج دانشگاهش رو داده.

    منبع:خودم هستم
    وقتی روی زندگی نامش مطالعه کردم و داشتم نقاط عطف زندگیش رو بررسی میکردم متوجه شدم.
    ویرایش به دست zahra nassiri : 09-04-03 در ساعت 10:48
  6. #18
    Navid آواتار ها
    مدیر طراحی‌صنعتی (در مرخصی)
    تاریخ عضویت
    Feb 2008
    محل سکونت
    Como,Italy
    فرسته‌ها در انجمن
    2,750

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط zahra nassiri نمایش پست ها
    نقطه ی عطف زندگی فرانک گهری طلاق از همسر نخستش و ازدواج با همسر دومش هست.
    و تمام موفقیت هاش از اون به بعد اتفاق می افته.
    لازم به ذکر هست که همسر اولش همه ی خرج دانشگاهش رو داده.
    حالا ببین اگه عقلش رو به کار انداخته بود و بعد از طلاق دیگه کار دست خودش نمیداد، به چه موفقیت هایی میرسید!:D
  7. #19
    مريم آواتار ها
    مدیر طراحی‌داخلی
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    فرسته‌ها در انجمن
    4,393

    پیش فرض

    همیشه وقتی اسم این معمار رو می شنوم!
    یادم به یکی از دوستام می افته که وقتی واسه اولین بار اسم این معمار رو توی یه کتاب خونده بود ...
    خونده بود...فَرانکِ گوهری!!!!
    هنوز هم یادمه و هر بار به خنده می افتم!
    انّ الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه
  8. #20
    مريم آواتار ها
    مدیر طراحی‌داخلی
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    فرسته‌ها در انجمن
    4,393

    پیش فرض

    ها یادم افتاد!!!
    من هم دهم اسفند به مناسبت تولد فرانک گری یه پست توی وبم ازش گذاشتم می تونین ببینین:
    فرانک گری-معماری ایران
    انّ الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه
  9. #21
    S_Salehi آواتار ها
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    فرسته‌ها در انجمن
    438

    پیش فرض

    کتابخانه ی دانشگاه پرینستون - فرانک گری

    هفته ی قبل، بعد از ۴ سال، کتابخانه ی دانشگاه پرینستون، که مساحت آن به طور تقریبی ۸۰۰۰ متر مربع است، افتتاح شد. به وضوح میشود در همان نگاه اول، خصوصیات معماری فرانک گری را در این بنا دید : زاویه های تند که با استیل ایجاد شده، استفاده از شیشه و آجر در بنا و البته استفاده از گچ در داخل. وی برای اینکه تصور درستی از این همه شکل های پیچ در پیچ داشته باشد، از نرم افزار catia برای مدل سازی استفاده کرده است. وی از رنگ های تندی هم در داخل و هم در خارج بنا استفاده کرده، به طوری که اگر در داخل کتابخانه باشید، به طور متناوب با رنگ های سبز و نارنجی و بنفش روبرو خواهید شد و این بازی با رنگ را، میز ها و صندلی هایی با رنگ های زرد و سیاه و سبز و آبی تیره تکمیل میکنند.

    هم اکنون کتابخانه ی علوم طبیعی دانشگاه پرینستون آمریکا، که در محوطه ی اصلی این دانشگاه واقع شده ، یکی از کار آمد ترین و مجهز ترین مکان ها برای تحقیقات به شمار میرود که به لطف دسترسی های متعدد و آسانی که برای آن در نظر گرفته شده است، از بهترین طراحی های یک مکان تحقیقاتی در سال های اخیر است. این کتابخانه شامل کلاس ها، اتاق های اداری، قسمت مولتی مدیا که از پیشرفته ترین نمونه های ساخته شده است و همچنین فضاهای عمومی است که در آن منابع زیست شناسی، شیمی، زمین شناسی و علوم جغرافیایی جمع آوری و نگهداری میشود، ولی امکان اضافه شدن بخش های ریاضیات و مهندسی هم به این مجموعه پیش بینی شده است.
    البته شاید این کتابخانه با کتابخانه های معمولی تفاوت زیادی داشته باشد، چراکه بیشتر انرژی کتابخانه بر مبنای ارائه ی الکتریکی منابع است، به طوریکه بیشتر کتاب های آن از طریق پایگاه هایی که در کتابخانه پیش بینی شده قابل دسترسی است که شامل کتب مرجع، پایان نامه ها، نقشه های دیجیتال و حتی ریز نمرات دانشجویان میشود.
    فایل پیوست 2186 فایل پیوست 2187فایل پیوست 2188فایل پیوست 2189
    ویرایش به دست lady_atieh : 10-04-26 در ساعت 17:48
  10. #22
    Parandeye Mohajer آواتار ها
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    آسمان مال من است گرچه تنها و غریبم یاد تو هر لحظه همراه
    فرسته‌ها در انجمن
    331

    پیش فرض فرانک گهری


    Frank Gehry was born Ephraim Owen Goldberg in Toronto, Canada.
    فرانک گری افرایم آیا گلدبرگ در تورنتو ، کانادا به دنیا آمد.
    He moved with his family to Los Angeles as a teenager in 1947 and later became a naturalized US citizen.
    او با خانواده اش به لس آنجلس به عنوان یک نوجوان در سال 1947 نقل مکان کرد و بعد شهروند ایالات متحده شد.
    His father changed the family's name to Gehry when the family immigrated.
    پدر او تغییر نام خانوادگی به گری که خانواده مهاجرت کرد.
    Ephraim adopted the first name Frank in his 20s; since then he has signed his name Frank O. Gehry.
    افرایم به تصویب رسید نام 1 فرانک در 20s او ؛ از آن به بعد او را امضاء کرده است خود را به نام فرانک گری O..
    Uncertain of his career direction, the teenage Gehry drove a delivery truck to support himself while taking a variety of courses at Los Angeles City College.
    مردد از مسیر کار خود را ، گری نوجوان را سوار کامیون تحویل به پشتیبانی خود را در هنگام مصرف انواع دوره ها در لس آنجلس شهر کالج.
    He took his first architecture courses on a hunch, and became enthralled with the possibilities of the art, although at first he found himself hampered by his relative lack of skill as a draftsman.
    او دوره های معماری خود را برای اولین بار در قوز در زمان ، و شد با امکانات شیفته هنر ، اگر چه در ابتدا متوجه شد که خودش را با فقدان نسبی خود مهارت به عنوان طراح مانع.
    Sympathetic teachers and an early encounter with modernist architect Raphael Soriano confirmed his career choice.
    معلمان دلسوز و برخورد اولیه با مدرن معمار رافائل سوریانو تایید انتخاب کار خود را.
    He won scholarships to the University of Southern California and graduated in 1954 with a degree in architecture.
    او موفق به کسب بورس تحصیلی به دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و در سال 1954 با تحصیل در رشته معماری فارغ التحصیل شد.
    Los Angeles was in the middle of a post-war housing boom and the work of pioneering modernists like Richard Neutra and Rudolph Schindler were an exciting part of the city's architectural scene.
    لس آنجلس بود در وسط رونق بی سابقه مسکن پس از جنگ و کار مدرن پیشگام مانند ریچارد Neutra و رودلف شیندلر بخشی هیجان انگیز از صحنه معماری شهرستان بودند.
    Gehry went to work full-time for the notable Los Angeles firm of Victor Gruen Associates, where he had apprenticed as a student, but his work at Gruen was soon interrupted by compulsory military service.
    گری رفت تا کار تمام وقت برای شرکت سرشناس لس آنجلس از ویکتور همکاران Gruen ، جایی که او به عنوان دانشجوی کارآموز کرده بود ، اما کار خود را در Gruen به زودی توسط خدمت اجباری نظامی شد قطع.
    After serving for a year in the United States Army, Gehry entered the Harvard Graduate School of Design, where he studied city planning, but he returned to Los Angeles without completing a graduate degree.
    پس از خدمت به مدت یک سال در ارتش ایالات متحده ، گری وارد دانشگاه هاروارد تحصیلات تکمیلی دانشکده طراحی ، جایی که او مورد مطالعه برنامه ریزی شهرستان است ، اما او به لس آنجلس بدون تکمیل مدرک فارغ التحصیل گشت.
    He briefly joined the firm of Pereira and Luckman before returning to Victor Gruen.
    او به طور خلاصه شرکت از پریرا و Luckman قبل از بازگشت به ویکتور Gruen پیوست.
    Gruen Associates were highly successful practitioners of the severe utilitarian style of the period, but Gehry was restless.
    همکاران Gruen شد بسیار موفق پزشکان از سبک معتقد باصل اخلاقی سودمند گرایی شدید دوره ، اما گری بی قرار بود.
    He took his wife and two children to Paris, where he spent a year working in the office of the French architect Andre Remondet and studied firsthand the work of the pioneer modernist Le Corbusier.
    در زمان او همسر و دو فرزند به پاریس ، جایی که او صرف یک سال کار در دفتر معمار فرانسوی آندره Remondet و مورد مطالعه قرار مستقیما کار مدرن پیشگام لو Corbusier.
    Gehry and his family returned to Los Angeles in 1962, and he established his own firm, Gehry Associates, now known as Gehry Partners, LLP.
    گری و خانواده اش به لس آنجلس بازگشت و در سال 1962 ، و او به تاسیس شرکت خود ، همکاران گری ، در حال حاضر به عنوان شرکای تجاری گری ، LLP شناخته شده است.
    For a number of years, he continued to work in the established International Style, initiated by Le Corbusier and the Bauhaus, but he was increasingly drawn to the avant-garde arts scene growing up around the beach communities of Venice and Santa Monica.
    برای چند سال ، او همچنان به کار در تاسیس بین المللی استراتژی ، آغاز شده توسط لو و Corbusier باوهاوس ، اما او به طور فزاینده ای به آوانگارد صحنه هنر رو به رشد تا جوامع اطراف ساحل ونیز و سانتا مونیکا کشیده شده است.
    He spent more of his time in the company of sculptors and painters like Ed Kienholz, Bob Irwin, Ed Moses and Ed Ruscha, who were finding new uses for the overlooked by-products of industrial civilization.
    او صرف بیشتر وقت خود را در شرکت از مجسمه سازان و نقاشان مانند اد Kienholz ، باب ایروین ، موسی اد و اد Ruscha ، بودند که با استفاده از یافته های جدید برای نادیده گرفته توسط محصولات تمدن صنعتی می باشد.
    Frank Gehry began to look for an opportunity to express a more personal vision in his own work.
    فرانک گری شروع به فرصتی برای بیان دیدگاه شخصی بیشتر در کار خود نگاه کنند.
    He had his first brush with national attention when some furniture he had built from industrial corrugated cardboard experienced a sudden popularity.
    او با قلم مو 1 خود را با توجه ملی زمانی که برخی از مبلمان او از مقوا صنعتی موجدار ساخته شده بود تا به حال تجربه محبوبیت ناگهانی.
    The line of furniture, called Easy Edges, was featured in national magazine spreads, and the Los Angeles architect experienced an unexpected notoriety.
    خط مبلمان ، به نام فتوشاپ ، آسان ، در مجله اسپرد ملی برجسته ، و لس آنجلس معمار با تجربه بد نامی غیر منتظره.
    Although Gehry built imaginative houses for a number of artist friends, including Ruscha, in the 1970s, for most of the decade his larger works were distinguished but relatively conventional buildings such as the Rouse Company headquarters in Columbia, Maryland, and the Santa Monica Place shopping mall.
    اگر چه خانه گری تخیلی برای تعدادی از دوستان هنرمند ، از جمله Ruscha ساخته شده است ، در 1970s ، برای بیشتر از ده سال بزرگتر شده ، اما آثار او بودند ساختمان های نسبتا معمولی از جمله مقر شرکت از خواب بیدار شدن در کلمبیا ، مریلند ، و سانتا مونیکا محل خرید بازار.

    Gehry found a creative outlet in rebuilding his own home, converting what he called "a dumb little house with charm" into a showplace for a radically new style of domestic building.
    گری یافت خروجی خلاق در بازسازی خانه خود ، تبدیل آنچه که او "کمی گنگ خانه با افسون" به ورزشگاه برای روش جدید اساسا از ساختمان داخلی.
    He took common, unlovely elements of American homebuilding, such as chain link fencing, corrugated aluminum and unfinished plywood, and used them as flamboyant expressive elements, while stripping the interior walls of the house to reveal the structural elements.
    او در زمان معمول ، عناصر unlovely از homebuilding آمریکا ، مانند نرده لینک های زنجیره ای ، آلومینیوم چین دار و تخته سه لا ناتمام ، و آنها را به عنوان عناصر بیانی زرق و برق دار استفاده می شود ، در حالی که سلب دیوارهای داخلی خانه به فاش کردن عناصر ساختاری.
    His Santa Monica neighbors were scandalized, but Gehry's house attracted serious critical attention and he began to employ more imaginative elements in his commercial work.
    او در سانتا مونیکا همسایه scandalized شد ، اما خانه گری را مورد توجه جدی انتقادی و او شروع به استخدام عناصر تخیلی در کار تجاری است.
    A series of public structures in and around Los Angeles marked his evolution away from orthodox modernist practice, including the Frances Goldwyn Branch Library in Hollywood, the California Aerospace Museum and the Loyola University Law School.
    مجموعه ای از سازه های عمومی در داخل و اطراف لس آنجلس مشخص تکامل خود را به دور از عمل ارتدوکس و مدرن ، از جمله فرانسیس Goldwyn شعبه کتابخانه در هالیوود ، کالیفرنیا هوافضا موزه و دانشکده حقوق دانشگاه لویولا.
    A number of his works in this period featured the unusual decorative motif of a Formica fish, and he designed a number of lamps and other objects in the form of snakes and fishes.
    تعدادی از آثار خود را در این دوره برجسته موتیف تزئینی غیر معمول از ماهی نوعی ماده پلاستیکی ، و او تعدادی از لامپ ها و اشیاء دیگر را در فرم از مارها و ماهی طراحی شده است.
    By the mid '80s, his work had attracted international attention and he was commissioned to build the Vitra furniture factory in Basel, Switzerland, as well as the Vitra Design Museum in Weil-am-Rhein, Germany.
    با اواسط '80s، کار خود را توجه بین المللی را جلب کرده بود و او برای ساخت کارخانه مبلمان ویترا در بازل ، سوئیس ، و همچنین طراحی موزه ویترا در ویل - هستم - Rhein ، آلمان ، مأموریت یافته بود.
    These projects established him as a major presence on the international architecture scene.
    این پروژه ها او را به عنوان مهم حضور در صحنه بین المللی معماری تاسیس شد.
    His buildings displayed a penchant for whimsy and playfulness previously unknown in serious architecture.
    ساختمان های او نشان داده و میل شدید برای هوس بازیگوشی ناشناخته در معماری جدی است.
    Most distinctive of all was his ability to explode familiar geometric volumes and reassemble them in original new forms of unprecedented complexity, a practice the critics dubbed "deconstructivism."
    اغلب متمایز از تمام توانایی های خود را به منفجر شدن حجم هندسی آشنا و دوباره سوار کردن آنها را در فرم های اصلی جدید از پیشرفت و پیچیدگی بی سابقه ، عملکرد منتقدان لقب "deconstructivism" بوده است.
    His international reputation was confirmed when he received the 1989 Pritzker Prize, the world's most prestigious architecture award.
    شهرت بین المللی او هنگامی که او دریافت 1989 جایزه Pritzker ، معتبرترین جایزه معماری در جهان به تأیید رسید.
    Although he originally completed his design for the proposed Walt Disney Concert Hall in downtown Los Angeles in 1989, funding shortages and political infighting delayed construction of the project for many years.
    اگرچه او در ابتدا طرح خود را برای پیشنهاد والت دیسنی کنسرت هال در مرکز شهر لس آنجلس در سال 1989 تکمیل شود ، کمبود بودجه و تاخیر در جنگ دست به یقه سیاسی ساخت پروژه برای چندین سال.
    The Weisman Art Museum at the University of Minnesota, completed in 1990, was to be Gehry's first monumental work in his own country, a billowing fantasy in brick and stainless steel.
    Weisman موزه هنر در دانشگاه مینه سوتا ، تکمیل در سال 1990 ، بود که اولین کار گری یاد ماندنی را در کشور خود ، فانتزی billowing در آجر و فولاد ضد زنگ.
    Meanwhile, his interest in collaboration with other artists was expressed in the fanciful design for the West Coast headquarters of the advertising firm Chiat Day, in Venice, California.
    در همین حال ، علاقه خود را در همکاری با هنرمندان دیگر در طراحی خیالی برای غرب ستاد ساحل از تبلیغات شرکت Chiat روز ، بیان شده در ونیز ، کالیفرنیا.
    The entrance to the building took the form of a pair of giant binoculars, created by the sculptors Claes Oldenburg and Coosje van Bruggen.
    ورود به ساختمان در زمان شکل یک جفت دوربین دوچشمی بزرگ ، ایجاد شده توسط مجسمه ساز Claes Oldenburg و Coosje ون Bruggen.
    Although his main project for Los Angeles went unbuilt through the '90s, he completed major projects in a number of other countries.
    اگرچه پروژه اصلی خود را در لس آنجلس رفت unbuilt از طریق '90s، او به اتمام پروژه های عمده ای در تعدادی از کشورهای دیگر.
    His playful side reappeared in the "Dancing House" in the Czech capital, Prague.
    سمت شوخ او در "رقص خانه" reappeared در پایتخت چک ، پراگ.
    Comprising two undulating cylinders on a corner facing the river Vltava, the Czechs nicknamed the building "Fred and Ginger."
    شامل 2 undulating سیلندر در گوشه مواجه مولداو رودخانه ، با نام مستعار چک ساختمان "فرد و زنجبیل."
    His proposal for a museum in Seoul, South Korea, which he discusses in his 1995 interview with the Academy of Achievement, was ultimately rejected, but an even more ambitious undertaking lay just ahead.
    پیشنهاد خود را برای موزه در سئول ، کره جنوبی ، که او در سال 1995 در مصاحبه اش با فرهنگستان موفقیت مورد بحث ، در نهایت رد شد ، ولی انجام حتی بیش از بلند پروازانه دراز فقط به آینده.
    Gehry's most spectacular design to date was that of the new Guggenheim Museum in Bilbao, Spain, completed in 1997.
    تماشایی ترین گری طراحی شده تا به امروز این بود که از موزه گوگنهایم جدید در بیلبائو ، اسپانیا ، در سال 1997 به اتمام.
    Gehry first envisioned its form, like all his works, through a simple freestyle hand sketch, but breakthroughs in computer software had enabled him to build in increasingly eccentric shapes, sweeping irregular curves that were the antithesis of the severely rectilinear International Style.
    1 پیش بینی شکل گری آن ، مثل همه آثار او ، از طریق طرح آزاد دست ساده است ، اما پیشرفت در نرم افزار کامپیوتر او را به طور فزاینده ای در اشکال عجیب و غریب ساخت ، جارو منحنی های نامنظم که از ضد و نقیض به شدت سیر کننده درخط مستقیم بین المللی سبک بودند فعال بود.
    Traditional modernists criticized the work as arbitrary, or gratuitously eccentric, but distinguished former exponents of the International Style, such as the late Philip Johnson .
    مدرن و سنتی مورد انتقاد قرار کار به عنوان خودسرانه ، یا gratuitously غیر عادی است ، اما شارحان برجسته سابق به سبک بین المللی ، مانند اواخر فیلیپ جانسون .
    championed his work, and Gehry became the most visible of an elite cohort of highly publicized "starchitects."
    دفاع و پشتیبانی کار خود را ، و گری شد مرئی بیشتر از همگروهی از نخبگان به شدت به اطلاع عموم "starchitects".
    He drew fire again with his design for the Experience Music Project museum in Seattle, but in his adopted home town of Los Angeles, a long-delayed project was reaching fruition.
    او به آتش کشید دوباره با طراحی خود را برای تجربه موسیقی موزه پروژه در شهر سیاتل ، اما در زادگاهش به تصویب رسید از لس آنجلس ، پروژه های طولانی به تعویق افتاده بود رسیدن به نتیجهای نرسیدند.
    The year 2004 saw the long-awaited completion of the Walt Disney Concert Hall in downtown Los Angeles.
    سال 2004 شاهد تکمیل والت دیسنی کنسرت هال مدتها در انتظار در مرکز شهر لس آنجلس است.
    The building opened to great public celebration and immediately became the sprawling city's landmark building.
    ساختمان باز به جشن بزرگ عمومی و بلافاصله ساختمان تاریخی شهرستان آلاینده ، درآمد.
    Although built after his Guggenheim Museum in Bilbao, the design actually predated it and featured a similar panoply of exploding titanium.
    اگر چه پس از او در موزه گوگنهایم بیلبائو ساخته شده است ، طرح آن در واقع predated و برجسته تجهیزات و ارایش کامل مشابه انفجار تیتانیوم.
    The splayed pipes of the hall's massive pipe organ were likened by more than one writer to a packet of French fries, but the public response was ecstatic.
    لوله splayed از سالن اندام لوله عظیم بودند توسط بیش از یک نویسنده به بسته سیب زمینی سرخ شده فرانسوی شبیه نمود ، اما پاسخ های عمومی نشئه بود.
    Gehry's earlier experience building and renovating concert halls and amphitheaters had paid off in a facility that not only attracted international attention with its striking appearance, but thrilled musicians and listeners with its acoustically brilliant interior.
    تجربه قبلی گری ساختمان و نوسازی سالن های کنسرت و پلاتوهای خاموش در مرکز پرداخت شده بود که توجه بین المللی با حضور برجسته خود را نه تنها جذب ، اما نوازندگان و شنوندگان خود را با فضای داخلی acoustically درخشان هیجان زده.
    Over the years, Gehry has lent his imaginative designs to a number of products outside the field of architecture, including the Wyborovka Vodka bottle, a wristwatch for Fossil, jewelry for Tiffany & Co. and the World Cup of Hockey trophy.
    در طول سال ، گری تا به طرح های تخیلی خود را به تعداد محصولات در خارج از عرصه معماری ، از جمله بطری ودکا Wyborovka ، ساعت مچی برای فسیلی ، جواهرات برای تیفانی و شرکت و جام جهانی هاکی از غنیمت لنت.
    In 2006, the architect and his work were the subject of a feature-length documentary film, Sketches of Frank Gehry , by director Sydney Pollack.
    در سال 2006 ، معمار و کار خود را پولاک شد موضوع با طول مستند فیلم ، نگاهی فرانک گری ، به کارگردانی سیدنی.
    As of this writing, Gehry is deeply immersed in a number of projects, including the new Barclays Center sports arena in Brooklyn, New York, a concert hall for the New World Symphony in Miami Beach, and a new branch of the Guggenheim Museum in Abu Dhabi.
    هنگام نگارش این کلمات ، گری ریشه ای عمیق در تعدادی از پروژه ها ، از جمله مرکز جدید Barclays عرصه ورزش در بروکلین ، نیویورک ، برای سالن کنسرت سمفونی دنیای جدید ، در ساحل میامی ، و شعبه جدیدی از موزه گوگنهایم در ابو غوطه ور ظبی.
    Most ambitious of all is the massive Grand Street project, a plan to entirely remake the thoroughfare leading from Los Angeles City Hall to Disney Hall.
    بیشتر از همه بلند پروازانه است عظیم پروژه بزرگ در خیابان ، طرح به طور کامل بازسازی شاهراه اصلی شهر از لس آنجلس به سالن دیزنی هال.
    When it is completed, a wide swath of downtown Los Angeles will bear the indelible stamp of its adopted son, Frank Gehry, and his restless imagination.
    وقتی تمام شد ، نوار وسیعی از مرکز شهر لس آنجلس خواهد تمبر ماندگار از آن پسر خوانده ، فرانک گری ، بی قرار و خیال خود را داشته باشد.
    منبع


    ترجمه توسط گوگل
    [RIGHT][B][COLOR=Red]زندگی[/COLOR] قطره اشکیست گم شده در طوفان عشق[/B]
    [/RIGHT]
  11. #23
    Parandeye Mohajer آواتار ها
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    آسمان مال من است گرچه تنها و غریبم یاد تو هر لحظه همراه
    فرسته‌ها در انجمن
    331

    پیش فرض

    زندگی نامه فرانک گهری
    فرانک اون گهری در ۲۸ فوریه ۱۹۲۹ در تورنتو کانادا متولد شد. نام مذهبی اش ابراهیم بود و محض خنده او را ماهی ( (fish صدا می کردند. بلافاصله پس از جنگ دوم جهانی کانادا را ترک کرد و با خانواده اش در لوس آنجلس اقامت گزید، آن هم نه در یک خانه ی ویلایی واقع در حومه سرسبز شهر که در مرکز شهری با تراکم جمعیت بالا و خطرناک.
    در کالیفرنیا نام خانوادگی اش را از گلدبرگ تغییر داد و تا اندازه ای با محیط سینمایی درخشان هالیوود آشنا گردید. در سال ۱۹۵۲ در سن ۲۳ سالگی همچون اردکی بیرون از آب است. در این هنگام خانم آنیتاسنایدر با درآمدی معمولی برای تامین مخارج زندگی مستقل خویش با او آشنا گردید و ازدواج کرد و در یافتن مسیری برای زیستن با فروتنی به کمک وی شتافت. بدین طریق گهری توفیق یافت که در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی ثبت نام نماید. او در ابتدا هنر را انتخاب نمود سپس با تغییر رشته تحصیلی در سال ۱۹۵۴ در معماری فارغ التحصیل شد. کمی بعد، حین خدمت سربازی در جورجیا پروژه هایی را مطابق الگوهای معمار معروف به نام رایت طرح کرد و آثار کوچکی را با استفاده از باقی مانده ابزار ساده ای که طی دوران نوجوانی اش در مصالح فروشی پدر بزرگش می فروخت به مرحله اجرا رسانید. اینک همکاری با ویکتور گروئن را آزموده بود کسی که با ورود به لوس آنجلس مشی خبرگانی از وین را چون شیندلر و نیترا تعقیب می کرد.
    گروئن که در دفتر معماری آبرومند و معتبر خود عملیات اجرایی صدها طرح را برنامه ریزی نموده است به معمار جوان پیشنهاد می کند که پس از دوران سربازی معماران دهه پنجاه را در زمینه شهرسازی مورد مطالعه و بررسی عمیق قرار دهد.
    گهری ۲۷ ساله پدر دو دختر در دانشکده طراحی هاروارد است در نوستون کاری نمی یابد. در سال ۱۹۵۸ به دفتر گروئن باز می گردد. کار دو سال ادامه می یابد اما برای گذر از حالت سکون وشرایطی که دورنمای پیشرفتی اندک را نشان می دهد به همراه تمامی اعضا خانواده به پاریس نقل مکان می نماید.
    برای یک سال نزد معمار آندره موند کار می کند و مدتی را نیز در سفر می گذراند. با آخرین دو اثر لوکوربوزیه آشنا می شود. لاتورت و مخصوصا رون شام که همراه با کلیساهای رومنی فرانسوی و آلمانی به مجموعه درسهای فراگرفته اش وارد می شوند. بازگشت او به لوس آنجلس تحولی بزرگ به شمار می آید. در سال ۱۹۶۲ یک دفتر معماری به نام خودش باز می کند. کارهایش تقریبا به زودی قابل توجه و با کیفیت عالی می شوند. ساختمانها در شروع از مشخصه های کلیدی سبک معماری رایت برخوردارند هر چند که در آنها نشانه هایی از آثار برادران گرین و شیندلر نیز مشاهده می شوند. مغازه ها، تفکیک زمین ها، پروژه های مسکونی، دفاتر و تاترهای سرباز که تقریبا مشتمل بر سی طرح اجرا شده می باشند. کوششی که به نحوی شایان مورد استقبال گروه حرفه ای آمریکا واقع شد چنانکه در سال ۱۹۷۴ در شمار اعضای AIA قرار گرفت. به موازات فعالیت در پروژه های کارفرمایان دولتی و خصوصی فرصت هایی نیز برای تهیه طرح های فضاهای نمایشگاهی و هنری به وجود آمد که به دو نمونه از طرحهای دفتر کار محل سکونت اشاره می شود : دانزیگر Danziger به مثابه مینیمم احجام بسته در شهر و دیوس Davis نمایان گر درکی دینامیکی از فرم ذوزنقه.
    در شروع سالهای ۷۰ با استفاده از کارتن فشرده مبل ساخت. عملی که در آن هنگام فقط می توانست بر حضور بستر درونی آزادی برای تجزیه طرحی رادیکال دلالت نماید.مدتی کوتاه در موسسه معماری کالیفرنیا جنوبی SCI تدریس نمود جایی که در پراکندگی شهر منطقه ای لوس آنجلس دارای نیروی پیش برنده خواهد شد اما نقش استادی اش جنبه فرعی و موقتی دارد و قریحه های گفتاری او مسحور کننده نیستند.
    با وجود جا افتادگی دفتر کارش که تعداد همکارانش به ۲۰ می رسد ” زندگی خصوصی اش چندان خوب نیست ” و میلتون و کس لر هنرمند روان کاو شخصیتی که گهری را مجذوب خویش ساخته احتمالا یاری اش می کند مفهوم چگونگی مبارزه زندگی در سطحی بالاتر را دریابد. در سال ۱۹۷۶ در پی ده سال جدایی از آنیتا با برتا ایزابل ( Bertha Isabel ) ازدواج می کند و در سال ۱۹۷۸ اجرای خانه ای را که برای زندگی جدید تدارک دیده اند به پایان می رساند.
    خاطره اش زنده شد. شایستگی خانه مزبور در بازگشت به گذشته بیش از یک قرن پیش است. فراخوانی خانه سرخ که جوانی به نام وب ( Webb ) برای ویلیام از ارزشهای افزایی در کارهای دستی و بعد به قراری ارتباط با صنعت و به کارکرد گرایی باوهاوس ره خواهد یافت. در خانه برشمرده که در ناحیه ویلایی حومه شهر قرار دارد برای نخستین بار و به طور ریشه ای با جدا سازی میان اشراف و مردم و فاصله فرهنگ امتیازمند و عام و تقسیم بندی طبقات فرهیخته تحصیل کرده و معمولی مبارزه می شود.
    طراح به یک پی ریزی دوباره می نگرد. یک ” پایه صفر ” که از نظر نیرو و شدت قابل مقایسه است با لویی کان ( Louis Kahn ) در سی سال پیش در رم.هر دو گر چه گر چه در شرایطی کاملا متفاوت به سر می برند در آستانه پنجاه سالگی از معماری سوداگر فاصله می گیرند تا بدین وسیله برای تحقیقی دلیرانه به معماری به مثابه هنر وصل گردند آن هم نه از نوعی که امروزه در شبکه دام های ” خود ” مرسوم است. ویژگی سفرهای خلاق در گهری برابری معادله ” معماری نو = خانه نو ” را به اثبات رسانیده است.
    برگرفته از کتاب : گهری معماری پسماندها
    نوشته آنتونیو سجو
    ترجمه دکتر حسین ماهوتی پور
    [RIGHT][B][COLOR=Red]زندگی[/COLOR] قطره اشکیست گم شده در طوفان عشق[/B]
    [/RIGHT]
  12. #24
    paf
    paf آواتار ها
    کاربر
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    فرسته‌ها در انجمن
    9

    پیش فرض

    پرنده مهاجر عزیز.ممنون بابت مطلب اما میدونی راستش ترجمه مطلب اول خیلی ضعیف بود(در حد تیم ملی!)کاش خودت ترجمه اش میکردی مجبور شدم فقط بخش زبان اصلیشو بخونم.مطلب دوم هم تقریبا متن مبهمی بود احساس کردم بعضی جاها یک دفعه سکته میزنه!اما عکساش خیلی خوب بود مرسی.
صفحه 2 از 3 نخست 1 2 3 آخرین
نمایش نتایج: از 13 به 24 از 34

اطلاعات بحث

کاربرانی که در حال مشاهده این بحث هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این بحث است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید بحث جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •